خانه‌های امن زنان؛ طالبان با ما چه خواهد کرد؟

  • زحل احد
  • بی‌بی‌سی
افغانستان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،

خانه امن بعد از سقوط طالبان در افغانستان ایجاد شد

مقدس (اسم مستعار) در سال ۲۰۱۴ زمانی که فقط ۱۴ سال سن داشت، برادرانش او را به ازدواج اجباری پسر مامایش/دایی‌اش درآوردند. شوهرش ده سال از او بزرگتر بود، مقدس می‌گوید او از خانه فرار کرد, به خانه امن پناه گرفت و بعد ازدواج کرد که آن هم موفق نبود و مجبور شد دوباره راه خانه امن را در پیش بگیرد.

مقدس را در خانه امن در کابل دیدم. خانه امن محلی است برای زنانی قربانی خشونت که جایی برای زندگی ندارند.

مقدس می‌گوید او با دشواری‌ها متولد شده، اما این یکی تحمل‌ناپذیر بود. "با غریبی٬ ناداری و لت و کوب(ضرب و شتم) می‌شود سر کرد اما این که با زندگی و حیثیت کسی بازی کنند٬ زندگی ناممکن می‌شود".

روزگار رخ بدترش را به مقدس نشان داد. پس از یک سال زندگی با پسر دایی‌اش، برای اولین‌بار عادت ماهانه را تجربه کرد. با فهمیدن اینکه او حالا به سن بلوغ رسیده٬ به فکر مقصد اصلی‌اش شد. به گفته او:"پسر مامایم می‌خواست مردان مختلف را به خانه بیاورد تا با من بخوابند و همین بود که تصمیم گرفتم که دیگر نمی‌شود با این وضعیت زندگی کنم".

سرانجام٬ مقدس پا به فرار می‌گذارد و به پلیس پناه می‌برد. او می‌گوید: "وقتی از خانه بیرون شدم هیچ چیزی باخود برنداشتم و تنها می‌خواستم خودم را از آن وضعیت نجات دهم٬ هیچ چیزی به ذهنم نمی‌آمد؛ نه فامیل و نه پدر و مادر. چون در آن لحظه فقط به فکر نجات خود بودم".

او حدود شش ماه در خانه امن می‌ماند و با مردی آشنا و بعد با او ازدواج کرد. اما زمانی که به خانه شوهرش رفت او زن داشت و بعد از پنج ماه زندگی شوهرش ناپدید شد.

مقدس حالا بیست ساله شده اما غم هایش بزرگتر از سن و سالش است. در این بیست سال٬ تن به ازدواج اجباری داده، به گفته خودش "فریب دادند". شوهرش گم شد. مقدس مدعی است که برادر شوهرش تلاش کرد بر او تجاوز کند.

به اتهام قتل به زندان رفت و بعد برائت گرفت. برای فرار از دردهایش به مصرف مواد مخدر رو آورد ولی شیشه و چرس (حشیش) دردی به دردهایش افزود و دچار بیماری روانی شد.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،

خانه‌های امن پناهگاه زنانی است که در خانواده و اجتماع مورد ازار و اذیت قرار می‌گیرند

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

مقدس با من که صحبت می‌کند٬ هنوز هم نشانه‌های آن فشارهای روانی در وجودش آشکار است٬ زبانش بند می‌آید. کلمه‌ها را بریده بریده ادا می‌کند. دستانش را به هم می‌فشارد. گاهی اشک در چشمانش حلقه می‌زند و به دشواری بغضش را فرو می‌برد.

مقدس دو سال است در خانه امن زندگی می‌کند. او را در اتاقش دیدم. ساکن در اتاقی که با پانزده زن دردها و سرنوشت مشترک دارند.

زنان در خانه‌های امن با دست٬ پا٬ سر و دل شکسته از دست شوهر٬ بستگان شوهر و حتی برادران و پدران خودشان دارند. در مواردی با گوش٬ بینی و زبان بریده به این خانه‌ها پناه می‌برند. برخی از این زنان با کودکان‌شان یکجا در خانه‌های امن به سر می‌برند.

اتاق‌های شان کوچک و کم نور است. در چهار اطراف آن هشت تخت دو طبقه‌ای گذاشته شده که با روپوش‌های سفید پوشانده شده‌اند. هر کدام٬ الماری‌های/کمدهای مخصوص دارند اما وسایل اندکی که در آن بگذارند. بامقدس روی دوشکی نشسته و صحبت می‌کنم٬ در عین حال٬ دختر جوانی روی تختش نشسته و قرآن می‌خواند و یکی دیگر که از همه کوچکتر است با گیتارش کنار پنجره نشسته بود و شعری را زمزمه می‌کند: از همه در روی جهان دلم گرفته٬ آه دل من.

مقدس نیز می‌گوید که جایی جز اینجا برای رفتن نداشت. او می‌گوید: اگر به خانه پدرم می‌رفتم مرا دوباره به خانه پسر مامایم می‌فرستادند مجبور می‌شدم آن ظلم را تحمل کنم. او با مشورت پدرش به اینجا آمده٬ پدرش به او گفته که به پلیس مراجعه کند و آنان نجاتش خواهند داد.

