حسین دهلوی، از موتیف 'رقص قاسم آبادی' تا باله 'بیژن و منیژه'

دهلوی
Image caption از چپ به راست: حسین دهلوی، فرامرز پایور، حسین تهرانی ۱۳۴۹

حسین دهلوی، صبح روز سه‌شنبه، ۲۳ مهر، در ۹۲ سالگی در تهران گذشت. آقای دهلوی در حدود ده سال بود که بیماری فراموشی داشت و مدتی هم در بیمارستان بستری بود.

حسین دهلوی، در سال ۱۳۰۶ در تهران زاده شد و از یازده سالگی آموزش موسیقی را نزد پدر خود آغاز کرد که از شاگردان علی اکبر خان شهنازی بوده است. ولی آن چه آینده او را ساخته، بهره گیری از کلاس ابوالحسن صبا، آموزگار بزرگ موسیقی سنتی بود. صبا، شاگرد و بعدها همکار و همراه علینقی وزیری بود و آموزه های او را به شاگردان خود منتقل می کرد. حسین دهلوی با همه بهره هائی که از دانش و تجربه صبا می گرفت، از همان سال های نوجوانی فکر می کرد که باید بیش از این ها پیش رفت، بیش از این ها آموخت و آموخته ها را بیش از این ها به کار بست.

او از سال ۱۳۳۶، با آن که پس از مرگ صبا به رهبری ارکستر شماره یک هنرهای زیبای کشور برگزیده شده بود و نیز به کار تدریس در هنرستان موسیقی ملی می پرداخت، تصمیم گرفت همزمان در هنرستان عالی موسیقی، در رشته آهنگسازی به تحصیل بپردازد. حسین ناصحی، نخستین استاد او در زمینه آهنگسازی بود. علاوه بر آن او از توماس کریستیان داوید، موسیقیدان اتریشی که در آن سال ها در ایران می زیست، بسیار چیزها آموخت و سرانجام در سال ۱۳۳۹ با موفقیت تحصیل خود را به پایان برد.

دهلوی دو سال بعد، یعنی در سال ۱۳۴۱، به ریاست هنرستان موسیقی ملی برگزیده شد و این مسئولیت را تا سال ۱۳۵۰ عهده دار بود. او در این میان در سال ۱۳۴۷ ارکستر موسیقی ایرانی تالار رودکی را به وجود آورد. دهلوی به یاری دو ارکستر صبا و رودکی، توانست کنسرت های گوناگونی را در تهران و شهرستان ها و نیز در سرزمین های همسایه برگزار کند و آفریده های خود را به اجرا بگذارد. او در این کنسرت ها، شاید برای نخستین بار، سازهای مضرابی سنتی را نیز در کنار سازهای زهی و بادی نشانید و از این راه بر رنگ و بوی ملی اجراهای خود افزود.

توفیق در این کار سبب شد که دهلوی، سال ها بعد ارکستر بزرگ سازهای مضرابی را به وجود آورد. ارکستری که نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۷۲ در تالار رودکی عرضه کرد.

حق نشر عکس iSna
Image caption علیزاده و کامگار در مراسم بزرگداشت دهلوی

"موتیف" کوتاهی از رقص قاسم آبادی

سبکبال، نخستین کار ارکستری حسین دهلوی است که آن را در بیست و شش سالگی، در سال ۱۳۳۲ آفرید و همان نیز نخستین سنگ بنای شهرتش شد. "موتیف" کوتاهی از رقص پر شور قاسم آبادی به روایت صبا، الهام بخش سبکبال بود که نام با مسمائی نیز دارد. گفتگوی دل، قطعه دیگری است از او در دستگاه شور که در سال ۱۳۳۶، زیر تاثیر چند دو بیتی از بابا طاهر عریان برای آواز و ارکستر نوشته شده است.

دوستی دیرینه میان حسین دهلوی و فرامرز پایور انگیزه آفرینش اثری شد به نام کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، در سال ۱۳۳۷، که پایور خود نیز در شکل گیری آن نقشی مهم ایفا کرده است. کنسرتینو برای سنتور و ارکستر را می توان نخستین قطعه ای به شمار آورد که برای جلوه گری های سنتور در برابر ارکستر نوشته شده است. هر بخش از این کنسرتینو، در یکی از مایه های موسیقی ملی جریان پیدا می کند.

