بحران خشکسالی در سیستان، سیاست کار طبیعت را تمام کرد

همرسانی در Email همرسانی در فیسبوک همرسانی در توییتر همرسانی در واتس‌اپ

فرزانه بذرپور، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران به دلایل خشکسالی منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان و اهمیت بازنگری دولت در سیاست های اقتصادی کشور برای حل این بحران پرداخته است.

Image copyright Thinkstock
Image caption خشکسالی یک پدیده اقلیمی موقت است ولی وقتی علیرغم کمبود بارش از ذخایر آبی بیش از اندازه استفاده شد، دیگر بحرانِ خشکسالی نام میگیرد. در تعریف علمی «خشکسالی» به دوره های پیوسته کم بارشی میگویند که رطوبت کافی به خاک نمی رسد و به تدریج با تبخیر همان رطوبت اندک، زمین با خشکیدگی مواجه میشود. میزان رطوبت خاک به موازنه ی میان بارش و میزان تبخیر وابسته است

روزگاری سیستان را انبار غله ایران می گفتند و در تاریخ آمده که این دشت تفتیده امروز، روزی جنگلی سر سبز بوده است. امروز منطقه سیستان با تغییرات اقلیمی شگرفی مواجه است که ممکن است، همه این منطقه وسیع را به کویری لم یزرع و برهوتی بی مردم تبدیل کند. خشکسالی و بیکاری و بی آیندگی در سالهای اخیر ۲۵ درصد جمعیت استان سیستان و بلوچستان را به کوچ واداشته است. مردم منطقه دیگر حتی شهرهای زابل و زاهدان را نیز محل مطمئنی برای اقامت نمی بینند و مهاجرت از این دو شهر بزرگ استان سیستان و بلوچستان به نواحی خراسان و حاشیه های مشهد، رشد قابل توجه ای داشته است.

اما چرا سیستان چنین بلازده شده است و آیا می توان کاری کرد و شرایط را تغییر داد بلکه سیستانی باقی ماند و در غبار افسانه از یاد نرود.

باد ماند و خاک

خشکسالی یک پدیده اقلیمی موقت است ولی وقتی علیرغم کمبود بارش از ذخایر آبی بیش از اندازه استفاده شد، دیگر بحرانِ خشکسالی نام میگیرد. در تعریف علمی "خشکسالی" به دوره های پیوسته کم بارشی میگویند که رطوبت کافی به خاک نمی رسد و به تدریج با تبخیر همان رطوبت اندک، زمین با خشکیدگی مواجه میشود. میزان رطوبت خاک به موازنه میان بارش و میزان تبخیر وابسته است. در فواصلی از سال که بارندگی کاهش داشته و دمای هوا هم افزایش می یابد رطوبت خاک هم به حداقل میرسد. متاسفانه منطقه سیستان به دلیل تغییرات اقلیمی و کاهش سطح بارندگی به مدت بیست سال متوالی با درجاتی از خشکسالی روبه رو شده است و اکنون به گفته مقامات، ۱۰۰ درصد این استان از خشکسالی متوسط تا بسیار شدید رنج میبرد.

طبق آمار هواشناسی، استان سیستان و بلوچستان با دریافت ۱۶.۹ دهم میلی متر بارش از ابتدای سال ۹۶ تا پایان آذرماه با کاهش ۶۴.۸ درصدی در رتبه دوم کم بارش ترین استان کشور بعد از یزد قرار گرفت. همچنین هواشناسی اعلام کرده بهار ۹۷ استان سیستان و بلوچستان شاهد افزایش دمای یک و نیم درجه ای خواهد بود که در نتیجه به خورندگی بیشتر خاک منجر خواهد شد. به این معنا که رطوبت خاک در قسمتهای کم فشار از بین میرود، خاک پوک شده و به صورت گرد از زمین بلند میشود. در سال ۹۶ بادهای ۱۲۰ روزه سیستان در نتیجه کاهش پوشش گیاهی و خورندگی خاک، تا ۱۹۶ روز ادامه داشت در حالیکه بر سرعت باد هم افزوده شده بود. توفان شن و ریزگردها که در دهه های گذشته فقط در فصول بهار و تابستان رخ میداد در سالهای اخیر در تمام طول سال و در هر زمانی که باد به سرعت ۷۰ کیلومتر بر ساعت میرسد، گستره بزرگی از سیستان را دربر می گیرد.

زمین داغ و هوا پر گرد است

مهمترین عاملی که اقلیم یک منطقه را تعیین میکند بسته به تابشی است که بر سطح آن می تابد. به دلیل تابش شدید خورشید در تابستان و فقدان پوشش گیاهی و مسطح بودن دشت وسیع سیستان، زمین گرمای شدید را جذب می کند و همین امر موجب افزایش دما میشود. تغییر در میزان جذب تابش در هر منطقه مراکز فشار مختلف می سازد و در نهایت سبب حرکت هوا میشود. اختلاف فشار بین مناطق پست و مرتفع در شرق فلات قاره ی ایران باعث وزش بادهای ۱۲۰ روزه شده و افزایش دما بر سرعت و تعداد روزهای وزش باد افزوده است.

براساس مطالعات دانشگاهی، علت اصلی وقوع باد صد و بیست روزه در سیستان، اختلاف فشاری است که در طول دوره گرم سال میان منطقه کم فشار پاکستان و پرفشار دریای خزر در شرق فلات قاره ایران ایجاد میگردد. مک ماهان در قرن نوزدهم درباره بادهای سیستان مینویسد "اگر منطقه ی شایسته عنوان سرزمین بادها باشد؛ آن سرزمین سیستان است." تغییرات اقلیمی بر میزان و سرعت وزش بادها افزوده، خاک بی رمق شده و کم آبی دشمن شماره یک مردم سیستان شده ولی میتوان آن را کنترل و مهار کرد اگر با شناخت مشکل و مدیریت صحیح، تدبیر جای تخدیر را بگیرد.

ریزگردها به ویژه توفان های شن جریان زندگی و معیشت را در سیستان مختل کرده و باعث مهاجرت مردم محلی به استانهای همجواری چون خراسان شده است. این تغییرات شدید اقلیمی اما نه تنها به سیاست سازگاری با اقلیم و مدیریت بهینه منابع آبی منجر نشد بلکه بهانه ی بهره برداری وسیع از سفره های آب زیرزمینی در دشتهای سیستان شد تا جانمایه اعماق خاک صرف آبیاری درخت پرتقال و خودکفایی در گندم شود. سیاستهای غلط حکومت در افزایش جمعیت بر خانوارهای سیستانی افزوده و نرخ رشد ۱.۸۴ درصد در سیستان خشکیده به امید یارانه و حقابه و کشاورزی سوبسیدی به تقاضای بیشتر آب منجر شده است.

هیرمند شریان حیات سیستان

یکی از عواملی که پیوسته درباره بحران آبی سیستان از طرف دولت مطرح میشود، عهدشکنی افغانستان بر سر حقابه ایران از هیرمند است. رودخانه ی هیرمند بزرگترین و مهمترین رودخانه افغانستان است که از شرق، وارد خاک ایران شده و به رود پریان و تالاب هامون می ریزد. وابستگی آبی دشت سیستان به هیرمند از زمان جدایی هرات به این سو همواره منشا اختلاف بوده و مذاکرات بین دولتهای افغانستان و ایران گاه با میانجیگیری بریتانیا و گاهی آمریکا و در سالهای اخیر سازمان ملل پیش رفته است.

ایران همیشه مدعی و خواهان مذاکره بوده چون قراردادها و معاهدات فیمابین را متناسب با نیازهای آبی سیستان نمی دانسته و اغلب از نتیجه ناراضی بوده است و همین زمینه مذاکرات بیشتر و انعقاد قرارداد تازه شده است. در آخرین معاهده ای که در سال ۱۳۵۱ بین دو کشور منعقد شد حقآبه ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه در نظر گرفته شد که حدود ۸۲۰ هزار متر مکعب در سال است. این درحالی است که بنابر گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در سال ۸۴ میزان نیاز منطقه سیستان به آب اعم از شرب، صنعتی، خدماتی، تولیدی و کشاورزی در طول یک سال در حدود ۸/۱ تا ۲ میلیارد متر مکعب است. در گزارش مرکز پژوهش‌ها تأکید شده است: برای جوابگویی به نیازها و رعایت حقوق مسلم مردم منطقه سیستان باید معاهده جدیدی مطابق با حقوق عرف بین‌الملل در خصوص رودهای مرزی تهیه، تدوین و جایگزین معاهده فعلی شود.

بیشتر بخوانید:

البته این پیشنهاد با توجه به حساسیت موضوع هرگز به طور رسمی توسط تیم سیاست خارجی ایران دنبال نشد و آنچه در این سالها بر آن مستمر تاکید شده درخواست برای اجرای تمام و کمال معاهده ۱۳۵۱ از سوی افغانستان و تضمین حقابه ایران بنا بر توافق صورت گرفته است. ایجاد کارگروه مشترک ایران و افغانستان برای احیای تالاب هامون درخواست برای حقابه طبیعت است تا با زنده نگه داشتن تالاب از بیابانی شدن زیستگاه تاریخی سیستان جلوگیری شود. در آنسوی مرز، دولت نوپای افغانستان در عطش توسعه و مدیریت بهینه ی منابع آبی خود اقدام به سد سازی برای تولید برق و آبیاری زمین های زراعی کرده است که به دلیل نادیده گرفتن شرایط اقلیمی در سیستان موجبات خشم و اعتراض مردم محلی و واکنش دولت ایران شده است.

