آیا همه ایرانی‌ها به غذای کافی و سالم دسترسی دارند؟

  • فرزانه بذرپور
  • پژوهشگر در دانشگاه تروندهیم نروژ
ناظران

فرزانه بذرپور، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران به بحث امنیت غذایی، استان های ناامن غذایی در ایران و راهکارهایی برای حل این بحران پرداخته است.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،

وزارت بهداشت در تابستان ۹۶ گزارش داد که هفت استان کشور در وضعیت ناامن و بسیار ناامن غذایی هستند.

به گزارش سازمان خواربار جهانی (فائو) بیش از ۱۲۰ میلیون نفر در جهان گرسنه و حدود هشتصد میلیون نفر سوءتغذیه دارند. ۵۱ کشور با بحران ناامنی غذایی دست و پنجه نرم میکنند و مردم کشورهای شرق و مرکز آفریقا مانند اتیوپی، کنگو، چاد و سودان جنوبی بیشترین آمار گرسنگان در جهان را دارند.

کشور افغانستان هم به دلیل سالها جنگ و بحران و فقر نزدیک به یک سوم جمعیتش در ناامنی غذایی به سر میبرند. اما ناامنی غذایی چیست و چه کسانی در ایران و در چه مناطقی گرسنه، دچار سوئ تغذیه و یا تحت ناامنی غذایی هستند؟

ناامنی غذایی وقتی است که افراد در طول ۲۴ ساعت به غذای کافی و با کیفیت دسترسی نداشته باشند و یا اینکه رژیم غذایی شان فاقد مواد مغذی و ایمن برای تامین سلامت شان باشد.

ناامنی غذایی گاهی نه به طور حاد بلکه خفیف و بالقوه است و بیم آن می رود که در آینده به ناامنی غذایی مزمن تبدیل شود. در نقشه جهانی امنیت غذایی که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، ایران منطقه ی خطر خیزی معرفی شده است. اما اکنون حال و روز ایران چگونه است؟

وزارت بهداشت در تابستان ۹۶ گزارش داد که هفت استان کشور در وضعیت ناامن و بسیار ناامن غذایی هستند.

سه استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کهگیلویه و بویراحمد بسیار ناامن توصیف شده اند. استان های ایلام، خوزستان، بوشهر و کرمان در وضعیت نامن غذایی به سر میبرند. تحقیقات محدود دانشگاهی نیز در شمال غرب ایران شده که براساس آن تنها در شهرستان خوی از توابع آذربایجان شرقی ۵۹ درصد از خانوارها در وضعیت ناامنی غذایی به سر می برند. با این حساب تقریبا نصف استان های کشور در طیف نسبتا ناامن غذایی تا بسیار ناامن غذایی قرار می گیرند. نا امنی غذایی شاخصه هایی دارد و شاید با شناخت این مولفه ها پی ببریم که بستگان و نزدیکان مان نیز از سوتغذیه و نا امنی غذایی رنج می برند.

اگر غذایی پیدا شود

شرط اول در امنیت غذایی امکان دسترسی است. یعنی تولید غذا، انبارسازی و عرضه ی مناسب آن در سطح استان مهیا باشد؛ در ایران کشاورزی منبع اصلی تولید غذاست. پس استان هایی که به دلیل تغییرات اقلیمی، فرسایش خاک، کمبود منابع آب و سوءمدیریت نتوانسته اند یا نمیتوانند کشاورزی کنند امکان کمتری برای تولید محلی غذا خواهند داشت.

سیستان و بلوچستان از جمله ناامن ترین استان های کشور از نظر امنیت غذایی و تغذیه است. امسال کشاورزان منطقه ی سیستان به دلیل خشکسالی و بحران شدید آب، بیش از یک هزار میلیارد تومان خسارت دیدند. با وجود ۵۰ هزار هکتار زمین زیر کشت، کشاورزان هیچ عایدی نداشتند. آبی که صرف کشاورزی بی صرفه ی سیستان در سال گذشته شد، اکنون ۵۱ هزار خانوار سیستانی را به آب شرب محتاج کرده است.

اگر پولی در جیب باشد

قدرت اقتصادی و سبد خرید خانواده رابطه مستقیم با هم دارند. افزایش قیمت مواد غذایی تاثیر هولناکی بر کاهش تنوع و کیفیت رژیم غذایی بسیاری از مردم به ویژه طبقات فرودست میگذارد.

سیاست های قیمت گذاری، درآمد، یارانه ها و سطح رفاه میتواند درجه نامنی غذایی را بالا و پایین ببرد.با لحاظ کردن قدرت اقتصادی و کیفیت غذا، آسیب پذیرترین گروه در ایران، پناهجویان افغان هستند. چراکه با اجرایی شدن طرح هدفمندسازی یارانه ها و حذف سوبسید از مواد خوراکی و سایر اقلام در یک دهه ی گذشته،سفره غذایی افغان های مهاجر کوچک تر شد. پناهجویان غیرقانونی افغان که تخمین زده میشود نزدیک به یک میلیون و پانصد هزار نفر است به دلیل حذف سوبسید از موادغذایی پایه چون نان، قند و شکر و روغن نباتی، قدرت خریدشان حتی کمتر از فقرای ایرانی شد که تحت حمایت سیستم توزیع یارانه ی نقدی قرار گرفته اند.

بیشتر بخوانید:

با این وجود سفره ی بسیاری از ایرانی ها هم به دلیل تحریم ها کوچکتر شده است. افزایش قیمت مواد غذایی به دنبال جهش قیمت دلار، شاخص بهای مواد غذایی را در ایران به مرز هشدار رسانده است. قیمت مواد غذایی در ایران به نسبت سایر کشورهای منطقه و حتی جهان گرانتر است. مسافران ترکیه، گرجستان و آذربایجان اغلب از ارزنتر بودن مواد غذایی در این کشورها متعجب میشوند. یکی از علل گرانی، سهم بسته بندی در قیمت تمام شده محصولات ایرانی ست که حدود ۳۵ تا ۵۵ درصد قیمت است در حالیکه این سهم در سطح جهانی تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد را شامل میشود.

گرانتر شدن مواد غذایی، سهم هزینه ی خوراک از کل بودجه خانوار در دهک های پایین درآمدی را تا ۴۰ درصد افزایش میدهد. در این شرایط سرپرست خانوار غذای ارزان تر که حجم بیشتری دارد و احتمالا سریعتر سیر میکند را به غذای مغذی و متنوع ترجیح خواهد داد.

منبع تصویر، Amir Kholousi/ isna

توضیح تصویر،

تنوع غذایی سبد خانوار یعنی آنچه که خورده میشود بایستی به طور پیوسته برقرار باشد تا بگوییم امنیت غذایی وجود دارد. فقر به ناامنی مزمن غذایی منجر میشود. کاهش فقر برای دستیابی به امنیت پایدار غذایی در درجه نخست اهمیت است. تحریم ها و کاهش ارزش پول ملی در سطح کلان بر واردات مواد غذایی تاثیر میگذارد

اگر غذا مغذی باشد

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

امنیت غذایی فقط رهایی از گرسنگی نیست بلکه تغذیه سالم و مغذی نیز اهمیت دارد. اینکه اعضای خانواده میزان کالری و پروتئین کافی در وعده ی غذایی شان دریافت کرده و سبزیجات، میوه و غلات مصرف کنند. زنان باردار و کودکان زیر ۵ سال مهمترین گروههای جمعیتی تحت ناامنی غذایی هستند. برای اندازه گیری سوء تغذیه در کودکان سه شاخص مهم وجود دارد: کم وزنی، کوتاهی قد و لاغری ناهماهنگ با قد و سن.

در ایران ۶ درصد از کودکان زیر پنج سال از کوتاهی قد ناشی از سوئ تغذیه رنج میبرند. اما این آمار در سیستان و بلوچستان حدود ۲۱ درصد یعنی ۳ برابر متوسط کشوری ست. این یکی از ملاک های ناامنی غذایی شدید در سیستان و بلوچستان است. در کهیگیوله و بویراحمد این شاخص ۱۲ درصد و در هرمزگان ۱۱ درصد است. دولت میبایست با اجرای یک طرح اضطراری، امنیت غذایی در این استان ها را بهبود بخشد. غنی سازی نان و آرد با ویتامین د ، توزیع شیر حاوی ویتامین د در مدارس و اقداماتی از این دست میتواند از شدت ناامنی غذایی در این استان ها بکاهد.

اما ناامنی غذایی فقط شامل استان های محروم و فقیر کشور نیست. بررسی ها در ایران نشان داده که ۸۶ درصد زنان باردار، ۷۶ درصد بزرگسالان و ۶۱ درصد از کودکان زیر شش سال در ایران دچار کمبود ویتامین د هستند. بیش از ۲۰ درصد نوزدان به کم خونی مبتلا هستند و ۲۷ درصد از زنان باردار ید کافی دریافت نمیکنند. رژیم غذایی نامناسب، سواد تغذیه ی پایین جامعه و ضعف دولت در رصد وضعیت سلامت و تغذیه در کشور سبب شده که کمبود ریزمغذی ها در سبد غذایی خانوار، امنیت تغذیه ی ایرانیان را در نیمه ی از کشور به مخاطره اندازد. کمبود ویتامین های آ، د، کلسیم، کمبود ید، کم خونی و فقر آهن از جمله شاخص های نامنی تغذیه هستند.

اگر غذا همیشه باشد

تنوع غذایی سبد خانوار یعنی آنچه که خورده میشود بایستی به طور پیوسته برقرار باشد تا بگوییم امنیت غذایی وجود دارد. فقر به ناامنی مزمن غذایی منجر میشود. کاهش فقر برای دستیابی به امنیت پایدار غذایی در درجه نخست اهمیت است. تحریم ها و کاهش ارزش پول ملی در سطح کلان بر واردات مواد غذایی تاثیر میگذارد.

سیاستهایی چون اقتصاد مقاومتی با هدف احیای کشاورزی و توافقات دوجانبه برای سازگاری با تحریم های بین المللی در راستای امنیت غذایی قابل بررسی ست. امسال قراردادی بین ایران و روسیه امضا شد که بنا بر آن واردات بیش از یک میلیون تن گندم در سال برای پنج سال آینده تضمین شده است. سیاستهای دولت در حوزه امنیت غذایی نه تنها به منابع ارزی بلکه به بهره برداری بهینه از منابع طبیعی نیز نیازمند است.

دریا را دریابیم

تغییرات اقلیمی و بهره برداری ناپایدارو غیرمسئولانه از منابع آب و خاک، نه تنها امنیت آب بلکه امنیت غذایی ایران را هم در دهه ی آینده با چالش جدی مواجه خواهد کرد. مطالعات علمی نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد از زمین های کشاورزی در ایران به دلیل فرسایش شدید خاک در وضعیت نامناسب قرار دارند. شاخص های بین المللی برای سنجش میزان بحران آب نیز میگوید ایران با مصرف ۶۹ درصد از کل منابع آب تجدیدپذیرش، اکنون در وضعیت بحران شدید آبی قرار دارد. بدین ترتیب منابع آب و خاک کشور که زیربنای کشاورزی و تولید غذاست اکنون در مرز ناامنی ست.

یکی از راه حل هایی که میتوان برای حفظ امنیت غذایی در ضعف کشاورزی مدنظر قرار دارد، تامین غذا از دریاست. کارشناسان معتقدند ایران با دارا بودن ۲۷۰۰ کیلومتر مرز دریایی میتواند فعالیت گسترده ای در زمینه آبزی پروری دریایی داشته باشد. بازنگری در اولویت های تامین منابع پروتئینی از دامداری به پرورش ماهی میتواند محدودیت های شدید منابع آب و خاک را جبران کرده و در عین حال از ظرفیت های دریایی ایران در شمال و جنوب برای تامین امنیت غذایی کشوراستفاده کند.