BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 09:43 گرينويچ - سه شنبه 17 آوريل 2007 - 28 فروردین 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
آيا آمريکا آمادگی پذيرفتن يک رييس جمهور زن را دارد؟
 

 
 
هيلاری کلينتون
هيلاری کلينتون يکی از کانديداهای اصلی حزب دموکرات در انتخابات رياست جمهوری آمريکاست
دوره رييس جمهوری جورج بوش در سال 2008 به پايان می رسد. با اين که تا برگزاری انتخابات در آمريکا حدود يک سال و نيم ديگر باقی است تب و تاب آن از هم اکنون بالا گرفته که نشان می دهد اين انتخابات با دوره های قبلی تفاوت دارد.

يکی از اين تفاوت ها اين است که در هشتاد سال اخير سابقه نداشته که در آمريکا رييس جمهور يا معاون او در رقابت های انتخاباتی شرکت نکنند. سال آينده جورج بوش دو دوره رييس جمهوری را پشت سر می گذارد و نمی تواند در مبارزات انتخاباتی شرکت کند؛ ديک چينی، معاونش، نيز اعلام کرده وارد اين رقابت ها نمی شود.

بنابراين از 1928 به اين سو اين اولين باری خواهد بود که همه داوطلبين به معنای واقعی تازه وارد هستند.

تفاوت ديگری که اين انتخابات را به لحاظ تاريخی جذاب و منحصر به فرد کرده، احتمال رسيدن يک کانديدای زن به مرحله نهايی رقابت ها و حتی پيروزی اوست.

سناتور هيلاری کلينتون، همسر رييس جمهور سابق آمريکا، اولين زنی است که به طور جدی برای به دست گرفتن رهبری ايالات متحده تلاش می کند و بسياری معتقدند که اگر در انتخابات مقدماتی نامزدی حزب دموکرات را کسب کند شانس پيروزی او با نامزد جمهوريخواه برابر است. پيروزی او در انتخابات مقدماتی خود به تنهايی يک دستارود تاريخی برای آمريکا تلقی خواهد شد.

آيا اين دستاورد تاريخی احتمالی می تواند به اولين رييس جمهور زن در اين کشور تبديل شود؟ به کلامی ديگر آيا آمريکا آمادگی پذيرفتن رهبری يک زن را دارد؟

زنانی که به دنبال رهبری آمريکا بوده اند
مارگارت چيس اسميت ( 1897 - 1995)
اولين زنی که وارد کنگره آمريکا شد، در سال 1964 در رقابت های انتخابات مقدماتی جمهوريخواهان شرکت کرد و به بری گلدواتر باخت.
شرلی چيزهولم (1924 -2005)
اولين زن سياه پوست که وارد کنگره آمريکا شد و برای شش دوره انتخاب شد. او يکی از دموکرات های مخالف جنگ ويتنام بود. در سال 1972 اولين زن سياه پوستی شد که برای کسب مقام رييس جمهوری مبارزه را آغاز اما نهايتا کناره گيری کرد.
اليزابت دل ( 1936 - )
از اعضای حزب دموکرات که در زمان رييس جمهوری نيکسون سياستمدار مستقل شد و نهايتا نماينده جمهوريخواه از ايالت کارولينا در سنا شد. او در سال 1999 تلاش کرد کانديدای رييس جمهوری شود اما موفق نشد.
پاتريشيا شرودر (1940 - )
وی دوازده دوره نماينده کنگره از ايالت کلورادو بود. در سال 1986 تلاش کرد وارد رقابت های انتخاباتی شود اما به خاطر کمبود مالی وادار شد از انتخابات مقدماتی حزب دموکرات خارج شود.

اکبر قهاری، صاحب صنعت در آمريکا و از فعالان حزب دموکرات، می گويد: "درست است که هيلاری يک زن است و موفقيت او جنبه سمبليک پيدا می کند اما او نه تنها در هفت سال گذشته سناتور بوده بلکه قبل از آن در 8 سالی که در کاخ سفيد بود سعی کرد نقشی فراتر از همسر رييس جمهور برعهده بگيرد و در مسائل کشور مشارکت داشته باشد."