Image copyright Mehr
Image caption در قدم بعدی برآورد ارزش اقتصادی هر محصول کشاورزی و محاسبه میزان آب مصرفی آن در مناطق خشکی چون سیستان حائز اهمیت ویژه است. هر یک کیلوگرم هندوانه ۵۰۰ لیتر آب مصرف میکند که ارزش آب مجازی آن معادل ۲۲۵ هزار تومان است. این در حالی است که سیستان برای سالیان قطب تولید هندوانه در کشور بوده و بالاخره در سال ۹۶ دولت موفق شده کشت این محصول را تنها ۲۰ درصد کاهش دهد. ممنوعیت صادرات این محصول ضروری است ولی میبینیم که ایران رتبه ی نخست صادرات هندوانه در جهان را داراست.

زراعت به قیمت نابودی همه چیز

عامل انسانی دلیل دیگر تشدید خشکسالی، بهره برداری بی رویه از آبهای زیر زمینی است. استفاده بی رویه از آبهای زیر زمینی برای بالا بردن سطح زیر کشت فشار مضاعفی را بر منابع آبی وارد ساخته و این فشار فزاینده باعث افت فاحش سفره های آب زیر زمینی شده است. طرفه اینکه سیاست خودکفایی که با سوبسید دولتی همراه بود، کشاورزی را در رتبه نخست مشاغل سیستان قرار داده است و به رغم خشکسالی های متوالی، مدیران محلی همچنان به ظرفیت استان سیستان و بلوچستان برای تولید همه محصولات باغی مفتخرند. کشت محصولات آب بری چون گندم و جو با استفاده از سفره های گرانبهای آب زیرزمینی، غفلت از خشکیدگی تالاب هامون و به زیر کشت بردن بخش وسیعی از زمین های زراعی منطقه درحالیکه منابع آبی تنها برای ۵۰ هزار هکتار از ۱۲۰ هزار هکتار زمین زراعی سیستان در دسترس بوده است، نشان از عدم مدیریت تقاضای آب و بی اعتنایی به شرایط اقلیمی و منابع تولید است.

خشکسالی و کمبود آب در سیستان هم از لحاظ زیست محیطی و هم از نظر اقتصادی- اجتماعی به این سرزمین تاریخی صدمه زده است. محیط زیست تشنه از کاهش بارش و فرسایش خاک به تدریج خالی از مواد آلی و پوک شده است. گونه های نادر جانداران و تنوع زیستی منطقه به دنبال خشک شدن تالاب هامون در معرض نابودی هستند. و گرد و غبار نفس شهرها را گرفته است.

کمبود آب باعث از بین رفتن کشاورزی و دامداری در منطقه شده و بیکاری و فقر را گسترش داده است. دولت توان مالی برای جبران خسارت کشاورزان بیکار را ندارد درحالیکه بسیاری از زارعین و دامداران به دلیل کاهش شدید درآمد به سیستم بانکی کشور بدهکارند. بیش از سه هزار روستای استان با ۳۴۷ هزار نفر جمعیت فاقد هرگونه سامانه آبرسانی است و آب آشامیدنی ساکنان با تانکر تامین می شود که این نیز اغلب با کندی و تاخیر صورت میگیرد. ﮔﺴﺘﺮش قاچاق کالا و مواد مخدر از مرزهای شرقی و ﮔﺴﺘﺮش ﺑﻴﻤﺎریهای تنفسی و چشمی ناشی از گرد و غبار از دیگر نشانه های خشکسالی ست. با این همه در آخر سال ۹۶ به دستور رهبری ده میلیارد دلار اعتبار برای آبیاری مناطق مرزی از صندوق ذخیر توسعه برای تضمین اقتصاد مقاومتی و آنچنان که رهبر میخواهد تولید همه چیز در داخل، اختصاص داده شد تا کشاورزی سوبسیدی به رانت نفتی بماند.

چه باید کرد

دولت در ایران همواره نقش میرآبی ایفا کرده است و استبداد در کشور خشک و نیمه خشکِ ایران ابتدا نقش میرآب و در مقیاس بزرگتر نام دولت گرفته است. میراب در مقام دارنده و حافظ منبع آب، وظیفه تقسیم و توزیع مایه حیات را برعهده داشته است. دولت در ایران اگرچه مدرن شده ولی همچنان وظیفه میرابی و مدیریت توزیع آب را با سدسازی و پروژه های انتقال آب ادامه داده و آب به تدریج مبدل به رانتی شد که دولت به مردم می داد تا سلطه اش را حفظ کند.

اصلاح سیستم میرآبی نیاز به اصلاح اندیشه در میان دولتمردان دارد. در قدم اول باید کارکرد دولت ازمدیریت عرضه به مدیریت تقاضا تغییر جهت یابد و دولت به جای توزیع آب، سعی در کنترل و پایین آوردن تقاضای آب کند. از جمله اقدامات برای کاهش تقاضای آب؛ کنترل جمعیت و پایین آوردن مصرف است که نیازمند بازنگری در سیاستهای رشد و توزیع جغرافیایی جمعیت می باشد.

قدم دوم اجرای الگوی کشت بهینه و در نظر گرفتن مزیت نسبی در تولید و افزایش بهره وری اقتصادی در بخش کشاورزی است. اگرچه این سیاست دستوری به ثمر نمی نشیند و نیاز به توجیه، آموزش و جلب مشارکت کشاورزان سیستانی دارد. با این وجود هنوز دولت الگوی کشت مشخصی را برای هر منطقه به منظور سازگاری با کم آبی تدوین نکرده و تنها به اصلاح بذر گندم و تشویق به تولید خرما بسنده کرده است. تا وقتی حکومت، سیستانِ تشنه را انبار غله میخواهد و بر خودکفایی اصرار دارد، سیاست اصلاح الگوی کشت ره به جایی نمیبرد.

در قدم بعدی برآورد ارزش اقتصادی هر محصول کشاورزی و محاسبه میزان آب مصرفی آن در مناطق خشکی چون سیستان حائز اهمیت ویژه است. هر یک کیلوگرم هندوانه ۵۰۰ لیتر آب مصرف میکند که ارزش آب مجازی آن بالا است. این در حالی است که استان سیستان و بلوچستان برای سالیان قطب تولید هندوانه در کشور بوده و بالاخره در سال ۹۶ دولت موفق شده کشت این محصول را تنها ۲۰ درصد کاهش دهد. ممنوعیت صادرات این محصول ضروری است ولی میبینیم که ایران رتبه نخست صادرات هندوانه در جهان را داراست.

چهارمین راهکار کاشت گیاهان در اعماق پایین خاک است که در مناطق خشک به کاهش مصرف آب کمک میکند. بنابراین کشت در عمق پایین تر حداقل ۴۰ سانتی متر در مناطق بیابانی و خشکی چون سیستان هم به پوشش گیاهی منطقه برای مقاومت در برابر بادهای موسمی کمک میکند و هم ریشه گیاه باعث افزایش بیومس گیاهی میشود.

راه حل پنجم، پذیرش این واقعیت است که مردم افغانستان حق دارند برای توسعه صنعتی و کشاورزی از منابع آبی شان استفاده ی موثر کنند. پس به جای اعتراض و تهدید زمینه را برای گفت و گو و تعامل به منظور مدیریت مشترک حوضه رودخانه هیرمند فراهم کرده و نگاهی منطقه ای به سیستان بزرگ در دوسوی هیرمند داشته باشیم و به جای منافع ملی یکسویه، منافع حوضه آبی را به لحاظ اقتصادی و زیست محیطی ملاک سیاستگذاری قرار دهیم.

راه حل های تسکینی دولت که چشم مراقب خودکفایی آنرا می پاید تنها به سیاست بهره وری بهینه تولید ختم شده تا بلکه با بذر اصلاح شده و تولید گلخانه ای و انتقال آب مانع از مصرف بی رویه سفره های آب زیرزمینی شود. این در حالی است که عیسی کلانتری وزیر سابق جهاد کشاورزی در مصاحبه ی گفته است: با منابع آبی موجود و در صورت استفاده از مدرن ترین تکنولوژی های صنعتی و حتی با بهره وری ۱.۵ درصد تا سال ۱۴۰۴ تنها میتوانیم برای ۳۳ میلیون غذا تولید کنیم و این جمعیت ۸۰ میلیونی به وارادت ناگزیر است.

راه حل نهایی اما سیاسی است و آن تغییر نگرش به جامعه ایران و دنیاست. تعامل با همه کشورهای جهان و رفتن به سوی توسعه ای پایدار که از باد و باران گزندی نبیند.