قدرتمندترین ارتش افغانستان در صد سال اخیر کدام است؟

. حق نشر عکس Getty Images
Image caption ارتش در دوره امان الله

در روزهایی که دولت سرگرم برگزاری جشن صدمین سالروز استرداد استقلال است، نیروهای ارتش در بخش‌های مختلف افغانستان درگیر نبرد با مخالفان مسلح دولت هستند. ارتش افغانستان شاید به عبارتی در دشوارترین دوره‌ در تاریخ صد سال اخیر خود است. در این یک قرن، ارتش افغانستان گاهی در برابر تهاجم بیرونی رزمیده و زمانی همگام و در کنار نیروهای خارجی علیه شورشیان داخلی مبارزه کرده ‌است.

برخی مورخان زمان ایجاد نخستین "ارتش منظم" در افغانستان را به پیش از شاه امان‌الله و منسوب به دوره امیر شیرعلی‌خان (۱۸۲۵-۱۸۷۹) در نیمه دوم قرن نوزدهم می‌دانند. ارتش امیر شیرعلی خان در برابر ورود نیروهای بریتانیایی و پیش از وقوع جنگ دوم افغان-انگلیس فرو پاشید.

در صد سال اخیر همگام با تحولات سیاسی، ارتش افغانستان نیز دگرگونی‌های اساسی را تجربه کرده است. گاه قدرتمند و متکی به خود و گاهی فروپاشیده، گاهی نیز مانند این روزها تنها تکیه‌گاه دولت و مردم افغانستان بوده است.

شاه امان‌الله با آغاز نوگرایی و اصلاحات اساسی در عرصه‌های مختلف شناخته می‌شود. ارتش امان الله، پس از جنگ سوم افغان- انگلیس منابع تمویل خودش را از دست داد و شاه امان الله درصدد برآمد تا با تجهیزات سایر کشورهای اروپایی و افسران ترک ارتش را تقویت کند.

میر غلام محمد غبار در کتاب "افغانستان در مسیر تاریخ" می‌نویسد ارتش در زمان امان‌الله انکشاف (توسعه) چندانی نکرد. هرچند شاه امان الله اقدامات برای مدرن‌سازی ارتش را روی دست گرفت؛ خرید اسلحه از کشورهای اروپایی، استخدام آموزگاران نظامی ترک و فرستادن برخی از افسران برای آموزش به خارج از کشور از جمله این اقدامات است.

شاه امان‌الله مقداری اسلحه جدید، به شمول هواپیما از خارج خریداری کرده اما محمدصدیق فرهنگ در کتاب "افغانستان در پنج قرن اخیر" می‌‍گوید افرادی که این جنگ‌افزارها را باید استفاده می‌کردند، آموزش کافی داده نشدند.

در دوره کوتاه زمامداری حبیبالله کلکانی، شمار نیروهای وفادار به او پایتخت را گرفتند و ارتش امان الله عملا فرو پاشید. ضعف ارتش را از دلایل سقوط شاه امان الله گفته می‌شود.

ژنرال محمد نادرخان که در ۱۹۲۹ پادشاه شد بنا به سابقه نظامی، توجه ویژه‌ای به ارتش داشت. او ارتش منسجم‌تر از زمان امان‌الله ساخت. ارتش افغانستان در این دوره چهل هزار سرباز داشت.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption نادرشاه سوار بر اسب در روز تاج گزاری در کابل ۱۹۲۹

در چهار دهه سلطنت محمدظاهر شاه (۱۹۳۳-۱۹۷۳)، وضعیت ارتش افغانستان بهبود یافت. چنان‌چه شمار نیروها به ۹۰ هزار نفر افزایش یافت. یکی از دلایل توجه به تقویت ارتش در این دوره، همزمانی با تشکیل دولت پاکستان در ۱۹۴۷ و وارد شدن افغانستان به رقابت با این کشور بر سر مساله "خط دیورند" بود.

در دوره ده ساله که سردارمحمد داود (۱۹۵۳-۱۹۶۳) نخست‌وزیر افغانستان بود، نوسازی ارتش در اولویت اقدامات او قرار گرفت. سردار داود بارها از آمریکا درخواست کمک تجهیزات نظامی کرد، اما پذیرفته نشد.

سردار داود برای دریافت تجهیزات نظامی و مدرن سازی ارتش افغانستان به شوروی وقت روی آورد و شوروی نیز با آغوش باز به درخواست افغانستان جواب مثبت داد.

پس از ده سال خانه‌نشینی، سردار داود با ترتیب دادن کودتا توسط ارتش به سیاست بازگشت. سردار داود به عنوان رئیس جمهوری افغانستان بیش از گذشته روی ارتش تمرکز داشت. ژنرال نبی عظیمی که خود در تحولات آن وقت نقش پررنگی داشته، در کتاب "اردو و سیاست" می‌نویسد در همان اوایل زمامداری داود "هیات بزرگ شوروی" به کابل آمد و قرارداد همکاری مشاورین نظامی روسی با افغانستان بین کابل و مسکو امضا شد.

در این دوره ظرفیت ارتش افغانستان به صدهزار نفر با قابلیت جذب دوصد هزار سرباز در مواقع ضرورت افزایش یافت.

همین ارتش مجهز با تجهیزات ساخت شوروی با انجام کودتایی دیگر قدرت را از سردار داود گرفت و به حزب دموکراتیک خلق سپرد. افغانستان بعد از روی کار آمدن نظام خلقی در ۱۹۷۹/۱۳۵۷ و ریاست جمهوری نور محمد ترکی به ۱۴۵ هزار سرباز رسید.

با مداخله شوروی در ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۸ ارتش در وضعیت دشواری قرار گرفت و بسیاری ارتش را ترک کردند. بر اساس برخی از آمارها در ۱۹۸۴ از هفتاد هزار سرباز ارتش نیمی از آنان فرار کرده بودند.

در این دوره، ارتش افغانستان تحت تاثیر جابجایی قدرت و روی کار آمدن یک حزب چپ‌گرا بیشتر رنگ ایدئولوژیک به خود گرفت.

نبی عظیمی می‌گوید ارتش افغانستان در دو سال، زعامت ترکی و حفیظ الله امین طی سال‌های ۱۹۷۹تا۱۹۸۱ دستخوش تصفیه‌ها و پاکسازی‌های گوناگون بود و به گفته او ببرک کارمل، رئیس جمهور بعدی از شاخه پرچم حزب خلق، یک "ارتش متلاشی‌شده" را تحویل گرفته بود.

در دوره اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی وقت، ارتش نیز تحت سلطه و دنباله‌رو سیاست‌های شوروی وقت درآمد.

دوره نجیب‌الله (۱۳۶۵-۱۳۷۱)، آخرین رئیس جمهور چپ مصادف با موافقت نامه ژنو (۱۹۷۹) و خروج نیروهای ارتش سرخ در مدت ۹ ماه از افغانستان شد.

پس از خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان، ارتش قدرتمند و مجهز ۱۵۰ تا حدود ۳۰۰ هزار سرباز برای افغانستان باقی ماند. این برهه‌ای بود که شوروی تجهیزات نظامی‌ پیشرفته را در اختیار ارتش افغانستان گذاشته بود.

همین ارتش توانست حکومت نجیب الله را در حدود ۴ سال در برابر هجوم مجاهدین حفظ کند.

با ورود مجاهدین به کابل در ۸ ثور/اردیبهشت ۱۳۷۱ ارتش افغانستان با فروپاشی از درون مواجه شده و بیشتر نیروهای ارتش جذب احزاب جهادی هم‌تبار خود شدند.

مجاهدین که به جنگ‌های چریکی و نامنظم خو گرفته بودند، با ارتش و نیروهای امنیتی منظم بجا مانده از نجیب‌الله سر سازگاری نداشتند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption مجاهدین با ارتش منظم بازمانده از دوره نجیب الله سر سازگاری نداشتند. در عکس جمعی از نیروهای جبهه شمال در روزهای نبرد با طالبان در اکتبر ۲۰۰۱

در دوره گسترش حاکمیت طالبان اگرچه شماری از افسران پیشین ارتش در جمع جنگجویان این گروه حضور داشتند اما عملا از ارتش افغانستان نشانی باقی نماند.

پس از حمله آمریکا به افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱ و سقوط طالبان، و آغاز دوره حامد کرزی، قرار شد افغانستان دوباره صاحب یک ارتش شود. یک ارتش هشتاد هزار نفری برای افغانستان کافی پنداشته می‌شد.

با اوج‌گیری شورش طالبان، در چند مرحله ارتش افغانستان از ۸۶ هزار به ۹۵ هزار رسید. پس از این که قرار شد مسوولیت تامین امنیت و پیکار با طالبان به ارتش به صورت مستقل به ارتش افغانستان واگذار شود، ارتش نیز از ۱۳۴ هزار سرباز به ۱۷۱ هزار تن افزایش یافته است. سال گذشته با ادغام "نیروهای سرحدی" و "نظم عامه" به ارتش، اکنون شمار این نیروها حدود ۲۳۵ هزار نفر است.

ارتش و کودتا

در صد سال اخیر، ارتش افغانستان سه بار دست به کودتای نظامی زده است، در دو دوره منجر به سقوط و تغییر رهبری نظام شده‌، قدرت را خود تصاحب نکرده، بلکه به سیاستمداران واگذار کرده است.

عتیق‌الله امرخیل که از نظامیان دوران چپ در افغانستان است و در جریان تحولات ارتش بوده می‌گوید: "یکی از دلایل گرویدن افسران و نیروهای ارتش به سیاست، میزان بلند آموزش‌ها و آگاهی آنها بود. او می‌افزاید در آن دوره اغلب نظامیان و سربازان ارتش جذب یکی از احزاب خلق و پرچم شدند. "

حزب دموکراتیک خلق موفق شد در ارتش بیشتر نفوذ کند، در حدی که به گفته آقای امرخیل، محمد داود در زمان کودتای ۷ ثور/اردیبهشت ۱۳۵۷ دیگر توان مهار این کودتا را نداشت.

در تابستان سال ۱۳۵۲ محمد داود علیه محمد ظاهرشاه دست به کودتا زد و خودش را به عنوان نخستین رئیس جمهوری افغانستان اعلام کرد. پنج سال بعد ارتش بار دیگر زیر نظر رهبران حزب دموکراتیک خلق در کودتا علیه خود محمد داود وارد شد.

در ۱۶ حوت/بهمن سال ۱۳۶۸ شهنواز تنی وزیر دفاع وقت و از افراد بلندپایه شاخه خلق در برابر نجیب‌الله، رئیس جمهور از شاخه پرچم همین حزب دست به کودتا زد. نبی عظیمی که فرماندهی نبرد علیه این کودتاچیان را به عهده داشته، در کتابش، "اردو و سیاست" نوشته که در این کودتا ارتش به دو قسمت تقسیم شده بود که بخشی از آن به نفع شهنواز تنی می‌جنگید و یک بخش دیگر از دولت برحال دفاع می‌کرد. کودتاچیان پس از دو روز ناکام شد.

ارتش؛ استقلال و وابستگی

شاه امان‌الله با ورود به جنگ سوم با انگلیس، استقلال افغانستان را بدست آورد. ارتش امان الله با کمک‌های بریتانیا در دهههای پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با کمک بریتانیا ساخته شده بود اما پس از استقلال متکی به منابع داخلی افغانستان باقی ماند.

برخی از تاریخ‌نگاران مانند غبار معتقد است که امان الله با استخدام خارجی‌های مسلمان و دادن صلاحیت سوق و اداره به آنها، آگاهانه یا ناآگاهانه ارتش را تضعیف کرد.

محمد داوود در اوایل ریاست جمهوری‌اش با هیات اتحاد جماهیر شوروی سند همکاری نظامی و حضور مشاوران شوروی برای آموزش ارتش افغانستان را امضا کرد.

جاوید کوهستانی، تحلیلگر مسائل نظامی می‌‍‌گوید ارتش افغانستان تنها در دوره شاهی محمد ظاهرشاه و ریاست جمهوری محمد داود مستقل بوده‌است. به گفته جاوید کوهستانی، آن وقت مشاوران خارجی برای آموزش نیروهای ارتش حضور داشتند، اما این نیروها مستقلانه عمل می‌کردند.

بیشترین وابستگی ارتش به بیرون هم به گفته او، در نه سال حضور نیروهای شوروی (۱۳۵۸ تا ۱۳۶۷) و در دوره فعلی است.

بودجه ارتش کنونی افغانستان از سوی آمریکا و جامعه جهانی تمویل می‌شود.

دولت وزیری، سخنگوی پیشین وزارت دفاع ملی افغانستان می‌گوید نیروهای ارتش به کمک مالی و آموزش ضرورت دارند اما باید در آینده منابع داخلی ایجاد شود تا به آن متکی شود.

در حال حاضر به گفته آقای وزیری سالانه ۵.۱ ملیارد دلار تنها مصارف فعالیت دفاعی نیروهای ارتش است که از سوی آمریکا و دیگر متحدین افغانستان تمویل می‌شود.

ارتش کدام دوره قدرتمند بود؟

حق نشر عکس Getty Images
Image caption رژه ارتش افغانستان در سالگرد صد سالگی استقلال افغانستان، ۱۹ اوت ۲۰۱۹ بدخشان در شمال شرق افغانستان. ارتش افغانستان محبوبیت بالا در افکارعمومی افغانستان دارد.

جاوید کوهستانی، کارشناس مسائل نظامی می‌گوید افغانستان از آغاز حاکمیت محمد داود به عنوان رئیس جمهوری تا دولت دکتر نجیبالله (۱۳۵۲ تا ۱۳۷۱) قدرتمندترین ارتش تاریخ معاصرش را داشته ‌است.

به باور آقای کوهستانی، در این دوره امکانات و تجهیزات نظامی خیلی پیشرفته و حتی قابل مقایسه با کشورهای منطقه، از جمله ایران و پاکستان در اختیار داشت.

اما او می‌افزاید در ۳۰ سال اخیر ارتش رکود شدیدی داشته و ارتش کنونی ضعیف‌ترین ارتش به لحاظ امکانات در صدسال اخیر است.

جاوید کوهستانی می‌گوید دلیل این که ارتش با همه امکانات و قدرتش در زمان نجیب‌الله، عوامل ضد دولت را نتوانست سرکوب کند، تقابل ایدئولوژی‌ دینی و کمونیسم ، اشتباهات حزب دموکراتیک خلق از نظر برخورد اجتماعی و عدم شناخت فرهنگ مردم از سوی آن‌ها بود.

عتیق‌الله امرخیل نیز باور دارد که قدرتمندترین ارتش را افغانستان در زمان نجیب‌الله بود که تمام امکانات مدرن، از جمله ۵۸۰ هواپیمای مختلف جنگی در اختیار داشت.

دولت وزیری، سخنگوی پیشین وزارت دفاع می‌گوید ارتش کنونی ضعیف نیست و اگر بیشتر تجهیز شود می‌تواند مستقلانه از کشور دفاع کند.