BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 11:43 گرينويچ - شنبه 17 مارس 2007 - 26 اسفند 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
دولت و روزنامه نگاران، يک سال پر کشاکش
 

 
 
گزارش، سال مطبوعات ايران
محمد حسين صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی که پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد تصدی اين وزرارتخانه را به عهده گرفت روز ۱۴ فروردين ماه ۸۵ که نخستين روز کاری کشور بعد از تعطيلات نوروز به حساب می آيد، در مشهد سخنی گفت که سرتاسر سال محور اصلی سياست دولت در قبال روزنامه نگاران و روزنامه نگاری بود.

او گفت « برخی از اربابان جرايد هنوز در حال و هوای روزهای پيش از انتخابات به سر می برند » و تأکيد کرد که « اين روزنامه نگاران نمی خواهند قبول کنند که دولتی با تفکرات جديد حاکم شده است». روزنامه نگاران ايران در سراسر سال از جانب دولت بيشتر به عنوان مظنون و گاه به عنوان جاسوس، نگريسته شدند و اين طرز تلقی همچنان ادامه دارد. اخيرا نيز وزارت اطلاعات خبر از دستگيری روزنامه نگارانی داد که اتهامشان ايجاد نقاق های قومی برای تجزيه ايران است. بنا به گزارش وزارت اطلاعات، اين روزنامه نگاران که ظاهرا در يکی از استانهای کشور دستگير شده اند اعتراف کرده اند که برای نوشتن مقالاتی با هدف تجزيه ايران، مقدار قابل توجهی دلار آمريکايی از خارج دريافت کرده اند.

تجليل از پيشکسوتان

با وجود اين سال مطبوعات به علت اقدامات مجدانه انجمن صنفی خوب شروع شد. در ايران به علت تعطيلات نوروزی سال کاری عملا از اردی بهشت آغاز می شود. دوم ارديبهشت ماه به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، انجمن صنفی از پنج تن از پيش کسوتان مطبوعاتی تجليل کرد که از ميان آنها اکبر گنجی که به تازگی از زندان آزاد شده بود شاخص ترينشان بود. عميد نائئنی، مسعود بهنود، ليلا رستگار، محمد بلوری چهار تن ديگر بودند. قلم طلايی در اين مراسم به اکبر گنجی اهدا شد که به خاطر روزنامه نگاری جسارت آميز پنج سال در زندان گذرانده بود. در مراسمی که به اين مناسبت برگزار شد، علی حکمت دبير انجمن دفاع از آزادی مطبوعات حرفی زد که اکنون پس از حدود يک سال همچنان صائب است و تا وقتی در بر همين پاشنه می چرخد همچنان صائب خواهد بود: « روز جهانی مطبوعات را در حالی جشن می گيريم که بيش از صد مطبوعه در محاق توقيف به سر می برند و تعداد زيادی از همکاران دچار پرونده های معوقه و معلقه هستند ».

اشاره آقای حکمت به ادامه توقيف حدود صد مطبوعه، به تعطيل دسته جمعی مطبوعات در سال ۷۹ اشاره داشت که از آن به تعطيل "فله ای" مطبوعات تعبير می شود.

