BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 12:58 - 18/02/2003

منصور در دوبی



اين هم عکس منصور قبل از کنسرت روی رديف اول صندلی ها




   مصاحبه بهزاد با منصور در مورد آلبوم جديدش ديوونه

منصور کيست ؟؟؟
بهزاد :
من منصور رو تو اين پنج سال گشته از پای تلفن شنيدم ولی اصلأ نديده بودمش. البته چرا 7 سال پيش تو لس آنجلس همديگر رو نيمساعتی ديديم ، اونموقع منصور شبيه بچه درسخونها بود و من شبيه خودم .

تو اين سفری که به دوبی داشتم - منصور رو دم در هتلش ديدم . با اينکه سالها بود همديگر رو نديده بوديم ولی منو شناخت و خيلی خيلی با مهربونی بقلم کرد و روبوسی کرديم .
منصور تيپش خيلی خوب شده به قول يکی از طرفداراش مثل شير شده ولی واقعيت اينه که تيپش نه تنها مد روزه بلکه
زير زمينيه !!


منصور (کله شير) و بهزاد ( کله همبرگری ) در اتاق هتل بعد از مصاحبه

قرارمون يادت نره . . .

قرار مصاحبه رو گذاشتيم و سر قرار که رسيدم ديدم منصور تو آرايشگاه داشت موهاشو درست ميکرد. از چند سال پيش به اينور خيلی هم ورزش کرده چون بازوهاش ورزشکارانه بود . ولی خيلی منو تحويل گرفت و با هم رفتيم تو اتاقش و با هم حرف زديم .

راستشو بخواين اون روز من کلی اينور اونور پرسه زده بودم و ادکلن نزده بودم و همچين آدم خوشبويی نبودم .
منصور دمش گرم گفت : بادی ( يعنی رفيق ) می خوای برو راحت دوش بگير تا تازه بشی.

خواننده ها همش می خوان ازدست آدم در برن ولی منصور مثل يک دوست صميمی، مثل يک برادر با آدم رفتار ميکنه. به هرحال مصاحبه رو انجام داديم، کامپيوترم وسط کار يخ زد و صداهای ضبط شده منصور پريد ولی مصاحبه بالاخره کامل انجام شد .


اين عکس خوب نشد ولی منصور گفت بهزاد اگر خواستی چاپش کن

" ديوونه "

منصور از آلبومش " ديوونه " حرف زد : "می دونستم آلبوم موفقی می شه، زودتر وارد بازارش کردم ، تا که واکنش مردم رو ببينم."
شب کنسرتش هم کسی تو دوبی نبود که آهنگها ی منصور رو فرياد نزنه. اين آلبوم بيانگر تغييرات روحيه منصور در اين سالهای گذشته است . دل کندن از روال تکراری زندگی و فرار از روزمره هاست. البته خيلی کارش جرات می خواست چون نسبت به خواننده های لس آنجلس منصور خيلی به چشم مياد .

البته خلاف جهت آب رفتن کار سختيه به خصوص تو لس آنجلس - ولی منصور از پسش بر آمده و نشون داده که جوونا ديگه اون معيارهای قديمی موسقی پاپ رو نمی خوان و وقت تغيير و در لس آنجلس منصور اين کار رو کرده - نوازنده های عرب و ايرانی و آمريکای لاتين تو آلبوم زدن . البته يکی از آهنگها هنوز به سبک شش و هشت قديمه که ديگه از منصور بعيده !!! منظورم آهنگ بد اخلاق . . . .

تو عزيز دلمی . . .

اين آهنگ رو منصور می گفت که تو اين سه ساله ساخته و بتدريج کاملش کرده. يادش هم نمی ياد که چی تو زندگيش باعث شد که اين آهنگ رو بسازه . ولی از اول می دونست که گل می کنه . شب کنسرت در دوبی منصور دوبار اين آهنگ رو خوند و مردم ديگه استاديوم رو گذاشتن رو سرشون .

منصور، حميرا و معرفت

منصور در حال تنظيم صدا در استاديوم کريک گلف کلاب

اونشب خانم حميرا و منصور و نوال الزوغبی ( خواننده زن عرب ) کنسرت داشتن. منصور موقع صدا برداری رسيد - چون قرار بود آخر از همه صدابرداری کنه. بعد از چند دقيقه خانم حميرا هم با ارکسترش رسيد.

ديگه دير شده بود .هوا داشت تاريک ميشد . منصور واقعا آقايی کرد . از گروهش خواست که صحنه رو ترک کنن و
جاشونو بدن به گروه خانم حميرا .
در نهايت ديگه منصور به جای چند ساعت، در چند دقيقه صدابرداری کرد و رفت .
اينکار منصور خيلی مهم بود چون معمولا خواننده ها با صدابردارها دعواشون می شه و کلی فخر می فروشن، در صورتيکه منصور خيلی از خود گذشتگی کرد . در نتيجه چند تا از آهنگهاش شب کنسرت اون جوری که می خواست اجرا نشد . منصور خيلی آقايی . . .

شب کنسرت


تماشا چيهای خط اول که از ايران اومده بودن

   تو عزيز دلمی و فقط به خاطر تو رو از کنسرت منصور بشنويد

منصور رو برای اولين بار روی صحنه ديدم - کت چرم قرمز پوشيده بود و شلوار پاچه گشاد .
و هم خودش و هم مردم باآهنگهاش می رقصيدن . منصور موقع رقص سرشو چپ و راست تکون می ده و بالا پايين می پريد .
وسط کنسرت هم با پيرهن سفيدی که رو ی جلد آلبومش هست به کنسرت ادامه داد .
يک دختر کوچولو بهش يک شاخه گل رز داد - نميدونم چطور تونست از ديوار مامورای امنيتی بگذره ؟؟؟

پنچشنبه شب 13 فوريه 24 بهمن تو دوبی با منصور خيلی حال کردم - از اخلاقش لذت بردم و با آهنگهاش ديوونه شدم . . .

(برای خواندن متن گروه آريان برگردين به صفحه اول )

منصور در حال اجرای زنده


منصور اينقدر تکون می خورد که همه عکسها تار شد






منصور در حال خواندن اسم دست اندرکاران کنسرت


چند تا از جوونای هيپی دوبی که اومده بودن کنسرت منصور اين بچه ها فدايی های منصورن !!!

   بشنوين اين جوونا چی می گن
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما