سیندی شرمن و رویای آمریکایی

سیندی شرمن متولد ۱۹۵۴ در نیوجرسی، دانشجوی مردودی دانشگاه ایالتی نیویورک و یکی از مطرح‌ترین چهره‌های هنر پست‌مدرن، خالق حدود شش صد پرسونا در مجموعه عکس‌هایش است که در چند دهه گذشته ثبت کرده است.

شرمن در مقام کارگردان، گریمور، و عکاس مهم‌ترین آثار فمینیستی معاصر را خلق کرد. او که نمایشگاه عکس‌هایش این روزها در نشنال پرتره گالری لندن برپا است، جنسیت متزلزلی را در کارهایش نمایش می‌دهد که برساخته‌ رسانه‌های آمریکایی است.

شرمن که کارش را در دهه‌ هفتاد میلادی با گرفتن عکس از خودش و بریدن دور عکس‌هایش و کنار هم نهادن آن‌ها و اجرای سناریوهای خودنوشته‌اش آغاز کرده بود، با مجموعه عکس‌های فیلمش، که متاثر از آرای رولان بارت و ژاک لکان بودند، به خود در مقام پست‌مدرنیست مشروعیت بخشید.

در این مجموعه او با وام گرفتن از صحنه‌پردازی، نشانه‌شناسی و ترکیب بندی فیلم های هالیوودی دهه‌ پنجاه، کالا شدگی ستاره های جوانی را نمایش داد که در پی یافتن هویت زنانه‌ خود، به شکلی متناقض‌نما، در دام کلیشه‌های سینمای گیشه‌ای افتاده بودند که برای مخاطبان مرد ساخته می‌شد. زنانی مطیع، حرف‌شنو و گوش به فرمان. زیبایی‌های بزک کرده‌ در چارچوب رسانه ها. زن در تمام این عکس‌‌ها خود شرمن بود و نبود. او با گریم و پوشیدن لباس‌هایی کپی شده از روی لباس‌های بازیگران زن، از خودش عکاسی کرده بود اما کسی که در عکس‌ها می بینیم دیگر فقط خود سیندی شرمن نیست.

شرمن اسطوره‌ مولف را می‌شکند و ایماژ را از آن خود می‌کند. اسطوره بودن مولف، در کارهای شرمن بی‌معنی است. او از ثبت خویش در مقام مدل صرف در عکس فراتر می رود و نقدی را آغاز می‌کند که تمامی تصاویر ارائه شده در رسانه های غربی از زنانگی را شامل می‌شود. زنانگی ای که از قرن بیستم تا امروز آن‌طوری تعریف می‌شود که رسانه های مسلط می‌خواهند. همه چیز از ابعاد بدن تا تعاریفی از عشق و تنانگی و خواست‌های طبیعی تا آمال و آرزوهای بشری، همه آن طوری شکل گرفته و پذیرفته شده‌اند که باید. حلقه‌ای از بی‌شمار حلقه‌های به کار رفته باشند تا چرخ سرمایه داری روان‌تر بچرخد.

بیشتر بخوانید:

با نمایش عکس‌های دیگرش که در دهه‌ هشتاد گرفته بود، به عضویت موزه‌ گوگنهایم درآمد. در این عکس‌ها او باز از خودش عکاسی کرد. شخصیت‌های پرده‌های رنسانس و باروک را با مهارت بازآفرید. در یکی از عکس‌های این مجموعه او خودش را به شمایل شخصیت پرده‌ رب‌النوع شراب اثر کاراواجو درآورده است. حاصل نورپردازی و صحنه‌آرایی‌اش در این مجموعه، ایجاد توهم تاریخی است. کپی‌هایی از اسطوره‌ها و رخ‌دادها و نقاط عطف هنر پیشینی که با نقش‌آفرینی انسان امروزین که خود او باشد، بازنمایی شده‌اند.

سبکی تحمل‌ناپذیر هستی را شرمن در مجموعه عکسی به نمایش گذاشت که در نگاه اول برای هیچ‌کس جذابیت ندارند. به نظر می‌رسد کسی در جهان نخواهد بود تا این عکس‌ها را به‌عنوان یک اثر هنری بر دیوارهای خانه‌اش بیاویزد. در مصاحبه‌ای گفت بازآفرینی چیزهایی دشوار را که کسی نتواند بخرد دوست دارد. اما این کارها به راستی هنرند؟

نمایش صریح و بی‌واسطه‌ چیزهایی که در ‌نظر اول کثیف و چرک‌اند. خود متلاشی اش در عکس حضور دارد چون حضور کسی که از یک میهمانی‌ ناتمام، مجروخ و زخم‌خورده بازگشته است. هراسی هیچکاکی به جان مخاطب می‌افتد و شرمن با مهارت، این هراس را بدل به شهوت زیستن در جهان ترسناک می‌کند.

در یکی از عکس‌هایش که در نشنال پرتره گالری لندن به نمایش درآمده، شرمن مردی را تصویر می‌کند که بر لباسش عکسی از عکس‌ها اولیه شرمن نقش بسته است. مرد کلکسیونر است یا دلال هنری است در پس زمینه باغی ناواضح؟ چکیده‌ سوالاتی که مخاطبان در تمامی این سال‌های کاری سیندی شرمن از خود پرسیده‌اند این‌جا مطرح‌ می‌شود. شرمن کدام است؟ زنی که تصویرش بر لباس مرد نقش بسته یا زنی که با گریم خود را با شمایلی مردانه طبق تعاریف همگانی درآورده است؟ شرمن سال‌هاست که حتی نه فقط الگوی زنانگی که حتی الگوی هنرمند زن بودن را هم شکسته است.

او بازیگوشانه تمامی تعاریف رایج عرفی و جنسیتی را در هم می‌شکند تا بگوید هیچ چیز قطعی در این جهان نسبیت‌زده وجود ندارد.