آريا و اخبار

از خبرهای خوش امسال يکی اين است که در طول يک سال گذشته يکی دو روزنامه از آن صد روزنامه ای که به صورت "فله ای" بسته شده بودند به نوعی تبرئه شده اند گو اينکه هنوز انتشار نيافته اند. يکی از آنها روزنامه آريا است که از دادگاه تجديد نظر حکم رفع توقيف گرفت و حتا از وزارت ارشاد نيز نامه ای دريافت کرد که انتشار آن بلا مانع است. محمدرضا زهدی صاحب امتياز و مدير مسئول آريا قرار بود به کمک علی حکمت و ماشاء الله شمس الواعظين دست به کار انتشار اين روزنامه شود و برای آن سبک و سياقی اجتماعی هم تعيين کرده بودند تا به دور از سياست به کار خود دوامی بخشند اما به علت وجود برخی حساسيت ها، و اين بار شايد روی برخی روزنامه نگاران، پرونده آريا بار ديگر به دادستانی رفت و دادستان اعتراضی روی پرونده گذاشت که دادگاه تجديد نظر نمی توانسته رای به رفع توقيف بدهد. کار به ديوان عالی کشور کشيد و زهدی توانست برای انتشار روزنامه اش از ديوان عالی کشور رأيی به دست آورد که نمی توان آن را باطل کرد. با همه اين اميد چندانی به انتشار روزنامه آريا وجود ندارد زيرا در شرايط حاضر جمع و جور کردن سرمايه و برابر کردن دخل و خرج آن کار آسانی نيست.
روزنامه ديگری که از آن رفع توقيف شد « اخبار» است که مدتهاست گفته می شود بزودی انتشار خود را به سردبيری محمد قوچانی از سر خواهد گرفت اما تا کنون از انتشار آن خبری در دست نيست. جلسه رسيدگی به اتهامات غلامحسين کرباسچی مدير مسئول روزنامه هم ميهن نيز که از توقيف شدگان "فله ای" بود روز ۲۹ بهمن ماه برگزار شد. روزنامه هم میهن در اواخر اسفند، با رای دادگاه عمومی تهران رفع توقیف شد و غلامحسین کرباسچی نيز از بيشتر اتهام های وارده تبرئه شد.

در مقابل خبر انتشار احتمالی اين روزنامه ها، در طول سال گذشته يکی دو روزنامه توقيف شدند و از انتشار آنها جلوگيری به عمل آمد. .

شرق

شرق، مهمترين روزنامه طرفدار اصلاح طلبان در ماه شهريور تعطيل شد اما روزنامه شرق را دادگاه تعطيل نکرد. برخلاف روزنامه های ديگری که قبلا از سوی قوه قضاييه تعطيل شده بودند، شرق از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات توقيف شد. بهانه هیأت نظارت کاريکاتوری بود که در صفحه آخر روزنامه شرق چاپ شده بود و در آن خری با اسبی در يک صحنه شطرنج به نبرد پرداخته بودند. طرفه آنکه هیأت نظارت نخست روزنامه شرق را تعطيل کرد و سپس يک ماه به خود وقت داد تا اتهامات آن روزنامه را تکميل کند. بعدتر که سياهه اتهامات شرق تدوين و منتشر شد معلوم شد تمسخر افکار دينی، ترويج انديشه های مارکسيستی، رواج روابط جنسی پيش از ازدواج، توهين به ستارخان و استهزاء انقلاب اسلامی و معرفی بی بی سی به عنوان منبعی قابل اعتماد از اتهامات آن بوده است.

پيش از آن هیأت نظارت يک ماه به روزنامه شرق مهلت داده بود تا مدير مسئول خود را تغيير دهد. اما گردانندگان روزنامه تن نداده بودند و ظاهرا دريافته بودند که درد اصلی هیأت نظارت مدير مسئول (مهدی رحمانيان ) نيست که تغيير کند يا نکند. مشکل اصلی در محتوای روزنامه بود که آنها قاعدتا نمی توانستند فکری برای آن بکنند.

هیأت نظارت اعلام کرده بود که پس از سه بار بررسی پرونده روزنامه شرق و ۷۰ بار اخطار و تذکر به اين روزنامه، به اين نتيجه رسيده است که تا مدير مسئول آن تغيير نکند، آن روزنامه به راه نخواهد آمد. سرانجام مدير مسئول شرق عوض نشد ولی خود روزنامه به سرنوشت روزنامه های ديگر دچار آمد.

ختم کلام اينکه دادگاه روزنامه شرق اوايل اسفند ماه تشکيل شد و هیأت منصفه، مجرم بودن شرق را محرز شناخت و انتشار کاريکاتور شطرنج را توهين به رييس جمهوری تلقی کرد. در فهرست ادله هیأت منصفه جرائمی ذکر شده بود که مطابقت آنها با فهرست اتهامات آسان نبود ولی اين در سرنوشت روزنامه ای که پس از سه سال جای خود را در بين خوانندگانش باز کرده بود تأثيری نداشت.