اما برنامه های بلندپروازنه او برای اصلاح خدمات درمانی و بهبود آموزش در مدارس با موفقيت کمی روبرو شد.

او در سال 2003 در يک برنامه راديويی علت ناموفق بودن اين طرح ها را چنين توضيح داد: "وقتی همسرم از من خواست وضع آموزشی ايالت کوچک آرکانسا را بهتر کنم من خوشحال بودم اما انتظاراتی که از زن رييس جمهور وجود داشت متفاوت و مختلف بود؛ مشارکت و نقش من در اصلاح خدمات درمانی هم باعث نگرانی عده ای شد."

قالب شکستن برای کسانی که چهره ای شناخته شده هستند کار آسانی نيست حتی در جامعه ای بزرگ و مترقی مانند آمريکا. هنوز بسياری در داخل و خارج اين کشور هيلاری کلينتون را در نقش همسر رييس جمهور سابق آمريکا به خاطر می آورند؛ به خصوص که او برای رقابت های انتخاباتی از نام فاميل شوهرش استفاده می کند و ظاهرا به اين ارتباط اهميت زيادی می دهد.

اکبر قهاری می گويد: "هيلاری کلينتون فعاليت سياسی خود را از بيل کلينتون مستقل کرده و تصوير او در آمريکای امروز تحت الشعاع دوره رياست جمهوری همسرش نيست."

به گفته آقای قهاری رای دهنده آمريکايی، خانم کلينتون را فردی می داند که به خوبی از شخصيت تشريفاتی همسر رييس جمهور به يک شخصيت جدی سياسی تغيير کرده است و موفقيت مجدد وی در کسب کرسی نيويورک در سنا اين موضوع را ثابت می کند.

اما رای دهندگان نيويورک نمونه ای از کل آمريکا نيستند.

"پول حرف اول را می زند"

آمريکا به عنوان پيشرفته ترين کشور صنعتی جهان قاعدتا نبايد با موضوع برابری جنسيتی يا حتی نژادی مشکلی داشته باشد اما همانقدر که اين کشور وسيع تنوع قومی، مذهبی و اعتقادی دارد، تنوع آرا نيز در آن يافت می شود.

مثلا رای دهندگان در ايالات جنوبی، شمالی و مرکزی آمريکا با رای دهندگان در شرق و غرب اين کشور تفاوت فاحش دارند.

منصور فرهنگ، صاحب نظر در روابط بين الملل و از فعالان حزب دموکرات، می گويد مسئله جغرافيا يکی از عوامل حياتی در تعيين نتيجه انتخابات در آمريکاست: "تعصبات مذهبی و دست راستی که در ايالات جنوبی نسبت به سياه پوستان وجود دارد برای زنان به مراتب بيشتر است. برای همين خانم کلينتون وقتش را در اين ايالات تلف نمی کند. خرج کمپين بسيار زياد است. آمريکا اسمش دموکراسی است اما در واقع پلوتوکراسی (حکومت طبقه توانگر) است. گفته می شود اين انتخابات هزينه اش به دو ميليارد دلار خواهد رسيد."

هيلاری کلينتون در جمع آوری پول برای هزينه های حزب دموکرات و اکنون تبليغات انتخاباتی خود موفقيت های چشمگيری داشته است و بسياری معتقدند که همين مهارت وی يکی از مهم ترين برگ های برنده او در رسيدن به مقام رييس جمهوری خواهد بود.

مسعود خاتمی، استاد دانشگاه و رييس شورای ايرانيان حزب جمهوريخواه شاخه نيويورک، در اين ارتباط می گويد: "در آمريکا پول حرف اول و آخر را می زند و هيلاری کلينتون با توانايی که در جمع آوری پول دارد می تواند با تبليغات گسترده اذهان عمومی را به خود جلب کند."

باراک اوباما
باراک اوباما تلاش دارد سياه پوستان آمريکا و جوانان را بسيج کند

اما تازه ترين نظرسنجی در آمريکا نشان داده که يک سوم از آمريکايی ها معتقدند که اين کشور هنوز آماده پذيرش رييس جمهور زن نيست. با اين که اين آمار در مورد يک رييس جمهور سياه پوست اميدوارکننده تر نبوده، برخی معتقدند که آمريکا بيش از آنکه با تبعيض نژادی درگير باشد درگير تبعيض جنسيتی است.

رقيب سياه پوست

يکی از رقبای سرسخت هيلاری کلينتون در کسب نامزدی حزب دموکرات، سناتور باراک اوباما، کانديدای سياه پوست از ايالت ايلينوی است که با وارد شدن به اين رقابت ها در ميان رای دهندگان شور و هيجان ايجاد کرده است.

منصور فرهنگ، باراک اوباما را کانديدايی مقبول می داند: "اوباما تلاش دارد سياه پوستان آمريکا و جوانان را بسيج کند. گروه سنی 18 تا 24 سال آمريکا کمترين مشارکت را در رای دهی داشته اند و در انتخابات قبلی آمار اين گروه سنی 21 درصد بود. اوباما يکی از کانديداهايی است که بين جوانان شور و هيجان ايجاد کرده که اگر اين شور و هيجان ادامه پيدا کند، می تواند به نفع او تمام شود."

در مقابل، ماندانا زندکريمی، بنيانگذار اتحاديه زنان ايران در آمريکا و از فعالان حزب جمهوريخواه، ديدگاهی متفاوت در مورد باراک اوباما دارد: "اوباما اعتبار سياسی قابل قبولی ندارد چون تجربه اداره کشور، ايالت يا حتی اداره محلی را ندارد. فقط دو سال است که سناتور شده که تجربه کمی است. اما يک عده ای برای اين که او سياه پوست است از او حمايت می کنند بدون اين که به تجربه و لياقت او نگاه کنند. به او پول می دهند صرفا به خاطر اين که پيروزی او می تواند حاکی از يک تحول اجتماعی باشد."

عطش آمريکا برای تغيير و تحول فقط شامل مسائل داخلی اين کشور نمی شود. اين طور که پيداست مردم اين کشور پس از هشت سال رييس جمهوری جورج بوش و درگيری آمريکا در دو جنگ ادامه دار (افغانستان و عراق) به دنبال ترميم وجهه اين کشور در اذهان عمومی جهان هستند.

رقبای جدی تر دو حزب
هيلاری کلينتون ---- رودی جوليانی
باراک اوباما -------- جان مک کين
جان ادواردز -------- سم براون بک
کريس داد ----------نيوت گرينگريچ
ال گور ------------مايک هاکبی
بيل ريچاردسون ----ميت رومنی

اما هيلاری کلينتون از جمله کسانی بود که به قطعنامه کنگره که به جورج بوش اجازه حمله نظامی به عراق می داد، رای مثبت داد. گرچه بعد تغيير موضع داد.

منصور فرهنگ در اين مورد می گويد: "امروز اگر از خانم کلينتون بپرسند که نظرش در مورد جنگ عليه عراق چيست نمی گويد رای من اشتباه بود، می گويد اگر اطلاعاتی که امروز داريم در آن موقع داشتيم اصلا قعطنامه ای صادر نمی شد که کسی لازم باشد رای بدهد. او می داند اگر به عنوان يک زن و يک سياستمدار در سيستم آمريکا در مورد مسائل رزمی ضعف نشان بدهد حربه ای به دست رقبا داده که فرار از آن بسيار دشوار خواهد بود بنابراين خانم کلينتون می خواهد که در مورد مسائل دفاعی و خارجی از اين که زن است و تصوری که معمولا از زن به عنوان جنس ضعيف وجود دارد، فاصله بگيرد."

حقوق زنان برای رای زنان

اگر هيلاری کلينتون در ارتباط با مسائل نظامی از جنسيت خود فاصله گرفته بخش مهمی از مبارزات انتخاباتی وی بر روی مسائل و حقوق زنان استوار است.

خانم کلينتون در کنار شبکه ای تحت عنوان "زنان برای هيلاری کلينتون"، (Women for Hillary)، سايتی با عنوان "من می توانم پرزیدنت باشم"، (www.icanbepresident.com)، را نيز راه اندازی کرده است.

منصور فرهنگ معتقد است: "زنان آمريکا در مورد مسئله بهداشت و درمان نگرشی مترقی تر از مردان دارند چون در طی ساليان زنانی که به تنهايی فرزند خود را بزرگ کرده اند متوجه اهميت اين موضوع شده اند. حتی زنان جمهوريخواه که عقايد راست گرا دارند وقتی به موضوع سقط جنين و برابری شغلی و حقوق زنان می رسد ممکن است به نامزد دموکرات رای بدهند. کلينتون درست حساب کرده است که به دنبال آرای گروه ويژه ای هم رفته است چون بالا بردن آرا به ميزان دو سه درصد هم حياتی است."

در انتخابات رياست جمهوری سال 2004 آمريکا تعداد رای دهندگان زن 9 ميليون بيشتر از رای دهندگان مرد بوده است.

اما آيا تعقيب رای زنان - چه جمهوريخواه و چه دموکرات - برای يک کانديدای زن مفيد واقع خواهد شد؟

رودی جوليانی
رودی جوليانی، اولين آمريکايی ايتاليايی الاصلی است که از طرف يکی از احزاب اصلی آمريکا کانديدای رياست جمهوری شده است

اکبر قهاری معتقد است: "زنان دموکرات به احتمال زياد به هيلاری کلينتون رای می دهند. در مقابل زنان جمهوريخواه و يا پيروان کليسای انجيلی آمريکا به او رای نخواهند داد و اين به ضرر وی خواهد شد. در عين حال اين که حزب جمهوريخواه کانديدای زن ندارد نيز پيام خوبی به رای دهندگان نمی دهد و تاثيرگذار خواهد بود."

جبهه جمهوريخواهان

در حال حاضر نيمی از بيست کانديدای رياست جمهوری آمريکا جمهوريخواه هستند. اگر جبهه دموکرات در اين دور از رقابتها قادر بوده با ارائه هيلاری کلينتون و باراک اوباما جو انتخاباتی را مهيج کند، جبهه جمهوريخواه نيز تلاش داشته چهره های جذاب را معرفی کند.

رودی جوليانی، شهردار نيويورک در زمان وقوع حملات يازده سپتامبر، اولين آمريکايی ايتاليايی الاصلی است که از طرف يکی از احزاب اصلی آمريکا کانديدای رياست جمهوری شده و سناتور جان مک کين، نيز پيرترين کانديدا در تاريخ سياسی اين کشور تلقی می شود.

اما به رغم تلاش های اعضای اين حزب، کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، هنوز حاضر نشده است در رقابت های انتخاباتی شرکت کند - کانديدايی که می تواند تفاوت جنسيتی و نژادی را همزمان نشانه برود.

ماندانا زندکريمی، از فعالان جمهوريخواه، می گويد: "کاندوليزا رايس می گويد علاقه ای به مبارزات انتخاباتی ندارد چون برای شرکت در اين گونه رقابت بايد دو سال وقت بگذاری و دور کشور سفر کنی و صدها سخنرانی کنی و هزاران انتقاد بشونی. اما حزب جهوريخواه هنوز اميدوارست. خيلی ها معتقدند که اگر او به رقابت ها بپيوندد از هيلاری می برد. به هر حال وقت زياد است."

پيش از اين چهار سياستمدار زن تلاش کرده اند به کاخ سفيد راه يابند که هيچيک از آنها در انتخابات مقدماتی احزاب خود موفق به کسب نامزدی نشدند. عدم موفقيت آنها به اين ظن دامن می زند که آمريکاييان، حتی زنان، تمايلی به انتخاب يک کانديدای زن برای سمت رييس جمهور ندارند.

اکبر قهاری نيز از رای زنان مطمئن نيست: "برخی زنان، حتی در ايالات پيشرفته ای مثل نيويورک می گويند به هيلاری صرفا چون زن است رای نمی دهند. شايد برای همين است که خانم کلينتون با اين که به مسئله زنان در کمپينش می پردازد روی جنسيتش تاکيد نمی کند و می خواهد رای دهنده فراموش کند که او جنسيتی دارد."

اما هيلاری کلينتون در اولين برنامه از مبارزات انتخاباتی خود به يک مرکز بهداشت کودکان رفت، دست دختربچه ای را گرفت و بازديد خود را همراه با او انجام داد؛ حرکتی که بر نقش او به عنوان يک زن و يک مادر تاکيد می کرد. آيا ارائه دو تصوير حاکی از تناقض در مواضع يک کانديدا نيست؟

مونيکا لوينسکی
مونيکا لوينسکی - پس از رسوايی مونيکا لوينسکی برخی زنان، خانم کلينتون را به خاطر اين که شوهرش را ترک نکرد، سرزنش کردند

منصور فرهنگ راه ديگری برای هيلاری کلينتون نمی بيند: "بردن انتخابات مقدماتی با بردن رياست جمهوری يا سنا اختلاف اساسی دارد. دموکرات هايی که در انتخابات مقدماتی فعاليت می کنند عقايد چپ گرا و ليبرال دارند. بنابراين خانم کلينتون در اين مرحله سعی دارد نظرات چپ را جلب کند اما در عين حال نمی خواهد مواضعی را اتخاذ کند که تند است و بعد از دور مقدماتی مجبور باشد آشکارا تغيير جهت بدهد. خانم کلينتون اگر نامزدی حزب را ببرد، با کارنامه ای خوب به مبارزه با دست راستی های حزب جمهوريخواه می رود."

خاطره لوينسکی

به گفته برخی کارشناسان انتخاباتی در آمريکا، يکی از حربه هايی که جمهوريخواه ها می توانند از آن عليه هيلاری کلينتون استفاده کنند موضوع رسوايی مونيکا لوينسکی در دوره صدارت شوهرش بيل کلينتون است.

برخورد به ظاهر خونسردانه خانم کلينتون با اين موضوع نه تنها باعث شد برخی او را زنی "بی احساس" توصيف کنند، بلکه انتقاد برخی زنان را نيز به همراه داشت. آنها او را به خاطر ترک نکردن شوهرش، سرزنش کردند.

هيلاری در سال 2003 گفت: "من بايد موقعيت خودم را حفظ می کردم و به خاطر جنجال جا نمی زدم چون من عميقا به راهی که حزب دموکرات می رود معتقدم و آماده هستم همه حملاتی را که ناشی از فعاليت و حضورم در ملاء عام است، تحمل کنم."

منصور فرهنگ در اين ارتباط می گويد: "پارادوکس خانم کلينتون در اين است که اگر رسوايی شوهرش نبود وجهه و شناخت عام را در آمريکا پيدا نمی کرد. احساس همدردی با هيلاری به نفع او در جلب آرا در سنا شد به خصوص که او برخوردی خوب با اين موضوع کرد، شخصيت خود را حفظ کرد، زنده ماند و نابود نشد. آمريکايی ها از کسی که مقاومت می کند خوششان می آيد."

بهره مند بودن از مشاورت رييس جمهور سابق آمريکا، توانايی در جمع آوری پول برای تبليغات انتخاباتی، تجربه در کاخ سفيد و سنا، استقامت به رغم سوابق منفی، ارائه شخصيت سياسی مستقل از جنسيت، همه و همه ممکن است متضمن پيروزی يک کانديدا باشد اما شماری می گويند از آنجايی که چارچوب معيارهای انتخاباتی آمريکا همواره از منطق و استمرار پيروی نمی کند با قاطعيت نمی توان در مورد احتمال پيروزی خانم کلينتون پيش بينی کرد.

 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران