BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 02:33 گرينويچ - شنبه 11 اکتبر 2008 - 20 مهر 1387
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
درگذشت جواد نوربخش، حلقه اتصال درویشی مدرن به تصوف سنتی
 

 
 
جواد نوربخش
آقای نوربخش 29 سال پیش ایران را ترک کرده بود
جواد نوربخش، ملقب به نورعلیشاه، پیشوای سلسله صوفیان نعمت اللهی (شاخه ذوالریاستینی) در سن حدود 82 سالگی درگذشته است.

آقای نوربخش که از 29 سال پیش ایران را ترک گفته بود، روز جمعه نوزدهم مهر (دهم اکتبر) در خانقاهی که در نزدیکی شهر بمبری در اطراف شهر آکسفورد در انگلستان بنیاد نهاده بود، از دنیا رفت.

جواد نوربخش از حلقه های اصلی پیوند دهنده تصوف در عصر مدرن با طریقت سنتی درویشی ایرانی بود.

طی 55 سال سردمداری وی بر یکی از مهمترین سلاسل طریقت ایرانی و بویژه پس از مهاجرتش، دامنه پیروان سلسله نعمت اللهی از مرزهای ایران فراتر رفت و گسترش چشمگیری یافت تا آنجا که در حال حاضر 32 خانقاه نعمت اللهی در کشورهای مختلف جهان، حتی در قاره آفریقا فعالند.

سلسله نعمت اللهی از شاه نعمت الله ولی، عارف نامدار قرون هشتم و نهم هجری (چهاردهم و پانزدهم میلادی) سرچشمه می گیرد. این سلسله از زمان صفویه به هند منتقل شد و حدود دویست سال پیش، با مهاجرت معصومعلیشاه دکنی از هند به ایران بازگشت.

با اینکه سندی قطعی در دست نیست که حاکی از تعلق شاه نعمت الله ولی به مذهب تشیع باشد و شواهد و قرائن تاریخی و تعلقات مذهبی مرشدانش، بیشتر بر سنی مذهب بودن او دلالت می کند، اما سلسله نعمت اللهی از هنگامی که از هند به ایران بازگشت، پرچمدار تصوف شیعی شد و تعلقات پررنگ شیعی، هویت اصلی آن را تشکیل داد.

صوفیان نعمت اللهی در کنار دراویش خاکسار که سلسله آنان نیز همزمان با نعمت اللهیان از هند به ایران وارد شده بود، نهاد و مرجع رسمی تصوف شیعی شدند.

سلسله نعمت اللهی در دوره قاجار، با وجود مقاومتهایی که در بدو امر از جانب برخی علما بروز کرد، گسترش یافت و دامنه پیروان آن حتی به رجال مهم مملکت و دربار نیز کشیده شد. این سلسله در زمان ناصرالدین شاه به سه شاخه تقسیم شد که به گنابادی، ذوالریاستینی و صفیعلیشاهی مشهور شدند.

 جواد نوربخش در زمانی از دنیا رفت که محدودیتهای اجتماعی اعمال شده از سوی حکومت اسلامی و سرخوردگیها و دلزدگیهای ناشی از آن در بخشهایی از جامعه ایرانی، انگیزه ای برای جستجوی معنویت در منابعی غیر از آنچه مراجع رسمی در ایران توصیه می کنند، شد، یکی از غنی ترین این منابع، میراث صوفیه بود که پیشتر هم در دوره های دشوار تاریخی، پناهگاه یا گریزگاه بسیاری از ایرانیان شده بود
 

جواد نوربخش که اهل کرمان، زادگاه طریقت نعمت اللهی بود، در دوران تحصیل در رشته پزشکی در تهران دست اردات به حاج میرزا عبدالحسین ذوالریاستین (مونس علیشاه)، پیشوا (قطب) وقت دراویش نعمت اللهی داد، در خانقاه نعمت اللهی تهران ساکن شد و در مدت کوتاهی در مراتب این سلسله ترقی کرد، بزودی مسئولیت کتابخانه و اداره امور خانقاه و پذیرایی از درویشان در شبهای جمعه به او سپرده شد، به مقام شیخی و سپس شیخ المشایخی رسید و در عین جوانی، در زمره پیران طریقت نعمت اللهی درآمد.

جواد نوربخش پس از فارغ التحصیلی به استان کرمان بازگشت و در شهرستان بم به طبابت پرداخت، در عین اینکه ریاست بهداری این شهرستان را در دست داشت، مقام مرشدی و هدایت پیروان سلسله نعمت اللهی در استان کرمان نیز از جانب مونس علیشاه به او سپرده شد.
با درگذشت مونس‌علیشاه در بیست و چهارم خرداد 1332، جواد نوربخش با لقب نورعلیشاه، به جای او نشست، جانشینی او در حالی که بیش از 27 سال نداشت، با مقاومت شماری از مشایخ باسابقه تر مواجه شد که برخی از آنان هیچگاه زعامت او را بر سلسله نپذیرفتند اما با گذشت زمان، موقعیت جواد نوربخش در میان دراویش نعمت اللهی استقرار و استحکام یافت و او به مدت 55 سال، که اگر در تاریخ سلسله نعمت اللهی بی سابقه نباشد، کم سابقه است، رهبری بدنه اصلی این طریقت را در دست داشت.

جواد نوربخش در سال 1335 به تهران منتقل شد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته روانپزشکی به فرانسه رفت، او در کنار مشغولیتهای عالم درویشی، در مسلک پزشکی نیز تا مرتبه استادی روانپزشکی دانشگاه تهران، ریاست بیمارستان روزبه و ریاست انجمن روانپزشکی ایران پیش رفت.

آزادیهای اجتماعی دوران پهلوی، زمینه مناسبی برای رشد سلاسل تصوف بود. از سوی دیگر، مقتضیات دوران مدرن، هماهنگی عالم درویشی را با جامعه در حال توسعه و پرتحول ایرانی ضروری می ساخت که موقعیت اجتماعی و تحصیلی جواد نوربخش بی شک در فراهم آوردن امکانات این هماهنگی بی تأثیر نبود.

جواد نوربخش
 دراویش مشایخ ناچار شدند از بسیاری از سنتها و عادات گذشته شان فاصله بگیرند، خرقه پشمینه جای خود را به کت و شلوار و کراوات داد و ریش و سبیل و گیسوان بلند، از نماد درویشی به مد و فانتزی تبدیل شد
 

این امر در مورد دیگر سلاسل درویشی نیز صادق بود، دراویش به امر مشایخ ناچار شدند از بسیاری از سنتها و عادات گذشته شان فاصله بگیرند، خرقه پشمینه جای خود را به کت و شلوار و کراوات داد و ریش و سبیل و گیسوان بلند، از نماد درویشی به مد و فانتزی تبدیل شد.

جواد نوربخش علاوه بر نقشی که در تداوم میراث صوفیانه در جامعه مدرن ایرانی ایفا کرد، به تحقیق و تألیف در زمینه این میراث نیز پرداخت. مهمترین اثر او در این زمینه، مجموعه هشت جلدی فرهنگ اصطلاحات عرفانی، موسوم به فرهنگ نوربخش است که مرجع مهمی برای محققان عرفان و تصوف به شمار می رود.

وقوع انقلاب در ایران و روی کار آمدن روحانیون، دعوای دیرینه زاهد و صوفی را دوباره احیا کرد. جواد نوربخش چند ماه پس از روی کارآمدن حکومت جمهوری اسلامی، ایران را برای همیشه ترک گفت. درویشی و تصوف با محدودیت و فشارهای فراوان مواجه شد، تعداد زیادی از دراویش، از مرید گرفته تا مراد، طعم بازداشت و احضارهای پیاپی به مراجع اطلاعاتی و امنیتی را چشیدند و بسیاری از خانقاههای سلاسل مختلف در شهرستانها بسته و مصادره و حتی تخریب شدند؛ تا پیش از وقوع انقلاب و در دوران 25 ساله قطبیت جواد نوربخش، 74 خانقاه تازه به شمار خانقاههای دراویش نعمت اللهی ذوالریاستینی افزوده شده بود، اما اکنون تنها بیست خانقاه در داخل ایران در اختیار این سلسله قرار دارد.

پس از مهاجرت جواد نوربخش، رشد سلسله تحت رهبری او در خارج از ایران تداوم یافت، نوشته های وی و دیگر مشایخ صوفیه به زبانهای مختلف ترجمه و چاپ شد که از بیست سال پیش فصلنامه ای به نام صوفی نیز به جمع این انتشارات افزوده گشت.

جواد نوربخش همچنین بنیادی خیریه تأسیس کرد که در جنب خانقاههای نعمت اللهی در کشورهای آفریقایی بنین و ساحل عاج، درمانگاه و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی راه انداخت.

جواد نوربخش در زمانی از دنیا رفت که محدودیتهای اجتماعی اعمال شده از سوی حکومت اسلامی و سرخوردگیها و دلزدگیهای ناشی از آن در بخشهایی از جامعه ایرانی، انگیزه ای برای جستجوی معنویت در منابعی غیر از آنچه مراجع رسمی در ایران توصیه می کنند، شد، یکی از غنی ترین این منابع، میراث صوفیه بود که پیشتر هم در دوره های دشوار تاریخی، پناهگاه یا گریزگاه بسیاری از ایرانیان شده بود.

اما بسیاری هم هستند که اساساً تصوف کنونی را در ایران، سرابی بیش نمی بینند، در باور آنان، پیرایه ها و تشریفات و سلسله مراتب نظامی گونه مکاتب صوفیانه کنونی، با پیران و مرشدانی که در صلاحیت خیلیهایشان می توان تردید کرد، جز افزودن بر سردرگمیهای نسل امروز ایران و خدشه دار کردن میراث ارزشمند تصوف ایرانی، کارکردی ندارند، بدتر آنکه بارها به نام طریقت و تصوف و درویشی، اعمال غیراخلاقی و فساد و کلاهبرداری از جانب مدعیان مجاز و غیرمجاز سلوک و ارشاد سرزده است.

اما مختصر تورقی بر آثار بزرگان صوفیه نشان می دهد که این مکتب از همان بدو پیدایش هیچگاه فارغ از این گونه آفات نبوده و کمتر عارف و صاحبدلی است که به نثر یا نظم از خرقه پوشان پرتزویر و شاهدباز و جمال پرست شکوه نکرده باشد.

با این حال، تصوف هنوز پابرجاست، خانقاهها به موزه تبدیل نشده اند و در کشکول درویشان هنوز توشه ای برای آینده می توان سراغ کرد.

 
 
شيخ حمزه يوسف گزارش فرهنگی
آيا می توان شکسپير را به تصوف ربط داد؟
 
 
نورمحمد درپور ليدن و تصوف ايرانی
شهری که به تلاقيگاه شرق و غرب معروف است ميزبان نشستی در شناخت شاه نعمت الله ولی شد
 
 
مراسم شهر سیهون از دیگر رسانه ها
'عاشقان قلندر' جشنواره ای دیگر برپا کردند
 
 
. نقد فيلم
'ايران عرفانی؛ دنيای ناشناخته' ساخته آريانا فرشاد
 
 
مطالب مرتبط
موسيقی و دستاوردهای مشروطه
27 ژوئيه، 2006 | ايران
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران