افغانستان به سوی ایده‌آل طالبان پیش می‌رود؟

یعقوب ابراهیمی، پژوهشگر مهمان در دفتر مطالعات استراتژیک افغانستان یادداشتی برای صفحه ناظران درباره شرایط کنونی این کشور و نقش طالبان نوشته است.

حق نشر عکس AFP
Image caption ختم جنگ و کشاندن طالبان به میز مذاکره از اولویت های برنامه حل منازعه دولت افغانستان است.

موضع‌گیری متناقض طالبان در مقابل سناریوی حل منازعه دولت و پیش‌شرط‌‌‌های سخت این گروه جلو هرگونه پیشرفت برای ختم جنگ از طریق مذاکره را گرفته است.

علاوه براین، ابعاد خارجی منازعه و کثرت بازیگران خارجی در منازعه افغانستان اوضاع آشفته‌ای را به میان آورده که در آن هر بازیگر برنامه مشخص خود را دنبال کرده و مانع دست‌یافتن به روند یکدست و گام به گام برای تامین صلح در افغانستان شده است.

از سوی دیگر، وضع موجود کاملا به نفع طالبان است و این گروه می‌کوشد الی رسیدن به شرایط ایده‌آل آن را حفظ کند. شرایط ایده‌آل طالبان از این قرار است: خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، تغییر در سیاست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به نفع طالبان، فرسایش قوای مسلح افغانستان در نتیجه کاهش احتمالی کمک‌های بین‌المللی و پارچه شدن ایلیت سیاسی افغانستان.

طالبان تا دستیابی به اوضاع ایده‌آل، شورش‌گری را با هدف افزایش نیرو و نفوذ سیاسی و نظامی خویش ادامه خواهند داد. در چنین شرایط، موثرترین شیوه حل منازعه برای دولت افغانستان توسل به استراتژی مختلط استفاده از قوه قهریه و چانه‌زنی سیاسی است.

حق نشر عکس Tabliban
Image caption طالبان حدود یکماه پیش مرگبارترین جنگ را بر نیروهای امنیتی افغان و آمریکایی در شهر غزنی تحمیل کردند

بنابراین، تلاش دولت برای به میز مذاکره کشاندن طالبان مستلزم روی‌دست‌گرفتن کارزار نظامی فعال در میدان جنگ و دپلماسی پویا در منطقه بطور همزمان است.

تازمانی‌که طالبان از لحاظ نظامی تضعیف نشوند و چشمه‌های حمایتی منطقه‌‌ای آنها خشکانده نشود، این گروه با هدف کسب قدرت بیشتر برای چانه‌زنی و پرستیژ بین‌المللی به شورش‌گری ادامه خواهد داد. نظریات و تجارب تاریخی جنگ‌های نامتقارن نشان می‌دهند که گروه‌های شورشی تا از لحاظ نظامی و سیاسی تضعیف نشوند، به مذاکره تن نمی‌دهند.

یافته‌های تازه پژوهش انستیتوی مطالعات استراتژیک افغانستان نشان می‌دهد که شورش طالبان دارای عوامل مختلف در سطوح داخلی، منطقه‌‌ای و بین‌المللی است که تلاش‌ها برای مذاکره و حل منازعه را عمیقا متاثر می‌سازد. تا زمانی‌که این عوامل از طریق اعمال یک استراتیژی جامع بطور سیستماتیک از میان برده نشوند، ادامه جنگ ناگزیر خواهد بود.

یافته‌های تازه همچنان نشان می‌دهد که اتفاق نظر میان بازیگران داخلی و خارجی روی یک الگوی مشخص مذاکرات یا آجندای معین حل منازعه وجود ندارد.

سناریوهای متناقض دولت و طالبان برای ختم جنگ و جانبداری گزینشی بازیگران خارجی از این سناریوها، راه رسیدن به صلح در افغانستان را سد کرده است. برنامه کنونی طالبان انتظار برای رسیدن به اوضاع ایده‌آل است تا بتوانند از موضع قدرت مشروع در افغانستان با آمریکایی‌ها و سایر بازیگران بین‌المللی وارد مذاکره شوند.

درحالی‌که سناریوی دولت، ادغام طالبان در روند سیاسی پسا-کنفرانس بن است. ایالات متحده امریکا و قدرت‌های اروپایی حامی آجندای دولت افغانستان اند، در حالی‌که قدرت های منطقه‌‌ای از جمله پاکستان، ایران و روسیه جانبدار سناریوی طالبان اند.

این اختلافات همکاری و هماهنگی بین‌المللی موثر برای حل منازعه افغانستان را دشوار ساخته است. بنابراین، نیاز است تلاش برای هماهنگ‌سازی موضع بازیگران روی روند صلح در افغانستان شامل آجندای حل منازعه شود.

حق نشر عکس SHAHHUSSAIN MURTAZAWI/FACEBOOK
Image caption تلاش دولت برای به میز مذاکره کشاندن طالبان مستلزم روی دست‌ گرفتن کارزار نظامی فعال در میدان جنگ و دپلماسی پویا در منطقه بطور همزمان است.

ختم جنگ و کشاندن طالبان به میز مذاکره از اولویت‌های برنامه حل منازعه دولت افغانستان است. اما این برنامه چشم‌انداز فراخی برای تامین صلح در افغانستان ارائه نمی‌کند.

برنامه حل منازعه‌ای که فاقد آجندای گام به گام از جمله آتش‌بس برای کاهش خشونت‌ها، توافق اولیه روی اساسات مذاکره برای تسهیل گفت‌وگو و توافقات رسمی و ختم کامل جنگ نباشد به صلح کامل نمی‌انجامد.

مذاکرات و توافقات صلح، اگر ممکن شوند، گام‌های نخستین در جهت تامین صلح اند. صلح پایدار مستلزم مصالحه درازمدت است که طی آن ساختار و فرهنگ منازعه به تدریج و از بنیاد دگرگون شده و جایش را به فرهنگ تساهل و همدیگرپذیری سیاسی می‌سپارد.