به گفته او این تنها خودش نیست که مورد خشونت برادرانش قرار گرفته است. به چشم خود شاهد ضرب و شتم مادر٬ پدر و خواهر کوچکش نیز بوده است. چشم‌های مادرش تار شده و خواهر هشت ساله‌اش را به عروسی با یک مرد ۳۵ ساله مجبور کرده اند.

او می‌گوید: "یگانه کسی که توانست خودش را نجات بدهد من بودم که خودم را به اینجا رساندم. آنها از خشونت ترسیدند و تن به همان زندگی دادند."

زندگی پر ماجرای مقدس نمونه‌ای از زندگی هزاران زن افغان است که در بیشتر موارد، خانه و خانواده خودشان بلای جان شان می‌شود. مجبور هستند به عنوان آخرین گزینه به خانه‌های امن پناه ببرند و پنهانی زندگی کنند.

فرار زنان از خانه در افغانستان یک مسئله حیثیتی است که اغلب با پیامدهای ناگواری چون ضرب و شتم، زندان خانگی و حتا مرگ قربانیان می‌انجامد. در بیشتر موارد٬ اگر این زنان دوباره به چنگ خانواده‌ها افتند٬ ناچارند که دوباره به مشکلات تن دهند.

خانه‌های امن پس از سقوط رژیم طالبان به عنوان پناهگاهی برای زنان قربانی خشونت‌های خانگی تحت نظارت وزارت امور زنان افغانستان ایجاد شد. در حال حاضر شماری از خانه‌های امن در سراسر افغانستان فعالیت دارند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،

به زنان در خانه امن مهارت‌های حرفه‌ای نیز آموزش داده می‌شود

قربانیان خشونت از طریق وزارت زنان به خانه‌های امن معرفی می‌شوند و می‌توانند تا ختم دوره قضایی پرونده‌شان در آنجا زندگی کنند. زمانی که پرونده آنان به پایان رسید به شرط رضایت کامل شخص قربانی و دریافت ضمانت از سوی خانواده‌های شان مبنی بر تکرار نشدن خشونت‌ها٬ به خانواده‌های شان سپرده می‌شوند. در مواردی هم٬ برای سالها آنجا باقی می‌مانند.

شهرزاد اکبر، رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که خانه‌های امن یکی از راهکارهای مهم برای حفاظت از زنان قربانی خشونت‌ها است و در ولایت‌هایی که خانه‌های امن وجود ندارد٬ مجبور می‌شوند زنان قربانی خشونت را تا ختم دوره قضایی شان به خانه بزرگان محلی ببرند و آنجا هم از امنیت جسمی و روحی آنها مطمئن نیستند.

هر چند خانه‌های امن به زندانی می‌ماند که فقط سهولت‌های بیشتردارند؛ از قبیل محل سکونت٬ غذا٬ برنامه‌های آموزشی و فرصت کاری برای ساکنان آن فراهم شده٬ اما این زندان نیز به مراتب بهتر از شرایطی است که این زنان در جامعه به آن رو به رو می‌شوند.

بیشتر از یک هفته قبل٬ توافقنامه صلح میان طالبان و آمریکا امضا شد و بر اساس آن قرار است گروه طالبان به جنگ بیست سال اخیر در افغانستان نقطه پایان بگذارند. از آنجایی که طالبان مخالف وجود خانه‌های امن در کشور است٬ پس از امضای توافقنامه صلح٬ زنان و خانه‌های امن یکی از آسیب پذیرترین ها است و امکان دارد طالبان خواهان بسته شدن این مکان‌ها شوند.

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر،

زنان ساکن خانه امن می‌گویند: اگر اینجا را ببندند٬ مجبوریم در خیابانها پناه بگیریم

زنان در زمان حکومت طالبان از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ از حقوق شان محروم بودند٬ حق کار در بیرون خانه نداشتند٬ بدون محرم از خانه بیرون شده نمی‌توانستند.

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان در پاسخ به پرسش بی‌بی‌سی درباره سرنوشت خانه‌های امن گفت که در مورد خانه‌های امن هم در چهارچوب شریعت اسلامی تصمیم گرفته خواهد شد.

مقدس و تمام هم اتاقی هایش آرزو می‌کنند که این تنها پناهگاه زنان قربانی خشونت از آنها گرفته نشود. مقدس می‌گوید در خانه امن توانسته سر پای خود بایستد٬ کار کند و درآمد داشته باشد. می‌خواهد همین جا درس‌هایش را به پایان برساند و آینده‌ای بهتری برای خودش رقم بزند.

او می‌گوید که به این فکر است که اگر طالبان بیایند٬ با آنها چه خواهند کرد؟ می‌گوید: اگر اینجا را ببندند٬ مجبوریم یا به سرک‌ها/جاده‌ها پناه ببریم، یا نزد خانواده‌های‌مان برگردیم که دوباره با همان خشونت‌ها را تحمل کنیم. مردم می‌گویند که باید قضیه‌های ما را در جرگه‌ها حل وفصل شود.٬ اما دوست‌های ما که از اینجا به جرگه رفتند٬ گم شدند و ما هیچ خبری از آنها نداریم. خدا می‌داند که چه شدند٬ شاید کشته شده باشند."