هیأت منصفه ای که به مجرميت شرق رأی داد مرکب از محافظه کارانی است که ترکيب شان از سوی نهادهای مستقل مانند انجمن دفاع از آزادی مطبوعات پذيرفته نشده و ايرادهايی بدان وارد آمده است. در تابستان ۸۴ که هیأت منصفه مطبوعات تازه تشکيل شده بود، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در بيانيه ای آن را فاقد شرايط قانونی اعلام کرده بود.

همزمان با تعطيل شدن روزنامه شرق سه نشريه ديگر نيز توقيف شدند: ماهنامه های حافظ، خاطره و نامه.

رفع توقيف از شرق

شامگاه يکشنبه بيستم اسفندماه اعلام شد از شرق رفع توقيف شده است. خبر روزنامه های صبح روز بعد حکايت از آن داشت که هیأت منصفه مطبوعات، مدير مسئول روزنامه شرق را در چهار مورد از موارد اعلام شده توسط هیأت نظارت بر مطبوعات مجرم شناخت ولی در ساير موارد او را تبرئه کرد و مستحق برخورداری از تخفيف در مجازات دانست. دادگاه بر اساس رأی هیأت منصفه مدير مسئول شرق را به جزای نقدی محکوم کرد و او نيز با دريافت ابلاغ دادگاه اعلام داشت که پس از مذاکره و جمع بندی با تيم مديريتی روزنامه نظر خود را درباره انتشار آن اعلام خواهد کرد.

سياست روز

پس از روزنامه شرق نوبت به روزنامه ای رسيد که سه شماره بيشتر عمر نکرد. « روزگار » که از ۲۳ مهر ماه انتشار آزمايشی خود را آغاز کرده بود پس از انتشار سه شماره با اين اخطار مدير کل مطبوعات داخلی مواجه شد که از نشر مطالب سياسی خودداری کند. ظاهراً اشاره مدير کل به روش انتشار روزنامه بود که گرايش سياسی نداشت اما مهمتر از روش انتشار، وزارت ارشاد از مسئولان روزگار خواسته بود که طراحی صفحه را تغيير دهند چون شبيه روزنامه توقيف شده شرق است. سرانجام هیأت نظارت بر مطبوعات تصميم به توقيف روزنامه گرفت و آن روزنامه سرزا رفت. همه ماجرای روزنامه روزگار از بدو تولد تا مراسم خاک سپاری از ۲۳ مهر تا اول آبان بيشتر طول نکشيد.

اما روزنامه های محافظ کار و اصولگرا نيز از تيغ توقيف در امان نماندند. روزنامه "سياست روز" که ابتدا به صورت هفته نامه منتشر می شد و سپس به صورت روزنامه در آمد، يکی از اينها بود. "سياست روز" متهم شد که مقاله ای توهين آميز نسبت به اقليت سنی انتشار داده است. با اينکه اين روزنامه، روز بعد از انتشار آن مقاله به پوزش خواهی پرداخت اما مورد قبول واقع نشد و به کار روزنامه پايان داد.

سوره

از بين نشريات اصولگرا، ماهنامه سوره هم اواخر سال به محاق تعطيل افتاد اما اين نشريه را هیأت نظارت يا دستگاه قضايی يا هيچ نهاد رسمی ديگری متوقف نکرد. مديران آن نشريه خود تصميم به تعطيل آن گرفتند. چرايی آن تا زمان نوشتن اين گزارش اعلام نشده است اما عطاء الله مهاجرانی که خود زمانی قبای وزارت ارشاد را به تن داشته و با عمق اين گونه ماجراها آشناست روز دو شنبه ۱۴ اسفند در روزنامه کارگزاران يادداشتی نوشت که شايد حقيقت ماجرا در آن آمده باشد. « چرا به رغم اينکه امروزه شاهد يکدستی حاکميت هستيم بازتاب و سياست روز و سوره هر کدام به دليلی و تدبيری از ادامه کار باز می مانند؟ پاسخ روشن است. عرصه انديشه و خبر و خلاقيت دستوری نيست. اگر دستوری شد مخاطب از دست می رود. انبوه نويسندگانی که در دوران حاکميت شوروی تشويق می شدند و مدال های رنگارنگ بر سينه شان نقش می شد امروز همگی آنان مثل غبار محو شده اند. بر عکس آنچه در آن روزگار به شکل زير زمينی منتشر می شد باقی مانده است ». ظاهرا سوره در يک ماجرای درون گروهی متهم شده بوده است که به جای راهکار دادن به انتقاد دست می زند. مهاجرانی در يادداشت خود اشاره کرده بود که از منتقد راهکار خواستن شگفت انگيز است و مانند اين است که شما به مسئول رستوران بگوييد غذايتان بد بود، گوشت خام بود، برنجتان ... و او بگويد راهکار بدهيد.

