کتاب‌هایی که زمانی 'کالت' بوده‌اند؛ از کتاب سرخ مائو تا پیرمرد و دریا و ناطور دشت

مائو حق نشر عکس Getty Images
Image caption کتاب کوچک سرخ، از مائو تسه‌تونگ

کتاب داستان کالت از چه ویژگی‌‌هایی برخوردار است؟ توصیف این خصوصیات که معمولا مبهم و پیچیده و حتی شخصی است کار آسانی نیست، اما اغلب هنگامی که به آثاری از این دست برمی‌خوریم بازمی‌شناسیم‌شان.

می‌توان فهرستی از کتاب‌های کالت ردیف کرد؛ از مجموعه رمان‌های عجیب و غریب و گوتیک گورمن‌گست اثر مروین پیک یا تالار خونین نوشته آنجلا کارتر- اثری که با به‌کارگیری عناصر قصه‌های پریان نوشته شده- تا کتابچه طلایی، رمان بسیار تحسین‌شده دوریس لسینگ. مرد تاس‌باز به قلم لوک راینهارت را هم از یاد نبریم، داستانی پادفرهنگی که هنوز نیز دوستدارانش شیفته‌وار از آن سخن می‌گویند.

بدون تردید یکی از ویژگی‌های کتابی که کالت کلاسیک به شمار می‌آید، این است که در طرفدارانش دلبستگی پرشوری می‌دمد چنان که آن‌ها درباره‌ اثر محبوب‌شان اسطوره‌سازی و افسانه‌پردازی می‌کنند. البته یکی دیگر از خصوصیات آثار کالت که اغلب نادیده گرفته‌شده این است که برخلاف مثال‌هایی که پیش‌تر آورده شد و همچنان از محبوبیت برخوردارند، گاه ممکن است این متون مشمول مرور زمان شوند و همچون برخی مدل‌‌های لباس‌‌ قدیمی و کهنه به نظر آیند.

در این نوشتار نگاهی می‌اندازیم به کتاب‌هایی که در گذشته کالت بوده‌اند، اما با روزگار کنونی دیگر چندان ربط و پیوندی ندارند. این آثار به‌طرزی ناخوشایند به قفسه‌های مهجور کتاب‌فروشی‌‌ها رانده شده‌اند و حسرت‌زده و ناامید خاک می‌خورند. سرنوشت کتاب‌هایی از این شمار نه تنها درباره افول تدریجی رمان‌های کالت آگاهی‌هایی به دست می‌دهند، بلکه درباره چگونگی درخشش و جلوه‌گری‌شان در آغاز نیز دانسته‌هایی در اختیار می‌نهند.

بیشتر بخوانید:

از این سرگذشت اگر بتوان درسی آموخت، چیزی جز این نیست که ای خوانندگان عزیز، سخت‌گیر باشید. مثلا تحت‌تاثیر کتابی که شاید جاناتان مرغ دریایی، کتاب کالت دوران جوانی‌ ما باشد، شتاب‌زده خانه خود را از هر اثری که شوقی چون آن داستان در شما برنمی‌انگیزد، خالی نکنید. ( توصیه می‌کنم اگر همچنان کتاب‌هایی دارید که مثل جاناتان با الهام از زندگی مرغان نوشته شده، بد نیست که برای اهدای‌شان سری به فروشگاه‌ خیریه بزنید.)

اطلس شراگد، نوشته آین رند،۱۹۵۷

آین رند نویسنده و اندیشمند زن امریکایی که اصالت روسی داشت، در مقام فیلسوف، فلسفه عینیت‌گرا، سرمایه‌داری بازار آزاد و نیز آموزه خودخواهی به مثابه فضیلت را ارائه داد. رمان ۱۲۰۰ صفحه‌ای اطلس شراگد، متناسب با اندیشه‌هایش، ویران‌شهری در ایالات متحده را تصویر می‌کند که قوانین و مقرراتی شدید بر آن حکم‌فرما است. این کتاب، به‌رغم انتقادهای سخت منتقدان، به اثری پرفروش بدل شد و نامش بر سر زبان‌ها افتاد. بخشی از این موفقیت را آین رند البته مرهون ناتانیل برندن، طرفدار دوآتشه‌اش بود که وفاداری‌اش به آثار او را با از برکردن تمامی ۷۵۰ صفحه کتاب سرچشمه، اثر قبلی نویسنده، ثابت کرده بود. البته موهبت تحسین گاه ممکن است سویه‌های دیگری هم داشته باشد؛ در‌حالی‌که لیبتارین‌ها و محافظه‌کاران همچنان این کتاب را می‌پرستند، ماهیت طرفداران اخیرش - از جمله اطرافیان ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا- سبب شده که نسل جدید با این اثر ارتباط برقرار نکنند.

ساحل، به قلم الکس گارلند، ۱۹۹۶

احتمالا باید آن‌جا حاضر می‌بودید تا بدانید که چگونه ‌ساحل مهار خوانندگان را در دست می‌گیرد و با خود همراه می‌کند. البته مقصود از "آن‌جا" مکان جذاب وقایع داستان، جزیره‌ای خوش‌منظر در بیرون بانکوک نیست، بلکه مقصود جایی از تاریخ یعنی دهه ۱۹۹۰ است که فرهنگ ریو ( زندگی خانه‌به‌دوشی و استعمال مداوم مواد مخدر به مثابه سبک زندگی) در آن بس رواج داشت. آن هنگام برای رمانی چنین توهم‌زا و سرشار از آمفتامین و نیز راوی ناراضی‌اش که ظاهرا به سوی آرمان‌شهری ناب و بکر سیر می‌کرد، زمانه‌ای مساعد به نظر می‌رسید. جذابیت داستان در این بود که ریچارد، شخصیت اصلی اثر، با مصرف مخدر در پی دست‌‌یابی به تجربه‌ای به‌حقیقت اصیل بود، خواسته‌ای که امروزه کم‌تر فردی حتی تظاهر به خواستاری‌اش می‌کند. افزون‌بر‌این‌ها در این دوره و زمانه چه کسی را سراغ دارید که حوصله داشته باشد به جای طرح‌ها و نقشه‌های متداول چاپی با نقشه‌های شخصی که با دست کشیده شده سروکله بزند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ناطور دشت، نوشته جِی.دی. سلینجر

ناطور دشت، اثر جِی.دی. سلینجر،۱۹۵۱

هولدن کالفیلد بینوا، شخصیت اول رمان ناطور دشت بیش از نیم قرن است که هم‌چنان با مشکلاتش کلنجار می‌رود. نوجوان معمولی آشفته‌حالی که در نظر بچه‌های خونسرد امروزی موجودی کم‌وبیش لوس جلوه می‌کند. احساس ملالت و پوچی کالفیلد، اگر صرفا مسئله پسری سفیدپوست و ثروتمند ندانیمش، به‌یقین در مقایسه با تغییرات فاجعه‌بار اقلیمی و دیگر مشکلات و بلایایی که بر ذهن همسالانش در قرن بیست‌و‌یکم سنگینی می‌کند ناچیز است. در دوران والدین بیش‌ازاندازه نگران و مراقب، روزگاری که رفت‌وآمد فرزندان با مکان‌یاب‌ها کنترل می‌شود و نیز در زمانه بیش‌آگاهی و هشیاری درباره اهمیت سلامت روانی، اشاره به بیش‌هشیاری درباره بهداشت روح و روان ضروری به نظر نمی‌رسد. از سوی دیگر اکنون این ایده که نوجوانی افسرده بتواند به سادگی چند روزی در نیویورک غیبش بزند، چنان که در ناطور دشت رخ می‌دهد، چندان باورپذیر نیست.

جان آهنین، اثر رابرت بلای،۱۹۹۰

کتاب جان آهنین، اثری جدلی و آگاهی‌بخش، برپایه قصه‌‌ای از ادبیات فولکلور آلمانی پدید آمده است. این داستان الهام‌بخش نسلی از مردان میان‌سال بود که همچون شخصیت‌های اثر تاج‌هایی از برگ ببافند و با بالاتنه‌های برهنه در گروهی‌ به‌هم‌پیوسته در جنگل به رقص درآیند. همچون بسیاری دیگر از کتاب‌هایی که در این نوشته به آن‌ها اشاره می‌شود، کاستی‌های این اثر با گذر زمان برجسته‌تر شده‌اند. جان آهنین، اثری است به‌تمامی تهی از کنایه و روایتش به مرد سفید‌پوستی غیرهمجنس‌گرا محدود شده است. شخصیت اصلی روایت که ساز زهی و کهن لوت هم می‌نوازد(جدی می‌گویم)، اکنون به‌سادگی مضحک جلوه می‌کند. افزون‌براین‌ها، مشکل دیگر کتاب تمرکز شدید بر نمادهای جنسی مردانه است که نویسنده به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند از آن صرف‌نظر کند. البته که ضروری است به بازتعریف مفهوم مردانگی بپردازیم، اما احیای تصورات قدیمی از آن، شیوه مناسبی به نظر نمی‌رسد.

غریبه، نوشته کالین ویلسون، ۱۹۵۶

در روزهای اوج این اثر و روزگار رواج شخصیت‌های مشهور به مردان جوان خشمگین در ادبیات و سینمای انگلیس، در واقعیت نیز هر فردی از نسل این مردان در حال تورق کتاب طولانی غریبه بود. این اثر جستاری داستانی تلقی می‌شد درباره فردی که در هیچ گروهی نمی‌گنجد و از جمع کنار گذاشته است. رمان غریبه که نویسنده‌اش پسر جوان ۲۴ساله‌ای بود که گویا نه تحصیلات رسمی داشت و نه مسکنی(بی‌خانمان بود و در پارک همپستدهیث لندن می‌خوابید)، با نقدهای تحسین‌آمیز مواجه شد. البته دو سال بعد کتاب دوم ویلسون انتقادهای مشروح به همراه داشت و در پی آن رمان پیشینش را نیز بازارزیابی کردند و کاستی‌های بسیار در آن تشخیص دادند. البته این نظرها نویسنده را خجل نکرد و او به نوشتن ادامه داد. ویلسون صد کتاب دیگر هم نوشت و خویش را با نیچه مقایسه کرد و به شکسپیر اتهام زد که همچون یک رمان‌نویس زن می‌اندیشد- و برای رفع ابهام بیفزایم که البته مقصودش تعریف نبود.

پیرمرد و دریا، به قلم ارنست همینگوی، ۱۹۵۲

این داستان بلند همینگوی که قرار است شاهکاری باشد، ماجرای ماهیگیری بداقبال را بازمی‌گوید که به تنهایی برای صید ماهی راهی دریا می‌شود و سه روز متوالی با نیزه‌ماهی غول‌آسایی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در پیرمرد و دریا که از طرح‌های پیچیده و منحنی‌ شخصیت‌های رضایت‌بخش آثار بهتر نویسنده در آن خبری نیست، به درس‌های اخلاقی از جمله این آموزه گهربار نیز برمی‌خوریم: "مرد از درد نمی‌هراسد". البته از این متن خوانش‌های دیگری هم به دست داده‌اند، اما تا هنگامی که پرسونای پاپا (لقب همینگوی) همچون گاوبازی بزن‌بهادر جلوه می‌کند و همچنان تاثیری نیرومند دارد، پیرمرد و دریا بیش‌تر مدح قدرتی رو به زوال به نظر می‌رسد که ممکن است خوانندگان را از دیگر آثار نویسنده‌اش نیز دل‌زده کند.

قوانین، نوشته الن فین و شری اشنایدر، ۱۹۹۵

آری بازی از آن مردان است و قوانین سهم زن‌ها. قوانین، اثری دغل‌کارانه و تهی از عواطف است که می‌کوشد مهارت‌های جذب توجهات مردانه را به دختران و زنان بیاموزد. طرفداران این کتاب پرفروش همچون بردگانی مطیع اشتیاق خارق‌العاده‌ای در پیروی از عبارات این متن داشتند: "حرف نزن، موهایت فرفری نباشد، به هیچ‌وجه به این فکر نکن که به تماسش جواب بدهی." نقد فمینیستی به کنار تصور قوانین از مردان آن‌ اندازه نازل است که آدمی با خود فکر می‌کند که چرا اصلا باید برای به دست آوردن چنین صیدی تلاش کرد. در سال ۲۰۱۳ این کتاب به روز شد تا با دوران قرارملاقات‌های اینترنتی و سکس از طریق پیغام در گوشی‌های همراه نسبتی بیابد، اما در فرهنگی که مجموعه دختران اثر لینا دانم را دارد، کتاب قوانین دیگر متعلق به دوره ویکتوریا به نظر می‌رسد.

حق نشر عکس Alamy
Image caption جک کرواک، نویسنده محبوب جنبش بیت

در جاده، اثر جک کرواک، ۱۹۵۷

نویسنده این کتاب را براساس سفر جاده‌ای‌اش از نیویورک به مکزیکوسیتی نوشت. در این سفر نیل کسدی، الهام‌بخش هنرمندان نسل بیت، با او همراه بود. شش سال طول کشید تا این اثر انتشار یابد، اما ظرف سه هفته به کتاب مقدس جنبش بیت‌ بدل شد. اکنون، نیم‌قرن بعدتر، از این متن بوی ملال‌آور مردانگی سنتی متصاعد می‌شود. نویسنده همجنس‌گراها را به تمسخر می‌گیرد و رفتارش با زنان و سیاهان هم خوشایند نیست. البته چند سال پیش، در مجموعه‌ای از کتاب‌ها و فیلم‌ها که از این متن الهام گرفته‌ بودند، بارقه‌ای از علاقه‌ای تازه به میراث نویسنده دیده شد. کراوک را خودپرستی خشن و ناآموخته قلمداد کنیم یا پیامبری که به او الهام شده بود؟ ظاهرا مدت‌هاست که رای نهایی صادر شده و به جای نسل بیت، اکنون هیپی‌ها در کانون توجهات جای گرفته‌اند.

جاناتان مرغ دریایی، به قلم ریچارد باخ، ۱۹۷۰

بله جاناتان لیوینگستونِ مرغ دریایی، واقعا یک مرغ دریایی است. او نمی‌خواهد در تنگنای قالب‌ها محصور شود و سودای آن دارد که از مرغان هم‌دسته‌اش بالاتر پرواز کند و سر به آسمان‌ها بساید. این اثر در زمان خودش از کتاب‌های محبوب پیش افتاد و در صدر جدول پرفروش‌ها جای گرفت. البته ایده‌آلیسم شیرین کتاب وقتی بدانیم که رییس اف‌بی‌آی در زمان ریچارد نیکسون، مردی به نام ال. پاتریک گری، به همه زیردستانش دستور داده بود که این کتاب را بخوانند، دیگر چندان خوشایند به نظر نمی‌رسد. به این بیفزایید که اقتباس سینمایی سال ۱۹۷۳ از آن، که موسیقی‌اش را نیل دایموند ساخته، نیز مخاطب را روی‌گردان می‌کند. راجر ایبرت، منتقد سینما، این اثر را در جمله‌ای خلاصه‌کرده بود: "این قطعا برجسته‌ترین اثر شبه‌فرهنگی سال است که می‌خواهد متافیزیکی باشد، اما در واقع شیادانه است."

کتاب کوچک سرخ، از مائو تسه‌تونگ، ۱۹۶۴

در طول انقلاب فرهنگی چین ضروری بود که حتما یک نسخه قطع جیبی از بیانات رئیس مائو را همراه داشته باشی و همین سبب شد که این کتاب بعد از انجیل بیش‌ترین شمارگان را داشته باشد. هیپی‌های غربی هم از این کتاب الهام گرفته بودند و برای آنان که همیشه در خلسه بودند و در حال سفر به همراه‌داشتنش از واجبات بود. البته از آن دوره تا کنون این کتاب در هر دو فرهنگ از چشم‌ها افتاده است در شرح دلایل از رونق‌ افتادنش، کافی است اگر به دست‌داشتن مائو در شکنجه و قتل‌عام مخالفانش و نیز قحطی فراگیر ناشی از برنامه تحول اقتصادی‌اش، یک گام بزرگ به پیش، اشاره کنیم.

شوخی بی‌پایان، نوشته دیوید فاستر والاس، ۱۹۹۶

این کتاب داستان معتادی است که بازپروری شده و بدون آن‌ که از قطار زندگی به بیرون پرتاب شود، از پس کشمکش با تروماهای شخصی‌اش برمی‌آید. البته برخلاف شخصیت اصلی داستان، عاقبت خود اثر نمونه غم‌انگیزی است از این که چگونه ممکن است نویسندگان، قربانی کالت‌نویسی شوند. از سال ۲۰۱۰ که دیوید فاستر والاس خودکشی کرد، طرفدارانش او را تا جایگاه یک قدیس بالا بردند. این قهرمان ستایش‌شده آثاری از جمله شوخی بی‌پایان را نوشته که نمادی از فرهنگ دوستی مردانه و برادرانه به شمار می‌آمد. البته حجم و وزن کتاب هم به اندازه‌ای است که بتوان از آن به جای سلاح استفاده کرد. البته اکنون که از بدرفتاری‌های نویسنده با زنان آگاه شده‌ایم، این القاب و ویژگی‌ها خوشایند و موجه به نظر نمی‌رسد. شوخی بی‌پایان شاید همچنان برای دسته خاصی از پسران جوان کتابی کالت به شمار آید، اما بیش‌تر مخاطبان زن آن را به مثابه نقابی دروغین بر فرهنگ مردانه زن‌ستیز به کناری انداخته‌اند.