صلح زودرس در افغانستان؟ عوامل تسریع گفت‌وگوها

  • سمیع‌ مهدی
  • روزنامه‌نگار

سران دولت وحدت ملی افغانستان می‌گویند احتمالا گفت‌وگوهای صلح با طالبان در اوایل ماه مارچ/مارس آغاز خواهد شد. انتظار که ۱۳ سال به درازا کشیده است. حامد کرزی تا پایان دوره‌ی کاری‌اش در آرزوی گفت‌وگو با طالبان بود و با وجود انتفادهای فراوان، هر روز آنها را "برادر" می‌خواند؛ اما ره به جایی نبرد. دلیل امیدواری جانشینان حامد کرزی به این روند چیست؟

برای تحلیل عوامل سرعت در بهبود مناسبات افغانستان و پاکستان و ایجاد امیدواری برای صلح، متغیرهای در داخل افغانستان و منطقه را باید به بررسی گرفت.

پاکستان

عوامل که پاکستان را وا می‌دارد گام‌های جدی‌تر در راستای آوردن صلح در افغانستان بردارد این‌ها هستند:

در سیزده سال گذشته، آمریکا علاقه‌مند ادامه‌ حضور نظامی در افغانستان بوده است، اما حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین، در سال‌های اخیر حکومتش، آشکارا در برابر این خواست آمریکا ایستاد و موافقت‌نامه‌ امنیتی افغانستان-آمریکا را امضا نکرد.

این وضع، سبب امیدواری در میان نیروهای طالبان و گروه‌های در داخل دولت پاکستان شده بود تا بتوانند پس از خروج نیروهای بین المللی به رهبری آمریکا، سناریوی پس از خروج قوای شوروی سابق را تکرار کنند. حال با امضا شدن موافقت‌نامه‌ امنیتی، پاکستان از ادامه‌ حضور آمریکا دست‌کم تا سال ۲۰۲۵ مطمئن شده است. با توجه به روند رو به افزایش خشونت در داخل پاکستان، انتظار برای برگرداندن طالبان به قدرت و دنبال کردن "عمق استراتژیک" در افغانستان، گران‌تر از محاسبه‌ ژنرالان ارتش و آی‌اس‎‌آی تمام می‌شود.

منبع تصویر، AP

توضیح تصویر،

یکی از دانش‌آموزان مدرسه نظامی در پیشاور

  • مارهای دوسر

کشتار بیش از صد دانش‌آموز یک مکتب/مدرسه نظامی در پیشاور در ماه دسامبر سال گذشته، ثابت کرد که پاکستان در بازی با کارت طالبان تنها نیست و بازیگران دیگری نیز در سطح منطقه می‌توانند از آنها در برابر پاکستان استفاده کنند. فردای کشتار در پیشاور، رئیس ستاد ارتش پاکستان به کابل آمد و پرویز مشرف رئیس جمهوری پیشین پاکستان، افغانستان و هند را متهم به دست داشتن در این کشتار کرد.

طالبان افغانستان کشتار کودکان در پیشاور را محکوم کردند، اما طالبان پاکستانی مسئولیت این حمله را برعهده گرفتند و گفتند که در انتقام به عملیات ارتش پاکستان در وزیرستان شمالی، دست به این کشتار زده‌اند. به نظر می رسد این پیام را مردم و حکومت پاکستان گرفته‌اند که طالبان مارهای دو سر هستند.

  • پرچم سیاه داعش

دیدگاه حاکم این است که پاکستان در چهار دهه‌ گذشته، به گونه‌ اختصاصی از حربه‌ تندروی دینی در جنوب آسیا استفاده کرده است. نقش کشورهای عرب که در جریان جنگ در برابر شوروی و بعدا حاکمیت طالبان از تندروان اسلامی حمایت می‌کردند تا حدی غیر مستقیم پنداشته می‌شد در حالیکه باور بر این است که نقش پاکستان فعال‌تر و مستقیم‌ بود. شماری به این باورند که این پاکستان بود که گاهی "تنظیم" و هم گاهی "تحریک" ایجاد می‌کرد. دولت پاکستان و به ویژه ارتش این کشور همواره حمایت از گروه‌های افراطی را تکذیب کرده است.

اما حالا گروهی به نام داعش، نیاز به فتوای "مولانا"های پاکستان ندارد و منبع مشروعیت‌اش به مکه نزدیکتر است. ظهور داعش، در پاکستان این نگرانی را به وجود آورده است که احتمالا بازی با کارت تندروی اسلامی در منطقه کاملا از دستش خارج شود و حتی در برابرش قرار گیرد.

افغانستان

تغییر رهبری در افغانستان مهم‌ترین عنصر در سرعت تحولات است.

