BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:13 گرينويچ - جمعه 21 اکتبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
ميرزا صالح: شکست مشروطه حرف سنجيده ای نيست
 
غلامحسين ميرزا صالح
غلامحسين ميرزا صالح: من فکر می کنم مشروطه و مارکسيسم در ايران سرنوشت مشترکی داشته اند
سيروس علی نژاد: گويا مشروطه هم مبارزه بر ضد حکومت استبدادی بود و هم آنطور که برخی نوشته اند عليه سنت تسليم در برابر خود کامگی. ليکن می دانيم که اين مبارزه طی دوره پس از مشروطه با موانع متعددی مواجه شد و به مقصود نرسيد. چه عواملی باعث شکست هدف های انقلاب شد؟

غلامحسين ميرزا صالح: شکست مشروطه حرف سنجيده ای نيست. نهضت مشروطه رژيم را عوض کرد اما حکومت را عوض نکرد. شروع کرد به اصلاحات. يکی از بزرگترين کارهای مجلس اول اين بود که تيول را غيرقانونی اعلام کرد. کاری بزرگ که خودش به تنهايی به يک انقلاب احتياج داشت.

اصلاحات ديگری هم انجام گرفت که همه با اهميت بودند. مقرر شد کشور بودجه داشته باشد، کابينه را مجلس تاييد کند، اگر وزيری خلاف کرد استيضاح شود، بدون تصويب مجلس چيزی جنبه قانونی پيدا نکند، و خيلی چيزهای ديگر. خب کدام يک از اينها تا به امروز لغو شده و جای آنها را چيز ديگری گرفته است؟ پس چرا نهضت شکست خورده است؟

موازينی که مجلس مشروطه وضع کرد تا به امروز تداوم دارد. ممکن است شکل آن تغيير کرده باشد، مثلا وزرا به جای بيست روز، يک ماه مهلت داشته باشند که در مجلس حاضر شوند، ولی اصل بر سر جای خود باقی مانده است. فقط يک مورد هست که هنوز اجرا نشده و آن اين است که مجلس اول می گفت مردم حق دارند لايحه پيشنهاد کنند که چنين اتفاقی نيفتاده است.

بسياری از کسانی که راجع به تاريخ معاصر ايران اظهار نظر می کنند يا جزوه و کتاب چاپ می کنند فاقد تخصص و معلومات دانشگاهی هستند و تقريبا همگی با خواندن چند خاطره و چند کتاب در مورد انقلاب مشروطه به اظهار نظرهای نادرست می پردازند.

اينان فکر می کنند مشروطه و قانون اساسی مسئول رفتار حکومت های بعدی است. اگر حکومت های بعدی به قانون اساسی توجه نکرده اند تقصير مشروطه نيست. در هيچ کشور دنيا اينطور نبوده که وقتی حکومت قانون مستقر شده، حکومت های بعدی پا از گليم خودشان بيرون نگذاشته باشند.

مقصود از شکست اين است که روند استقرار يافته ادامه نيافت. طبعا هر جا که روند مستقر به هم بريزد از آن به شکست تعبير می کنيم.

صنيع الدوله نخستين رئيس مجلس اول

ولی اين درست نيست. قانون اساسی ايران تنها قانون اساسی منطقه، از لب دريای مراکش تا آن سوی چين است که از زمان تصويب تا بهمن ۵۷ تداوم يافت و هرگز عليه آن اعتراضی صورت نگرفت.

هيچ يک از حکام بعد از انقلاب مشروطه جرات نکردند قانون اساسی را ناديده بگيرند، تعطيلش کنند يا کنارش بگذارند. چهار بار اصلاحش کردند اما اصلاحات هم خيلی محدود بود.

اگر حکام يا افرادی آمدند نمايندگانی انتخاب کردند که نماينده واقعی مردم نبودند، اين را نمی توان به حساب نهضت مشروطه و قانون اساسی آن گذاشت. مگر قانون اساسی آمريکا هميشه رعايت شده است؟ مگر ناپلئون اولين کسی نبود که عليه قانون اساسی فرانسه کودتا کرد؟ کشوری در دنيا سراغ داريد که قانون اساسی آن حدود صد سال دوام داشته باشد و بارها آن را ناديده نگرفته باشند يا تعويض نشده باشد؟

مهد تحولات اجتماعی سياسی دست کم از نظر بعضی ها فرانسه است. از ۱۷۸۹ تا جمهوری پنجم ( ۱۹۵۸ ) قانون اساسی انقلاب فرانسه چند بار مورد بی اعتنايی قرار گرفت؟ چند بار تغيير کرد؟

من فکر می کنم مشروطه و مارکسيسم در ايران سرنوشت مشترکی داشته اند. به رغم پيدايش گروههای چپ، تقريبا از همان اوايل مشروطيت تا فروپاشی نظام سوسياليستی شوروی آشنايی ايرانيان با اين نحله از طريق تفاسير، نقدها و نقل قول هايی بود که ديگران اين طرف و آن طرف می نوشتند.

کمتر کسی با مراجعه به متون اصلی مارکسيستی بخصوص کتاب وزين سرمايه با مارکسيسم آشنايی پيدا کرد. تا کنون هم اين کتاب بطور کامل به فارسی ترجمه نشده است.

مشروطه هم دچار همين سرنوشت بوده و غالب کسانی که راجع به آن نوشته اند، نه با مراجعه به متون آن دوران از جمله مهمترين سند مشروطه يعنی مذاکرات مجلس اول، بلکه از طريق نوشته های ديگران با آن آشنايی يافته اند. به هر حال بهتر آن است که ما برای بررسی تحولات سياسی ايران از داخل به خارج نگاه کنيم نه آنکه از خارج به داخل نگاه کنيم.

اين حرف شما درست است ولی تسليم در برابر خودکامگی قاعدتا به نگاه ما ربطی ندارد. موضوع اين است که يک ملتی انقلاب کرد که از وضعيت سابقش رهايی يابد ولی آنچه در سال ۱۲۸۵ بنياد گذاشت پا نگرفت يا دوباره به هم ريخت.

اما هيچ چيز به عقب برنگشت. به نظر من بايد به اين مساله اساسی توجه کرد که تحولات بنيادی ايران در مواقعی صورت گرفته است که ما با بحران های بين المللی رو به رو شده ايم.

اتابک دنيا را ديده بود، به ژاپن رفته بود، با سفير انگليس صحبت کرده بود که می خواهم بروم ايران کار کنم چون ديده ام جهان چه جوری است. هم مورد اعتماد محمد عليشاه بود هم آشنا به امور. آمد خودش را به مجلس معرفی کرد و رای آورد. ( ۷۷ رای موافق، ۴ رای مخالف، و ۹ سکوت ) با اين وضع اتابک صدر اعظم شد. اما همان روزی که صدر اعظم را جلو مجلس ترور می کنند قرارداد تقسيم ايران امضا می شود. در واقع مملکت سه قسمت می شود.

ممتاز الدوله آخرين رئيس مجلس اول

در واقعه ای ديگر در ميانه جنگ جهانی اول يکباره ايران در مقابل هجوم نيروهای بيگانه قرار می گيرد. نيروهای عثمانی از يک طرف، نيروهای روسيه از طرف ديگر. پادشاه فرار می کند و به اصفهان می رود که از ايران برود. دنيا دچار آشوب است و اين يک مساله بين المللی است.

مگر در جاهای ديگر دنيا اتفاق نمی افتد. شعارهای انقلاب کبير فرانسه که جهانگير شده، با کودتای ناپلئون و سپس بازگشت نظام سلطنت خودکامه و لويی فيليپ و ناپلئون سوم به چه روزی افتاد؟ آيا شما امروز انقلاب فرانسه را مقصر می دانيد؟ می گوييد انقلاب شکست خورد. مگر می توان رجعت سلطنت مطلقه و حکومت ويشی را به پای انقلاب فرانسه گذاشت؟

پس چرا اتفاقات بعد از مشروطه را پای مشروطه می گذاريد؟ تحولات انقلاب مشروطه مواجه شد با مخالفت يک امپراتوری در شمال ايران که خودش هم با مسائل مشابهی مواجه بود. بسيار ناراحت شدند که مجلس ايران به زبان فرانسه آن لايحه را خطاب به دومای روسيه نوشتند که شما هم از بند رهاييديد.

آن قدرت خارجی با نيرويی که در داخل داشت شاه را ترغيب کرد به اينکه اين راه راه غلطی است. بايد اين را کوبيد. ما هم کوبيديم شما هم بکوبيد. محمد عليشاه برخلاف آنچه می گويند در آغاز قصد براندازی مشروطه را نداشت. به اين کار کشانده شد.

اتابک می توانست بين شاه و مشروطه خواهان موافقت و دوستی برقرار کند. من نمی گويم ميرزا فضلعلی آقاست که اين حرف را می زند. او کسی است که برای مذاکره پيش شاه می رود. می گويد اعليحضرت با مشروطه مخالفتی ندارند، می گويند زير کالسکه من بمب گذاشته اند عوامل آن سوء قصد را بگيريد محاکمه کنيد. روزنامه ها به من می گويند پسر ام خاقان! من پادشاه شما هستم روزنامه ها را محاکمه کنيد. فحشی نبود که مطبوعات به محمد عليشاه ندهند. با وجود اين برخورد مجلس با محمد عليشاه فوق العاده بود، هيچ وقت بدگويی نکردند، می گفتند اطرافيانش نمی گذارند. داشت مساله را حل می کرد و حل کرده بود.

به هر حال مجلس دچار فترت شد اما هرگز برای هميشه تعطيل نشد. حتی در دوره رضاشاه. رضاشاه چه نيازی به پارلمان داشت. افکار عمومی بود؟ از خارج به او فشار می آوردند؟ با حقوق بشر و جامعه مدنی آشنايی داشت؟ ولی در دوره او هم پارلمان تعطيل نشد. اين قدرت مشروطه را می رساند که به رغم خلاف کاری ها به چارچوب مشروطه پای بند می مانند.

انقلاب مشروطه به اصطلاح امروز يکی از مخملی ترين انقلابهای جهان پيش از فرارسيدن عصر اين نوع انقلاب ها بوده است. به قولی که شما در مقدمه نقل کرده ايد تا کنون در ايران «بلوا به اين معقولی و نجابت نکرده بودند ». آنطور که شما نوشته ايد تا زمان صدور فرمان مشروطه تنها حدود پنج نفر در اين انقلاب کشته شده اند. چه عواملی سبب شد که انقلاب مشروطه بدون خون ريزی انجام شود؟

هر وقت يک فکر کاملا توجيه شده باشد و به مرور زمان انسجام يافته باشد برای تحقق آن نيازی به خشونت نيست. اما اگر به اصطلاح جا نيفتاده باشد و بخواهند در مدت کوتاهی آن را عملی کنند طبعا عده زيادی با آن مخالفت می کنند.

ممکن است اين مخالفت، مخالفت واقعی نباشد، به خاطر نا آشنايی با موضوع باشد ولی به هر جهت مخالفت صورت می گيرد و به خشونت منجر می شود. چه خشونت رسمی و حکومتی، و چه خشونتی که منبعث از اختلافات گروهی است. در اين صورت گروه گروه را می کشد، مخالف مخالف را می کشد. در ايران از بعد از جنگ های ايران و روس مردم در فکر دگرگونی بودند. از وضع موجود راضی نبودند. آن حدود پنج نفر هم که کشته شدند اتفاقی و ناخواسته بود.

سعدالدوله می گويد غير از دانستن زبان خارجی بايد به قوانين مشروطه دنيا هم آگاه باشند

کسی بابت مشروطه خواهی کشته نشد. عبدالحميد و ميرزا حسين هم که کشته شدند در واقع به تصادف کشته شدند. (1)

به لحاظ تجدد و مدرنيته مجلس اول چه جايگاهی داشت و در زمينه مدرنيزاسيون چه اقداماتی کرد؟

راه را به لحاظ سياسی برای هرچيزی که مدرن بود گشود. وقتی می خواهند متمم قانون اساسی را بنويسند می گويند نويسندگان متمم قانون اساسی بايد زبان خارجی بدانند.

سعدالدوله می گويد غير از دانستن زبان خارجی بايد به قوانين مشروطه دنيا هم آگاه باشند. به همين دليل است که قانون اساسی و متمم آن تا اين حد غنی است. بودجه بندی مدرنيزاسيون است ديگر. استيضاح وزرا، مدارس جديد، تاسيس بانک، راه، راه آهن، وضع ماليات، مخالفت با نفوذ خارجی، همه اينها و هر کدام يک کار مدرن است. همه چيز تازه است. تاسيس ارتش ملی، ايجاد نيرو برای حفاظت از شهرها، دادگستری و خيلی چيزهای ديگر. مهمتر از همه تهيه و تدوين قانون مطبوعات، قانون انجمن های ايالتی و ولايتی، قانون بلديه، قانون تشکيل ايالات و ولايات و دستورالعمل حکام.

تهيه آمار و ارقام نيز از دوره مجلس اول معنی می يابد. در همين مجلس اول است که صنيع الدوله طرح انقلاب آموزشی خود را مطرح می کند. می گويد جمعيت شهرنشين ايران چهار کرور است. هر چهار کرور سيصد هزار طفل دارند. هر مدرسه با شش تا اتاق سيصد دانش آموز می تواند داشته باشد، بنابراين ما به هزار تا مدرسه احتياج داريم. آقايان تصويب کنند تاسيس کنيم. مدرسه دخترانه هم بعد از آن مطرح می شود.

در جلسه دهم شوال ۱۳۲۴ لايحه ای از طرف نسوان در خصوص اقدام در تسهيل تحصيل و ترقی معارف دخترهای مملکت تقديم مجلس می شود. اين علمايی که ضد روشنفکر به حساب می آيند هيچ کدام نمی گويند که آقا دخترها نبايد مدرسه بروند. در وضعيتی اين موضوع تصويب می شود که علما حضور دارند. علمايی که بدون رای مردم به مجلس رفته اند. روحانيان سرشناس مجلس اول در انتخابات شرکت نمی کنند چون مثل يک مجتهد مورد اعتماد بوده اند.

نهضت، نه انقلاب

از نکات بديع مقدمه شما معرفی ميرزا يعقوب خان پدر ميرزا ملکم خان است که از قضا کمتر شهرت دارد. در حالی که توضيحات شما نشان می دهد از برجسته ترين روشنفکران عصر خود بود. چرا اين روشنفکر در ايران گمنام مانده است؟

برای اينکه پسرش بقدری معروف شده که پدر گم شده است. پسر جنجالی ترين سياستمدار يا فيلسوف سياسی ايران است. چه در موافقت و چه در مخالفت با دربار، چه در روزنامه قانون و چه در تئوری هايی که عنوان کرده است. تنها کسی است که با شناخت غرب و انديشه های غرب به قضاوت درست در مورد تحولات ايران می رسد.

برخلاف ديگران که فکر می کردند بايد خط را عوض کرد، دين را دور انداخت، او با کمال روشنی می دانست که در ايران اصلاحاتی صورت نمی گيرد مگر اينکه دو جناح روشنفکر و روحانی در کنار هم گام بردارند.

هيچ جزوه ای از روشنفکران وجود ندارد که بگويد دين مانع پيشرفت است. برعکس می گويند اگر غرب پيشرفت کرده از اسلام گرفته است! اختلاف بين روشنفکران و روحانيان اساسا چيزی جديد و متاثر از از آميزه ای غلط چپ لنينی – استالينی در ايران است.

من در تمام اين گفتگو بنا بر سياق معمول از انقلاب مشروطه گفتم و شما از نهضت مشروطه. فرق انقلاب و نهضت چيست و چرا مشروطه از نظر شما نهضت است نه انقلاب.

تفاوت بين انقلاب و نهضت اين است که در انقلاب تعداد افرادی که مشارکت می کنند بسيار گسترده و در سطح ملی است، اما نهضت در واقع خواسته های روشنفکران و فرهيختگان يک جامعه است؛ در انقلاب توده مردم و عناصری در رهبری قرار دارند خواستار دگرگونی کلی نظام موجود هستند اما در نهضت اينطور نيست، خواستار اصلاح هستند؛ در انقلاب قدرت را به دست کسانی می دهند که به هيچ وجه تخصصی در کار خود ندارند يا از ملت استفاده ابزاری می شود.

در نهضت چنين کاری صورت نمی گيرد. عين الدوله ديکتاتوری است که در مقابل مشروطه ايستاده است بعد می آيد صدر اعظم می شود. چرا؟ برای اينکه شرايط جديد را پذيرفته است. در نهضت هيچ کسی را اعدام نمی کنند. هيچ کس را شکنجه نمی کنند. در انقلاب اين کارها صورت می گيرد. وقوع انقلاب در طول تاريخ يک ملت چيز نادری است و چون جذاب است در جهان سوم همه کودتاها را انقلاب می نامند.


1- « عبدالحميد کشته عبدالمجيد شد » شعر معروفی است. مقصود از عبدالمجيد همان عين الدوله است. قصه از اين قرار است که عين الدوله دستور داده بود حاج شيخ محمد واعظ را بگيرند که به قول کسروی گذشته از کارهايی که کرده بود زبان خود را نگه نمی داشت. اما وقتی برای دستگيری او رفتند مردم به حمايت از او برخاستند و طلبه ای به نام عبدالحميد کشته شد. در سوگ او شعرها يا در واقع نوحه هايی سروده شد که يکی از معروف ترين آنها در تاريخ ادبی براوان و تاريخ مشروطه کسروی نقل شده و به کشته شدن تصادفی او اشاره دارد:

غافل زره رسيد و زهنگامه بی خبر
انگشت حيرتش بشد آنگاه در دهن

.......................................

از نو حسين کشته زجور يزيد شد
عبدالحميد کشته عبدالمجيد شد

 
 
66گفتگو با غلامحسين ميرزاصالح: بخش اول
'روشنفکران و روحانيان مشروطه اختلافی نداشتند'
 
 
66مجلس اول مشروطه
بدعت های مجلس اول مشروطه در گفتگو با غلامحسین میرزا صالح
 
 
66نقد کتاب
نگاهی به کتاب مذاکرات مجلس اول، نوشته غلامحسين ميرزا صالح
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران