انتظار افغانستان در ایستگاه بن دوم

  • عزیز رویش
  • تحلیلگر سیاسی
آلمان و افغانستان بصورت مشترک در کنفرانس بن میزبانی می کنند

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر،

آلمان و افغانستان بصورت مشترک در کنفرانس بن میزبانی می کنند

قرار است دنیا بار دیگر برای افغانستان و در مورد افغانستان به توافقی برسد. حدس اول این است که در این کنفرانس برای افغانستان مجالی تازه فراهم می‏ شود تا رابطه‏ اش با دنیا را با اطمینانی بیشتر و شفاف‏تر آغاز کند.

اما این گمان هم وجود دارد که دنیا در کنفرانس بن دوم، بخواهد سر و ته حکایت افغانستان را به شکل محترمانه ای جمع کند و با برخی تحفه‏‌ها، وعده‏‌ها و رشوه‏‌ها، گریبان خود را از دست این کشور و مسایل آن رها کند.

هر چه باشد، افغانستان، بخصوص آنچه می ‏توان "افغانستان جدید" نام نهاد، با آزمون دشواری مواجه است. زمامداران و سیاستمداران افغانستان در کنفرانس بن دوم چیز خاصی ندارند که بر اساس آن با همتایان بین‏‌المللی خود با قدرتمندی چانه بزنند.

آنها باید فقط نظاره کنند که دیگران بر رفتار و حرکات سیاسی این زمامداران چگونه قضاوت می‏کنند و در نهایت چه نمره‏ای را کف دست شان می‏ گذارند.

دیدگاههای متفاوت در کنفرانس بن

کنفرانس بن با دیدگاههای متفاوتی و گاه متضادی روبه روست که بخشی از آن مربوط به جامعه افغان و تاریخ و گذشته آن است و بخشی از آن مربوط به امروز.

گذشته پراست از واقعیت‏ها و آمار تاریک و ناخوشایند. تصاویر گذشته همان خطی از تاریخ اند که برای ما به میراث مانده اند: جامعه‏ ای متشتت با گروه‏های متفرق اجتماعی بیگانه با هرگونه نرم‏های هویت ملی؛ فرهنگی و الگوهای رفتاری قدرتمند قبیلوی؛ فقدان جامعه‏ روشنفکری و قشر متفکر؛ هراس پنهانی که بر تمام بخش‏های زندگی حاکم است (هراس اتنیکی، هراس جنسیتی، هراس مذهبی – اعتقادی، ...)؛ محیط و فضایی متأثر از نفرت، خشونت و بی‏اعتمادی؛ فقدان اشتغال برای اکثریت مردم؛ دومین مقام در رده ‏بندی فساد جهانی و در راس همه، بی‏ مسئولیتی و بی‏ مبالاتی عام.

همین تصویر در سوی دیگر حاوی واقعیت‏های یاس‏ آور و دل‏ آزار است: جمعیتی در حال افزایش، خسته از جنگ و بی‏ قانونی؛ نگران از برگشت به گذشته‏ مالامال از رنج؛ دردمند از سرخوردگی و نومیدی؛ درمانده و منتظر قدرت‏های بیرونی برای حل مشکلات و نگرانی‏ها؛ پر از خاطرات تلخ از تاریخ.

منبع تصویر، AP

توضیح تصویر،

ده سال پیش در سنگ تهداب افغانستان جدید در کنفرانس بن گذاشته شد و حالا در بن دوم قرار است رابطه افغانستان و جامعه جهانی از نو تعریف شود

اما اینها همه حقیقت افغانستان نیستند، اینها با آنکه بقایایی از گذشته اند اما ریشه ‏های عمیق در تاریخ، فرهنگ، سنت‏‏ها، و قرائت کلاسیک ویژه از دین و عملکرد‏های دینی دارند.

گرایشهای کمونیستی و اسلامیستی، نه تنها برای مقابله‏ موفق با این واقعیت‏های دشوار راهی باز نتوانستند، بلکه، تا حدی زیاد به تحکیم هر چه بیشتر ریشه‏ های این واقعیت‏ها کمک کردند. در اوایل دهه‏ ۱۹۷۰ میلادی، افغانستان تلاش می‏ کرد تا خود را با نرم‏های زندگی مدنی هماهنگ سازد. صدها مکتب و دانشگاه در سراسر کشور فعالیت داشتند؛ زنان به تدریج حرکت می‏ کردند تا مشارکت خویش در عرصه‏ های مختلف حیات اجتماعی و سیاسی را به دست آرند؛ گفتمان در مورد اندیشه‏ ها و الگوهای رفتاری مدرن به راه افتاده بود؛ رشد قابل توجهی در عرصه‏ های هنر، سینما، تیاتر و امثال آن شکل می‏ گرفت.

تنها کمتر از سه ‏دهه بعد، کشور در حیطه حاکمیت وحشتی فرو رفته بود که از جانب "کمونیست‏های فوق‏ العاده پیش‏تاز" و "اسلام‏گرایان فوق‏ العاده مومن" عملی شده و در نهایت به سلطه‏ گیج کننده طالبان منجر شد.

‏ بن اول، بدیل تازه برای دردی کهنه

توافق‏نامه‏ بن اول که در سال ۲۰۰۱ میلادی برگزار شد، افغانستان را برای درمان درد کهنه آن با یک بدیل متفاوت آشنا کرد: دموکراسی و نرم‏های رفتار مدنی. افغانستان، برای اولین بار در تاریخ خود، از یک نظام سیاسی نسبتا فراگیر برخوردار شد که مبتنی بر حقوق و رضایت گروه‏های مختلف سیاسی، اعتقادی، اتنیکی و جنسیتی بود.

توافق‏نامه‏ بن، به هیچ صورت، تلاشی برای تغییر تصویرهای گذشته یا حال افغانستان نبود. برعکس، این توافق‏نامه نوعی از همکاری و همدستی بین ‏المللی بود تا افغانستان با گزینه‏ های بدیل آشنا شود.

طالبان تنها واقعیت موجود کشور بودند که به یک دلیل ساده نتوانستند جایگاهی در این توافق‏نامه پیدا کنند: آنها از بدیل جدیدی که ارایه شده بود، دل‏خوری داشتند و ایده‏ دموکراسی و جامعه‏ مدنی را در تناقض با آموزه ‏ها و تلقینات خاص مذهبی و سیاسی خود می‏ دانستند.

می‏ توان گفت که افغانستان جدید، محصول غیرمستقیم توافق‏نامه‏ بن است. این توافق‏نامه راه را برای نسل جدیدی باز کرد که در موجودیت دکترین‏ های قبلی کشور، هرگز فرصت نمی‏ یافتند تا عرض وجود کنند.

به نظر می‏ رسد، به رغم برخورداری اندک از حمایت و کمک‏های مستقیم، افغانستان جدید بزرگ‏ترین نفع را از دوران جدید برده است.

در یک نگاه کلی، تصویرهای متعلق به این افغانستان تا حدی زیاد امیدبخش است: نسلی جدید با آشنایی نسبتا قابل اعتنا با جهان؛ جامعه‏ مدنی در حال رشد با نهادهای نسبتا پیشرو مدنی؛ جمعیت عظیمی که برای اولین بار با نرم‏های زندگی و الگوهای رفتار عقلانی آشنا می‏ شوند؛ تمرین ملموس آزادی و کثرت گرایی (در عرصه‏ باورهای دینی، سیاست، جهان‏ بینی، ) گروه‏های گسترده ‏ای از جوانان که از امکانات و زبان مکالماتی مدرن بهره‏‌مند شده اند؛ میلیون‏ها استعداد دختر و پسری که به مکاتب و دانشگاه‏ها راه یافته، با انترنت آشنا هستند و صدها تحصیلکرده‏ با مدارک معتبر دانشگاهی در رشته‏ های تخصصی مختلف.

دلیل خوش‏بینی چیست؟

می‏ گویند چاره‏ ای جز خوش‏بینی نداریم، اما برای این خوش‏بینی، گذشته از ناچاری باید دلیلی فراتر نیز جستجو کرد. کسانی هستند که افغانستان امروز را با آنچه قبل از ۲۰۰۱ بوده است، مقایسه می‏ کنند و از نیمه‏ پر گیلاس خبر می‏ دهند. کسانی دیگر هم هستند که وعده‏ ها و امیدهایی را که پس از سقوط رژیم طالبان و سرازیرشدن به اصطلاح کمک‏ها و توجهات بین‏ المللی به کشور خلق شدند، معیار قرار می‏ دهند، و نیمه‏ خالی گیلاس را برجسته می‏ سازند. اما می ‏شود از یک منظر دیگر نیز به مسأله نگاه کرد: از منظر معیارهای مدنی.

مدنیت امروز محصول کار و سهم انسان‏های مسئول است. کسانی که در گام نخست درک بوده اند که زندگی مال آنهاست و بهبودی در زندگی نیز مسئولیت خود شان. برای ایجاد مدنیت، کسی دست روی دست نگذاشته و کسی هم از بیرون و ماورا کمکی نخواسته است.

افغانستان جدید، برخلاف گذشته، از همین جنبه از رشد مدنی را شاهد بوده و تجربه کرده است. این نسل، برای گرفتن یک نمره از زحمات مکتب و دانشگاه خود خون دل خورده و برای باز کردن راه خود در یک بورسیه‏ تحصیلی نیز جان کنده اند.

برای این نسل، فضایی که برای او آزادی فعالیت داده، مهم است نه امکانات و سهولت‏ هایی که برایش سرازیر نشده و یا در نیمه‏ راه به یغما رفته است.

این نسل، از کنفرانس بن انتظاری جز ادامه‏ همین فضا ندارد تا در آن بتواند چند صباحی دیگر نفس بکشد و برای ایستادن روی پاهای خود آمادگی پیدا کند. هرگونه تصمیم عجولانه و شتابزده در کنفرانس بن، می‏‌تواند همین فضا را از افغانستان جدید بگیرد و آن را دوباره به دوران درماندگی تجربه شده گذشته بازگرداند.

افغانستان نباید به گذشته برگردد

در کنفرانس بن، تصویرهای افغانستان جدید نباید از چشم‏ها پنهان بماند. در غیر آن، دنیای خسته از تصویرهای تکرار شده، تصمیم شتابزده‏ ای خواهد گرفت. "نجات از شر افغانستان به هر قیمت ممکن" بر زبان‏های زیادی جاری است.

این نجات، با این دید بدبینانه‏ مطلق، نشانه‏ ناکامی آشکار زمامداران غیر مسئول افغانستان است و غالب شدن این دید در کنفرانس بن، به معنای برگشت دادن افغانستان به گذشته است.

بازگشت به گذشته به نفع هیچ کسی نیست. گذشته یعنی جنگ. همه می‏ دانند که جنگ فردا در افغانستان شباهتی به جنگ دیروز نخواهد داشت. همه چیز این جنگ نیز متفاوت خواهد بود. اگر کسانی فکر می‏ کنند که با بازگشت به گذشته، کسان خاصی رنج می‏ برند و کسان خاصی در بلندی خوش نظاره می‏ کنند، به نظر می‏ رسد دچار اشتباه اند.

نسلی که فردا با گزینه‏ ناگزیر جنگ رو به رو می‏ شود به سادگی می‏ فهمد که هیچ راهی برای فرار و پناهندگی ندارد. این نسل، در ناگزیری با جنگ، مرگ و زندگی را دو سر خط سرنوشت خود خواهد یافت.

کنفرانس بن نباید اجازه دهد که آنچه در کنفرانس بن اول، پایان یافت، در کنفرانس بن دوم دوباره آغاز شود.