پروژه منارید؛ وقتی که روستاییان طرح می دهند نه عریضه

  • فرزانه بذرپور
  • پژوهشگر در دانشگاه تروندهیم نروژ
ناظران

فرزانه بذرپور، پژوهشگر در مقاله ای برای ناظران، پروژه هایی مانند منارید را راهی تازه در برخورد با بحران ها پیش روی می داند که اگر تغییری در سیاست های کلی جمهوری اسلامی رخ ندهد، نیمه کاره و بی اثر خواهد ماند.

منبع تصویر، Tasnim

توضیح تصویر،

پروژه هایی مانند منارید با اینکه می تواند راهی تازه در برخورد با بحران ها پیش روی بگذارد اما اگر تغییری در سیاست های کلی جمهوری اسلامی رخ ندهد، نیمه کاره و بی اثر خواهد بود

شهریور ماه سال ۹۰ ، دفتر عمران سازمان ملل و سازمان جنگل ها و مراتع از طرف دولت ایران ، پروژه منارید را آغاز کردند.

منارید نام مخففی بود برای طرح جامع توانمند سازی روستاییان و حفظ منابع طبیعی. پیش از این پروژه منارید در شش کشور الجزایر ، مصر ، اردن ، مراکش ، تونس و یمن آغاز شده بود.

وقوع خشکسالی و از دست رفتن حوضه های آبخیز و افول کشاورزی، زندگی روستانشینان خاورمیانه و شمال آفریقا را سخت به خطر انداخته است.

وقتی کشاورزی و دامداری با نبود آب و مرتع، سخت و بی ثمر می شود، روستاییان که کار دیگری بلد نیستند و سرمایه ای هم برای شروع حرفه ای جدید ندارند به شهرهای بزرگ کوچ می کنند و حاشیه نشین می شوند و آنها که مانده اند، هر روز فقیرتر می شوند.

در ایران طرح منارید از سه روستای خراسان شمالی آغاز شد و در همان سال به پنج استان گسترش یافت و تا سال ۹۵ در روستاهای ۱۳ استان تعمیم یافت. پروژه با بودجه ۲۰ میلیون دلاری پا گرفت که سازمان ملل ۴ میلیون دلارش را تامین کرد و به عنوان طرف پروژه وظیفه نظارتی را هم انجام داد.

منبع تصویر، مهر مردم

توضیح تصویر،

سفرهای استانی احمدی نژاد و سیلِ عریضه نویسی اهالی روستاهای دور افتاده و پخش پول از سوی رییس جمهور و هیات همراه، نشانه های آشکاری از انحطاط نظام بودجه و برنامه نویسی در ایران شمرده می شد

شخصیت دهی به روستاها

نظام اداری ایران مرکز گرا است، هر چند شوراهای شهر و روستا قرار بود تا منطقه گرایی و نگاه بومی را جایگزین مدیریت تهرانی کند اما بوروکراسی مزمن و مدیریت امنیتی کشور باعث شد که شوراهای شهر و روستا بازده چندانی نداشته باشند.

وابستگی شهرها و روستاها به بودجه دولتی و تقسیم پرداخت های سالانه عمرانی و جاری از مرکز، برنامه نویسی و بودجه دهی را در دولت و مجلس متمرکز کرد.

روستاها آخرین اهداف بودجه های دولتی هستند و اعتبارات آنگاه که به روستا می رسند گاه شکل اعانه پیدا می کنند.

بیشتر بخوانید:

سفرهای استانی احمدی نژاد و سیلِ عریضه نویسی اهالی روستاهای دور افتاده و پخش پول از سوی رییس جمهور و هیات همراه، نشانه های آشکاری از انحطاط نظام بودجه و برنامه نویسی در ایران شمرده می شد.

پروژه منارید در اولین گام سعی داشته تا برنامه و تنظیم بودجه در همان روستا تدوین شود. برای مثال در روستاهای خراسان شمالی، سه ماه صرف این شد تا مشکلات روستاییان با روش علمی جمع آوری شود و بعد از روستاییان خواسته شد تا راه حل هایی که به ذهن شان می رسید را به مسوولان ارائه دهند و آخر کار با جمع بندی راهکارهای بومی و تجربه های علمی و جهانی، برنامه هایی خاص روستاهای هدف ارائه شد.

از همین بود که در ارزیابی فعالیت های پروژه منارید، اهالی روستا می گفتند که روحیه گرفته اند و اعتماد به نفس پیدا کرده اند. پروژه منارید این توفیق را داشته است تا زنان را به عرصه کار سوق دهد. طرح هایی مثل آموزش صنایع دستی و فرش و گبه بافی، تولید خشکبار، کلاسهای آموزشی بهداشت تن و روان و مبارزه با افسردگی، زنان روستایی را فعال و صاحب درآمدی کرده است.

سازمان دهی و تشکل سازی

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

یکی از اهداف پروژه منارید این بوده تا تشکل های مردمی و سَمن ها بتوانند در تصمیمات و فعالیت ها دخیل شوند و سازمانهای دولتی که از قضا در ایران بسیار متنوع است با تمرکز بر یک برنامه مشخص و با هدفی معین حرکت کنند.

هر چند طرف ایرانی پروژه منارید سازمان جنگل ها و مراتع بوده است اما ناگزیر فرمانداری و ادارات محلی و حتی سازمان بسیج و مساجد و مدارس هم به طرح پیوسته اند. بسیاری از کلاسهای آموزشی در مساجد و مدارس برگزار می شود و سعی شده تا بودجه های منطقه ای که پیش از این به گونه ای موازی مصرف می شد، در قالب طرحهای منارید هزینه شود.

به روستاییان آموزش داده می شود که به جای تخریب محیط زیست و گذران زندگی روزمره، دور اندیش باشند و با حفظ جنگل و مراتع و حوزه های آبی به توسعه ای پایدار برسند. همین فرهنگ سازی بومی است که در استان کرمانشاه و منطقه "بیلوار" با کمک اهالی ۵۰ هکتار از اراضی با مشارکت مردمی به منابع طبیعی برگردانده شد.

در کرمانشاه سعی شد تا با آموزش مشاغل و تهیه و تدارک سرمایه و ابزار، معیشتی برای روستاییان تامین شود تا جنگل ها از تخریب مصون بمانند چرا که بسیاری از اهالی کارشان قطع درخت و فروش چوب بود.

حضور سازمانهای مردم نهاد و سمن ها که در بیشتر مواقع متشکل از اهالی همان استان هستند، توانست تا تصمیم گیری ها را تا حدودی از انحصار دولت خارج کند.

پروژه منارید در سیزده استان ایران که درگیر خشکسالی هستند اجرا شده است و مجریان پروژه سعی کرده اند که تا معیشت روستاییان را از کشاورزی محصولات آب بر به سمت کشت گیاهان دارویی و گل محمدی و زرشک گلدانی و پروار بندی دام تغییر جهت دهد. تنها در سال ۹۵ ، هشت هزار و پانصد نفر در روستاهای خراسان شمالی در کلاسهای آموزشی پروژه شرکت کردند.

هر چند پروژه منارید با هدف حفظ آبخیزها و منابع طبیعی تعریف شده اما در اجرا و به واسطه نیازهای مناطق فراتر می رود و مثلا در استان یزد طرحهایی در مورد انرژی پاک و تجهیز خانه های روستایی به پنل های خورشیدی اجرا می کند.

محیط زیستی های جاسوس

با اینکه پروژه منارید از سوی سازمان ملل پیشنهاد و اجرا می شود اما این باعث نشده تا بخش هایی از حکومت نسبت به آن بدبین نباشند. گسترش پروژه و گستره بزرگ روستاهای تحت پوشش باعث شد تا این طرح که مشاوران خارجی هم داشت در رسانه ها دیده شود و مخالفان تندرویی هم پیدا کند که با نگاه امنیتی خواستار پایان یافتن پروژه باشند.

اوج حملات هم در برنامه جهان آرا با مجری گری وحید یامین پور بود که کارشناسان، برنامه پروژه منارید را طرحی با مدیریت اسرائیل دانستند که با هدف ایران و در پوشش کمک به کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا اجرا می شود. خبرگزاری فارس نیز در گزارشی توانمند سازی زنان روستایی را مورد نقد قرار داد و آن را با سیاست های افزایش جمعیت و اقتصاد مقاومتی و خودکفایی سازگار ندید.

هر چه هست به نظر می رسد پروژه های مانند منارید با اینکه می تواند راهی تازه در برخورد با بحران ها پیش روی بگذارد اما اگر تغییری در سیاست های کلی جمهوری اسلامی رخ ندهد، نیمه کاره و بی اثر خواهد بود.