کانون پرورش فکری و دوران طلایی انیمیشن در ایران

امسال برابر است با پنجاهمین سالگرد تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. به همین مناسبت، بی‌بی‌سی فارسی طی ماه های گذشته و آینده با انتشار مجموعه گفتگوها، یادداشت ها و جستارهایی، به شیوه شکل گیری، فعالیت های موثر و محصولات ماندگار این نهاد فرهنگی پرداخته و خواهد پرداخت.

_____________________________________________________________________________________________________________

حق نشر عکس a

هنر انیمیشن سازی (نقاشی متحرک) در ایران از اواخر دههٔ سی شمسی شکل گرفت. نخستین تلاش‌ها در این زمینه به وسیله نسل اول انیماتورهای ایرانی مثل اسفندیار احمدیه، جعفر تجارتچی، پرویز اصانلو و نصرت کریمی در فاصلۀ بین سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۰ در ادارهٔ کل فرهنگ و هنر تهران صورت گرفت.

اما با تاسیس بخش انیمیشن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۹ بود که انیمیشن سازی در ایران، وارد مرحله ای تازه و خلاقه شد. در واقع این کانون بود که با راه اندازی بخش انیمیشن و اعزام برخی از نقاشان و طراحان به کشورهای اروپایی برای فراگیری تکنیک های انیمیشن سازی، باعث رشد و توسعۀ هنر انیمیشن در ایران شد.

اسد بیناخواهی، انیماتور و کارتونیست ساکن آلمان در این باره می گوید: "فعالیت کانون در خصوص نقاشی متحرک و دعوت از هنرمندان تحصیل کردۀ نقاش، گرافیست و تصویر ساز، موجب شد که یک نوع دید مدرن و روح تازه به این هنر دمیده شود. باید توجه داشت که هیچکدام از هنرمندان این حوزه، ابتدا دانش آموختۀ این هنر نبودند و آن را در کانون و یا با حمایت کانون در کشورهای دیگر آموختند."

تجربه های گرافیست های کانون در زمینۀ تصویرگرى کتاب کودک، بستر مناسبی براى رشد نقاشى متحرک در این مرکز شد. با تاسیس "مرکز تجربیات نقاشى متحرک" برای آموزش انیمیشن در کانون در سال ۱۳۵۴، کانون علاوه بر تولید انیمیشن، نقش مهمی در پیشبرد، رشد و شکوفایى انیمیشن در ایران به عهده گرفت.

کارنامۀ کانون در زمینهٔ تولید فیلم انیمیشن، به ویژه در دهۀ پنجاه که از آن به عنوان دوران طلایی انیمیشن در ایران یاد می شود، کارنامه ای پربار و درخشان است. آثاری که در این دوره به وسیلۀ نسل دوم گرافیست ها و انیماتورهای ایرانی مثل نورالدین زرین کلک، فرشید مثقالی، مرتضی ممیز، پرویز نادری، علی اکبر صادقی، آراپیک باغداساریان، عبدالله علیمراد، وجیه الله فرد مقدم، احمد عربانی، محمد مقدم و نفیسۀ ریاحی خلق شده، از نظر سبک، تکنیک و مضمون بسیار متنوع اند و جزو گنجینه انیمشین ایران به شمار می روند.

قصه ها و افسانه های عامیانه ایرانی، دستمایۀ اغلب انیماتورهای کانون بود. با این حال بسیاری از فیلم های انیمیشن تولید شده در این مرکز اگرچه از نظر سبک اجرایی و روایت برای کودکان جذاب اند، اما به خاطر بیان استعاری و مضامین روشنفکرانه شان به سختی می توانند با کودکان ارتباط برقرار کنند.

اما به اعتقاد اسد بیناخواهی، فیلم های کانون با اینکه از یک اندیشه روشنفکرانه تغذیه می شد اما با این حال بسیاری از آنها برای کودکان قابل فهم بودند و با آنها ارتباط خوبی برقرار می کردند.

به گفتۀ او البته تعدادی این فیلم ها نه تنها برای بچه ها بلکه حتی برای بزرگسالان هم قابل فهم نبود مثل "هفت شهر" علی اکبر صادقی که برداشتی از هفت شهر عشق عطار بود و زبانی تمثیلی داشت.

امروز بخش انیمیشن کانون، دیگر مثل گذشته فعال نیست و مراکز دولتی و خصوصی متعددی مثل "مرکز پویا نمایی صبا"، شبکه یک و دو سیما، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، برای تولید انیمیشن به وجود آمده اند. با این حال هیچ یک از این مراکز به رغم تولیدات متنوع و انبوه خود نتوانسته اند به جایگاه کانون در این زمینه برسند.

در این جا نگاهی داریم به ده فیلم انیمیشن شاخص تولیده شده در کانون که به رغم گذشت زمان و تحولات تکنیکی چشمگیر در صنعت انیمیشن ایران و جهان، همچنان دیدنی و تاثیرگذارند.

__________________________________________________________________________________

بیشتر بخوانید؛ نیم قرن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

پنجاه سال فعالیت فرهنگی

ده فیلم؛ ده سینماگر

گفت‌وگو با نخستین مدیر کانون

__________________________________________________________________________________

امیرحمزه دل‌دار و گور دل‌گیر / نورالدین زرین کلک

نورالدین زرین کلک را باید یکی از بنیانگذاران بخش انیمیشن کانون و یکی از مهم ترین و خلاق ترین انیماتورهای ایرانی به شمار آورد.

زرین کلک، یکی از نخستین کسانی بود که در سال ۱۳۴۸ از طرف کانون برای تحصیل در این رشته به بلژیک اعزام شد. او پس از پایان تحصیلاتش در بلژیک و ساختن چند فیلم کوتاه انیمیشن در آنجا به ایران بازگشت و به فیلمسازی و آموزش انیمیشن در این مرکز پرداخت. "تداعی"، "اتل متل"، "امیر حمزه دلدار و گور دلگیر"، "چشم تنگ دنیادار" و "دنیاى دیوانه دیوانه دیوانه"، از مهمترین فیلم های انیمیشن زرین کلک در کانون است.

حق نشر عکس a

"امیرحمزه دلدار و گور دلگیر"(۱۳۵۶) که بر اساس افسانه ای عامیانه ساخته شده، داستان شاهزاده امیر حمزه است که عاشق دختر پادشاه مدائن می شود که دیوی او را اسیر طلسم خود کرده و به صورت گورخر در آورده است.

"امیر حمزه دلدار و گور دلگیر"، روایت بسیار جذاب و شیرینی دارد و زرین کلک در آن، عناصر روایی و بصری فرهنگ ایرانی را به طرز خلاقانه و با بیانی طنزآمیز به کار گرفته است.

استفاده از موسیقی سنتی و رِنگ های ایرانی نیز با ریتم و فضای فیلم پیوند خوبی دارد. این فیلم برنده دیپلم افتخار فستیوال بین المللى فیلم جیفونى (ایتالیا) شد.

وزنه بردار/ آراپیک باغداساریان

آراپیک باغداساریان را باید همراه فرشید مثقالی از پایه گذاران بخش انیمیشن کانون دانست. باغداساریان در زمینه‌های تصویر سازی و طراحی جلد کتاب، پوسترسازی، کاریکاتور و تبلیغات فعال بود. او در مجموع سه فیلم ساخت که از میان آنها، "گرفتار" و "وزنه بردار"، انیمیشن و "حوزه استحفاظی"، فیلم زنده است.

باغداساریان پس از پایان تحصیلاتش در رشتۀ نقاشی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به تحصیل گرافیک در فرانسه پرداخت. کاریکاتورهای او با نام مستعار پطروس کارامیان در مجله نگین منتشر می شد و تا سال ها کسی از هویت واقعی خالق آنها خبر نداشت.