"شوشتری برای ویولن و ارکستر" نیز از کارهای برجسته دهلوی است که با الهام از یک چهار مضراب معروف صبا به وجود آمده و در آن از همه امکانات بالقوه ویولن بهره گیری شده است.

کار درخشان دیگر دهلوی، فانتزی برای گروه تنبک و ارکستر است که در سال ۱۳۳۷ بر اساس بخشی از ابتکارات ضربی حسین تهرانی و شاگردش محمد اسماعیلی آفریده شده و در نخستین اجرای آن در تالار فرهنگ، تهرانی خود تکنوازی تنبک را بر عهده داشته است. سرود گل، به یاد صبا، نغمه ترک، فانتزی برای تار و ارکستر، با الهام پذیری از قطعه معروف بند باز، آفریده علینقی وزیری و فروغ عشق، قطعه ای بر روی شعری دل انگیز از عطار نیشابوری و...از جمله قطعات دیگری است که دهلوی برای ساز و آواز و ارکستر نوشته است.

او در زمینه موسیقی صحنه ای نیز کار کرده است. نخستین دستاورد او در این زمینه اپرای خسرو و شیرین با تکیه بر منظومه عاشقانه نظامی گنجوی است، که پیش از انقلاب یکی دو بار در تالار بزرگ رودکی به روی صحنه رفت.

حق نشر عکس نشریه انجمن ژونِس موزیکال ایران
Image caption صحنه‌ای از باله بیژن و منیژه. موسیقی: حسین دهلوی، تهران، تالار بزرگ رودکی، ۱۳۵۴

دومین کار صحنه ای دهلوی، باله ای است که بر اساس داستان بیژن و منیژه در شاهنامه فردوسی آفریده شد. از آن جا که پس از انقلاب، سخن گفتن از رقص و باله سخت شده بود، به جای باله بر آن نام سوئیت نهادند تا دست کم بشود آن را بر روی دیسک ضبط کرد.

تنها کار صحنه ای دهلوی که در سال های اخیر آفریده شده و با تاخیر زیاد اجرا شده اپرائی است به نام "مانا و مانی" برای کودکان. این اپرا طی ۵ شب از تاریخ ۱۷ تا ۲۱ مهر سال ۹۱ در تالار رودکی به اجرا در‌آمد. بخشی از موسیقی ارکستری این اپرا هم در سال ۱۳۷۹ به همت علی رهبری، رهبر و آهنگساز معروف ایرانی و به یاری ارکستر فیلارمونیک براتیسلاوا به اجرا و ضبط در آمده است.

حسین دهلوی علاوه بر آفرینش موسیقی در سال های پس ار انقلاب کوشید بیشتر آفریده های خود را به چاپ برساند و انتشار دهد. شاید با این نیت که حال که شرایط اجرا دشوار است، نیندیشند که او از موسیقی کناره گرفته است.

بیشتر بخوانید:

با این همه، در سال های اخیر دو کاست و دیسک از آفریده های دهلوی به بازار آمده و سخت مورد استقبال قرار گرفته است. اولی باله یا سوئیت بیژن و منیژه است و دومی گزیده ای از آفریده های ارکستری او که از آن ها یاد کردیم. پیوند شعر و موسیقی آوازی نیز عنوان کتاب بسیار سودمندی است که از حسین دهلوی در سال ۱۳۷۹ انتشار یافت. او در این کتاب بر روی مسئله پیچیده ای انگشت نهاده که به گفته خودش حتی عنوان آن با باورهای بعضی از موسیقیدانان ایران غریبه است. او می گوید: "آن ها که گمان می کنند شعر و کلام را به هر شکلی می توان برای موسیقی آوازی نوشت. غافل اند از این که پیوند شعر و موسیقی آوازی متکی بر اصولی است که ناشناخته مانده است."

دهلوی در این کتاب پژوهشی، در هفده گفتار و دو پیوست و با ارائه نمونه های بی شمار شعر و آواز و آهنگ، همه جوانب پیوند شعر و موسیقی را زیر ذره بین می گذارد و بهترین راه ها را برای رسیدن به کمال مطلوب در این پیوند پیشنهاد می کند.

حق نشر عکس HOSEIN DEHLAVI
Image caption ارکستر شماره یک اداره هنرهای زیبا به رهبری حسین دهلوی و خوانندگی خاطره پروانه در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی

نوآوری در ادامه سنت

حسین دهلوی همواره جانبدار نوآوری در موسیقی ملی بوده است. نه تنها در حرف و نظر که در اجرا و عمل نیز پایبندی های نوآورانه خود را نشان داده است. با این همه او از جمله آهنگسازانی است که در وهله نخست برا ی محتوای موسیقی ملی اهمیت قائل می شوند و بعد به سراغ گونه هائی از شگردهای موسیقی نویسی بین المللی می روند که آن محتوا را جلوه بیشتر ببخشد، نه آن که آن را از میان ببرد یا آسیب برساند.

دهلوی می گوید: "ما نباید با تکرار بیش از حد موسیقی، به صورت خام، آن را به مرور کم رنگ و فرسوده سازیم. این تکرارها علاوه بر آن که چیزی تازه ای به وجود نمی آورد، سبب دلزدگی جامعه از موسیقی سنتی نیز خواهد شد. البته باید از آن بخش از تکنیک بین المللی استفاده کرد که سازگار با جوهر موسیقی ملی باشد."

دهلوی می افزاید: "باید آگاهانه عمل کرد و از ترکیبات خشن در چند صدائی کردن موسیقی ملی پرهیز داشت. نباید گذاشت محتوای موسیقی ملی زیر تاثیر کاربرد عوامل تکنیکی قرار گیرد. همان طور که در ادبیات هم کسی موافق نیست که لفظ بر معنا پیشی بگیرد." به گفته دهلوی همین پیشی گرفتن تکنیک بر محتواست که سبب می شود سنت گرایان با هرگونه چند صدائی شدن موسیقی ایران مخالفت کنند.

برخی از استادان سنتی در بیان مخالفت خود با به کارگیری الفبای بین المللی در ثبت موسیقی سنتی، این گونه استدلال می کنند که این الفبا قادر نیست همه زخمه ها و ظرافت های اجرائی موسیقی را بازبتاباند. پاسخ دهلوی به این استدلال این است که: "هیچ خطی در دنیا وجود ندارد که بتواند کلیه احساساتی را که ما از طریق بیان کلمات عرضه می کنیم، به دقت به کتابت در آورد... پس چرا از خط موسیقی چنین انتظاری را داریم؟ اگر ما شعر یا کلامی را با رعایت کلیه ویژگی های بیانی از روی نوشته ای می خوانیم، این خط نیست که ما را به طرز بیان درست آن هدایت می کند، بلکه آگاهی و سابقه قبلی ما در تکلم آن زبان است که ما را به رعایت کوتاهی یا بلندی هجاها، تکیه ها، تاکید ها و دیگر ویژگی های کلمات ملزم می کند."

دهلوی سپس می گوید: "ما به سبب نبودن خط موسیقی از تصنیفات موسیقائی بزرگانی چون فارابی، ابن سینا، اُرموی، عبدالقادر مراغی و بسیار کسان دیگر بی خبر و محروم مانده ایم. آیا باید تاریخ بی ثمر گذشته باز هم تکرار شود و از همین هم که داریم چیزی برای ارتباط هنری و تغذیه فکری آیندگان به جای نماند؟ همین ردیف هائی که امروز از بزرگان موسیقی سنتی به دست ما رسیده حاصل کوشش کسانی است که آن ها را نت نگاری کرده اند."

در باور دهلوی، "سنت هم مانند هر موجود زنده ای، زاده می شود، زندگی می کند و در دراز مدت تغییر شکل می دهد و یا به مرور از بین می رود و جای خود را به سنت دیگری می سپارد. ما نباید برده سنت باشیم. آزادگی هم در محدوده رفع نیازهای جامعه، خود سنت با ارزشی است..."

دهلوی درباره وضعیت موسیقی در جامعه امروز ایران می گوید: "هرج و مرج غریبی است. اشخاص درست سر جای خود ننشسته اند. به تخصص اهمیت نمی دهند. فقط به تعهد فکر می کنند. . کسی که می گوید صدای زن در موسیقی او را تحریک می کند بیمار است و باید به دکتر مراجعه کند."

پیشنهاد غمگنانه دهلوی آن است که "یا باید مثل طالبان موسیقی را به طور کلی حذف کنند، یا به این بیمار بی کس و کار برسند."