آينده نو و تهران امروز

بعد از توقيف روزنامه های شرق و روزگار به روزنامه هايی می رسيم که در سال ۸۵ انتشار خود را آغاز کردند. آينده نو و تهران امروز دو روزنامه ای هستند که در سال رو به پايان تولد يافته اند. آينده نو نخستين شماره خود را اول شهريور منتشر کرد و تهران امروز ۲۷ آبان ماه. اين هر دو روزنامه در همين مدت اندک انتشار توانسته اند جای خود را در بين خوانندگان باز کنند. هر دو روزنامه بازتر از ديگر روزنامه ها عمل می کنند. در کنار اينها روزنامه ديگری به نام حزب الله در تهران انتشار يافته است که کمتر در دکه ها پيدا می شود ولی به هر حال حضور دارد.

کاريکاتورها

يکی ديگر از مباحث مورد علاقه مطبوعات ايران از زمان انقلاب مشروطه تا کنون همواره کاريکاتور و طنز بوده است اما کاريکاتور و طنز در جمهوری اسلامی بيشتر از هميشه ماجرا ساخته اند و در سال رو به پايان بيشترين ماجراها را آفريدند. روزنامه شرق به بهانه چاپ کاريکاتوری توهين آميز به رييس جمهوری بسته شد. خانم الهام فروتن همکار نشريه تمدن که در استان هرمزگان منتشر می شد به خاطر چاپ يک طنز به زندان افتاد. يک کاريکاتور و دو سه کلمه طنز آميز در يک جدول متقاطع در مجله سپاس مردم لرستان را برآشفت. روزنامه ايران نيز به خاطر چاپ يک کاريکاتور ماهها بسته ماند.

ماجرای « ايران»

ماجرای روزنامه ايران از اين قرار بود که مانا نيستانی در شماره ويژه کودکان آن روزنامه کاريکاتوری کشيد که در آن يک سوسک به زبان آذری سخن می گفت. اين موضوع نخست به دانشجويان آذری زبان برخورد و دانشگاهها را به هم ريخت و سپس از طريق آنها به مردم آذربايجان تسری يافت و کار به تظاهرات عمومی کشيد و ناآرامی آذربايجان را در پی آورد. آذربايجان روزها ناآرام ماند و سرانجام هم با دخالت نيروی انتظامی آرام گرفت. قضيه بيش از اندازه بزرگ شد و سبب گرديد که روزنامه ايران کارش به تعطيل بکشد و کاريکاتوريست آن مانا نيستانی به همراه مهرداد قاسم فر سردبير "ايران جمعه" به زندان بيفتند. بعد از بيرون آمدن از زندان، مانا نيستانی راهی خارج کشور شد و مانند نيک آهنگ کوثر که چند سال پيش به خاطر کاريکاتورهايی که کشيده بود جلای وطن کرد، پس از طی مراحل زندان تصميم به جلای وطن گرفت.

رسالت طنز و کاريکاتور

در قضيه ماجراهايی که کاريکاتور و طنز آفريد طرفه اين است که کاريکاتور و طنز در تمام طول تاريخ همواره سمت مردم را گرفته اند و به طرفداری از مردم سر به سر دولتها می گذارند اما در ايران اين موضوع بر عکس شده است. پيش از آنکه دولت به طنز و کاريکاتوری اعتراض کند بخشی از مردم به آن معترض می شوند. به اين ترتيب حالا طنز و کاريکاتور دو تا مدعی پيدا کرده اند يکی دولت و ديگری مردم. چرا که اين امر تنها در قضايای آذربايجان خلاصه نشد بلکه چندی بعد با کلمات طنز آميزی که در يک جدول کلمات متقاطع مجله سپاس چاپ شد، لرستان نيز دچار تشنج شد. يکی از روزنامه نگاران محلی در لرستان در اين باره گفته بود که تنها همان دو کلمه در جدول نبوده که منجر به اعتراض های دانشجويان در لرستان شده بلکه چند ماه پيش هم کاريکاتورهايی در نشريات کيهان کاريکاتور و دختران به چاپ رسيده بود که موجب اعتراض شده بود و مقالاتی در اين زمينه انتشار يافته بود.

بازداشت بازگشتگان

گذشته از ماجراهايی که برای روزنامه ها و نشريات در سال ۸۵ اتفاق افتاد، روزنامه نگاران نيز دجار ماجراهايی شدند. وزارت اطلاعات در ماه مهر اعلام کرد که مأموران اطلاعاتی دريافته اند که غرب در پی به کارگيری روزنامه نگاران، دانشجويان و کارکنان دولت برای جاسوسی يا دادن فرصت های مطالعاتی يا تحقيقاتی است. ماجرا از اين قرار بود که در طول سال امکاناتی فراهم شد که روزنامه نگاران جوان برای ديدن دوره های آموزشی کوتاه مدت به کشورهای ديگر سفر کنند و اين ماجرا موجب احضار برخی از آنان در فرودگاه به هنگام بازگشت شد. البته مسأله مهمی برای روزنامه نگاران جوان پيش نيامد اما طرح موضوع موجب تبليغات منفی برای دولت جمهوری اسلامی شد.

فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران در اين زمينه اظهار نگرانی کرد که اين امر موجب وارد آمدن فشارهای بيشتر بر روزنامه نگاران خواهد شد و ماشاء الله شمس الواعظين، از گردانندگان انجمن صنفی مطبوعات در مورد روزنامه نگارانی که به هلند سفر کرده بودند آشکارا گفت که انجمن در جريان سفر اين گروه بوده و مسئوليت آن را بر عهده می گيرد. به نظر می رسد اين اظهار نظرها در آرام کردن ماجرا تأثير داشت وگرنه بعيد نبود از هيچ چيز دوباره مساله ساخته شود.

دسته گل وزارت ارشاد

در يک حرکت ديگر وزارت ارشاد دسته گل هايی به آب داد. در ماه آبان اين وزارتخانه ابلاغيه ای صادر کرد که بر اساس آن مطبوعات ملزم به استفاده از اخبار و اطلاعات سايت و خبرگزاری هايی شدند که از نظر وزارت ارشاد قانونی است. اين امر نيز واکنش های بسيار منفی برانگيخت. شمس الواعظين اظهارات مدير کل مطبوعات داخلی را داير بر الزام رسانه های چاپی در استفاده از سايت ها و خبرگزاری های قانونی، نقض آشکار قانون مطبوعات و قابل پيگرد دانست و عيسی سحر خيز مدير کل اسبق مطبوعات داخلی و عضو پيشين هیأت نظارت بر مطبوعات که خود با انتشار مجله آفتاب دچار دردسرهايی شده بود، موضع تندی در اين زمينه اتخاذ کرد.

ماجرای سحر خيز اين است که دادگاه او را در اواسط سال محاکمه و به خاطر انتشار همان نشريه آفتاب که يکی از مجلات وزين اجتماعی – سياسی چند سال اخير بود، به چهار سال حبس تعزيری و پنج سال محروميت از مسئوليت های مطبوعاتی محکوم کرد. پروانه انتشار مجله نيز قبلا لغو شده بود.

شبکه های ماهواره ای

اقدام ديگر وزارت ارشاد صدور اطلاعيه ای بود که هر گونه همکاری با شبکه های تلويزيونی ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور را منع می کرد. اين اطلاعيه حتا مصاحبه با اين تلويزيون ها را غير مجاز و موجب پيگرد قانونی می دانست و گفته می شود شيرکو جهانی روزنامه نگار کرد در مهاباد به اتهام مصاحبه با رسانه های خارجی بازداشت شد. اما اشاره وزارت ارشاد بخصوص به شبکه هايی بود که « داعيه فعاليت های مجاز » داشتند و در داخل کشور سازمانهايی برای توليد برنامه و توليد آگهی برای آنها می کوشيدند. پيشاپيش به اين دسته از سازمانها ابلاغ شده بود که هرگونه همکاری با اين شبکه ها غير قانونی است. اين اقدام که همزمان با جمع آوری دوباره ديش های ماهواره ای صورت می گرفت بيشتر موجب نگرانی می شد.

اما مهمترين اقدام وزارت ارشاد، دستور عملی بود که مطبوعات داخلی را از نوشتن درباره ماجرای انرژی هسته ای منع می کرد.

بازداشت ها

بازداشت روزنامه نگاران جوانی که برای دوره های آموزشی کوتاه مدت احضار شده بودند طول نکشيد. از بين روزنامه نگاران مقيم مرکز، علی فرح بخش اقتصادی نويس روزنامه های اصلاح طلب هنگام بازگشت از سفر بانکوک بازداشت شد و تا کنون در زندان به سر می برد. او در کنفرانس سازمانهای غير دولتی درباره رسانه ها شرکت کرده بود اما هنوز اتهام يا اتهامات او علنی نشده است تا معلوم شود دليل بازداشتش چيست. رامين جهانبگلو، نامدارترين زندانی سال ۸۵ اگرچه کار روزنامه نگاری می کند اما موضوع بازداشتش ظاهرا روزنامه نگاری نبود.

سه روزنامه نگار و فعال جنبش زنان نيز که برای ديدن دوره های آموزشی عازم هند بودند روز شنبه ۷ بهمن ماه در فرودگاه امام خمينی بازداشت شدند. طلعت تقی نيا، منصوره شجاعی و فرناز سيفی پس از يک روز بازداشت و بازجويی توانستند آزادی خود را به دست آورند. در همين زمانها سازمان خبرنگاران بدون مرز که جزئيات امور روزنامه نگاران ايرانی را دنبال می کند از ناپديد شدن عدنان حسن پور، روزنامه نگار کرد ابراز نگرانی کرد. او روز پنجشنبه پنجم بهمن ماه توسط مأموران اطلاعاتی در سنندج بازداشت شد. در شرح حال او آمده است که وی با هفته نامه کردی ئاسو همکاری داشت. اين هفته نامه در مرداد ۸۴ توقيف شده بود.

از روزنامه نگاران ديگر کرد کاوه جوانمرد همکار هفته نامه کرفتو روز ۲۶ آذر ماه در منزلش دستگير شد. سردبير و مدير مسئول اين هفته نامه نيز به دادگاه احضار و پس از بازجويی آزاد شدند. به هنگام سفر رييس جمهوری به کردستان نيز در آبان ماه چند نشريه از جمله دو هفته نامه آوای وقت و کژيوه توقيف و تعدادی از روزنامه نگاران دستگير شدند. دستگيری اين روزنامه نگاران به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و طرح مسائل قومی – نژادی به نيت تجزيه طلبانه صورت گرفت. گفته می شود هفته نامه ديدگاه نيز بر اثر فشارهای وارده تصميم به توقف انتشار خود گرفت. نکته قابل ذکر ديگر جلوگيری از سفر تقی رحمانی، فعال سياسی، است که برای دريافت جايزه پن بين المللی عازم دانمارک بود.

 
 
مطالب مرتبط
روزنامه شرق، رفع توقیف شد
11 مارس، 2007 | ايران
روزنامه شرق توقيف شد
11 سپتامبر، 2006 | ايران
روزنامه روزگار توقیف شد
23 اکتبر، 2006 | ايران
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران