نگاهی تاریخی به مساله حجاب و تجدد

عباس میلانی نویسنده وپژوهشگر، در مقاله ای برای صفحه ناظران با نگاهی تاریخی به پدیده حجاب مبارزه با حجاب اجباری را نه فرع مبارزه اجتماعی یا سیاسی که راهگشای آن دانسته است.

Image caption اشکال حکم رضا شاه این نبود که حق کشف حجاب را که زنان سال‌های برای آن مبارزه کرده بودند به رسمیت می شناخت. ایرادش سلب آزادی از آن دسته زنانی بود که کماکان خواستار حجاب بودند

حجاب، چه در نفسش، چه در کشف و تحمیل اجباری‌اش، برساخته ذهن و نیاز مردانی است که آزادی، برابری و استقلال زنان را بر نمی‌تابند. گاه روایتی ساختگی و دست‌چین شده‌ از "تاریخ مذکر" را مستمسک توجیه اجبار مطلوب خود می‌کنند، و زمانی از بخشی از کتاب یا حدیثی که مقدسش می انگارند استفاده می‌کنند. در همه حال، انگار آنچه محلی از اعراب ندارد پذیرفتن مقام زن بسان انسانی است که در همهٔ عرصه‌ها، از جمله نوع لباس و میزان پوششی که بر سر می‌کند، با مردان برابر است و تصمیم نهایی در مورد لباس و حجاب از آن خود زن است و لاغیر.

صد و پنجاه سالی از زمانی که قرة العین بی حجاب در عرصهٔ عام ظاهر شد، و بیش از هشتاد سال از روز کشف حجاب انتخابی قمر می گذرد، ولی انگار هنوز این امر بدیهی پذیرفته نیست که نمی توان و نباید تأویل و تحلیل کتابی مقدس یا تعبیر و قرائتی موافق یا مخالف از تاریخ را سنجهٔ آزادی زن در انتخاب لباس و پوشش سرش قرار داد. با آغاز عصر تجدد و دموکراسی همزادش برخی حقوق، از جمله حاکمیت ملت بر ملک، و به توازی آن حاکمیت فرد بر بدن خویش، رکنی از ارکان حقوق طبیعی انسان شد و از همان زمان برابری زن و مرد معیار واقعی تحقق این حقوق بود و هست.

گفته‌اند هر رژیم سیاسی رژیم حقیقتی همزاد و همسو با جنس قدرت (تکثر گرا یا انحصار طلب)خود می آفریند. می توان گامی پیش تر گذاشت و گفت به توازی این رژیم حقیقت، هر بافت قدرتی رژیم لباس و حجاب همسو با جنس خود می افریند. اگر در انگلستان زمان شکسپیر نوع لباس و حتی جنس پارچه قابل استفاده هر کس به طبقه آن فرد باز‌بسته بود، و حتی بازیگران تئاتر برای استفاده از لباس اشراف به اجازه ویژه نیاز داشتند، و اگر این جبر و جور باقیمانده بافت صلب و سخت قرون وسطی بود، هر چه جامعه بازتر و آزادتر ش، همه، از جمله زنان، آزادی بیش‌تری در انتخاب لباس و پوشش سر خود پیدا کردند.

بیشتر بخوانید:

میلان کوندرا، نویسنده ریزبین و ‌پر آوازه چک،در وصف نخستین سفرش از کشوری زیر نگین استبداد استالینیستی به کشوری آزاد و دمکراتیک می گوید اولین نشان دموکراسی تنوع و تکثر در رنگ و لباس مردم بود. نمی توان جامعه‌ای آزاد داشت و به هر مدعا و سودایی نیمی از آن جامعه را در پس پرده نگاه داشت—چه آن پرده که فارق اندرون و بیرون بود، چه پرده حجاب اجباری زنان در خارج آن اندرون. هر دو پرده نمادی از قدرت غیر دمکراتیک مردان بر جامعه‌اند. یکی از پیامد‌های اجتناب‌ناپذیر تجدد برافتادن تدریجی این پرده‌است. ایران هم از این قاعده مستثنی نبود.

برخورد نیروهای تجددطلب ایرانی با مساله حجاب یکدست و یک پارچه نبود. بخش مهمی از نیروهای چپ همواره مساله زن و به طریق اولی معضل حجاب را جزیی فرعی از مساله اصلی جامعه که به گمانشان مبارزه طبقاتی بود می دانستند. وجه دیگر برخورد پیچیده و گاه غریب تجدد خواهان ایرانی با حجاب را در لغت‌نامه دهخدا سراغ می توان گرفت. پیش از انقلاب ۱۹۷۹ که برخی مطالب آن اثر عظیم زیر حجاب سانسور اسلامی رفت، لغت‌نامه دهخدا نوعی مانیفست تجدد خواهی و فکر عرفی در ایران بود. در آنجا در باره حجاب بحثی شگفت سراغ می‌توان کرد. در اغاز به بررسی مالوف ریشه های تاریخی کاربرد واژه حجاب در ادب پارسی می پردازد. میبینم در آغاز حجاب به معنای "در پرده کردن...باز‌داشتن..."بود. میبینی "استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتا جدید است...و فقها...ستر را بکار برده‌اند نه حجاب». آنگاه ادعا می‌کند ریشه پدیده حجاب را "در تدبیر ماهرانه غریزی خود زن باید جستجو کرد." (لغت‌نامه دهخدا، جلد ح-حاصل، شماره مسلسل، تهران ۱۳۳۰).

در مقابل گاه هم برخی از تجدد خواهان زن و مرد، حتی اگر گمان داشتند که کشف حجاب صرفا نتیجه استبداد رضا شاهی است از آن استقبال می کردند. آنچنان به ضرورت این گام، بسان جزیی اجتناب‌پذیر از تجدد، باور داشتند که با شوری تمام در ترویجش می کوشیدند.

حق نشر عکس SOCIAL MEDIA
Image caption این روزها مبارزه با حجاب اجباری نه فرع مبارزه اجتماعی یا سیاسی که راهگشای آنست. و اگر شش صد سال پیش پیدایش صنعت چاپ رواج تجدد را میسر کرد، و اگر هشت دهه پیش آغاز کار رادیو در ایران پخش صدای آزادیخواه زنان را تسهیل کرد، امروز رواج فضاهای مجازی خفه کردن ندای زنان علیه حجاب اجباری را یکسره نامیسر می‌کند

مثلا از ابراهیم گلستان شنیدم که مادر و پدرش در شیراز از منادیان جدی کشف حجاب بودند. با آنکه با استبداد رضا شاهی میانه‌ای نداشتند به محض تصویب قانون کشف حجاب گاه چند باردر یک روز در مجالس رسمی حاضر میشدند و پدر که از شخصیت ها و روزنامه نگاران برجسته شهر بود در مناقب کشف حجاب سخن می گفت و مادر هم که از خانواده ای سرشناس میامد، با حضور در این جلسات حمایت خود از قانون جدید را نشان میداد. به علاوه گلستان می‌گفت شعر بسیاری از آهنگ های محبوب آن زمان از کسانی چون ملک الشعرای بهار و همایون بود و به صدای کسانی چون قمرالملوک و ملوک ضرابی و بدیع‌زاده خوانده می‌شد و همه در مدح کشف حجاب بود. گلستان میگفت پیدایش رواج صفحه گرامافون—که مثلا در شیراز چهار فروشگاه صفحه موسیقی بود—و البته چد سلب بعد آغاز رادیو به پخش هر چه وسیعتر این ندای تجدد‌خواهی کمک می‌کرد.

گزارشی دیپلماتیک از حضور زنان بی حجاب در رشت در آغاز دهه بیست (۱۹۲۰) و تصویری از زنان بی حجاب در شیراز در سال ۱۹۳۰ و بالاخره حضور چند محقق زن فردوسی شناس در نشستی در بزرگداشت فردوسی در طوس ماه ها قبل از صدور فرمان کشف حجاب اجباری از جمله شواهدی‌اند که نشان می‌دهند بر خلاف گمان رایج، سال‌ها پیش از فرمان رضا شاه زنان مبارزه خود برای کشف حجاب را آغاز کرده بودند. اشکال حکم رضا شاه این نبود که حق کشف حجاب را که زنان سال‌های برای آن مبارزه کرده بودند به رسمیت می شناخت. ایرادش سلب آزادی از آن دسته زنانی بود که کماکان خواستار حجاب بودند.

به همین سیاق تلاش فعلی رژیم اسلامی برای تاوبل تلاش زنان آزادیخواه ایران برای بر انداختن حجاب اجباری به یک توطئه خارجی یا مواد مخدر صنعتی داخلی واقعیت تاریخی درخشانی را نادیده می‌‌گیرد.

از روز آغاز حجاب اجباری زنان ایران یکی از موفقترین جنبش‌های سرکشی مدنی روزگار ما را آغاز کرده و تداوم بخشیدند. سرکشی مدنی هنگامی است که توده‌ای از مردم از اطاعت از قانونی ناعادل سرباز می زنند و حاضرند هزینه فردی این سرکشی را بپردازند. اگر تاریخ جنبش ضد استعماری هند، ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و ضد نژادپرستی در امریکا را نمونه هایی از سرکشی مدنی موفق بدانیم آنگاه قاعدتا باید بپذیریم که آنان که به تهدید و خشونت سودای خاموش کردن این شعله را در سر دارند، گره بر باد میزنند. مبارزه زنان تا احقاق حق طبیعی آنها در انتخاب لباس خود ادامه خواهد داشت.

این روزها مبارزه با حجاب اجباری نه فرع مبارزه اجتماعی یا سیاسی که راهگشای آنست. و اگر شش صد سال پیش پیدایش صنعت چاپ رواج تجدد را میسر کرد، و اگر هشت دهه پیش آغاز کار رادیو در ایران پخش صدای آزادیخواه زنان را تسهیل کرد، امروز رواج فضاهای مجازی خفه کردن ندای زنان علیه حجاب اجباری را یکسره نامیسر می‌کند.