اینستاگرام؛ دختریکه خود را 'شوهر شهر' میخواند
- سحر رحیمی
- خبرنگار آزاد

منبع تصویر، Shooy_shar
هانیه مزاری در ویدیوهایی که از طریق شبکههای اجتماعی همرسانی میکند خودش را "شوی شار" (شوهر شهر) میخواند
آفتاب مهتاب دیده و سر به بالای وارونهخواه. هانیه نام دارد. دختری زیبا و ظریف با موهای سیاه کمند و لحن و لهجهای از سمت شمال افغانستان. به میزان ظرافت چهرهاش، برخوردی زمخت دارد و قد موهای بلندش، زبانی دراز بر ضد کلیشههای سکسیستی حاکم. اکثر اوقات لباسهای پلنگی به تن و دستمال وطنی به گردن دارد.
هانیه با کاریزمای ویژه خودش پا فراتر از کادرهای از قبل تعیین شده برای دختران در جوامع سنتی مثل افغانستان گذاشته است. او بیخیال حساب و کتاب باورهای سنتی و برخلاف کلیشههای جنسیتی حرف میزند و برخورد میکند.
هانیه مزاری، دختر افغان به اصطلاح عام "به ثبوت" است. او ۱۸ سال دارد و در آلمان زندگی میکند. هانیه در ویدئوهایی که از طریق شبکههای اجتماعی نشر میکند خودش را "شوی شار" یعنی شوهر شهر، میخواند. اصطلاحی مردسالارانه که در ادبیات عوامانه افغانستان به فردی تلقی میشود که نسبت به همه شهر زور و قلدر است.
از آنجایی که هانیه در افغانستان زندگی نمیکند، برای تماس با او به صفحه اینستاگرامش سر زدم. صفحهای پر از فالوور و مملو از عکس و ویدئو و پای هر پست رد پای صدها نظر موافق و مخالف.
هانیه با خوشرویی به پیام من پاسخ داد. شماره تماسش را فرستاد و حاضر به مصاحبه شد.
در تماس تلفنی از او پرسیدم، چرا خودش را "شوی شار" میخواند؟
با لحنی سرشار پاسخ داد: "من همیشه میشنوم که میگویند، دختر نمیتواند آهنگ بخواند. دختر نمیتواند دمبوره گوش کند. دختر نمیتواند لباس پلنگی بپوشد. دختر نمیتواند دوچرخه سواری کند. دختر این کار و آن کار را انجام داده نمیتواند. دختر نمیتواند کارهایی را که دوست دارد انجام دهد. فقط برای اینکه دختر است؟ نمیدانم یعنی چه؟ اصلا این گپها (حرفها) را کی کشیده!"
"ما اثبات کردیم که کاکه و لوی (بزرگ) استیم."
او میگوید: "به هم ریختم و با خود گفتم کاری کنم که دوستانم و دیگر دختران دل و جرأت پیدا کنند. خودشان را زندانی فکر نکنند. آدم فقط یکبار به دنیا میآید. باید طوری زندگی کند که حسرتی به دلش باقی نماند. چرا باید برده حلقه به گوش دیگران بود؟!"
هانیه باور دارد، دختران حقوق مساوی با پسران دارند. او گفت: "مقصد من از اینکه خودم را 'شوی شار' میگویم این است که دختران هم میتوانند مانند مردان هر کاری که دوست دارند انجام بدهند."
هانیه میگوید در ابتدا خانوادهاش با فعالیتهای او مخالف بودند اما در نهایت متوجه شدند کار او بار منفی ندارد و با هانیه کنار آمدند.
او در افغانستان زندگی نمیکند اما میگوید: "من اگر در افغانستان هم میبودم با دیدن چنین ظلمی در حق دختران باز هم همین کار را انجام میدادم. حتی در جمع نیروی نظامی خدمت هم میکردم."
مردم پای پستهای او در شبکههای اجتماعی اکثرا نظراتی با بار منفی مینویسند، هانیه بیخیال از واکنش فالوورهایش میگوید: "من فقط یکبار زندگی میکنم و دوست دارم طوری که میخواهم زندگی کنم. نظر دیگران برای من اصلا مهم نیست."
