هفته هنر و فرهنگ با صدای بیضایی از دور، نوای دف از نزدیک

هفته‌ای که در فرهنگ و هنر گذشت، شادی دف زنان و آواز کردی و فارسی و عربیشان، مردم را در میدان بزرگ سنندج به شادی کشاند، اما رقص کارگران پتروشیمی ماهشهر، اعتراض امام جمعه را در پی آورد. پیام کوتاه بهرام بیضایی از دور رسید اما روشن و موثر بود. برای زندانی شدن نوبت زنان عکاس رسید. مجلات همچنان از کمبود کاغذ در شکوه و دچار کمبودند، گرچه کتاب‌های خوب با ترجمه‌های درست و خواندنی فراوان شد. با نزدیک شدن به ماه محرم، کنسرت‌ها و نمایش‌های شاد برای یک ماهی نخواهد بود.

حق نشر عکس bultainnews
Image caption بهرام بیضایی

پیامی از دور

هجدهمین جشن سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان، پژوهشگران خانه تئاتر آخر هفته عصر پنجشنبه، در سالنی برگزار شد که نام عباس کیارستمی بر آن است. در شروع مراسم با پخش کلیپی از سخنان اهالی سینما و تئاتر، از سعید پور صمیمی هنرپیشه قدیمی نمایش و سینما تقدیر شد.

در ادامه این مراسم کمیسیون ملی یونسکو-ایران از استاد بهرام بیضایی تقدیر کرد. حمید امجد به نیابت از نویسنده و کارگردان برجسته ایرانی که سال‌هاست در سان فرانسیسکو میهمان کسانی است که قدرش را بیشتر می‌دانند، جایزه را دریافت کرد و آنگاه با پخش یک فیلم بهرام بیضایی پیام کوتاهی خطاب به اعضای کمیسیون یونسکو و منتقدان، نویسندگان، پژوهشگران خانه تئاتر قرائت کرد. و این همان بخش از مراسم بود، که صدایش در گوش حاضران و غایبان فرهنگی پیچید.

بیضایی در این پیام با سپاس از سازمان یونسکو و اعضای انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر گفت: اگر به سال‌ها کاری از بر من برآمده، در جست‌و‌جوی جایزه و پاداش و بزرگداشتی نبوده است. هر چه کردم در جست‌و‌جوی پاسخ‌ها برای پرسش‌های بی‌شمارم بود، بی‌ توقعی از کسی و سازمانی. تا دانستم پاسخ پیش کسی نیست. از طرفی این انتخاب را، شایسته مدیران خشک اندیشی می‌دانم مواج در میان انکار تاریخی خود و خودبزرگ بینی که از ریشخند و تمایلات ایشان در اتلاف عمر هر کس کاری از او برآید، سرسخت‌تر شدم.

بهرام بیضایی در پایان پیام تفکر برانگیزش گفت: خوشحالم که امروز در پرسش‌های بیشمارم، تنها نیستم. چشم انداز پرسش از خود را از چشم دیگران دیدن به دیدن دیگران از چشم خود تغییر یافته است. نمایش معاصر ایران دیگر راهی را نمی‌رود که با بدبختی خلاقه دیگران اغاز کرده بود. قدر محبت‌های شما را می‌دانم و برای کسانی که جای بدل سازی‌های پوچ، در کار آزمون‌های دانسته تر و ریشه دار ترند، نیرویی پایان ناپذیر آرزو می‌کنم.

مجلس با صدای بیضایی پایان رسید که در جان حاضران پیچید: این جهان را چاره ای جز فرهنگ نیست.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption جشنواره جهانی دف نوازان

جشنواره نهم دف

میانه هفته جشنواره بین‌المللی دف نوازی در سنندج برپا بود. با میهمانانی از کشورهای دیگر. اما اجتماع بزرگ دف نوازان با عنوان "آوای دوست"، در بخش جنبی جشنواره در پارک استقلال سنندج برگزار شد. خبر دادند که ۳۰۴ اثر از آثار رسیده به این دوره از جشنواره، در بخش تکنوازی و مولودی خوانی و گروه نوازی بوده است. و سه گروه خارجی دف نواز هم میهمان پایتخت دف جهان شده‌اند.

گزارش‌ها نشان می‌داد در بخش تک نوازی ۴۸ اثر، در گروه نوازی ۱۳ اثر و در بخش مولودی خوانی ۷ اثر به مرحله نهایی جشنواره راه پیدا کردند. بیرون از رقابت‌ها، دف نوازانی از افغانستان، عراق، هندوستان و اقلیم کردستان عراق هم خود را به سنندج رساندند. جشن دف و رنگ بود چرا که زنان کرد با لباس‌های رنگ به رنگ میدان استقلال سنندج را به یک کارناوال دیدنی تبدیل کردند.

این جشنواره نهمین سال بود که در سنندج برپا شد.

حق نشر عکس Parichehr Djian
Image caption یک شب نیمه تابستان

شکسپیر شبی در نیمه تابستان تهران

آبروی آتن به بزرگی شه... آبروی بزرگی به عروسی شه... آبروی عروسیش، به عروسش هه... آبروی عروسش، به رقصش هه... آبروی رقص ش به دِلِنگ دولونگ شماست. پس آبروی آتن به دِلِنگ دولونگ شماست. آبروی آتن. بخشی از نمایش رویای یک شب نیمه تابستان شکسپیر که صدای قهقهه تماشاگران را به آسمان می‌برد.

نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» یکی از محبوب‌ترین نمایش‌های کمدی ویلیام شکسپیر، به کارگردانی مصطفی کوشکی، در تنظیمی خیره کننده، بار دیگر در تماشاخانه مستقل تهران روی صحنه رفت.

این نمایش با همین روایت، با ۱۶۳ اجرا در تهران یکی از آثار موفق سال‌های اخیر به شمار می‌رود.

در این نمایش: صبا ایزدپناه، سجاد باقری، سجاد تابش، خاطره حاتمی، شهروز دلافکار، امیرمهدی ژوله، رامین سیار دشتی، الهه شه‌پرست، غزل شجاعی، آزاده صمدی، محمد هادی عطایی، مصطفا کوشکی، هومن کیایی، علیرضا کی‌منش، نازآفرین کاظمی، روشنک گرامی، محمد صادق ملک، مجید نوروزی، آذین نظری نقش داشتند. بازی نویس هم باقر سروش بود.

میثم هنزکی بعد از شب اول نمایش نوشت: یک داستان با حال و داستان گویی باحال تر، به واسطه‌ی بازی‌های عالی و سرحال ، طراحی صحنه‌ی بی‌نظیر و خلاقانه، طراحی لباس و گریم سنگین و زمانبر که نشان از توجه وافر به کار و قائل بودن ارزش برای مخاطب دارد و همینطور طنز و کمدی شیرین و دلچسب مخصوص نیمه شب‌های تابستان.

به تاکید وی: صاف و ساده و بدون پیچ و تاب فلسفی نشستیم یک قصه ی جذاب دیدیم، راحت خندیدیم، از بازی‌ها و صحنه پردازی‌ها کیف کردیم و هیجان زده شدیم، آخرشم که به خوبی و خوشی تمام شد رفت پی کارش البته نه برای فیلسترات!

محمد کارآمد و اهل نمایش در یادداشتی در دیوار تیوال اول گله کرد که چرا نمایش این همه مصدوم می‌دهد مگر رینگ بوکس است و بعد خود می‌نویسد: بعد از دیدن نمایش کاملا متوجه شدم علت مصدومیت‌ها را. و چرا بازیگران گاه گاه تعویض می‌شوند.

مریم حاج محمدی هم در نقدی بر نمایش نوشت:طراحی صحنه بسبار خلاقانه و جذاب بود، آمادگی بدنی بازیگران حرف نداشت، شخصیت پردازیشان هم بسیار خوب بود، و هر کدام انصافا از جان مایه گذاشتند. حیرت کردم. سوال ذهنی‌ام این بود که بازیگران چطور می‌پرند در چاله و چه اتفاقی برایشان میافته. زیر دکور چه خبر است.

پارمیدا هم نوشته: واقعا از این نمایش لذت بردم ، آفرین به این آمادگی بدنی که من هرلحظه ترس داشتم اتفاقی برای بازیگران بیفتد با این‌همه تحرکی که داشتند .بازی‌های خوب و گریم‌های سنگین وجالب

حق نشر عکس Bokhara
Image caption شبی به یاد انجوی شیرازی

یاد استاد فرهنگ مردم

به همت بخارا و مدیرش علی دهباشی، در بیست و ششمین سال از درگذشت ابوالقاسم انجوی شیرازی یک شب با سخنرانی‌های شنیدنی* به یاد آن محقق حافظ شناس و دلسوز فرهنگ ایران گذشت.

انجوی شیرازی که در ابتدای دهه بیست به تبع پدر لباس روحانیت در برداشت، و در ادامه آن دهه شلوغ همراه با صادق هدایت و یزدانبخش قهرمان به گرداندن جمع‌های ادبی مشغول بودند و از همین رهگذر با حزب توده که در آن زمان مجمع راستین روشنفکران و اهل هنر بود، حشر و نشر داشتند.

انجوی بعد از مرگ صادق هدایت به یکی از دغدغه‌های وی که جمع‌آوری فرهنگ عامیانه بخش‌های مختلف کشور بود، جامعه عمل پوشاند. مرکز فرهنگ مردم را تاسیس کرد که بعد مدتی به زیر بخش سازمان رادیو تلویزیون منتقل شد و با تهیه برنامه‌های مرتب هفتگی رادیویی توانست حرکت مهمی در میان مردم روستایی و ایلات ایجاد کند و ضمن جمع‌آوری قصص و باورهای مردم، مردم را تشویق به حفظ میراث‌های منطقه خود کنند و مانع انهدام آن‌ها شوند.

در کنار این کار گسترده و پردامنه که نشان وفاداری انجوی شیرازی به دوستش صادق هدایت بود، وی تهیه یک دیوان حافظ کم غلط را وجه همت قرار داده بود. یازده سال هر سه شنبه مجلسی از ادبیان و حافظ شناسان در خانه خود برپا می‌داشت و هر جلسه، سه تا هفت غزل را با مقابله نسخ متفاوت و انتخاب اصلح مورد موافقت حاضران، قطعی می‌کردند. انتشار دیوان حافظ شیرازی کار انجوی شیرازی به گفته جمعی از حافظ شناسان از کامل‌ترین دیوان‌های چاپ شده است.

در پانزده سال قبل انقلاب، وی جز آن‌که جمع‌آوری فرهنگ عام را آموخت، با حضور در جشنواره توس، نشان داد که ارادتش فقط شامل همشهریانش حافظ و سعدی نیست.

مشخصه دیگر انجوی شیرازی که نامش را در نسل جدید هم زنده داشته است، پذیرش با روی باز نسل تازه محققان ادبیات، هنرمندان و روزنامه‌نگاران فرهنگی جوان و نسل بعد از انقلاب بود.

علی دهباشی به درستی در مراسم یادبود انجوی شیرازی از وی به عنوان کسی یاد کرد که در شروع کار کلک (بعدا بخارا) هر کار ممکن را به دوش گرفت و انجام داد. شماره‌های نخستین را غلط گیری کرد و نویسندگان و اهل ذوق را دعوت کرد تا شرکت کنند در انتشار نشریه‌ای که به تعبیر او با همت مدیرش امید آینده است. تشویق مدام احمد شاملو در تهیه و تکمیل فرهنگ کوچه، حضور با روی خوش در نشریاتی که تازه متولد شدند، خاطره وی را زنده نگاه داشته. برخی نشریات مانند آدینه هر نوروز سهمی از آداب نوروزی از وی داشتند که همواره تازگی داشت.

بخارا در این هفته شب‌هایی برای مارها و آبشارهای ایران هم برپا داشت تا شب گرامافون رسید و به شب عباس میرزا قاجار ختم شد.

نوبت به زنان عکاس رسید

در هجدهمین جشن سالانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر، جوایزی به قصد تقدیر در رشته‌های مختلف اهدا شد تا نوبت به عکاسان رسید. عکس‌هایی از پریناز آل‌آقا، مونا تهرانی موید و کیارش مسیبی نامزد شده بود. در نهایت پری‌ناز آل آقا جایزه رتبه نخست را به دست آورد. و انتخاب خانمی به خاطر ابتکار و جسارتش در ثبت لحظه‌های گذرا، وقتی معنادار بود که همزمان با ادامه حبس نوشین جعفری خبر رسید که عکاس زن دیگری هم دستگیر شده.

بعد از دستگیری دختران آزادی که با گریم به ورزشگاه آزادی رفته بودند، این هفته آشکار شد که فروغ علایی (۲۹ ساله و همکار روزنامه دنیای اقتصاد) نیز بازداشت شده است. علایی چندی پیش با مجموعه عکس «گریه برای آزادی» برنده‌ی بخش مجموعه عکس ورزشی جایزه‌ی ارزشمند ورلد پرس فوتو ۲۰۱۹ شد. عکس‌های او در بسیاری از نشریات معتبرجهان از جمله گاردین، چاپ لندن هم منعکس شد.

فاطمه جمال پور روزنامه‌نگار وقتی برای گزارش زلزله کرمانشاه رفته بود، در میان یادداشت‌های در تویتر نوشت: فروغ علایی را تو خرابه‌های سرپل دیدم آمده بود عکاسی، با لباس‌های خاکی و پاره و پای آسیب‌دیده. موقع عکاسی از مسکن مهر سقوط کرده بود و با آن حال داشت باذوق عکس‌هایش را میدید. پرسیدم با کی آمدی و شب‌ها کجا می‌خوابی،گفت تنها و تو چادر یه پیرزن و دخترش. با خودم گفتم عجب دیوونه خوبی.

جمعی از هواداران مبارزه مدنی و مسالمت جویانه زنان، در نامه‌ای یادآور زهرا کاظمی عکاس ایرانی - کانادایی شدند و از وی به عنوان اولین خبرنگارعکاس زن ایرانی نام بردند که کارش به اوین رسید. خانم کاظمی در سفری به تهران، برای تهیه گزارش از ناآرامی‌های دانشجویی سال ۸۲ در مقابل زندان اوین، به دستور سعید مرتضوی دادستان وقت تهران دستگیر شد و بعد از بازجویی سخت در انفرادی زندان اوین دیگر زنده از آن جا خارج نشد. انگشت اتهام به سوی سعید مرتضوی دراز شد اما وی مامور وزارت اطلاعات را مقصر دانست که وی در دادگاه از این اتهام تبرئه و پرونده‌اش هنوز در مراجع حقوقی بین‌المللی مفتوح است.

موضوعات مرتبط