هفته هنر فرهنگ، تعقیب موسیقی خیابانی، زندانیان با نام و بی‌نام

گرمای خرماپزان، همچنان در هواست. مدام آتش به جان جنگل‌ها می‌افتد و زاینده رود همچنان خمیازه می‌کشد از بی‌آبی. باز خبر و سخن از مبارزه با بدحجابی است و روان شدن گشت‌های عفاف و حجاب.

امسال موضوعی تازه نیز بر اتهام‌ها افزون شده و آن ارسال فیلم درگیری با ناهیان منکر است برای "رسانه‌های بیگانه". گفته‌اند سه زن به همین اتهام باید سال‌ها در زندان بمانند.۳۵۰ فعال فرهنگی و هنری هم به سران سه‌قوه نامه نوشته‌اند که در حکم ارس امیری تجدیدنظر کنید.

حال دنیای نمایش اما بد نیست. چند نمایش که با استقبال تهرانی‌ها روبرو شده بود راهی شهرهای دیگر شده، روزنامه‌های سیاسی کم مشتری از هنر و فرهنگ مدد گرفته‌اند برای جلب خواننده: زادروز مسعود کیمیایی یا محمود دولت آبادی.

حق نشر عکس Irna
Image caption هنر در خیابان

مبارزه با موسیقی خیابانی

از زمستان پیش و همزمان با جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی، جوانان مشق کرده و ساز آموخته - دختر و پسر- در خیابان‌های اصلی شهرهای بزرگ ظاهر شدند و روحی به خیابان‌ها دادند. شهرداری‌ها میدان دادند به موسیقی خیابانی که در رشت و ساری با حرکات موزون رهگذران همراه شد. اما مطابق یک آیین چندین ساله ابتدا امام جمعه مشهد و همدان و بعد یکی از علمای قلم و سرانجام دادستان وارد موضوع شدند و به دستگیری موسیقدانان خیابان تهدید کردند.

وقتی فرماندار تهران اعلام کرد گروه‌های موسیقی که در خیابان‌ها اقدام به اجرای موسیقی می‌کنند برای فعالیت‌شان باید مجوز داشته باشند، فغان از عارف و عامی برخاست و عیسی فرهادی اکتفا نکرد و گفت موسیقی خیابانی تبدیل به تکدی گری مدرن شده است. مریم نراقی در روزنامه شهروند نوشت: "پشت چراغ قرمز هرگز از مزاحمت متکدیان مختلفی که با اشکال متفاوتی جلوی راهت سبز می‌شوند در امان نیستی. مجبور می‌شوی به یکی پول بدهی از یکی دستمال بخری و از دیگری گُل. چطور اولین اقدام برای مبارزه با تکدی گری، محدود کردن گروه های موسیقی خیابانی شده است؟"

دبیر فرهنگی روزنامه شهروند تاکید کرد بیان این‌که نوازندگان موسیقی خیابانی متکدی هستند، نشان می‌دهد که شناختی از موسیقی وجود ندارد. موسیقی خیابانی گونه‌ای از موسیقی و هنر شهری است که از گذشته تا امروز در کشورهای مختلف وجود داشته است. در جوامع مختلف کمتر کسی را می‌توان یافت که در طول زندگی خود نوازندگان و خوانندگان خیابانی در خیابان‌ها و اماکن عمومی ندیده و صدای سازشان را نشنیده باشد. چه رسد به شهرهایی که وزیر بهداشت در جمع روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی درباره اهمیت سلامت روان گلایه کرد که در جامعه، شادی نداریم و باید فضای غم انگیز گریه و ضجه را شکست و تلطیف کرد.

حق نشر عکس Z.Safavian
Image caption نمایش اوستاد نوروز پینه دوز

اوستاد نوروز مدرن

بعد از اجراهایی چون جیجک علیشاه و جعفرخان از فرنگ برگشته، بار دیگر رحمت امینی به سراغ یکی از نمایشنامه‌های ایرانی دوران گذشته رفته است. نمایش اوستا نوروز پینه دوز که احمد کمال الوزاره محمودی نویسنده آن است و مردم هفتاد سال پیش آن را دیدند و این بار حامد مکملی نمایش را بازنویسی کرده است. روایت پینه‌دوزی بینوا که بی‌وقفه در تمنای ازدواج‌های مکرر است و زندگی خود و خانواده‌اش را تا مرز نابودی به پیش می‌راند. همان کلیشه مرد هوسران و زنانی که با پناه بردن به جادو و مکر، می‌خواهند زندگی‌شان را نجات دهند. این بار مناسبات درونی نمایشنامه تغییر یافته و از یک چشم‌انداز معاصرتر روایت می‌کند.

جمشید ملکپورمدرس و کارگردان تئاتردر این باره نوشته: "با شناختی که از متن داشتم با احتیاط به دیدن نمایش اوستاد نوروز پینه دوز رفتم. چرا که مطمئن نبودم که کارگردان چه شیوه‌ی اجرایی برای این متن انتخاب کرده است که اثر بتواند با مخاطب امروزی رابطه برقرار کند و همینطور ارزش‌های اجرایی آن به نمایش گذاشته شود. چنین متن‌هایی به راحتی می‌توانند کارگردان را گمراه کرده و ساده‌انگارانه تلقی شوند.

حق نشر عکس M.B.Photo
Image caption محمود دولت آبادی و مسعود کیمیایی در زادروزهایشان

مسعود دیگه آن مسعود نبود

در زادروز مسعود کیمیایی سینا خزیمه در شرق نوشت: "شاید هفت‌ساله بود که شد آن چیزی که باید می‌شد. حسن‌آقا برادر بزرگ بود که مسعود را به آن جنونکده‌ای برد که پرده‌ای نقره‌ای داشت و دست‌های النگودار زنی که از سوراخی، بلیت می‌داد. مسعود فکر می‌کرد که آنجا آمده‌اند برای عزا‌داری، اما نور و تصویر بود که فهماندش آنجا کجاست؛ نوری که از اتاقک بالای سرشان می‌پاشید کنجکاوی داشت. حسن آرام گفته بودش "اینجا سینما مایاکه". فیلم که تمام شده بود و بیرون آمده بودند، دیگر این مسعود، مسعود قبل نشد. آواره کوچه‌ها و سینماها و کتاب‌فروشی‌های سال‌های بعد بود."

در این گزارش که نگارش آن به سبک نگارش و گفتار مسعود کیمیایی نزدیک است از روزگاری حکایت می‌کند که کارگردان قیصر دارد به بیست سالگی می‌رسد که: "جوان بودند که به در و دیوار زدند تا بشود تا آنچه باید بشود. به قول خودش "تا شدند تا شد". سینمای ایران آن روزها چیزی نبود جز همان فیلمفارسی و رقص و آبگوشت و بزن‌بزن. کیمیایی که از آن جنس نبود. آن سال‌ها هنر و ادبیات این مملکت مثل همه جای دنیا بعد ازسرگذراندن جنگ‌ها و تباهی‌ها دوشاخه بود. این‌طور بود که دیگر رقص و آواز و آبگوشت جایش را به خیابان و خشونت و خون و تباهی و فقر داد در نسل جدید روشنفکران و هنرمندان."

اما برخلاف کیمیایی، خالق کلیدر به دنیای جوان‌ها، دنیای دیجیتال راه دارد چنان که در زادروزش، برخی فرصت یافتند تا در کانال وی در تلگرام حس‌های خود را بیان کنند.

حق نشر عکس MOHSEN_OMRANI@
Image caption ارس امیری به ده سال محکوم شد

زندان ارس و گلایه نیما صفار

تندترین خبر هفته پیش آشکار شدن حکم ده سال حبس بود برای ارس امیری لاریجانی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر در دانشگاه کینگستون لندن که به دلیل همکاری با شورای فرهنگی بریتانیا، سرانجام به اتهام جاسوسی به ۱۰سال زندان محکوم شد.

این بار ۳۵۰ فعال فرهنگی و هنری صاحب نام در نامه‌ای به سران سه‌قوه ضمن حمایت از این دانشجوی جوان، خواستار آن شدند که در حکم ارس امیری تجدیدنظر شود.

آن‌ها نوشته‌اند: "افرادی چون ارس امیری که هنر ایران را به مردم جهان می‌شناسانند، شایسته حمایت و قدردانی‌‌اند، نه زندان و تهمت و محرومیت."

افرادی همانند حسین علیزاده، مریم زندی، مراد فرهادپور، محمد رضایی‌راد، هدیه تهرانی، قطب‌الدین صادقی، بهزاد فراهانی و لیلی گلستان از جمله امضاکنندگان این نامه‌ بودند.

حق نشر عکس Herananews
Image caption نیما صفار فعال فرهنگی

نیما صفار فعال فرهنگی بیشتر حرف خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسد. دو سال پیش وی و روزبه گیلاسیان و الهه سروش‌نیا به جرم شرکت در یک محفل دورهمی هفتگی بازداشت و بعد از چند ماه که در زندان اطلاعات گلستان بودند به قید وثیقه آزاد شدند.

اما نیما صفار بار دیگر این راه را پیمود و دادگاه تجدیدنظر استان هم حکم هشت ماه زندانش را تایید کرد. اما بعد از اعلام این خبر در فضای مجازی نامه‌ای خطاب به اهل هنر و ادب تهران نوشت: "این که می‌نویسم بیشتر یه گِلِگی یه از بروبکس ادبی-هنری تهران و شهرای بزرگ که نه از فضای به مراتب بازتری که نسبت به ما دارن استفاده می‌کنن و نه از تریبونایی که ما ازشون محرومیم."

حق نشر عکس Iranart
Image caption نیوشا توکلیان عکاس

خبر خوب هفته

اما هفته هنر و فرهنگ بی‌خبر خوب نماند. به نوشته روزنامه سازندگی مهمترین خبر هنری این هفته ایران را می‌توان پذیرفته شدن نیوشا توکلیان به عنوان عضو دائم آژانس عکس مگنوم دانست. توکلیان پس از عباس عطار دومین عکاس ایرانی است که به عنوان عضو رسمی مگنوم شناخته می‌شود.

نیوشا توکلیان خبرنگار و عکاس ایرانی است. از سال ۲۰۰۲ عکس‌های وی در نشریات معتبر بین‌المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است. او عکاس خودآموخته‌ای است که عکاسی حرفه‌ای را در سن ۱۶ سالگی در نشریه زن آغاز کرد و در نشریات دیگر ادامه داد.

مگنوم فوتوز (آژانس عکس مگنوم) یکی از معتبرترین آژانس‌های عکس جهان محسوب می‌شود که پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط چهار عکاس مطرح جهان، رابرت کاپا، هانری کارتیه برسون، جرج راجرو دیوید سیمور تأسیس شد.