بی‌ثباتی طالبان می‌تواند تجارت تریاک را قوت ببخشد

حق نشر عکس Getty
Image caption بخش عمده‌ای از درآمد طالبان از داد و ‌ستد تریاک حاصل می‌شود

ملا منصور، رهبر و فرمانده ارتش هزاران نفری طالبان در بی‌کسی کشته شد.

صبح شنبه گذشته (۲۱ مه، اول خرداد)، ماشین کهنه ملا منصور – یک تویوتای کورولای سفید، ماشینی که در افغانستان زیاد دیده می‌‌شود – در صحرای خشک بلوچستان پاکستان، هنگامی که خودش پشت فرمان بود، هدف حمله پهپاد آمریکایی قرار گرفت.

تنها چیزی که برجا ماند لاشه سوخته‌ ماشین در کنار جاده بود.

باراک اوباما از این حمله به عنوان "پیشرفتی مهم" یاد کرد، اما نمی‌شود به راحتی‌ تحلیل کرد که منظور او از این پیشرفت چه بوده است.

واضح‌ترین سوالی که مطرح می‌شود این است که پس از کشته شدن ملا منصور چه بر سر طالبان می‌‌آید.

پنتاگون اعلام کرد که هدف از کشتن ملا منصور، حذف او به عنوان مانعی بر سر راه آشتی‌ و مصالحه طالبان با آمریکا بوده است اما معلوم نیست که رهبر جدید طالبان راه را برای مذاکرات صلح بیش از پیش باز کند.

ملا هبت‌الله آخندزاده، معاون ملا منصور بود و به گفته طالبان رویکردی مشابه رهبر پیشین طالبان دارد.

همچنین انتصاب آخندزاده به عنوان رهبر این گروه به این معنی نیست که اختلافات بر سر جانشینی به جنگ منتهی نخواهد شد.

بعد از مرگ ملا عمر، بنیان‌گذار طالبان، منصور برای جلوگیری از تجزیه طالبان به گروهک‌های مستقل با دشواری فراوانی روبرو شد.

این می‌تواند به افزایش بی‌‌ثباتی در افغانستان، دامن زدن به اختلافات و استحکام موقعیت شورشی‌ها منجر شود.

سوال بعدی این است که مرگ ملا منصور چه تاثیری بر روابط آمریکا و پاکستان خواهد داشت - روابطی‌ که نقشی تعیین‌کننده در مبارزه با تروریسم جهانی دارد.

این حمله نشان می‌دهد که آمریکا از دست مقامات پاکستانی به ستوه آمده است. آن‌ها نه تنها در آوردن طالبان به میز مذاکره موفق نبوده‌اند، بلکه گفته می‌شود رهبران طالبان را پناه هم می‌دهند.

در واقع قتل ملا منصور می‌تواند پیشرفت مذاکرات صلح را با مشکل روبه‌رو کند.

روز دوشنبه سفیر آمریکا به وزارت خارجه پاکستان فراخوانده شد تا راجع به اتفاقی که مقامات این کشور "نقض تمامیت ارضی پاکستان" می‌خواندند، پاسخ دهد.

موضع رسمی پاکستان این است که این حمله مانعی بر سر راه مذاکرات آینده خواهد بود.

مسئله بعدی تاثیر مرگ ملا منصور بر تجارت تریاک است - مساله‌ای که که عمدتا تاثیری فرامنطقه‌ای خواهد داشت.

این که حذف ملا منصور می‌تواند مبارزه برای ریشه کن کردن تریاک را آسانتر کند نتیجه‌گیری وسوسه‌انگیزی است.

حق نشر عکس Getty
Image caption ملا منصور در پایان هفته گذشته مورد هدف یک پهپاد آمریکائی قرار گرفت و کشته شد

ملا منصور زمینه را برای تبدیل طالبان از یک گروه متعصب مذهبی‌ که از خارج از کشور از آن حمایت مالی می‌شد، به چیزی کاملا متفاوت مهیا کرد.

پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، حمایت مالی‌ کشورهای خلیج فارس از طالبان کاهش پیدا کرد بنابراین طالبان نیاز به منابع مالی جدید پیدا کرد.

تصور می‌شود که ملا منصور منبع مالی‌ جدید برای طالبان فراهم کرده باشد – و در کنار آن خود و تبارش را هم پول‌دار کرده باشد.

جنبشی که او سال گذشته رهبرش شد حالا در عمل به یک کارتل میلیارد دلاری مواد مخدر تبدیل شده است تاجایی که افغانستان حالا از ۳ کشور برمه، لائوس و تایلند - معروف به مثلث طلایی – پیشی گرفته و به قطب اصلی‌ تولید تریاک در دنیا تبدیل شده است.

اما این ادعا که مرگ منصور به کاهش تولید تریاک در افغانستان منجر می‌‌شود جای بحث دارد.

گفته می‌شود که بیش از نیمی از تریاک افغانستان در ولایت هلمند، یکی‌ از مراکز اصلی قدرت طالبان، تولید می‌شود.

یکی از مقامات ارشد افغان به بی‌بی‌سی اذعان کرد که درگیری‌های شدید امسال در این ولایت هر گونه تلاشی را برای ریشه کن کردن تریاک منتفی کرده است.

با این حال شواهدی هست که نشان می‌دهد بعضی از کشاورزان کشت خشخاش را رها کرده‌اند و به محصولات کم‌درآمدتر روی آورده‌اند.

شاید یکی‌ از دلایل این قضیه آفتی بود که سال پیش کشت خشخاش افغانستان را به شدت تحت تاثیر قرار داد.

نگاهی‌ به الگوهای متغیر کشت محصول در بیابان‌های هلمند بیندازید. این عکس‌ها را "واحد ارزیابی و ارزش‌گذاری افغانستان" در اختیار ما قرار داده است و تغییرات میزان کشت خشخاش در افغانستان را در گذر زمان نشان می‌دهد.

حق نشر عکس Other

شواهد قابل ملاحظه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد کشت خشخاش در مناطقی هم که ظاهرا تحت کنترل دولت است افزایش یافته است.

هفته پیش به دیدن منطقه‌ای کشاورزی در شمال افغانستان که تنها نیم ساعت با مزار شریف فاصله داشت رفتم.

این شهر، با معیارهای افغانستان، به خوبی مدیریت می‌شود و طالبان هیچ وقت حضوری جدی در آن نداشته است اما همچنان به صورت علنی در آن خشخاش کشت می‌شود.

در گفتگو با مردم منطقه معلوم شد که نه تنها با کشت خشخاش در این منطقه مدارا می‌شود، بلکه پلیس و مقامات دولتی نیز فعالانه در ازای گرفتن بخشی از سود، از آن‌ حمایت و محافظت می‌کنند.

تازا میر، یکی از کشاورزان، به من گفت: "البته که مقامات می‌دانند ما خشخاش کشت می‌کنیم."

"آنها می‌بیند که ما خشخاش کشت می‌کنیم اما در قبال آن باید سکوت کنند. اقتصاد منطقه وضع خوبی‌ ندارد و مردم پول ندارند."

"مقامات می‌دانند که مردم تنها از کشت خشخاش است که می‌توانند درآمد قابل قبولی کسب کنند و می‌دانند که جلوگیری از این کار باعث عصبانیت مردم می‌شود."

میر می‌گوید اگر دولت محصول او و دیگر کشاورزان را نابود کند آن‌ها هم دست به شورش خواهند زد.

به گفته او "در این صورت مردم طغیان می‌کنند. راهی‌ باقی‌ نمی‌ماند جز این که سر به شورش بگذاریم که در این صورت اوضاع آشفته می‌شود."

کارشناسان کشت خشخاش می‌گویند که این الگو در دیگر نقاط کشور هم دیده می‌شود.

آنها می‌گویند کشت خشخاش نشانه‌ ضعف دولت و نتیجه ناچاری مقامات محلی برای پذیرش خواست کشاورزان است.

همان گونه که نمودار زیر نشان می‌‌دهد کنترل دولت مرکزی بر کشت تریاک به طور مداوم کاهش یافته است.

نکته جالب این است که از سال ۲۰۰۲ که سازمان ملل شروع به ثبت آمار کشت خشخاش در این کشور کرده، کشت خشخاش در سال ۲۰۱۴، یعنی آخرین سال ماموریت نظامی ناتو‌ در افغانستان، از دیگر سال‌ها بیشتر بوده است.

درست است ملا منصور دیگر حضور ندارد، اما از آنجا‌یی که هیچ تجارت پولسازی غیر از تولید تریاک در افغانستان وجود ندارد، اهمیت تجارت تریاک هم در مناطق تحت کنترل دولت و هم در مناطق تحت کنترل طالبان دائما افزایش یافته است.

این امر نشان می‌دهد که فارغ از این که رهبر طالبان چه کسی باشد، افغانستان احتمالا مرکز اصلی تولید تریاک دنیا باقی‌ خواهد ماند.

در واقع، انتظار می‌رود که امسال افغانستان بیش از مصرف جهانی، تریاک و در نتیجه هروئین تولید کند.

نتیجه مشخص است: هروئین به مقدار بیشتر و با قیمت کمتر به محله شما می‌رسد.