'درد و رنج' زن افغان را نقاشی می‌کند

  • محجوبه نوروزی
  • بی‌بی‌سی
'می‌خواهم واقعیت‌های جامعه و فریادهای که هرگز شنیده نشده‌اند، را به زبان رنگ بازگو کنم'

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

'می‌خواهم واقعیت‌های جامعه و فریادهای که هرگز شنیده نشده‌اند، را به زبان رنگ بازگو کنم'

یک نقاش افغان، زنان، اقلیت‌ها و آنعده افرادی را به تصویر می‌کشد که قربانی خشونت، تبعیض و سایر نارسایی‌های اجتماعی اند. این کار او برخلاف هنرمندانی است که بیشتر تلاش می‌کنند تصویری مثبتی هر چند درست یا نادرست از واقعیت‌ها در کشورشان ارائه کنند.

مراد شریفی در نمایشگاه‌اش که در اوایل ماه اوریل زیر نام "جنس دوم" راه افتاده گفته که قصد توهین به کسی را ندارد و یگانه هدفش به تصویر کشیدن مشقات و رنج‌های زنان هموطن‌اش یا همان "جنس دوم" است.

مراد شریفی یک پناهجوی افغان مقیم صوفیا، پایتخت بلغارستان است. او نقاشی‌های خود را زیر نام جنس دوم به نمایش گذاشت.

او که بیشتر از سه سال در اردوگاه مرکزی پناهجویان در صوفیا زندگی می‌کند تاکنون چهار نمایشگاه "با حمایت مردم" برپا کرده است. او قبلا در کشور سوئد هم سه نمایشگاه برپا کرده بود.

آقای شریفی نقاشی را به صورت حرفه‌ای یاد نگرفته است بلکه رنج‌ها، مشقات و تجربه‌های تلخ زندگی او را واداشته این همه احساسات‌اش را با رنگه‌ای درشت به تصویر بکشد.

او می‌گوید: "هرچند نقاشی‌هایم حرفه‌ای نیستند، اما پیامی که در خود دارند، باعث شده که توجه شماری از مردم مجارستان را به خود جلب کند."

از چهار نمایشگاهی که تا به حال از نقاشی‌های وی برگزار شده‌است، دوتای آنها در اردوگاه مهاجرین بوده، یکی در دفتر نمایندگی سازمان صلیب سرخ در آن کشور و یکی هم در پوداپست، پایتخت مجارستان.

این نقاش افغان تاکید می‌کند: "من به هیچ حزب و جناح سیاسی وابسته نیستم و نقاشی‌های من بیشتر درد و آلام هموطنانم، خشونت علیه زنان، خشونت های خانوادگی، تبعیض در مقابل اقلیت‌های دینی و مذهبی، دادگاه‌های صحرایی، تخریب آثار باستانی و اوضاع سیاسی افغانستان را بازگو می‌کنند."

بسیاری از نارسایی‌های اجتماعی در افغانستان خبرساز نمی‌شوند و اگر هم پوشش خبری پیدا کنند، اندکی بعد فراموش می‌شوند. اما مراد شریفی این باورها و سنت‌های ناپسند را که روزانه از میان محروم‌ترین طبقات جامعه قربانی می‌گیرند، به تصویر می‌کشد تا هرگز فراموش نشوند.

او در یک اثر نقاشی‌اش خواسته نشان بدهد که بافت اجتماعی افغانستان طوری با خشونت عجین شده که حتی از سنگسار هم در شماری از موارد استقبال می‌شود؛ در حالیکه زندگی یک زن به بیرحمانه‌ترین شکل آن در محضر عام گرفته می‌شود، تماشاچیان با شور هلهله از آن حمایت و استقبال می‌کنند.

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

'من در غربت غذا نخوردم تا پول‌هایم را پس‌انداز کنم و هزینه این تابلوها را دربیارم'

آقای شریفی می‌گوید:" تابلوهای من زندگی من اند. من در غربت غذا نخوردم تا پول‌هایم را پس‌انداز کنم و هزینه این تابلوها را دربیارم، با خونی دل نقاشی کرده‌ام. من بعضی روزها دوازده ساعت فقط برای ده یورو کار کردم تا هزینه تابلوهایم را تهیه کنم."

او خود را مدافع حقوق زنان میداند و می‌گوید برای اعاده حقوق زنان کشورش نقاشی می‌کند. او بعضی از سنت‌های رایج در افغانستان را نادرست می‌پندارد و می‌گوید مردسالاری یک فرهنگ ناپسند است که از مدتها پیش میراث مانده و باید از میان برداشته شود.

این نقاش افغان آروزهای زیادی دارد ولی محدودیت‌ها در کمپی که زندگی می‌کند، برایش دست‌وپا گیر است. او می‌گوید حتی شماری از مهاجران افغان در غرب فکر می‌کنند تابلوهای او خلاف باورها و سنت‌های رایج در افغانستان است و او را سرزنش می‌کنند.

آقای شریفی می‌گوید: "تابلوهای من برای فروش نیستند، محتوای آن‌ها بسیار غم‌انگیز اند و تقریبا تمامی آنها بازگو کننده دردهای زنان افغان به شیوه بسیار گرافیک است."

او تاکید می‌کند که برای تابلوهایش تبلیغ نمی‌کند و بیشتر علاقمندان کارهای هنری‌اش زمینه برگزاری نمایشگاه‌ها را فراهم می‌کنند.

آقای شریفی به این باور است که نقاشی‌هایش از نظر کیفی معیاری‌تر می‌توان باشند و او می‌کوشد کارهایش را بهبود ببخشد.

این نقاش افغان در مورد سبک هنری‌اش می‌گوید: "سبک من رئیالیسم است. می‌خواهم واقعیت‌های جامعه و فریادهای که هرگز شنیده نشده‌اند، را به زبان رنگ بازگو کنم."

او می‌گوید کارهایش آماتور ولی پیام‌اش به عنوان مدافع حقوق زن خیلی جدی است.

مراد شریفی از ولایت دایکندی افغانستان است و یک مدتی در کابل زندگی کرده و سازمان اجتماعی زنان دایکندی را نیز در آن شهر ایجاد کرده است. او می‌گوید رنج و مشقات زیادی را برای رسیدن به اروپا متقبل شده‌است و مهاجرت او را واداشته ناگفته هایش را به تصویر بکشد ولی آرزو دارد به عنوان مدافع حقوق زن شناخته شود نه به نام یک هنرمند یا نقاش.

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

'هر چند نقاشی‌هایم حرفه‌ای نیستند، اما پیامی که در خود دارند، باعث شده که توجه شماری از مردم مجارستان را به خود جلب کند'