حق نشر عکس d

فیلم های انیمیشن کوتاه "گرفتار" و "وزنه بردار" (هر دو محصول ۱۳۴۹) باغداساریان که با تکنیک سِل انیمیشن اجرا شده اند، جزو نخستین فیلم های تولید شده در بخش انیمیشن کانون اند.

"گرفتار" در اولین جشنوارۀ انیمیشن پاریس، مورد تحسین هیئت داوران قرار گرفت. یکی از ویژگی های فیلم های باغداساریان، طنز سیاه اوست که برای بیان مسائل انسانی و اجتماعی به کار گرفت. در فیلم "گرفتار" او با زبانی سمبلیک، تلاش بیهوده برای رهایی از چنگ استبداد را به تصویر کشید.

در این فیلم، یک علامت فلش (پیکان)، سعی دارد خود را از تابلوی عبور ممنوع آزاد نماید اما تلاش او در محدودۀ بستۀ تابلو، عقیم می ماند.

"وزنه بردار" نیز داستان مردی شیاد و قهرمانی پوشالی است که در قالب یک قهرمان وزنه برداری روی صحنه می رود در حالی که توانایی بلند کردن وزنه را هم ندارد.

باغداساریان در سال ۱۳۶۴ در سن ۴۶ سالگی درگذشت.

دوباره نگاه کن / فرشید مثقالی

فرشید مثقالی یکی از برجسته ترین گرافیست های ایران و تصویرگران کتاب کودک و یکی از بنیانگذاران بخش انیمیشن کانون است.

مثقالی در سال ۱۳۴۶ به کانون پیوست و همراه با باغداساریان، بخش فیلم های انیمیشن کانون را تاسیس کرد. یکی از ویژگی های نقاشی ها و انیمیشن های فرشید مثقالی، استفاده خلاقانۀ او از نقش مایه ها، رنگ ها و عناصر بصری موجود در نگارگری ایرانی است.

مثقالی علاوه بر تصویرگری کتاب کودکان و ساختن فیلم های انیمیشن، طراح بسیاری از پوسترها و تیتراژ های فیلم های موج نوی سینمای ایران و فیلم های انیمشین تولید شده در کانون بود که از میان آنها باید به پوسترها و تیتراژ های فیلم های "گاو"، "پستچی"، "پری"، "شازده احتجاب" و "جعفرخان از فرنگ برگشته" اشاره کرد.

انیمیشن های مثقالی از جمله "آقای هیولا"، "سوءتفاهم"، "شهر خاکستری"، "پسر و ساز و پرنده" و "دوباره نگاه کن"، موفقیت های زیادی در سطح جهانی داشته و جوایز زیادی برای کانون و سینمای ایران به ارمغان آوردند.

انیمیشن کوتاه "دوباره نگاه کن" در دورانی که مخاطب انیمیشن های کانون بیشتر بزرگسالان بودند، بیش از تولیدات دیگر کانون به دنیای کودکان و تخیلات آنها مربوط بود و از دید آنها به جهان نگاه می کرد.

"دوباره نگاه کن"، جایزۀ اول جشنوارۀ فیلم کودکان مسکو و جایزۀ اول جشنوارۀ جیفونی در سال ۱۹۷۵ را به دست آورد.

مرد و ابر / پرویز نادری

پرویز نادری، از نسل اول انیماتورهای کانون بود. او خالق فیلم های کوتاه انیمیشن برجسته و تفکر برانگیزی مثل "بی‌نهایت"، "مرد و ابر"، "استقلال" و "درخت سیب" است. فیلم استقلال (۱۳۵۲) او موفق شد در جشنواره فیلم برلین سال ۱۹۷۴، دیپلم ویژۀ کلیسای کاتولیک را کسب کند.

حق نشر عکس s

"مرد و ابر"، در میان کارهای انیمیشن کانون، به لحاظ تمرکزش روی زندگی روزمرۀ مردی عادی در دنیای مدرن، فیلمی منحصر بفرد است چرا که موضوع اغلب فیلم های کانون در این دوره، برگرفته از داستان ها و افسانه های قدیمی و پیرامون شخصیت های تخیلی و افسانه ای است. "مرد و ابر" نیز با اینکه داستانی مربوط به زندگی معاصر است اما فضایی فانتزی و تخیلی دارد. مردی بعد از پایان کار اداری اش به خانه می رود و کتری آب را روی چراغ می گذارد و به خواب می رود. کتری به جوش می آید و بخار آن دور سر مرد حلقه می زند. مرد از خواب بیدار می شود و سعی می کند از شر بخار خلاص شود اما بی فایده است.

"مرد و ابر" از نظر سبک کار و بیان استعاری و فلسفی اش، نشان دهندۀ تاثیرپذیری نادری از سبک انیمیشن های اروپای شرقی به ویژه مکتب انیمیشن زاگرب است که عموماً آثاری اندیشمندانه اند و بیانی پیچیده دارند.

پرویز نادری در تیرماه ۱۳۹۲ بر اثر بیماری درگذشت.

زال و سیمرغ / علی اکبر صادقی

علی اکبر صادقی، نقاش، مجسمه ساز و از پیشگامان هنر انیمیشن در ایران است. او از سال ۱۳۴۹ همکاری اش را با ساختن فیلم انیمیشن "هفت شهر" در کانون آغاز کرد.

صادقی در فاصلۀ بین ســال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ شش فیلم کوتاه انیمیشن به سفارش کانون خلق کرد که تم اصلی همۀ آنها صلح‌طلبی و جنگ ستیزی است.

حق نشر عکس a

انیمیشن "زال و سیمرغ"، یکی از زیباترین کارهای صادقی است که در سال ۱۳۵۶ در کانون تولید شد.

این فیلم، روایت م. آزاد از داستان زال و سیمرغ در شاهنامه است که صادقی آن را با رنگ هایی چشم نواز به تصویر کشیده است.

سبک انیمیشن های صادقی متاثر از فضای قصه های کهن و اساطیر ایرانی است که با تکنیک های خاص او اجرا شده اند. او نه تنها عناصر روایی افسانه ها و داستان های فولکلوریک ایرانی را در آثارش به کار گرفته بلکه از نظر جنبه های بصری، از نقش مایه های ایرانی و عناصر موجود در مینیاتورهای ایرانی نیز بهره بسیار برده است.

به این ترتیب صادقی سبکی را در انیمیشن پایه گذاری کرد که نه تنها در انیمشین ایران منحصر بفرد بود بلکه در جهان هم کم نظیر بود.

سیاه پرنده / مرتضی ممیز

مرتضی ممیز، طراح گرافیک سرشناس ایران، همکاری اش را با کانون به عنوان تصویرگر کتاب های کودکان آغاز کرد و بعد با ایجاد بخش انیمیشن در کانون، به ساختن فیلم های انیمیشن پرداخت.

ممیز تنها سه فیلم در کانون ساخت: "آنکه عمل کرد و آنکه خیال بافت"، یک نقطۀ سبز" و "سیاه پرنده".

حق نشر عکس d

او در مورد فیلم های انیمیشنی که در کانون ساخت گفته است: "در هر سه فیلم کوتاهی که ساختم جستجویی جدی برای شناختن سینمای متحرک کردم اما به هر حال هر سه فیلم، سه نوع تمرین برای من بودند."

"سیاه پرنده"، محصول ۱۳۵۲ و آخرین فیلم ممیز در کانون است. به گفتۀ ممیز گم شدن طراحی های چند سکانس این فیلم و نبودن زمان تکرار آنها، باعث شد به انسجام و روال این فیلم لطمه بخورد. با این حال، این فیلم همچنان خط روایی خود را حفظ کرده و پیامش را منتقل می کند.