منبع تصویر، Arg

توضیح تصویر،

حامد کرزی در یکی از دانشگاه‌های هند

حامد کرزی مناسبات بسیار نزدیک با هند، بزرگترین رقیب پاکستان، داشت. در دیداری که سال گذشته از دانشگاه پونه هند داشت، از "عشق" میان افغانستان و هند سخن گفت و دو آهنگ از فیلم‌های کلاسیک هندی را زمزمه کرد.

آقای کرزی، پس از انتقال قدرت به محمد اشرف غنی، در گفت‌وگوی که با تلویزیون خصوصی ۱ افغانستان داشت، از قطع مناسبات با هند و به رسمیت شناختن خط دیورند (خط مرزی جنجالی میان افغانستان و پاکستان) به عنوان خواسته‌های پاکستان نام برد و تاکید کرد که افغانستان قربانی این دو خواسته پاکستان بوده است ولی هرگز به این خواسته‌ها تن نخواهد داد.

افغانستان و هند در سال ۲۰۱۱ سند همکاری‌های راهبردی امضا کرده‌اند که بر اساس آن هند در زمینه‌ آموزش نیروهای نظامی، افغانستان را کمک می‌کند. هند در ۱۳ سال گذشته، بیشتر از دو میلیارد دلار در افغانستان سرمایه‌گذاری و کمک کرده است.

ناخوش شدن روابط حامد کرزی با آمریکا، به‌ویژه پس از جنجال روی انتخابات سال ۲۰۰۹، سبب نزدیکی بیشتر کرزی با هند به عنوان بزرگترین شریک منطقه‌‌ای او گردید.

اما رئیس جمهوری جدید، آقای غنی، به نظر می‌رسد نه تنها چنان مناسباتی با هند ندارد، بلکه هنوز از آن کشور دیدار نکرده است. گزارش‌هایی هم وجود دارد که خریداری سلاح‌های سنگین را که حامد کرزی از هند تقاضا کرده بود، آقای غنی به تعویق انداخته و در مقابل ۶ تن از افسران جوان افغانستان را برای فراگیری علوم نظامی به پاکستان فرستاده است.

پاکستان که از آموزش افسران افغانستان در هند شاکی بود، بارها چنین پیشنهاد را به حامد کرزی داده بود، اما در زمان حکومت حامد کرزی عملی نشد.

هند ظاهرا آرام ولی مراقب اوضاع به نظر می‌رسد. سخنان اخیر سفیر هند در کابل در گفت‌وگو با رسانه‌های خصوصی، میزان نگرانی هند از تحولات در مناسبات افغانستان و پاکستان را به خوبی نشان می‌دهد. او از "کنترل شدن سیاست خارجی افغانستان توسط پاکستان" ابراز نگرانی کرد و گفت که :مردم افغانستان آن را نخواهند پذیرفت". این عبارات خیلی شبیه نگرانی حامد کرزی در مورد تلاش پاکستان برای کنترل سیاست خارجی افغانستان است.

رهبری پیشین افغانستان، خط دیورند را نه تنها به رسمیت نمی شناخت که سرزمین‌های آن‌سوی خط را نیز جز خاک افغانستان می‌دانست. ادعایی که به معنای تجزیه‌ پاکستان است. در برابر، هرچند اشرف غنی، موضع روشن در مورد خط دیورند نداشته است، اما چند سال پیش گفته بود که این یک "معضل قرن نوزدهم است که باید با روش قرن بیست و یکم حل شود".

_________________________________________

ارزیابی این نکات‌ ما را به این دیدگاه نزدیک می‌سازد که احتمالا نقشه‌ گفت‌وگوها با طالبان، از پیش آماده بود و تنها مانع سر راه حامد کرزی بود. میزان نفوذ هند بالای کابل و ادعای ارضی در مورد سرزمین‌های ماورای دیورند، مانع بر سر راه از سوی افغانستان بود. ظاهرا با تغییر در رهبری سیاسی افغانستان، به نظر می‌‌رسد که تحولات در عرصه‌ گفت‌وگو با طالبان به سرعت پیش می‌آید، اما در حقیقت این جاده از پیش هموار شده بود.

_________________________________________

اشرف غنی برعکس حامد کرزی، شعار مذاکره‌ مستقیم با طالبان را سرنداد و در هفته‌های اول کارش به عنوان رئیس جمهوری به عربستان سعودی و چین دو شریک نزدیک پاکستان، سفر کرد. تحلیلگران دلیل سفر اشرف غنی به این دو کشور را جلب حمایت آنها برای بهبود مناسبات افغانستان با پاکستان دانسته‌اند. پس از آن رئیس جمهور غنی به پاکستان رفت و نخستین دور مذاکرات میان کابل و اسلام‌آباد در آنجا آغاز شد.

خواسته‌ها و منافع مشترک

کاهش نفوذ هند بالای کابل، سرکوب طالبان پاکستانی در خاک افغانستان، پایان ادعای دیورند، و حضور طالبان در چارچوب قدرت سیاسی، از خواست‌های پاکستان گفته شده است.

در برابر، پایان حمایت نظامی پاکستان از طالبان و سایر گروه‌های دهشت‌افکن به عنوان حربه‌ سیاست خارجی آن کشور در برابر افغانستان، پایان جست‌وجوی عمق استراتژیک در خاک افغانستان، وادار ساختن طالبان به مذاکره، و دسترسی آزاد افغانستان به بندرگاه‌های بازرگانی پاکستان در بحر هند مهم‌ترین خواست‌های افغانستان هستند.

در صورت توافق نهایی ایجاد امنیت در منطقه، جلوگیری از حضور نیروهای فرامنطقه‌ای عرب که کنترل‌شان از دست هردو کشور خارج است، و گشایش راه‌های بازرگانی با آسیای میانه مهم‌ترین دستاوردها برای هردو کشور خواهد بود.

اما نقش ایران و روسیه چه می‎‌تواند باشد؟

ایران

ایران دیگر همسایه‌ با نفوذ افغانستان، در ۱۳ سال گذشته مناسبات نزدیک با کابل داشته است. ایران در صورت پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای با آمریکا، به امنیت در افغانستان خوش‌بین خواهد بود. از سوی دیگر گسترش نفوذ داعش به عنوان تندروهای شیعه‌ستیز در خاک عراق، سبب نگرانی جدی ایران است و به نظر می رسد که از تلاش‌ها برای جلوگیری از رشد داعش در افغانستان پشتیبانی خواهد کرد.

روسیه

از آغاز دهه‌‌ ۱۹۸۰ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بیشترین استفاده از تندروی اسلامی در برابر شوروی سابق و روسیه‌ پس از جنگ سرد صورت گرفته بود. این حربه تا گریبان روسیه در قفقاز و چچین رسیده بود، اما با حادثه‌ یازدهم سپتامبر فضا تغییر کرد و آمریکا خود را بیشتر از روسیه در دشمنی با تندرویی اسلامی یافت و روسیه، از نقش آمریکا در جنگ افغانستان حمایت کرد.

با این حال، روسیه از ناحیه‌ قاچاق مواد مخدر که در افغانستان تولید می‌شود، بیشترین آسیب را دیده است و تداوم جنگ در افغانستان، آسیب‌پذیری آن کشور را بیشتر می سازد. به همین دلیل هیچ زمانی با قاطعیت خواهان خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان نشد و همیشه از عبارت "خروج مسئولانه" استفاده می‌کند.

پس از ۱۳ سال جنگ آمریکا در برابر دهشت افکنی، آیا ممکن است درگیری غرب با روسیه در اوکراین، بار دیگر سبب تغییر جناح‌بندی دوطرف در برابر تندرویی اسلامی شود؟ و آیا تندروی اسلامی هنوز می‌تواند به عنوان حربه علیه مرزهای جنوبی روسیه در آسیای میانه و قفقاز استفاده شود؟

پاسخ مثبت به این دو پرسش می‌تواند تمام خوشبینی به فرضیه‌های پیروزی گفت‌وگوهای صلح با پاکستان و طالبان را تغییر دهد و طیف تندروی اسلامی از وزیرستان شمالی تا مرزهای جنوبی روسیه در آسیای میانه و قفقاز سربازگیری کند.

__________________________________

آزمون دیگر برای این روند، بهار سال ۱۳۹۴ است. طالبان معمولا در بهار و تابستان، حملات گسترده را علیه نیروهای داخلی و بین‌المللی به‌راه انداخته اند. در پایان هفته‌ گذشته رئیس سازمان جاسوسی آمریکا، هشدار داد که احتمالا طالبان آماده‌ اشغال مناطق گسترده‌ی افغانستان در بهار پیش‌ رو خواهند بود.

_________________________________

اگر طالبان همچنان به حملات خونین خود بالای نیروهای نظامی و مردم افغانستان ادامه دهند، خوشبینی رهبری کنونی افغانستان به پاکستان، تبدیل به یأس خواهد شد؛ در افکار عامه حلقه‌های نزدیک به حامد کرزی و بدبینی او نسبت به پاکستان از حمایت بیشتر برخوردار خواهد شد و این می تواند به معنای گسترش دوباره‌ نفوذ هند در کابل و تداوم تقابل با پاکستان باشد.