BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 23:43 گرينويچ - سه شنبه 25 ژوئيه 2006 - 03 مرداد 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
کتاب شناسی مشروطيت از زبان ايرج افشار
 

 
 
ايرج افشار
آقای افشار بر اين باور است که اگر همه حرکات بعد از دوره محمد شاه را به حساب مشروطيت بگذاريم، از نظر متد تاريخ نويسی درست نيست
با ايرج افشار، کتابشناس معروف درباره کتابشناسی انقلاب مشروطه به گفتگو نشتسيم. سخن از اينجا آغاز شد که برای کتابشناسی انقلاب مشروطه از کجا بايد آغاز کرد؟ از زمان ميرزا فتحعلی آخوند زاده و ديگر منورالفکران آن زمان يا از زمان های بعد، زمانی که انقلاب مشروطه رخ داد؟

ايرج افشار معتقد است که « قبل از مشروطه، يعنی قبل از اينکه فرمان مشروطه صادر شود، جرياناتی بوده اند، حرکاتی کرده اند، همچنين نويسندگان و رونامه هايی وجود داشته اند که معلوم نيست اقدامات آنها زير لفظ مشروطه جا بگيرد. برای اينکه لفظ مشروطه يک بار حقوقی، يا قانونی دارد. بنابراين تسامحاً اگر همه حرکات بعد از دوره محمد شاه را به حساب مشروطيت بگذاريم، از نظر متد تاريخ نويسی درست نيست. بايد دوره قبل را همان جور که ناظم الاسلام گفته « دوره بيداری » بخوانيم. منابع مربوط به آن دوره با منابع پس از صدور فرمان مشروطه، متفاوت است و يک دست ديگری است ». از اين رو به آثاری پرداختيم که پس از انقلاب مشروطه يا در طول انقلاب مشروطه نوشته شده اند. همه آنچه می خوانيد از زبان ايرج افشار روايت شده است.


پيش از مشروطه

در باره دوره ماقبل مشروطه کتابهای متعددی نوشته شده است. مثلا آقای دکتر فريدون آدميت راجع به اکثر افرادی که در آن دوره موثر بوده اند، کتابها و رسالات و مقالات مستقل نوشته است. ديگران هم از دوره سيد جمال الدين اسدآبادی شروع کرده اند و جلو آمده اند. حقيقت اين است که آنچه به عنوان جريان های مقدماتی گفته و نوشته می شود برداشت های همسانی است که منابع آنها هم متعدد نبوده و آن منابع در انواع اين تحقيقات با ديدهای مختلف به کار گرفته شده است. برای مثال اگر يکی چپ بوده، برداشت ديگری کرده است و کسانی که با ديد تاريخی و تحليل و تحقيق کار کرده اند جور ديگری نگاه کرده اند.

شايد بپرسيد که در سطح آن دوره آيا منابع ديگری غير از چيزهايی که چاپ شده ديده می شود يا نه. بايد گفت گاهی بله، به ندرت چيزهايی لا به لای کتابها و خاطراتی که قبلا چاپ نشده بوده به دست می آيد. مثلا مرحوم عباس اقبال وقتی کتاب عباس ميرزا ملک آرا را چاپ کرد معلوم شد که او به کلمه مشروطه اشاره دارد.

ملک آرا برادر ناتنی ناصرالدين شاه بود، مدتی در بغداد در تبعيد به سر می برد، بعدها به او اجازه داده شد به ايران برگردد و کارهای کوچکی هم به او واگذار شد. چون مدتها در بغداد زندگی کرده بود و در آنجا از طريق مطبوعات و احتمالا از منابع خارجی – زبان خارجی می دانست – با مسائل آزادی خواهی در قلمرو عثمانی آشنا شده بود. او در شرح خاطرات خود که مربوط به دوره ناصرالدين شاه است، به کلمه مشروطه اشاره می کند. نه درباره ايران، بلکه بر اساس آنچه در عثمانی آن زمان مطرح بوده، اين کلمه را به منظور ديگری به کار برده است.

تاريخ بيداری ايرانيان

 مجد الاسلام کرمانی برادر ناظم الاسلام هم در همان دوره يادداشت هايی می نوشته که در دهه چهل و پنجاه، در دانشگاه اصفهان چاپ شده است. او همان کسی است که در جريان مشروطه با ميرزا حسن خان رشديه و يک تن ديگر به کلات تبعيد شد
 

اما از اين دوره که بگذريم نخستين کتابی که در باره مشروطه نوشته شده کتاب تاريخ بيداری ايرانيان ناظم الاسلام کرمانی است. ناظم الاسلام اين کتاب را ابتدا جزوه جزوه و به صورت هفتگی چاپ می کرد. و در زمان خودش مجلس اول را تا اواسط آن در بر می گرفت. قسمت عمده اش درباره قبل از مشروطه است که ديگران هم نوشته اند. قسمت مهمتر که وقايع روزانه دوره مشروطه باشد همان است که مرحوم سعيدی سيرجانی در انتشارات اميرکبير چاپ کرده است.

