محمد قائد: من چون او

حق نشر عکس

پاسخ سرراست و دم ِ دست: صاحب این کیبورد چنانچه مؤنث به دنیا آمده بود حتماً نامی دیگر داشت.

(یک بار از پدرم پرسیدم چرا اسم پسرهایش برگرفته از اولیا و انبیاست اما اسم دخترهایش نه. گفت اسم دختر باید امروزی و مردم‌پسند باشد. درهرحال، نام خانوادگی‌ام همچنان کنسول‌پسند نبود و به گرفتن ویزا در این روزگار کمکی نمی‌کرد. انگار کسی به کنسول جمهوری اسلامی ایران بگوید: اینجانب شمر ذی‌الجوشن تقاضای دریافت روادید دارم.)

تفاوت دیگر اینکه یک قبضه محاسن نداشت و ارتفاعش از سطح دریا کمتر ‌بود.

نظر نویسندگان دیگر را هم در این صفحه بخوانید

اما پاسخ به اینکه چگونه زنی می‌بود به همان آسانی نیست. در امتزاج ژنها، لابد شبیه خواهرانش بود. اما آنها عین هم نیستند.

یا می‌توان گفت از نظر فضای رشد اجتماعی منطقاً شبیه دختران همسال و همکلاس بود. اما آنها هم جوجهٔ ماشینی نیستند و در وجه منش و روحیه، در چهار و شش و ده دسته نمی‌گنجند.

دسته‌بندی پدیده‌های انسانی ــــ و به تبع آن، اجتماعی ـــــ شاید ابتدا آسان به نظر برسد اما تقسیم‌بندی آدمها به زن و مرد رایج‌ترین و سست‌ترین نوع رده‌بندی است.

فیزیولوژی و مشخصات سیمای هر جنس برای دسته‌بندی اکثریت بزرگ افراد در نخستین وهله جای چندوچون نمی‌گذارد: معمولاً یا این یا آن. اگر از این بگذریم ــــ که اگر ِ سختی است ــــ زن یا مرد بودن چگونه کیفیتی است؟

بسیاری خصلتهای منتسب به زنان و مردان کلیشه‌هایی‌اند همانند تصویرها از مشهدی و تبریزی و اصفهانی و کرمانشاهی. قالب که دست بگیریم و دنبال مصداق بگردیم، جوینده یابنده است، نه یکی‌دوتا که ده‌تا و صدتا. اما گذشته از مضامین لطیفه‌ها، اگر مثلاً فرد آبادانی خود را اهل بیرجند، کرمان یا جاهای دیگر معرفی کند بسیار تردید دارم هر ناظری بتواند به آسانی کشف کند همصحبتش کجا به دنیا آمده و بزرگ شده.

یکی از کلیشه‌ها عاطفی‌بودن زن در مقایل خردناک بودن مرد است. تجربهٔ من غیر از این می‌گوید. چه بسیار انسانهای مذکری که میان استدلال عقلی و کشش عاطفی سرگردانند؛ و چه بسیار انسانهای مؤنث ِ برخوردار از موهبت تعادل میان این دو، و حتی متمایل به حسابگری همچون سپری برای دفاع از خود در جهانی پرخطر.

زمانی یک کلیشهٔ رایج در داستانها ”خط ظریف زنانه“ بود که احوال پرسوناژ مذکر را دگرگون می‌کند و شرار عشق به جانش می‌افکند.

در عالم واقع، شاید برخی دخترها از سالهای دبستان جمع‌وجورتر و دایره‌وار‌تر از بعضی پسرها بنویسند. اما تفکیک دستخط به دو نوع زنانه و مردانه مبتنی بر مشاهده و تجربه نیست، کلیشه است. چه بسیار آدمها از هر دو جنس که درشت و کشیده یا مورچه‌وار می‌نویسند. وقتی شمار نمونه‌ها بزرگ باشد، تفکیک تمام دستخط‌ها به مردانه و زنانه هیچ آسان نیست. به نظرم حتی ممکن نیست.

پرسش آغازین می‌تواند به طور ضمنی حاوی این معنی هم باشد: چنانچه مؤنث به دنیا آمده بودی دوست داشتی جای کدام زن یا زنانی که می‌شناسی باشی؟

اگر فرض کنیم قرار بر آزادی انتخابی خیالی باشد، چرا بهترین‌(ها) را انتخاب نکنیم؟ سعیدقصاب کاشانی شاعر عهد صفویه سرود "سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی." مظهر سودای یکجا: زن باهوش و زیبا و موفق و سرآمد بودن.

در مواردی یک زن شاید کمتر از مرد هم‌رده و هم‌طبقهٔ خود به خواست خویش برسد اما به احتمال زیاد از مرد فرودست‌تر از خویش موفق‌تر و برخوردارتر است. بر این قرار، فرد مذکر برای پیشرفتی فرضی باید با جنسیت دیگر در موقعیت اجتماعی فرادست‌تر در جامعه‌ای پیشرفته‌تر به دنیا بیاید.

زمانی یکی از سیاسیون ایران اسلامی در توجیه حجاب گفت زنان زیبا دیکتاتوری می‌کنند. منظورش این بود که پوشاندن زیبایی زنان در واقع مردها را از خطر استیلای زنان زیبا در امان نگه می‌دارد.

درست‌تر این است که بگوییم زنان زیبا از زیبایی‌شان سود می‌برند.

هرکسی حق خویش می‌داند از امتیازش استفاده ‌کند ــــ ورزشکار از ماهیچه و چالاکی‌اش، ریاضیدان از قدرت استدلالش،‌ شطرنج‌باز از سرعت انتقال و توان پیش‌بینی‌اش ــــ اما در حیطه‌ای معین و نه در همه‌جا و تمام حالات.

دربارهٔ بهره‌گیری عایشه، شهرآشوب صدر اسلام، از امتیازها و جاذبهٔ‌ خویش همین قدر می‌دانیم که مولی‌الموحّدین وقتی در نهج‌البلاغه کل زنان را لعن و تحقیر می‌کند، به اعتقاد مفسرانی نظر به او دارد. و می‌گویند آیه‌ای که در ذمّ تجسس نازل شد محض خاطر شخص او و برای چیدن نوک شایعه‌پراکن‌ها بود.

باری، پس از تمام صغرا کبراها، آیا زن باهوش و زیبا به دنیا آمدن و موفق و سرشناس‌شدن لزوماً یعنی خوشبخت(تر) بودن و برخورداری از خوشبختی پایدار؟ این داستان دیگری است.

بی‌بی‌سی فارسی مانند سالهای گذشته، امسال هم صفحه ویژه‌ای درباره زنان دارد با عنوان ۱۰۰ زن. به همین مناسبت از زنان موفق جامعه خواسته‌ایم که مطلبی برای‌مان بنویسند با این موضوع که اگر زن نبودند چه مشکلاتی پیش رو نداشتند. در مقابل از مردان موفق جامعه هم می‌پرسیم که اگر مرد نبودند و زن بودند، آیا به جایگاهی که اکنون دارند، می رسیدند؟ از نویسندگان می‌خواهیم که یادداشتی بنویسند و خودشان را در جایگاه همکاران و همتایان زن‌ بگذراند و راهی که طی کرده‌اند و تا به این جا رسیده‌اند را یک بار از نگاه یک زن ببیند. آیا اگر زن بودند به موقعیت پائین‌تر و یا حتی بالاتری دست پیدا می‌کردند و یا بخاطر مرد بودن‌شان بوده که به این جایگاه رسیده‌اند؟ موانع قانونی، عرفی و شرعی که در حرفه‌شان برای زنان وجود دارد، اما برای آنها مشکلی ایجاد نکرده چه بوده است؟ محمد قائد، نویسنده و روزنامه‌نگار در ایران برای ما نوشته که به برخی از تفاوت‌ها اشاره کرده است.

مطالب مرتبط