نصرت کریمی فیلم‌سازی که اجازه فیلم ساختن نداشت؛ از 'محلل' تا پرورش کاکتوس

کریمی
Image caption کریمی جزو فیلمسازانی است که بعد از انقلاب در رسانه‌ها و مجلات سینمایی کمتر بدانها پرداخته شده است. اینکه فیلم "محلل" خطوط قرمز عقاید و ایدئولوژی فکری نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشیده است، باعث شد تا سینمای اجتماعی نصرت کریمی و دستاوردهایی که برای سینمای ایران داشت، به طور کلی نادیده گرفته و سانسور شود

اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۰ مردم بر سر در سینماهای ایران، تصویر پیرمردی با یک کلاه‌نمدی و شلاق را با این عنوان دیدند: "درشکه‌چی: یک‌فیلم صددرصد خالص ایرونی!". این فیلم، شروع سینمایی منتقد باورها و عقاید خرافی بود که نصرت کریمی بازیگر و سازنده‌اش را به شهرت رساند.

حالا، چهل‌وهشت‌سال پس از آن روزهای طلایی، نصرت‌الله کریمی در سن ۹۵ سالگی در تهران درگذشت، درحالی که ۴ دهه به دلیل سوژه قرار دادن همین باورها و عقاید خرافی، اجازه کار کردن نداشت و ممنوع‌التصویر بود.

نصرت کریمی بازیگر سریال دایی‌جان ناپلئون درگذشت

نصرت کریمی، اولین فیلمساز اجتماعی سینمای ایران بود که زبان عبیدزاکانی در ادبیات فارسی را در سینمای ایران اجرا کرد اما تعصب‌ و ناآگاهی برخی از مذهبیون، این فیلمساز و بازیگر را به محاق برد. او نیز در کنار طیف گسترده‌ای از سینماگران قبل از انقلاب همچون هژیر داریوش، فرخ غفاری، فریدون گله و بازیگرانی چون بهروز وثوقی، محمدعلی فردین و ناصر ملک‌مطیعی، به واسطه عدم انطباق با شرایط ایدئولوژیک حکومت جدید از فعالیت منع شد.

در این میان، پرونده‌ نصرت کریمی از دیگران قطورتر و سنگین‌تر بود. فیلم "محلل" در بهمن‌ماه ۱۳۵۰ با موضوع حکم فقهی "سه‌طلاقه" کردن و طرح مسئله‌ محلل، نقدهای تُند مذهبیون را به دنبال داشت. مرتضی مطهری یکی از این منتقدان بود که بدون اینکه "محلل" را دیده باشد، ساخت آن را توهین به اسلام و تحریف فقه دوازده امامی اعلام کرد.

این واکنش، پس از وقوع انقلاب و در جریان انقلاب فرهنگی، تا صدور رأی قطع دست نصرت کریمی برای نگارش فیلمنامه‌ "محلل" و اعدام برای ساخت آن، شدت یافت. اما به گفته پسرش بابک کریمی این حکم به دلیل محبوبیت نصرت کریمی و عدم فعالیت ‌سیاسی اش، به ممنوعیت کار کردن در سینمای ایران تا پایان عمر تبدیل شد.

نصرت کریمی، جزو فیلمسازانی است که بعد از انقلاب در رسانه‌ها و مجلات سینمایی کمتر به آنها پرداخته شده است و درباره فیلم هاش نقد نوشته. فیلم "محلل" خطوط قرمز عقاید و ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی را آن‌ هم پیش از وقوع انقلاب، به چالش کشیده بود و می توان گفت با نوعی پیش گویی نسبت به وضع قوانینی براساس اصول شرعی، حتی هشدار داده بود. همین مختصات سینمای اجتماعی کریمی که به گفته‌ خودش رعایت ذوق عامه را کرد، به کلی نادیده گرفته و سانسور شد.

او جدا از حرفه فیلمسازی، بازیگری توانا و محبوب نیز بود و ایرانی ها، ایفای نقش‌ وی در بیش از ده‌ها فیلم و سریال از جمله در نقش "آقاجان" در سریال به یادماندنی "دایی‌جان ناپلئون" ساخته ناصر تقوایی را همچنان ستایش می‌کند.

حق نشر عکس iSna
Image caption کریمی در طول سالهای ممنوعیت کار در سمت بازیگر و کارگردان سینما، به کاشت و فروش کاکتوس، مجسمه‌سازی و عروسک‌سازی پرداخت. تیزهای تبلیغاتی کنترل آلودگی هوا، صرفه‌جویی سوخت و اجرای یک تئاتر عروسکی با نام "میهمان‌ناخوانده" و یک سریال انیمیشن تلویزیونی را ساخت.

نصرت کریمی در طول سالهای ممنوعیت کار در سمت بازیگر و کارگردان سینما، به کاشت و فروش کاکتوس، مجسمه‌سازی و عروسک‌سازی پرداخت. این هنرمند سینما و هنرهای تجسمی، باوجود همه‌ محدودیت‌ها و انکارشدن‌ها، به واسطه گستردگی شاخه‌های توانمندی‌اش، به طور نامحسوس و پشت‌پرده، در عرصه‌های انیمیشین‌سازی، تئاتر عروسکی‌ و ساخت تیزرهای تبلیغاتی از جمله کنترل آلودگی هوا و صرفه‌جویی سوخت روزگار خود را سپری کرد و بسیار فعال بود و نمایشگاه‌های متعدد مجسمه برگزار کرد.

نصرت کریمی با ساخت سه‌گانه‌ "درشکه‌چی" ۱۳۵۰، "محلل" ۱۳۵۰ و "تختخواب سه‌نفره" ۱۳۵۱، و فیلم "خانه‌خراب" ۱۳۵۴ از مهمترین سینماگران واقع‌گرا و اجتماعی دهه پنجاه ایران بود. هم گیشه‌ سینماها را داشت و هم استاندارد سینمای روز دنیا را به آثارش تزریق کرده بود. این ترکیب‌ کم‌نظیر، حاصل قریب به دو دهه مشق و دستیاری کریمی در سبک رئالیسم سینمای ایتالیا و همکاری با فیلمسازانی چون ویتوریو دسیکا و لوکینو ویسکونتی بود.

تنفس در هوای ناب رئالیسم و شناخت جامع و وسیعش از جامعه‌ ایران، از نصرت کریمی فیلمسازی پدید آورده بود که قادر به شناسایی معایب و نقصان فرهنگی اجتماع خودش بود و از اشتراک‌گذاری آن با مردم هراس نداشت.

بیشتر بخوانید:

قرار گرفتن در حد واسط سینمای موج نو و "فیلمفارسی"، آن‌هم با چاشنی طنز، مهارتی است که فیلمسازان سینمای اجتماعی کنونی ایران به دنبالش هستند. او در آثارش باورهای خرافه‌ برخاسته از عرف و شرع جامعه‌ ایران به کاریکاتوری بدل شد و از این باورها در راستای خنداندن مخاطب بهره گرفته شد.

این خنده در "محلل" به مناسبات پیچیده حکم فقهی مربوط به مسئله "سه طلاقه" کردن و پیدا کردن "محلل" از مخاطب گرفته می‌شود، در "درشکه‌چی" از تعصب پسر خانواده بر ازدواج مجدد مادرش و در "تخت‌خواب سه نفره" به مجوز شرعی چندهمسری برای مردان.

تجربه بازیگری در نمایش‌های سنتی و تماشاخانه‌ها و همکاری با گروه تئاتر عبدالحسین نوشین رگ خواب، مخاطب ایرانی را به دست کریمی داده بود. خانواده‌ ایرانی دهه پنجاه، سوژه آثارش به عنوان یک فیلمساز بود و پیکان تیز نقدش، نقش سنت‌ها در بافت خانواده‌ به عنوان هسته‌ اصلی موثر بر اجتماع بود و سعی در آگاهی‌بخشی به مردم و برابری در خانواده از این مسیر داشت. شاید یکی از دلایل خشمی که بر او نشانه گرفته شد، نیز همین باشد. چنانکه منتقدان دیروز و امروز سینمایش، همچنان با نمایش الگوی خانواده‌ ایرانی خارج از چارچوب‌های مورد تایید حکومت مانند "خانه‌پدری" مقاومت می کند.

پس از انقلاب ۵۷، بسیاری از سینماگران موفق ایرانی از گوگوش و پوری بناییو ایرن تا نصرت‌الله وحدت و رضا بیک ایمانوردی خانه نشین و تبعید اجباری شدند. انقلاب آینده هنری این هنرمندان را برای همیشه دگرگون و ویران کرد. بسیاری‌ از آن ها دور از چشم مردم و در تنهایی، گوشه‌گیری و تلخ‌کامی را زیستند و با عدم اکران فیلم هایشان و تخریب‌ هنرنمایی‌هایشان مواجه شدند.