نامه ای از لندن: "زبان و دریچه های کشف"

حق نشر عکس nill
Image caption علیزادۀ طوسی، با دعوت نگاه شما به تماشای یک مجلس نشاط، اثر رضا عبّاسی، نقاش بزرگ عهد شاه عباس صفوی، نخستین روز بهار، نو روز سال خورشیدی، و روز نوشدن حیات در طبیعت را به همۀ زنده دلان و آزاد اندیشان و زندگی دوستان ایران و جهان تبریک می گوید.

سلام.

عرض کنم خدمتتان که گاهی وقت‌ها، که تصادف یاری می‌کند و فرصتی پیش می‌آید که با یک یا چند تا همکار جوان، چند دقیقه‌ای گفت و شِنُفتی داشته باشم، و توی حرف‌هامان به موضوعِ جالبِ توجّهی اشاره شده باشد، شده است که یکدفعه آن همکار، یا یکی از آن چند تا همکار، خندۀ معنی داری بکند و بگوید:

«حتماً حالا می روید و این موضوع را می‌کنید یک نامه ای از لندن؟» که من معمولاً در جواب لبخندی می زنم و صادقانه می گویم: «نمی دانم! شاید.»

باید نکته ای جرقّه بزند، دریچۀ کشفی باز بشود، و واقعیت یا حقیقتی که وجود داشته است، امّا از توجّهِ خیلی‌ها، از جمله این بندۀ حقّ، دور مانده بوده است، به مخزنِ تجربه‌ها و دریافته‌های آدم راه پیدا کند، و آدم یکدفعه به خود بیاید و مثلاً بگوید: «چرا من تا حالا متوجّهِ این نکتۀ مهمّ اجتماعی نشده بودم؟»

Image caption - صاحب یا صاحبانِ این خرت و پرتهای به درد نخور، آنها را در جایی خلوت از بیرون شهر «دور انداخته اند».

همسرتان ازتان می پرسد: «این مجلّه را هنوز می‌خواهی، یا بیندازمش دور؟» این «دور» که می‌گوییم، و خیلی چیزهایی را که دیگر به دردمان نمی‌خورد، می اندازیم «آنجا»، کجاست؟ از تعریفهای «دور» در لغتنامه‌ها می فهمیم که «نزدیک» ما نیست، و چیزی را که پرتاب کرده‌ایم به آنجا، یا برده‌ایم و انداخته‌ایم آنجا، فاصله‌اش حالا از ما آن قدر هست که اگر «بد» است، از بدیش کاملاً در امانیم.

مثلاً «تُف» چیزِ بدی است، آن قدر بد که حالا دیگر، ان شاء الله، توی کوچه و خیابان هم نمی‌اندازیم. آن تک و توکی هم که می‌اندازند، «نزدیک» خودشان نمی‌اندازند که، خدا نکرده، روی کفش یا لباسِ خودشان بیفتد. به «دور» از خودشان «پرت» می‌کنند.

حالا اگر صدها سالِ پیش بود، و بیش از نَوِد در صد مردم در روستا ها زندگی می‌کردند، «دور» از خانه‌ها و مزرعه‌ها، آن قدر زمین خالی، یا بیابانِ بَرَهوت بود، که مردم آشغال‌ها وُ کثافت‌ها وُ هرچه بدتر از اینها شان را ببرند «دور» از خانه ها و مزرعه هاشان و «بیندازند» آنجاها.

حق نشر عکس nill
Image caption این یکی از توصیه های تصویری تمدّن امروز است با این فریادِ خاموش برای چشمهایی که با «نورِ خِرَد» یا «حکم خدا» می بینند: «جای آشغال دور انداختن این ظرف است، ای آدمیزاد متمدّن!»

بله، می خواهم بگویم که فعل مرکّبِ «دور انداختن» سابقۀ تاریخی درازی دارد. حالا دیگر وقتی همسرتان می خواهد مجلّۀ خوانده شده‌ای، یا هر چیز بد و زائد و آشغالی را «دور بیندازد»، از اتاق می‌رود بیرون، «نزدیکِ» اتاق، در دو سه قدمی اتاق، آن را «دورمی اندازد» توی ظرفِ زباله، یا توی ظرفِ چیزهای احیا شدنی(۱)، یعنی کاغذ، مقوّا، پلاستیک، شیشه وُ بطری خالی، و آنوقت هفته‌ای یکبار کامیون‌های مخصوص می‌آید و آنها را می‌برد به جاهای مخصوصِ «دور» از شهر و برای امحاء یا احیاء خالی می کند (۲).

ملاحظه می فرمایید؟ آیا توانستم منظورم را درست و روشن بیان بکنم؟ می خواهم بگویم اگر خوب دقّت بکنیم، می بینیم، هزار سال پیش که می گفتیم «دور انداختن» با «دور انداختنِ» (۳) حالا خیلی فرق می‌کرد. کلمه «ثابت» می‌ماند، امّا تحوّل وُ پیشرفت «فرهنگِ» مردم را بالا می برد و معنی کلمه را «تغییر» می‌دهد.

اگر تیرم به خطا نرفته باشد، در این یک تیر و دو نشان بازی، خواستم اوّلاً بگویم که آدم چه طوری یکدفعه یک چیزی برایش کشف می‌شود، و ثانیاً اینکه حالا دیگر خیلی از کلمه‌هامان آن معنی‌های چندین و چند قرن پیش را ندارد. به خدا و خِرد سوگند.

__________________________________________________

۱- انگلیسی‌ها به «احیاء کردنِ» انواع چیزهای مصرفی می گویند «ریسایکلینگ» (recycling). نمی‌دانم برای این معنی فرهنگستان جدید فارسی چه کلمه‌ای ساخته است، و ذوق و سوادِ فرهنگستان‌های تکنفرۀ سیّار چه کلمه‌هایی از خودشان در آورده اند.

۲- اِمحاء: محو کردن؛ ناپدید کردن؛ از میان بردن چیزی (فرهنگ فارسی معین ). مثلاً در«گزارش ارزیابی وضعیت کشت خشخاش و تولید تریاک در افغانستان - زمستان ۱۳۸۹» می خوانیم: «وضعیت امحاء مزارع خشخاش در افغانستان در سال ۲۰۱۰ میلادی بسیار نگران کننده بود. ناامنی در مناطق جنوبی و غربی افغانستان موجب شد تا روند امحاء مزارع خشخاش دچار مخاطره شود.»

اِحیاء: زنده گردانیدن؛ زنده کردن؛ چیزبی مصرفی را دوباره قابل مصرف کردن، مثل احیای پلاستیک از ظرفها و بطریهای خالی و بی مصرف پلاستیکی. به یک نمونه از کاربُردِ «احیای پلاستیک» (plastic recycling factory) در یک سایت اینترنتی نگاه می کنیم، که تصادفاً منظوم است و طنزآمیز: تایید شده همه سه تا تیک داریم/ ما نقد فقط به رنگ ماتیک داریم / با علمِ به اینکه همه چی آرومه / «کارخانۀ احیای پلاستیک» داریم.

۳- در انگلیسی به مفهوم «دور انداختنِ» فارسی می گویند «throw away»، امّا برای مفهوم تازه ای که این عمل در عصر جدید پیدا کرده است، از فعل «dump» استفاده می کنند، به معنیِ خالی کردن (مثلِ خالی کردن بار از کامیون)، ریختن و رفتن (مثل ریختنِ زباله و خرت و پرت در جاهای غیر مجاز)، که وقتی همین کار را بخواهند به طور قانونی انجام بدهند، هر چیز کهنه و به درد نخور را به محلهای مجاز (dumping site) می برند و آنجا «dump» می کنند.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

مطالب مرتبط