مستندهای ماجد نیسی؛ فیلم‌ساز ایرانی در لندن

ماجد، عراق حق نشر عکس Winking Owl Productions

"شما با ما چی کار کردین؟ این‌جا خونه من بود، نیگا کن الان هیچی ازش نمونده. هیچی از ما باقی نگذاشتین. این جا پر از شادی بود، حالا فقط خالیه."

محسن راستانی، عکاس سرشناس جنگ، در فیلم "آن‌دو"، ساخته ماجد نیسی، مستندساز ایرانی، خطاب به فیلم‌بردار عراقی که از اشغال خرمشهر فیلم‌برداری کرده بود، دهه‌ها پس از جنگ لب به اعتراض می‌گشاید. دو انسان از خاورمیانه، که در دو جانب جنگ سال‌های نه چندان دور از وقایع و آدم‌هایش تصویر ثبت کرده‌اند، از آن‌چه بر آن‌ها رفته با یکدگر می‌گویند. اگر دو مرد در گذر زمان دستخوش تغییر شده‌اند، خرمشهر با گذر ده‌ها سال از جنگ هنوز همچون وادی ابدی جنگ به نظر می‌رسد.

سینما کلوزآپ در شرق لندن، در آغاز این هفته، در دو سئانس میزبان نمایش پنج فیلم‌ مستند (به ترتیب نمایش) آن‌دو، بمب‌های پرتقالی، گیسوی آشفته من، پرچم سیاه و مردم زنگ‌زده از ماجد نیسی بود. احسان خوش‌بخت، فیلم‌شناس سینمای ایران، انتخاب‌‌گری فیلم‌های این اکران را بر عهده داشت. نخستین بار ۱۸ ژانویه امسال این سینما یک روز را به نمایش این آثار اختصاص داد، اما به سبب استقبال گسترده تماشاگران آن را بار دیگر تمدید کرد.

آن‌دو: خیال خانه‌ای که نیست

زندگی و زادگاه ماجد نیسی، مستندساز ۳۵ ساله ایرانی که از عرب‌های خوزستان است، به او فرصت و فراست آن داده که از موضع اقلیت به اکثریت و از حاشیه به مرکز بنگرد، صداهای غایب و به حاشیه‌رانده‌شده را به سرعت بازشناسد و بازتاب دهد. عمده آثار او با تمرکز بر خاورمیانه، لبنان و افغانستان ساخته‌ شده‌ و او برای یافتن شخصیت‌ها و روایت‌های آثارش در این سرزمین‌ها سفرها کرده است.

نیسی در ادامه پرسه‌زنی‌هایش در عراق به مرد میان‌سالی برمی‌خورد که در زمان جنگ عراق و ایران فیلم‌بردار ارتش عراق بوده و از اشغال خرمشهر فیلم‌ گرفته بوده است. او به ایران بازمی‌گردد تا فردی را که در آن زمان تصاویر را از منظر ایرانیان ثبت می‌کرده بیابد. در جست‌وجوهایش به محسن راستانی، زاده خرمشهر، می‌رسد که در زمان جنگ هجده ساله بوده و در آن زمان به عکاسی از مدافعان خرمشهر پرداخته است. نیسی آن دو را در خرمشهر ‌سال‌‌ها بعد با یکدیگر همراه می‌کند. هنوز ساختمان‌ها ویران بر جای‌اند و جای گلوله‌ها بر در و دیوار به خاطرات مرد عراقی جان می‌بخشد.

فیلم‌ساز می‌گوید:"عامدانه از آرشیو عکس‌‌های جنگ یا عکس‌های خود محسن راستانی در فیلم استفاده نکردم، چون نمی‌خواستم آن تصویرها تخیل مخاطب را محدود کنند. می‌خواستم مخاطب از لابه‌لای توصیف‌ها و حرف‌های آن‌ها جنگ را تصور کند. "

آن‌دو که در ۱۳۹۵ تولید شده، در جشنواره‌هایی چون سینما دورئل پاریس و شفیلد انگلیس به نمایش درآمد. دیپلم افتخار خانه سینما و نیز جایزه‌ای از جشنواره سینما- حقیقت به این فیلم اهدا شده است.

بمب‌های پرتقالی: خنثی‌گران مرگ

حق نشر عکس Winking Owl Productions
Image caption پوستر بمب‌های پرتقالی

"در کافه‌ای در بیروت نشسته بودم. پشت میزی دیگر دو نفر درباره خانواده‌هایی در جنوب لبنان حرف می‌زدند که به روستاهای‌شان بازگشته‌اند و در باغ‌های‌شان با بمب‌هایی روبه‌رو شده‌اند. به سرعت ماشینی کرایه کردم و راهی جنوب لبنان شدم."

نیسی جنوب لبنان را می‌گردد تا روستاها و مردمانی را که شرح‌شان در گفت‌وگوی آن دو غریبه آمده بود بیابد. سرانجام به زن و مردی برمی‌خورد که شخصیت‌هایی جذاب و و پذیرا بوده‌اند. مستند بمب‌های پرتقالی ( ۱۳۸۶) این گونه آغاز شد. پس از جنگ سی‌وسه روزه بین اسرائیل و حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۰۶، هنگامی که این زوج به روستای خود بازگشتند در باغ‌ پرتقال‌شان ده‌ها بمب یافتند. آن‌ها که از یاری مسئولان ناامید شده بودند خود دست به کار خنثی‌سازی بمب‌ها شدند. از صبح تا ظهر بمب خنثی می‌کردند و عصر تا شب باغ‌داری می‌کردند. دوربین نیسی همچون رهگذری که با منظره‌ای گیرا مواجه شده به این خانواده نزدیک می‌شود و و به حرف‌ها و دیده‌های‌شان چشم و دل می‌سپارد. زن و مرد با هیجان از بمب‌ها و میوه‌ها و خاطرات‌شان از جنگ می‌گویند. با دستی مرگ را خنثی می‌کنند و با دست دیگر زندگی می‌چینند. این فیلم در جشنواره‌های گوناگون از جمله ادینبورگ و آمستردام به نمایش درآمده است.

گیسوی آشفته من: زنان در وطن خویش غریب

حق نشر عکس Winking Owl Productions

"وقتی شوهرم برای کار قاچاق به مرز می‌ره، برادرای شوهرم می‌یان و به من تجاوز می‌کنن. یکی از بچه‌هام از اوناس، اما جرات ندارم به شوهرم بگم، می‌کشنم."

این ماجرای فاجعه‌بار را دختر ایرانی جوانی بازمی‌گوید که به همسری مردی افغان درآمده و ناگزیر همراه با او به افغانستان رفته است. در سفری به این کشور دوستی با ماجد نیسی از ماجرای زنانی ایرانی می‌گوید که پدران‌شان آنان را اغلب در برابر پول به همسری مردان افغان درآورده‌اند. او به سراغ این زنان می‌رود و از روایت‌های‌شان مستندی به نام گیسوی آشفته من (۱۳۸۴) می‌سازد.

پس از پایان سلطه طالبان بر افغانستان شوهران افغان زنان ایرانی، دیگر اجازه کار نداشتند و از جانب حکومت ایران وادار به بازگشت به کشورشان شدند. این زنان نیز ناچار میهن‌شان را ترک گفتند. گرچه آن‌ها در ایران هم لزوما در شرایطی مطلوب زندگی نمی‌کردند، اما با ورود به افغانستان به زیستی خشن، بدوی و به شدت محدود دچار شدند.

خود فیلم‌ساز می‌گوید:" از ظلمی که به این زنان می‌شود آن قدر عصبانی شدم که فقط می‌خواستم هر طور شده کاری برای‌شان انجام بدهم و داستان آن‌ها را به گوش مسئولان برسانم. می‌خواستم گزارشی بدهم که بر دست‌اندرکاران تاثیرگذار باشد. "

در نهایت ظاهرا بخش‌هایی از این مستند در مجلس ایران پخش می‌شود و بر روند اصلاح شرایط همسران این زنان در ایران تاثیر می‌گذارد.

پرچم سیاه: حیک بابا حیک

حق نشر عکس Winking Owl Productions

"من به نبرد آمده‌ام چون آقای من سیستانی فتوای جهاد داده است. آمده‌ام که خودم را فدای حسین کنم. آمده‌ام که داعشی‌‌ها را بکشم و اگر کشته شوم آقایم حسین را در بهشت ملاقات می‌کنم."

یکی از مبارزان حشد‌ الشعبی که همچون قریب به اکثریت آنان دل‌باخته امام سوم شیعیان است، در نبرد علیه داعش در مستند پرچم سیاه (۱۳۹۳) چنین می‌گوید. گرچه ماجد نیسی از ۱۶ سالگی فیلم‌سازی را آغاز کرده و تا کنون کمابیش ۱۶ فیلم ساخته است، این اثر شاید خطر‌انگیزترین کارش به شمار آید.

"هنگامی که داعشی‌ها قدرت گرفته بودند یک بار فیلمی دیدم که داعشی‌ها دکتری را به وسط خیابان بردند و سر بریدند. این تصویر مرا به هم ریخت و احساس کردم که باید کاری کنم."

نیسی به عراق می‌رود تا مستندی درباره داعش بسازد. چهار- پنج‌ماه با مسئولان و افراد مرتبط با حشدالشعبی ملاقات و دیدار می‌کند و راه به جایی نمی‌برد.

" یک روز یکی از آن تلفن‌هایی شد که من به آن‌ها تماس جادویی می‌گویم، از آن تماس‌هایی که ناگهان گره کار را باز می‌کند. با من تماس گرفتند و قرار شد که با گروهی از حشد الشعبی همراه شوم."

مردان نظامی عبوس با ظاهری خشن به دنبال فیلم‌ساز ایرانی می‌آیند و او را با خود همراه می‌برند. فیلم‌ساز که آن‌ها را نمی‌شناسد و بر جان خود می‌ترسد، هر چه سعی می‌کند با آنان ارتباط برقرار کند موفق نمی‌شود.هنگام عبور از روی پلی- در حالی که داشتند از شهر خارج می‌شدند- آخرین تیر ترکشش را رها می‌کند و نام آن پل را می‌پرسد.

"'گفتند نامش پل مسیب (جسر مسیب) است. ناگهان به یاد ترانه‌ای افتادم که پدربزرگم می‌خواند: حیک بابا حیک تا آن‌جا که می‌گفت مرا از پل مسیب واژگون آویختند (علی جسر المسیب سیبونی). ناگهان شروع کردم به خواندن آن ترانه. آن‌ها خنده‌شان گرفت و فضای بی‌اعتمادی شکسته شد."

جرف‌ الصخر(اکنون جرف النصر) شهر کوچکی در شصت کیلومتری بغداد، مدت‌ها در دست داعش بود و از مراکز قدرتمند آنان به شمار می‌آمد. مستندساز با تیپی از نیروهای حشد الشعبی در عملیات آزادسازی این شهر همراه می‌شود و از خط مقدم نبرد با داعش تصاویری بسیار زنده و پرتپش و پرتنش ثبت می‌کند. او نیز مانند نظامیان آماج گلوله‌هاست و حتی چندین بار با مرگ مواجه می‌شود.

مردم زنگ‌زده

"پس از حمله امریکا به عراق، سیم‌کارتم را که در آن زمان قیمت قابل توجهی داشت فروختم و با پول آن راهی عراق شدم. از پیش هیچ طرحی نداشتم، فقط می‌دانستم که می‌خواهم بروم آن‌جا و فیلمی بسازم.می‌خواستم بروم و کشوری را که به سرزمین‌‌مان حمله کرده بود ببینم."

مستند‌ساز که از نزدیک ویرانی و مرگ و آوارگی حمله عراق به ایران را دیده و چشیده بود، در دل خشمی به آن مردمان احساس می‌کرد. هنگامی که رهسپار شد مشتی از خاک وطن در جیب داشت، زیرا مطمئن نبود که زنده از این سفر بازگردد.

"در عراق دیدم که صدام و جنگ‌های مکررش زندگی مردم را نابود کرده است. آن‌وقت آن خشم جایش را به احساس هم‌دردی داد. دیدم که چه تفاوتی می‌کند، جنگ برای مردم از هر کشوری جز ویرانی و آوارگی و مصیبت و فقر چیزی ندارد."

حق نشر عکس Winking Owl Productions

مستند مردم زنگ‌زده (۱۳۸۳)، برنده سیمرغ بلورین بهترین مستند در بیست‌وسومین دوره جشنواره فیلم فجر، به داستان یکی از زنانی می‌پردازد که به سبب آسیب‌دیدن شوهران‌شان در جنگ عراق و ایران، بار تامین معاش خانواده را به دوش می‌کشند. آنان با جمع‌آوری ضایعات فلزی از جنگ‌افزارهای زنگ‌زده برجای مانده در بیابان‌ها، و فروش‌ این خنزرپنزرها زندگی‌ بسیار فقیرانه‌ای را می‌گذرانند. زن از صبح تا عصر در میان‌ فلزهای آلوده می‌پلکد و ضایعات گرد می‌آورد و عصر به آلونکش باز می‌گردد و خمیر عمل می‌آورد و نان می‌پزد و خانواده‌اش را خوراک می‌دهد و از تلخی روزگار با شوخ‌طبعی می‌کاهد.

نگاه زندگی‌جوی ماجد نیسی در مستندهایش که اغلب به مصائب جنگ و دشواری جنگ‌زدگان می‌پردازد، لحظه‌های زنده حیات را نشان می‌کند. توجه ویژه او به زنان در خاورمیانه و نیز مردم عرب‌زبان به آثارش از جنبه‌های انسان‌شناسی و مطالعات زنان و جنسیت ارزش ویژه‌ای بخشیده‌ و توجه مخاطبان انگلیسی را نیز برانگیخته است. به سبب استقبال تماشاگران قرار است ماه آینده در ۱۳ مارس بار دیگر اکران این ساخته‌هایش در سینما کلوزآپ لندن تکرار شود.

موضوعات مرتبط