در افغانستان شماری از مردم گروههایی را میشناسند که خود را "به ثبوت" مینامند. "به ثبوتها" نسبت به دیگر گروههای اجتماعی گرایشهای متفاوتی دارند. آنها نوع پوشش، موسیقی، ادبیات، تمایلات ذهنی، روش زندگی، مناسبتهای اجتماعی، رفتار، لحن و حتی اصطلاحات ویژه خودشان را دارند. ویژگیهایی که "به ثبوتها" را از دیگر گروههای اجتماعی جدا میکند.
"به ثبوتهای" سلیبریتی
با جستجوی کوچکی در شبکههای اجتماعی میتوان به آدرس بسیاری از کارکترهای این گروه دست یافت. "به ثبوتها" اکنون در شبکههای اجتماعی حضور فعالی دارند. با ژستها و مضامین مختلف عکس و ویدئو میگذارند، با اصطلاحات مختص خودشان به همدیگر نظر میدهند و گروههای ویژه و سلیبریتیهای خودشان را دارند. هانیه مزاری مشهور به "شوی شار" از مشهورترینهای این گروه در فیسبوک و اینستاگرام است.
خردهفرهنگها در جامعه چگونه شکل میگیرد؟
در دانش مردمشناسی به ارزشها و هنجارهایی که با ارزشها و هنجارهای گروه اکثریت مردم جامعه متفاوت باشد، خردهفرهنگ گفته میشود.
جواد سلطانی، جامعهشناس میگوید این خردهفرهنگها محصول فضای فرهنگی و روابط اجتماعی حاکم در افغانستان است. فضای فرهنگی افغانستان چنین پدیدههایی را به صورت طبیعی در خود تولید میکند. خردهفرهنگهایی که در سبک زندگی و چگونگی مصرف این افراد از کالا و تمام مسائل مربوط به رفاه زندگی بروز میکند. این افراد به شکلی با برچسب زدن بعضی اوصاف و ویژگیهای اخلاقی به خود وانمود میکنند که فراتر از انسانهای معمولی هستند.
خردهفرهنگ "به ثبوتها" به طور گسترده در جامعه افغانستان حضور دارد. با آنکه جامعه دانشگاهی و رسانهها به آنها توجهی نکردهاند در سالهای اخیر این گروه تلاش کرده تا خودشان را بروز دهند.
تسبیحی به گردن آویخته و موهای فر چربش را با دست هی تکان داده و حالت میدهد. لباسهای سنتی افغانستان به تن دارد، با یقهای باز که مشهور به "قاسمی" است. پاچههای تنبانش (شلوارش) را بلند زده و کفشهای اسلیپرش را "پس قات" (خواباندن پشت کفش) پوشیده است.
در جاده ایستاده و ترانه معروف "درد دندان" از ضبط ماشینش در فضا میپیچد.
منبع تصویر، Shooy_shar
هانیه مزاری، دختر ۱۸ ساله افغان که در آلمان زندگی میکند، از مشهورترینهای این گروه در فیسبوک و انستاگرام است
صفی (اسم مستعار) نام دارد. بین دوستانش مشهور به "سپهسالار شار (شهر)" است. پسری به اصطلاح خودش به "ثبوت و سرشار."
صفی دانشجو است. او در میان دوستانش از محبوبیت ویژهای برخوردار است. دوستان صفی همه از جمله "به ثبوتها" هستند و مدل لباس پوشیدن و برخوردشان تقریبا شبیه هم است.
بیشتر اوقات با خودشان اسلحه حمل میکنند و فقط با افراد "به ثبوت" رفاقت دارند.
اما صفی میگوید: "ما کاکه هستیم و سر کسی خبر نیستیم (به کسی اهمیت نمیدهیم). کاری هم به کار کسی نداریم تا خودشان را با ما نزنند."
البته رفتار و گفتار افرادی که خود را "شاخ" یا "بهثبوت" میدانند، مخالفانی هم دارد. مثلاً این افراد برای دهنکجی در برابر آنچه جامعه مردسالار یا تبعیض و بیعدالتی میدانند، رفتار و کرداری نشان میدهند که ممکن است به جای مبارزه با چنین نارساییهایی، نتیجه عکس بدهد. از سوی دیگر، ایستادگی در برابر تابوهای اجتماعی، با چنین بیان عریانی، شاید برخلاف انتظار آنها، به نژادپرستی، ترویج خشونت و تبعیض جنسیتی دامن بزند.
همچنین کاربرد واژههایی که در تداول عام، دشنام پنداشته میشود، یا نامها و لقبهایی که بعضی از صاحبان این صفحه برای خود انتخاب میکنند، اگر از یک سو برای عدهای از مخاطبان جذاب باشد، باعث میشود گروهی دیگر از آنها رویگردان شوند. بعضی از کاربران متقابلاً با دشنام و واژههای تند واکنش نشان میدهند، گروهی دیگر با این استدلال که چنین رویهای بدآموزی دارد و سالم نیست، این صفحهها را برای خود و اعضای خانوادهشان مسدود (بلاک) میکنند.
ادبیات "به ثبوتها"
"به ثبوتها" اصطلاحات رک و بیپردهای را به کار میبرند. اصطلاحاتی که با لحن ویژهای ادا میشوند و بیانگر حالات روحی، تمایل درونی، خواستها و آرزوهای این قشر هستند.
اصطلاحات ساخته شده توسط این گروه بلندپروازانه است. آنها معمولا همدیگر را با پیشوند "شاه" و "سپهسالار" صدا میزنند و هنگامی که بخواهند همدیگر را تشویق و ستایش کنند، میگویند "بیرقهایت بالا (پرچمت بلند)."
"بدماشهای به ثبوت"، "کاکه و سرشار"، "لوی (بزرگ) خرابات"، "قلدر و شوی شار" شماری از اصطلاحات این گروه است.
خواجه محمد نیستانی، استاد زبان و ادبیات دانشگاه کابل میگوید که این ادبیات خیلی بیپیشینه نیست و با توجه به فرهنگ و ساختار اجتماعی حاکم در افغانستان ما نمونه این سری افراد که رفتارها و کنشها و ادبیات خودشان را دارند، در گذشته هم داشتهایم اما بعد از تحولات دهه ۸۰ به این طرف، فرهنگ و اصطلاحات این چنینی بیشتر ترویج پیدا کرده است.
آقای نیستانی میگوید: "از این طبقه افراد در هر دورهای با توجه به ساختار اجتماعی و وضعیت اجتماعی همان عصر رو میشوند. این ادبیات و اصطلاحات در گذشته هم بین گروههای این چنینی وجود داشته است اما امروزه با وضعیت کنونی و تغییر در ساختار اجتماعی، در ادبیات این گروه هم تغییر پدید آمده است."
"بدماشهای به ثبوت"، "کاکه و سرشار"، "لوی خرابات"، "قلدر و شوی شار" شماری از اصطلاحات این گروه است.
آیا"به ثبوتها" ادامه کاکهها و عیاران هستند؟
به باور بعضی از افراد این گروه، آنان کاکه و عیار هستند اما به باور جواد سلطانی این گروه متمایز از کاکهها و عیاران هستند.
غلام محمد غبار در کتاب مشهور "افغانستان در مسیر تاریخ" نوشته است: "عیاران مردمی بودند آزاده و سرشار که به درد محتاجان و دردمندان رسیدگی کرده و ازمیان تودههای عظیم مردم برخاستهاند و به همین دلیل است که از حمایت و پشتیبانی تهیدستان بهرهمند بوده و مورد احترام مردم قرار گرفتند."
"به ثبوتها" در مناسبات اجتماعی اخلاق و رفتار متفاوتی دارند؛ نترس بودن، بیاعتنایی به دیدگاه مردم، خود بزرگپنداری، رفتارهای جسوارانه و گاه خشن تصویری است که این گروه در جامعه از خود بروز میدهند.
حالا صدای ضبط ماشین صفی "سپهسالار شار" بلندتر شده بود. ماشینی که از عقب آمده بود پیهم بوق میزد. همینطور که صفی سوار ماشینش میشد تا جاده را ترک بگوید از او پرسیدم، شما چرا خود را به ثبوت میخوانید؟ شانه بالا انداخت و با لحنی مقتدر گفت: "ما خود را در رفاقت ثابت ساختهایم. ما اثبات کردیم که کاکه و لوی (بزرگ) هستیم."