مجد الاسلام کرمانی برادر ناظم الاسلام هم در همان دوره يادداشت هايی می نوشته که در دهه چهل و پنجاه، در دانشگاه اصفهان چاپ شده است. او همان کسی است که در جريان مشروطه با ميرزا حسن خان رشديه و يک تن ديگر به کلات تبعيد شد. نام کتاب او تاريخ انقلاب مشروطيت ايران است که اولين قسمت آن سفرنامه کلات است. اما در همان زمانها يکی دو تن ديگر نيز مطالبی نوشته اند که بعدها چاپ شده است. يکی محمد شريف کاشانی که وقايع مشروطه را به صورت روزانه نوشته و خانم منصوره اتحاديه آن را در سه جلد به نام واقعات اتفاقيه روزگار چاپ کرده است.

ديگری شخصی به نام محيط مافی که او هم کتاب مفصلی از جريانات، روزنامه ها و اطلاعات شخصی خود نوشته که آن هم در سالهای آخر دهه پنجاه ( ۱۳۵۸ يا ۵۹ ) چاپ شده است. اين کتاب دنباله ای دارد که هنوز چاپ نشده و در کتابخانه مجلس موجود است. اما گرده همه اينها يکی است يعنی دنبال اين بودند که حوادث را روز به روز دنبال کنند، و با نيش و طعنه و نظريه ای که داشتند مطلب را بپرورانند. عمدتا هم طرفدار مشروطه بودند.

تاريخ مشروطه کسروی

احمد کسروی کتابش را حدود بيست سال بعد از ناظم الاسلام نوشت. او وقتی مجله پيمان را منتشر می کرد، مقداری از وقايع مشروطيت آذربايجان را در هر شماره می نوشت. بعد آنها را به صورت کتابی در آورد که در سه جلد منتشر شد. بعدها انتشارات اميرکبير آن کتاب را در دو جلد منتشر کرد.

يکی به نام تاريخ هجده ساله آذربايجان و ديگری تاريخ انقلاب مشروطه ايران. کسروی ديد يک مورخ را داشت. با ناظم الاسلام و مجد الاسلام و ميرزا شريف و ديگران از زمين تا آسمان فرق داشت. با ديد تاريخ شناسی و متد تاريخ نويسی اين کار را کرد.

با وجود اين در آن زمان منابع کافی در اختيار کسروی نبود. آنچه در اختيار داشت، همين تاريخ ناظم الاسلام و تاريخ ادوارد براون بود و البته مقداری روزنامه بطور پراکنده، يا نامه ها و شکايت ها و تلگراف هايی که در آن دوره مرسوم بود. مدارکش اينها بود. کسروی به دو نوع منبع مهم که در تاريخ نگاری اهميت دارند دسترسی نداشت. يکی اسناد رسمی دولتی و ديگری خاطرات اشخاص موثق. برای مثال فرض کنيد احتشام السلطنه.

احتشام السلطنه از کسانی بود که در جريان مشروطه دخيل و رييس مجلس اول بود. بعد از دوره ناصرالدين شاه جزو رجال دولت بود. اما خاطراتی که نوشته در اختيار کسروی نبود. کسروی اصلا از وجود آن خبر نداشت. خاطرات احتشام السلطنه را بعدها مرحوم موسوی چاپ کرد. اين جور منابع که بايد در اختيار مورخ باشد هيچ وقت در ايران در اختيار مورخان قرار نداشته است. شخص مورخ تنها می توانسته برود با اشخاص يکی يکی صحبت کند و اطلاعاتشان را بگيرد. کسروی در دوره رضاشاه تاريخ خود را نوشت که شايد امکان رفتن و ديدن و مذاکره کردن با رجال وجود نداشت. بنابراين بيش از اين هم نبايد از کسروی توقع داشت. او کار خود را خوب انجام داده است. و اگر درباره برخی مسائل، نظر شخصی داشته قابل تسامح است.

آثار ادوارد براون

در همان ايام مشروطيت به کارهايی برخورد می کنيم که فرنگی ها در زمينه انقلاب مشروطه انجام داده اند که مهمترين آنها کار ادوارد براون است. براون دو کار در زمينه مشروطه دارد. يکی به اسم انقلاب مشروطيت وديگری به نام جرايد و مجلات دوره مشروطيت.

ادوارد براون

در جرايد و مجلات، سندهايی به دست داده که می تواند مورد استفاده مورخين بعدی قرار گيرد. در کتاب اصلی هم مقداری از مذاکراتی را نقل کرده که در داخل کشور انگلستان درباره انقلاب مشروطه جريان داشت. چون او با رجال انگليس که با مشروطيت ايران مرتبط بوده اند، آمد و شد داشت و از اين طريق اطلاعاتی کسب می کرد. مثلا با « کميته ايران » ارتباط داشت.

اين کميته پس از به توپ بستن مجلس در حمايت از بازگشت مشروطيت تشکيل شد و عده ای از رجال انگليسی در آن عضويت داشتند. تصور من اين است که براون از اطلاعات شخصی اين افراد استفاده کرده است. همانطور که از اطلاعات ايرانيانی که در آن زمان مهاجرت کرده بودند مانند معاضدالسلطنه و سيد حسن تقی زاده و فضلعلی آقای تبريزی، و ديگرانی که به انگلستان رفته بودند استفاده کرده است.

 کتابهای ديگری که بعدها راجع به انقلاب مشروطه توسط فرنگی ها نوشته شد، و همه آنها از کتابهای براون استفاده کرده اند، به پايه و مايه کتاب براون نيست
 

کتابهای ديگری که بعدها راجع به انقلاب مشروطه توسط فرنگی ها نوشته شد، و همه آنها از کتابهای براون استفاده کرده اند، به پايه و مايه کتاب براون نيست. خود انگليسی ها بعدها اسناد و مدارکی را که در وزارت خارجه انگليس، يعنی « رکورد آفيس » وجود داشته، به نام کتاب آبی چاپ کردند و سردار اسعد دستور ترجمه اش را داد. اين کتاب هم حاوی اطلاعاتی است که انگليس ها در آن زمان صلاح ديده بودند منتشر شود ولی حتما تمام اسناد نيست. تمام اسناد آن موقع اجازه انتشار نيافت.

کتاب يحيی و تاريخ ملک زاده

همانطور که گفتم دو نوع منبع تا زمان کسروی يا در دسترس مورخان نبود يا مناسب نبود منتشر شود. بعد از رفتن رضاشاه خاطرات يحيی دولت آبادی که از دست اندرکاران مشروطه بود و نيز کتاب دکتر ملک زاده پسر ملک المتکلمين منتشر شد. از اين دو کتاب به نظر من کتاب دولت آبادی مهمتر است. ملک زاده بيشتر توجهش به چيزهايی بوده که ديگران هم نوشته اند اما ميرزا يحيی دولت آبادی چون در کارهای معارف و مدارس وارد بود اطلاعاتش دست اول است. در کتابهای ديگر آنچه در اين باب هست رونويسی است. به هر حال اين دو کتاب در زمره کتابهايی قرار دارند که در تاريخ مشروطيت ايران بسيار موثر بوده اند. خاطرات ارفع هم در زمان محمد رضاشاه چاپ شده اما سرگذشت خودش است و چيزی که به حال تاريخ مشروطيت مفيد باشد در آن نيست.

خاطرات تقی زاده

خاطرات عبدالله مستوفی هم کتاب بسيار مفيدی است ولی از جوهر مشروطيت بحثی در آن نيست. بيشتر آداب و رسوم و اين جور چيزهاست. اما در سنوات بعدتر کتابهايی پيدا ومنتشر شد که کتابهای با ارزشی است. مثل خاطرات احتشام السلطنه يا خاطرات تقی زاده که وصيت کرده بود تا ده سال بعد از مرگش چاپ نشود و بعد از مرگ او هم افتاد به دوره بعد از انقلاب. يا خاطرات مستشارالدوله که در پنج جلد چاپ شده و حاوی دقايقی است که کتابهای قبلی را تکميل می کند. بنابراين مورخی که امروز بخواهد کار کند مدارک و وسايل برايش فراهم تر است. بخصوص اگر مورخين ما حوصله کنند و در اسناد دولتی که در سازمان اسناد هست قدری تجسس کنند.

سيد حسن تقی زاده

فرض کنيد ماجرای جنگل. اگرچه اين ماجرا بعد از مشروطيت اتفاق افتاد اما به هر حال در دوره ای پيش آمده که مشروطيت وجود داشت. اسناد زيادی در وزارت داخله و وزارت جنگ در باره ماجرای جنگل وجود دارد که حالا ديگر بايد دسترسی به آنها آسان باشد. مرحوم اصغر مهدوی اسنادی از نامه هايی که تجار گيلان از اوضاع آن دوره می نوشتند عرضه کرد و نشان داد که تجار آن دوره وضع را چگونه می ديدند و چه پولهايی از آنها به انحاء گوناگون گرفته می شد. جريان ميرزا کوچک خان چپ گونه بود و اواخر هم بکلی بالشويکی شد.

طبعا حالا اسناد مربوط به جريان جنگل ده برابر زمانی است که مرحوم مير فخرايی ( که خودش عضو جريان جنگل بود ) کتابش را نوشت. معلوم است که او با نظر ديگری به غير از تجار به ماجرا می نگريسته است.

کتابهای خاطراتی که در اين مدت منتشر شده به نظر من اهميتش بيشتر از آن چيزی است که قبلا وجود داشته است. مثلا خاطرات عين السلطنه با آنکه آدمی بوده که در ده زندگی می کرده و شاهزاده و مخالف مشروطه هم بوده، جسته گريخته در آن مطالبی ديده می شود که در کتابهای ديگر نيست. يا برادرش عمادالسلطنه خاطراتی دارد که حالا دارد چاپ می شود. او مرد تحطيلکرده و عالم به تاريخ بوده و با ديدی به وقايع مشروطه نگريسته که در جاهای ديگر نيست. وقتی مشروطه اتفاق می افتاد، او حاکم اهر بود. اين نوع گزارش های روزانه که افراد برای دل خودشان می نوشتند خيلی بيشتر از کتابهايی مانند خاطرات عبدالله مستوفی و نظاير آن به حال تاريخ مشروطه مفيد خواهد بود.

سه دفتر با ارزش

 وقتی می گوييم انقلاب مشروطيت يعنی دوره فتح تهران و بعد از آن. همگان به دوره اول هم انقلاب مشروطه می گويند در حالی که در آن زمان هنوز انقلابی نشده بود. عده ای رفته بودند سفارت انگليس بست نشسته بودند تا فرمان مشروطيت صادر شد. انقلاب بعد از آن اتفاق افتاد
 

يکی از منابع مشروطيت اخبار و گزارش هايی است که در جرايد خارجی نشر می شد. روزنامه های فرانسوی و انگليسی و تا حدودی آلمانی، ترکی و حتا هندی، در آن زمان گزارش هايی از انقلاب مشروطه منتشر می کردند. البته اخبار و اطلاعاتی که در روزنامه های فرانسه و انگليسی وجود دارد، بيشتر است چون مشروطه خواهان در اين دو کشور جمع بودند.

کسانی هم بودند که بريده روزنامه ها را تهيه می کردند و در کتابچه ای می چسباندند و نگه می داشتند. من سه مجموعه از اينها را ديده ام. اولين مجموعه ای از اين دست که ديدم متعلق به صاحب نسب است. محمد صادق صاحب نسب اهل قم بود. سالها در پاريس زندگی می کرد و دوست سردار اسعد بود. صاحب نسب از ايران رفته بود و در زمان مشروطه و انقلاب مشروطه در فرانسه بود.

اينکه تأکيد می کنم مشروطه و انقلاب مشروطه، برای اين است که به نظر من بايد اين دو را از هم جدا کرد. وقتی می گوييم انقلاب مشروطيت يعنی دوره فتح تهران و بعد از آن. همگان به دوره اول هم انقلاب مشروطه می گويند در حالی که در آن زمان هنوز انقلابی نشده بود. عده ای رفته بودند سفارت انگليس بست نشسته بودند تا فرمان مشروطيت صادر شد. انقلاب بعد از آن اتفاق افتاد.

به هر حال اين محمد صادق صاحب نسب که در پاريس زندگی می کرد مطالب روزنامه های فرانسه و بلژيک و مقداری از روزنامه های انگليسی را می بريده و در دفترچه ای می چسبانده است.

سردار اسعد بختياری
وقتی سردار اسعد برای فتح تهران به ايران می آيد، صاحب نسب هم با او همراه می شود و کتابخانه اش را هم با خود به تهران آورد و به مدرسه علوم سياسی می بخشد

وقتی سردار اسعد برای فتح تهران به ايران می آيد، صاحب نسب هم با او همراه می شود. او کتابخانه اش را هم با خود به تهران آورد و به مدرسه علوم سياسی بخشيد که بعدها به دانشکده حقوق انتقال يافت. من وقتی کتابدار دانشکده حقوق بودم پنج جلد از اين دفترچه ها به قطع خشتی در آنجا موجود بود. بسيار چيز مفيدی بود و اگر الان بخواهند آنها را در مطبوعات فرانسه پيدا کنند اصلا عملی نيست. او جمع کرده بود و من ميکروفيلمی از آن تهيه کردم که حالا در کتابخانه مرکزی دانشگاه هست.

