دیدار با حشیش فروش افغان؛ 'مقامهای دولتی حشیش میخرند'
- ندا کارگر
- بی بی سی
پس از چند ساعت رانندگی، در یک باغ ملاقاتش کردیم
سفرمان را به سوی یکی از روستاهای افغانستان را در نخستین ساعات روز آغاز کردیم. هدف ما دیدار با مردی بود که حشیش میفروشد. پس از چند ساعت رانندگی، در یک باغ خارج از شهر کابل ملاقاتش کردیم.
پیدا کردن فروشندههای مواد مخدر که در سطح محلی کار میکنند زیاد دشوار نیست. این افراد یا به تنهایی کار میکنند و یا هم با باندهای بزرگی که در سطح کشور و منطقه فعالاند همکاری دارند.
مردی که ما به دیدنش رفتیم، میگوید وابسته به هیچ شبکه نیست و خودش مستقل کار میکند. در مسیر راه مناظر زیبای پاییزی چشم را خیره میکرد. فصلی که برای بسیاری از کشتکاران خشخاش و حشیش آغاز فصل جدید کار است.
هرچند بیشترین مقدار خشخاش، به گفته مقامهای افغان در مناطق ناامن کشت میشود، اما کشت حشیش در دیگر مناطق افغانستان هم دیده شده است.
پس از چندین ساعت سفر به جایی رسیدیم که با فروشنده حشیش قرار گذاشته بودیم. ظاهرش آرام بود و ظاهرا ترسی از نیروهای امنیتی که در حال گشت زنیهای امنیتی بودند، نداشت. ولی از ما خواست هویتش را افشا نکنیم.
'مقامهای دولتی'
ضبط محموله حشیش. هرچند آمار کسانی که حشیش دود میکنند، مشخص نیست، اما شمار آنها کم نیست
گفت بیشتر از یکسال است که به تشویق دوستانش وارد کار فروش حشیش شده است. حشیش خام از ولایتهای جنوبی و شمالی در اختیارش قرار میگیرد و پس از آنکه به مواد قابل مصرف تبدیلش میکند، در اختیار مشتریهایش قرار میدهد. او میگوید شماری از مقامهای دولتی هم جز مشتریانش هستند.
تجارت او چندان بزرگ نیست، اما آنقدر هست که سودش کفایت خانوادهاش کند: "من دست فروش هستم. چرس از ولایتهای شمالی و جنوبی میرسد و ما آن را میگیریم و به مشتریهای خود میفروشیم."
خیلی جالب بود که گفت: "یک تعداد مقامهای دولتی هم میآیند از ما حشیش میخرند." هرچند او نگفت که این مقامها در چه سطحیاند و چه تعدادند، اما به نظر میرسد ارتباط میان آنها و این فروشنده حشیش، سبب میشود که این مرد در کارش تا حدی احساس مصونیت کند.
میافزاید: "وضعیت اقتصادی خانواده ما خوب نیست. کار دیگری برای ما پیدا نمیشود، به همین دلیل من فروش چرس را شروع کردهام تا نیازمندیهای خانوادهام را تامین کنم."
این فروشنده حشیش به ما گفت که دوستانش در کار فروش هیروئین هستند که از این راه پول بیشتری بدست میآرند. شماری از این افراد اخیرا از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و زندانی شدهاند. اما او گفت که شمار دیگر از این افراد هنوز هم در منطقه فعالاند و سرشان به کار فروش مواد مخدر گرم است.
میداند کاری که انجام میدهد، ممکن است آزادیش را به خطر اندازد. اما چندان نگران این موضوع نیست. در مورد وضعیت دوستانش توضیح داد: "چند نفرشان را دولت زندانی کرده همین حالا هم در زندانند. شمار دیگر آزادند و همچنان به کار خود ادامه میدهند."
او میگوید:"همه این کارها مخفیانه انجام میشود. کسانی که در این کارند کوشش میکنند بیسروصدا کارشان را انجام دهند. منهم همینطور. خانوادهام نمیداند که من حشیش میفروشم."
بیکاری
با او مصاحبه تلویزیونی انجام دادم. فیلمبرداری از جریان مصاحبه طوری تنظیم شد که چهرهاش پشت برگها پنهان بماند
در روستایی که این مرد زندگی میکند، شمار جوانانی که از انواع مواد مخدر استفاده میکنند کم نیست؛ اکثرشان هم بیکارند. به همین دلیل، براساس گزارشها، کار خرید و فروش مواد مخدر هم در اینجا رونق بیشتری یافته.
شماری از کشاورزان در مناطق ناامن افغانستان هشدار دادهاند که سال آینده زمینهایشان را خشخاش میکارند. سازمان ملل متحد هم گفته که اگر تولید مواد مخدر همینگونه در افغانستان ادامه پیدا کند، ثبات کشور و بهداشت مردم را با خطر روبهرو میکند.
اما آنانی که مواد مخدر میفروشند، در برابر این هشدارها یک جواب ساده دارند: "اگر من نفروشم کسانی دیگری هستند که مواد مخدر بفروشند، آنانی که به استفاده این مواد معتادند از هر راهی شده به آن دست مییابند."
در راه بازگشت به کابل با روستاییان خسته برخوردیم که از کار روزانه خود برمیگشتند. با خود فکر میکردم هرچند در اینجا وضعیت امنیتی بد نیست، اما در بخشهای توسعهای و کاریابی برای این روستاییان کار چندانی نشده است.