"سیاه پرنده" با تکنیک کات اوت و بر اساس فیلمنامه ای از ابراهیم فروزش ساخته شده و مثل اغلب انیمیشن های کانون پیامی اخلاقی دارد و به نقش و تاثیر محیط در شکل گیری شخصیت افراد می پردازد.

این فیلم، داستان پرنده ای سیاه و عظیم را روایت می کند که کارش آزار مردمان است اما به دست مردم کشته می شود و پسر بچه ای، جوجۀ او را برمی دارد و بزرگ می کند.

جوجه اما برخلاف مادرش، به پرنده ای مهربان و دوست داشتنی تبدیل می شود.

ممیز در سال ۱۳۸۴ در ۶۹ سالگی درگذشت.

منم می تونم/ عباس کیارستمی

عباس کیارستمی، قبل از اینکه به فیلمسازی رو بیاورد گرافیست بود و علاوه بر تجربۀ تصویر سازی کتاب های کودکان در کانون، پوستر و تیتراژ چند فیلم از جمله "قیصر" و "رضاموتوری" مسعود کیمیایی را طراحی کرده است.

به علاوه او چند فیلم کوتاه آموزشی نیز در کانون ساخته است که ترکیبی از فیلم انیمیشن و زنده است از جمله فیلم کوتاه "منم می تونم" که در سال ۱۳۵۴ ساخت.

حق نشر عکس s

این فیلم، داستان پسری است که سرگرم تماشای یک فیلم نقاشی متحرک است که در آن نحوۀ حرکت حیواناتی مثل کانگورو، اسب، موش، ماهی و میمون نشان داده می شود و پسر با دیدن هر یک از آنها می گوید: "منم می تونم" و سعی می کند، حرکت این حیوانات را تقلید ‌کند اما با دیدن تصویر کبوتری که پرواز می کند، مکث کرده و به فکر فرو می رود و در خیال خود، هواپیمایی را مجسم می کند که در آسمان در حال پرواز است.

نقاشی های متحرک این فیلم را نفیسۀ ریاحی کشیده است که خود از انیماتورهای برجستۀ کانون در دهۀ پنجاه به شمار می رود.

مزاحم ها/ وجیه الله فردمقدم

وجیه الله فرد مقدم، از سرشناس ترین انیماتورهای ایران بود که تکنیک های اولیۀ انیمیشن سازی را در وزارت فرهنگ و هنر و زیر نظر اسفندیار احمدیه و نصرت کریمی آموخت.

او از سال ۱۳۵۲ به استخدام کانون در آمد و پس از طی اولین دورۀ مدرسۀ تجربیات سینمای نقاشی متحرک در کانون و بعد آموختن انیمیشن عروسکی در چکسلواکی، نخستین فیلم انیمیشن خود با عنوان "مزاحم‌ها" را در کانون ساخت.

"مزاحم ها" با زمان ۳ و نیم دقیقه، داستان سادۀ مردی است که خوابیده و ساعتی که کوک کرده قرار است او را در وقت معینی از خواب بیدار کند اما ساعت جرات این کار را ندارد و از خروس می خواهد مرد را سرِ وقت بیدار کند.

خروس نیز از زیر این کار در رفته و از ضبط صوت می خواهد مرد را بیدار کند و ضبط صوت هم ... به این ترتیب هیچ کس نمی خواهد مزاحم مردی که در خواب است شود. "مزاحم ها" برندۀ دیپلم افتخار جشنوارۀ فیلم‌های دانشجویی اسپانیا گردید.

"تقلید"، "جورجورک"، "بازگشت"، "در کنار هم، با هم"، "لالایی عاشورا"، "یار هم، در کنار هم" و "لی‌لی لی‌لی حوضک"، از فیلم های دیگر فرد مقدم است که در کانون ساخته است. وجیه الله فرد مقدم در سال ۱۳۹۲ درگذشت.

تبر/ احمد عربانی

احمد عربانی، همکاری خود را با بخش انیمیشن کانون از سال ۱۳۵۳ آغاز کرد اما بیشتر فیلم های او از جمله "تبر" (۱۳۵۹) مربوط به بعد از انقلاب است.

"تبر" که به شکل انیمیشن سنتی و با استفاده از تکنیک تک فریم ساخته شده، فیلمی ساده، نمادین و سیاسی است که در فضای سیاسی سال های اول انقلاب ساخته شده و با شعارهای انقلاب ایران هماهنگ است.

"تبر" با نمایی از جنگل در یک صبح زیبا شروع می شود. با صدای خروس همه درختان، گیاهان و گل ها از خواب بیدار شده و با ضرب زورخانه شروع به ورزش می کنند. ناگهان با ورود تبر، این فضای شاد و خرم تغییر کرده و ترس بر جنگل حاکم می شود. گل شیپوری، در شیپور خود دمیده و اهالی جنگل را از ورود تبر آگاه می سازد. همه مخفی می شوند اما تبر شروع به قطع تنۀ درختان می کند و هیچ درختی توانایی مقابله با او را ندارد.

پس از آن فیلمساز، یک نمای لانگ شات از جنگل نشان می دهد که هیچ درختی در آن نمانده و به دشتی صاف بدل شده است. تبر با مارش نظامی به حرکت خود ادامه می دهد و به جنگل دیگری می رسد اما درختان آن جنگل با هم متحد شده و تبر را از پا درمی آورند و دوباره آرامش و شادی به جنگل باز می گردد.

سخن آیت الله خمینی، رهبر ایران که در پایان فیلم می آید، در واقع همان درونمایۀ اصلی فیلم است: " اگر همه با هم باشید هیچکس نمی‌تواند شما را بشکند."

طوطی و بقال / عبدالله علیمراد

مجموعهٔ انیمیشن سه اپیزودی "قصه‌هاى بازار" به کارگردانی علیمراد، اولین فیلم بلند سینمایىِ انیمیشن در ایران به شمار می رود و "طوطی و بقال"، یکی از سه قسمت این مجموعه است که علیمراد در سال ۱۳۷۴ ساخت.

حق نشر عکس s

"طوطی و بقال"، که بر اساس قصه ای از مثنوی مولوی ساخته شده، بیانگر ظرفیت های دراماتیک قصه های کهن ایرانی برای فیلم های انیمیشن است. مرد بقالی، طوطی زیبا و خوش صدایی دارد که نام او قندک است و با سخنان شیرین خود بقال و مشتریان او را به وجد می آورد. روزی طوطی در نبود بقال در دکان پرواز کرده و باعث شکستن شیشۀ روغن بقال می شود. وقتی بقال از خانه به دکان می آید و روغن ریخته را می بیند، عصبانی شده و بر سر طوطی می زند و طوطی بر اثر این ضربه کچل می شود.

طوطی از بقال دل آزرده شده و قهر کرده و روزۀ سکوت می گیرد و همین باعث پریشان حالی مرد بقال می شود. تا این که یک روز، درویش کچلی که از جلوی دکان مرد بقال طوطی می گذرد. مردم از او می پرسند که چرا کچل شده و طوطی با دیدن مرد کچل به حرف آمده و می گوید: "می دانم که او چرا کچل شده چون او هم مثل من شیشۀ روغن بقال را ریخته و کتک خورده و موهایش ریخته است." همین قیاس ظاهری باعث خنده و نشاط مردم و آشتی طوطی با مرد بقال می شود.

"طوطی و بقال" با طراحی صحنه و رنگ های چشمگیر و موسیقی زیبای کامبیز روشن روان و شخصیت های عروسکی یکی از محبوب‎ترین آثار انیمیشن تولید شده در کانون در بعد از انقلاب است.

مطالب مرتبط