دومين دفتر از اين دست، متعلق به بانک شاهی بود. وقتی دکتر مصدق بانک شاهی را ملی کرد، اين بانک کتابخانه اش را به کتابفروشی بروخيم فروخت. ما که گهگاه به آنجا می رفتيم و کتابهايی برای دانشگاه می خريديم اين را هم برای کتابخانه دانشکده حقوق خريديم. اين دفتر به قطع رحلی حاوی گزارش های مشروطه در سال ۱۹۰۶ يا ۱۹۰۷ بود. يعنی بريده جرايد انگليسی را در آن چسبانده بودند. نمی دانم که اين مجموعه هنوز در دانشکده وجود دارد يا نه.

سومين دفتر را يک سال پيش ديدم و متعلق به ميرزا رضاخان ارفع الدوله است که سفير وقت ايران در استانبول بود. او به دفترش دستور داده بود که مطالب روزنامه های فرنگی را راجع به انقلاب مشروطه ببرند وبچسبانند. سازمان اسناد ملی اين دفتر را خريد و اکنون در آن سازمان هست. مقصودم اين است که اين دسته از اطلاعات هم وجود دارد که نبايد از آنها غافل ماند.

کتاب نارنجی

در روسيه فقط يک کتاب نارنجی وجود دارد که حاوی برخی اسناد است ولی بقيه سندهايی که مربوط به ارتباط بين مشروطه خواهان ايران و انقلابيان قفقاز است هنوز بر ما مکشوف نيست. خوشبختانه تورج اتابکی توانسته مقدار زيادی از اسناد را برای موسسه ای در هلند گردآوری کند اما کثرت آنها بيش از اين حرف هاست. تازه آنچه هم در هلند جمع آوری شده در دسترس محققان ما نيست. همه اينها را بايد موسسات تحقيقاتی ما فراهم کنند تا نزديک شويم به يک تاريخ مشروطيتی که لا اقل قابل قبول باشد.

علاوه بر اينها اسنادی در سازمان اسناد ملی و همچنين وزارت خارجه وجود دارد که بايد به فکر آن بيفتند که آنها را معرفی کنند تا تاريخ مشروطيت ايران از اين حالت نيمه پخته به در آيد. وگرنه چيزهايی که من می بينم تقريبا تکرار است به زبانها و الفاظ مختلف.

اسناد طبيب مظفرالدين شاه

همچنين يک شخصی که اسناد خوبی داشت مرحوم حسين ثقفی اعزاز پسر اعلم الدوله بود که کل کتابهايش به سازمان ميراث فرهنگی منتقل شد. اعلم الدوله طبيب مظفرالدين شاه بود و در جريان مشروطيت وارد بود و خودش هم روحيه آزدی خواهی داشت. او به تدريج اوراق و اسنادی جمع کرده بود که به دست پسرش افتاد و از آنجا به سازمان ميراث فرهنگی سپرده شد. اين هم يکی از جاهايی است که کسانی که مطالعه می کنند حتما بايد به آنجا مراجعه کنند.

موسسه تاريخ معاصر ايران هم البته مهم است و اسناد زيادی در آنجا گرد آورده اند. اميد است که اين موسسه اسناد خود را به تدريج چاپ کند و در دسترس محققان بگذارد.

حافظ فرمانفرماييان

دوست من حافظ فرمانفرماييان ۴۰ سال پيش جزوه ای به نام کتابشناسی مشروطيت منتشر کرد. الان شايد مطالب ده برابر آن شده باشد. به نظر من نخستين قدم در عرصه تحقيقات مشروطه تهيه کتابشناسی مشروطيت است.

 
 
شخصيت های مشروطهنام ها و چهره ها
شرح حال برخی شخصيت های مشروطه
 
 
روزنامه نگارانشاهد و راوی
روزنامه نگاران دوره مشروطه خواهی
 
 
ايرج ميرزاشيرين سخنان قرن 13
معجزه شعر و خنده در انقلاب مشروطه
 
 
ايرج افشارمشروطه خواهی در ايران
سخنان ايرج افشار در باب انقلاب مشروطه
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران