هنر و فرهنگ هفته، از 'گرگ‌ها در فوتسال' تا پانصد شب بخارا

عاشورا حق نشر عکس H.Mersadi

هفته اول محرم، عزاداری ها آزادتر و پرهزینه تر از هرسال، با یاری موسیقی، نور، صدا و شعر برپا شد. چهل سال بعد از انقلاب، حکومتی با ایدئولوژی شیعی، مردمی را که اکثرشان در همین دوران متولد شده اند، به میدان می آورند.

در این هفته مرگ روزنامه نگاری جوان و خوشرو با نام خانوادگی شادمانی، که جدالش با سرطان و مرگ، در شبکه های اجتماعی منعکس می شد، تاثر نسل جوان روزنامه نگار را نشان کرد. اسدزاده و علیمحمدی دو هنرمند گرانسال، هریک با هفتاد سالی حضور در هنر، درگذشتند. ماهنامه بخارا پانصدمین شب خود را برپا داشت، تعداد بیشتری روزنامه با استفاده از شبکه های مجازی به تولید فیلم های کوتاه اقدام کردند. زندانیان عکاس و روزنامه نگار همچنان در حبس ماندند.

تعطیلی سالن ها و بازگشایی خیابان ها

اعلام شد در مقدم عاشورای حسینی که به عزاداری برای امام سوم شیعیان اختصاص دارد، سینماها در دهه اول محرم و دهه آخر ماه صفر تعطیل خواهند بود، و تمام این دو ماه سینماها از نمایش فیلم های طنز و کمدی منع شده اند، کنسرت های موسیقی تعطیل می شوند، مراکز گردشگری مانند ابیانه به بهانه کمبود جا، به روی گردشگرانی که هر سال برای تماشای مراسم عزاداری سنتی می روند، بسته اعلام شده. ساخت صدها ساعت فیلم و تغزیه و برنامه های تبلیغی، همراه با پخش مستقیم عزاداری های ریتمیک با وسایل مدرن کنسرت های میدانی در شهرهای مختلف، تمامی شبکه های تلویزیونی را پر می کند.

در چهلمین سال حکومت دینی، نسل تازه ای از شاعران مرثیه گو، خود را به رخ می کشند، تفاوتشان با کلیم کاشانی و محتشم در این است که این شاعران در مجلس عزاداری هم حاضرند و گاه خود نوحه خوان مراسم. استفاده از ترانه های قدیمی خوانندگانی که بیشترشان در سوی دیگر اقیانوس ها زندگی می کنند، جای خود را به ملودی های غربی، ترک و هندی داده که گاه اشعاری از سهراب سپهری، شهریار، نیمایوشیج و فریدون مشیری هم در میانشان شنیده می شود.

جشن های بسیجی

رضا اورنگ در همین میان با عنوان جشن های بسیجی اشاره کرد که مردم سراسر جهان به بهانه‌های مختلف جشنواره‌های رنگارنگ برگزار کرده و به شادمانی می‌پردازند. این جشن‌ها گاهی ریشه تاریخی دارند و گاهی مقطعی هستند. مثلا در ایران جشن نوروز و دیگر جشن‌های مشابه ریشه‌ای تاریخی دارند. در کنار جشن‌های ملی جشن‌های مذهبی نیز در ایران و دیگر کشورها برگزار می‌شود.

نویسنده سپس به انتقاد از جشن خانه سینما پرداخته و نوشته: جشن خانه سینما از جشن‌هایی است که هیچ گاه ضرورت آن احساس نشده،لااقل در مقطع کنونی،زیرا اتفاق خاصی در سینمای ایران رخ نداده است که برای آن جشن برپا کرد.ا گر روزی فیلم‌های ایرانی به باکس آفیس راه پیدا کرده و در سینماهای سراسر جهان،همزمان اکران شدند، باید جشن گرفت و پایکوبی کرد.

در ادامه مقاله آمده: امروز که سینمای ایران در بدترین وضع خود به سر می‌برد و با هزار و یک مشکل روبروست و اکثر مردم در مضیقه معیشتی به سر می‌برند، چه بهانه‌ای برای جشن گرفتن و ریخت و پاش بیت المال مردم وجود دارد. آیا دست و پا زدن اهالی سینما در مشکلات، جشن گرفتن دارد؟

حق نشر عکس Mehr

گرگ ها در فوتسال

نمایش گرگ ها، که به تعبیری پرمعناترین نمایش سال اخیر در صحنه نمایشی کشورست از ۴ شهریور در تالار حافظ اجرا شد و ۲ روز در هفته به زبان انگلیسی. در آخر کار هم اعلام گشت که یک ماه دیگر هم نمایش ادامه یابد.

دانیال خجسته کارگردان نمایش توضیح داده که این نوشته سارا دِلَپ نویسنده آمریکایی را که نامزد دریافت جایزه پولیتزر بود از آن رو برگزیده که از فضاسازی مدرن آن خوشش آمده. پس آن را ترجمه کرده و با یک گروه غیرحرفه ای - جز یکی - به تمرین مشغول شده. در حالی که تماشاگران نمایش همه تصدیق کرده اند که نمایشی پرکارست که تمرین بسیار و هماهنگی محکمی لازم داشته است.

داستان گرگ ها درباره تیم فوتسال دختران است که در حال آماده سازی خود برای بازی های انتخابی دانشگاه هستند و تلاش می کنند بتوانند از این طریق بورسیه شوند، اما با آمدن بازیکن تازه ای در جمعشان شرایط پیچیده ای برایشان رقم می خورد و باعث می شود که فصل را به مشکلاتی به پایان برسانند.

نمایش گرگ ها به کارگردانی دانیال خجسته، دراماتورژی مهناز کیومرثی اجرا شده و بازیگران عبارتند از سمانه نوراللهی، نیوشا نادری، ندا جبرئیلی، تینا پیرویسیان، مائده ایرجی راد، کاملیا حق‌وردیان، پگاه ابراهیمی، گل‌آرا مقدسی، کیمیا شهریه.

حق نشر عکس Ilna

جایزه برای فقط بخندید

در هفته ای که حکم سنگین زندان برای دو عکاس روزنامه نگار زن مرضیه امیری و نوشین جعفری که برای انجام وظیفه خبری خود دستگیر شدند، همچنان بهت عکاسان و روزنامه نگاران جهان را موجب شد و بیانیه هایی خواستار آزادی آنان شده اند، یک عکاس زن ایرانی برنده جایزه اولین جشنواره بین المللی عکس ارمنستان شد.

محبوبه فرج‌اللهی با اثر فقط بخندید برنده مدال برنز اولین جشنواره بین المللی عکس ارمنستان شد.

عکس ارسالی محبوبه فرج‌اللهی باعنوان، «فقط بخندید»، لحظه‌ای از شادی و خنده دو کودک را نشان می‌دهد که در منطقه شهریار استان تهران گرفته شده است. این عکس از میان هزاران اثر ارسالی به جشنواره موفق به دریافت یکی از سه جایزه اصلی شد.

در همان زمان، آشکار گردید که در یکی از شب های اجرای فرشته تاریخ به نوشته و کارگردانی محمد رضایی راد، کمی مانده به پایان نمایش، باران کوثری بازی را متوقف کرد و از حاضران در سالن خواست برای چند دقیقه پایانی نمایش، موبایل های خود را به دست بگیرند و به جای نوشین جعفری همکاری که الان آزاد نیست، عکس بگیرند.

همزمان گروه کثیری از هنرمندان تئاتر و سینما در نامه ای خواستار آزادی نوشین جعفری همکارشان شدند.

۵۰۰ شب بخارا

هفته پیش با برگزاری شب عباس میرزا، شب‌های بخارا به عدد ۵۰۰ رسید. نخستین شب بخارا در ۲۲ دی ماه ۱۳۸۴ با شب رابیندرانات تاگور برگزارشد. این جدای از انتشار نسبتا منظم نشریه بخارا است که شاید مهمترین نشریه در معرفی فرهنگ و ادب و هنر کهن و نوی ایران باشد.

ابوالحسن مختاباد نوشت: کمتر شخصیتی را می‌توانید پیدا کنید از داخل و خارج از ایران که به قول معروف در عرصه فرهنگ و هنر و فکر و اندیشه سرش به تنش بیرزد و دهباشی به نحوی از او یاد نکرده باشد.و این یعنی بخل، باندبازی و اعمال سلیقه در این روند دخالتی نداشته و هر کسی که با تلاشش گوشه‌ای از این فرهنگ را گرفته، در نگاه تیزبین دهباشی قرار گرفته و به نوعی ازش تقدیر شده است.

پژمان موسوی هم در شرق نوشت: کاری که مدیر بخارا کرده در قواره یک موسسه بزرگ فرهنگی است با ردیف بودجه میلیاردی، آن وقت علی دهباشی این کار را به تنهایی پیش می برد، بدون ردیف بودجه، بدون بهره مندی از امکانات ویژه و بدون یک سازمان پشتیبان. اما او آبرو و اعتبار دارد و همین به کارش غنا بخشیده است.

حق نشر عکس F.Mnews

صدای همه عاشقان

مهدی علیمحمدی که این هفته درگذشت، در چند ساعت نامش صدها نشانه یافت در موتور جستجوی گوگل، اما بیشتر تکرار این چند سطر بود: مهدی علیمحمدی (زادهٔ ۴ فروردین ۱۳۰۳ در تهران - ۱۳ شهریور ۱۳۹۸). وی سال ۱۳۴۰ وارد تلویزیون شد و کار گویندگی و دوبلاژ را آغاز کرد. خانواده دکتر ارنست، نویسندگان بزرگ جهان، ربکا، نیک و نیکو از جمله آثاری است که او مدیریت دوبلاژ آن‌ها را بر عهده داشته‌است.

دو ماه قبل نام وی جز ۵ نشانه در جستجوگر نداشت، تا اسفند سال پیش، کاری نکرده بود که نامش در خبر آید و کسی هم به فکر نیفتاده بود که مراسمی در تجلیل و یادبودش برپا دارد. به گفته آنان که در آن محفل انس بودند، با همه کهولت و نحیفی لبخند از لبانش دور نمی شد. بعد از این که نامداران گویندگی و دوبلاژ پشت تریبون رفتند و از علیمحمدی به عنوان استاد خود نمام بردند افسوس که این صدای جاودانه عشق، نتوانست از خود و خاطره هایش بگوید در آن محفل.

علیمحمدی اول بار چنان که خود می گفت در کلاس بازیگری و فن بیان عبدالحسین نوشین حاضر شد. اما باب نمایشنامه هایی که نوشین می پسندید نبود و در سه تا چهار نمایش حاضر شد، همه ترجمه. اما در همان زمان صدای مخملی و گرمش به گوش صادق بهرامی و تقی روحانی رسید و راهی رادیو شد. و آنجا خانه گرفت. نقش همه عاشقان جهان را در داستان های شب و در برنامه های هفتگی رادیو بازی کرد. چندی بعد با تیزر فیلم های سینمایی ادامه داد، اما درست این است که پنجاه سال پیش که هنوز ۵۰ سالش نشده بود، با شکست رادیو در مقابل تلویزیون، علیمحمدی هم شکست. رفت و در سازمان مدرنی که دیگر نقش اولش را او بازی نمی کرد، به دوبلاژ فیلم ها و سریال های خارجی پرداخت تا انقلاب شد و بازی تمام.

در نمایشنامه هایی که از ربع قرن از رادیو شنیده شد، کمتر صدایی عاشق تر از او بود، یکی هم که آمد جایگزین شود- رامین فرزاد (هنرمندی) جوانمرگ شد. زمانی صادق بهرامی کارگردان و هنرپیشه نامدار بر سر مدیران رادیو فریاد زده بود که: بابا بگردید عاشق پیدا کنید، نمی شود که این ده بیست تا (صداساز زن ) همه معشوقه یک نفر باشند.

در چهل سال گذشته کسی سراغی از علیمحمدی نگرفت و او تنها ماند اما خوش برخورد، خوش بدل با ته مانده ای از آن صدای عاشق زار. کارمند بازنشسته وزارت ارشاد. آقای عاشق روی دست شاگردان و همکاران جوانش جهان را ترک کرد.

موضوعات مرتبط