ایران و سراشیبی سقوط در سوریه به دست روسیه؟

ایران که با افول نظامی داعش در اواخر سال گذشته میلادی از یک سو و گسترش سیطره نفوذ ارتش سوریه بر مناطق بیشتری از خاک سوریه از سوی دیگر، رؤیای افزایش "عمق استراتژیک" خود در سوریه و منطقه را تحقق یافته می دید این روزها با انبوهی از بحران های داخلی و خارجی روبرو است.

در سوریه ایران نه تنها از سوی دشمن دیرینه اش آمریکا بلکه حتی از سوی روسیه مهمترین هم پیمانش نیز تحت فشار قرار گرفته است؛ روسیه ای که به گفته علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین الملل آیت الله خامنه ای، همچنان "شریک استراتژیک" جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود. در حالی که ولادیمیر پوتین چهارشنبه گذشته در دیدار با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به او اطمینان می دهد نگرانی های تل آویو در مورد افزایش نفوذ ایران را در نظر خواهد گرفت و اجازه نخواهد داد نیروهای مورد حمایت ایران در سوریه به مرز اسرائیل نزدیک شوند.

تنها چند ساعت پس از دیدار پوتین و نتانیاهو جنگنده های اسرائیلی مواضع نظامی ارتش سوریه را در بلندی‌های جولان در قنیطره هدف قرار دادند. پوتین ماه مه گذشته نیز ساعاتی پس از اعلام تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از برجام میزبان نتانیاهو در مسکو بود. برخی رسانه های اسرائیل از جمله "شبکه دو" این کشور همان موقع گزارش دادند که مسکو و تل آویو به یک توافق پنهانی دست یافته اند که به موجب آن روسیه با خروج ایران از سوریه در ازای کنترل درعا و مناطق مرزی مشترک قنیطره با جولان اشغالی توسط ارتش سوریه موافقت کرده است.

اکنون در آستانه دیدار پوتین و ترامپ در هلسینکی فنلاند گمانه زنی ها درباره ی احتمال دستیابی به یک توافق بزرگ بین روسیه و آمریکا درباره سوریه و به ویژه آینده ایران در این کشور افزایش یافته است. آیا امکان دستیابی به این توافق بزرگ میان روسیه وجود دارد؟ اهداف روسیه چیست و با فرض حصول چنین توافقی تا چه اندازه می توان آن را با در نظر گرفتن واقعیت های موجود عملیاتی دانست و چه پیامدهایی برای ایران خواهد داشت؟

حق نشر عکس AFP
Image caption تنها چند ساعت پس از دیدار پوتین و نتانیاهو جنگنده های اسرائیلی مواضع نظامی ارتش سوریه را در بلندی‌های جولان در قنیطره هدف قرار دادند.

ایران در تنگنای ژئوپلیتیک

فرجام جنگ در سوریه این روزها به معمای استراتژیک بزرگ و پیچیده ای برای بازیگران اصلی این نبرد هفت ساله بدل شده است. روسیه، ایران، ایالات متحده و ترکیه در قالب ائتلاف های جداگانه می کوشند نفوذ خود را در سوریه و در منطقه پرآشوب خاورمیانه گسترش دهند و یا روابط خود را با دیگر رقبا و بازیگران تنظیم کنند، هرچند هیچ کدام به روشنی نمی دانند کارزار بازی قدرت و بده بستان سیاسی بر سر سوریه در آخر برایشان چه سرانجامی خواهد داشت.

اگر از منظر واقع گرایی (رئالیسم) در روابط بین الملل به وضعیت کنونی ایران، روسیه، آمریکا و ترکیه در سوریه نگاهی بیندازیم می توان گفت ترکیه به دنبال تهاجم نظامی به عفرین در شمال سوریه (با چراغ سبز روسیه)، در دست داشتن کنترل اوضاع در ادلب، و توافق با آمریکا بر سر نقشه راه منبج ضمن تنظیم روابط پیچیده خود با هر یک از بازیگران مهم جنگ به بخش مهمی از اهداف خود دست یافته است.

روسیه نیز با در دست داشتن ابتکار عمل نظامی-دیپلماتیک در قالب مذاکرات صلح آستانه و در قالب ادامه جنگ با شورشیان موفق به حفظ بشار اسد و تغییر موازنه قوا به نفع خود شده است.

از سوی دیگر ایالات متحده نیز در حال تنظیم روابط قدرت خود با روسیه است، ماندن اسد بر مسند قدرت را پذیرفته و به طور جدی درصدد محدود کردن و از بین بردن نفوذ ژئوپلیتیک ایران از طریق اعمال "فشار حداکثری" به تهران است.

ایران اما به رغم صرف هزینه های هنگفت برای نیل به اهدافی همچون حفظ بشار اسد، مقابله با داعش و گسترش نفوذ خود در منطقه با چالش های جدیدی روبرو است، چالش هایی که کار حفظ "عمق استراتژیک" توسط رهبران ایران را دشوار و یا ناممکن ساخته است.

تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از برجام و احتمال بازگشت تحریم های آمریکا علیه ایران در ماه های آینده از یک سو و خیز روسیه برای اتمام هرچه سریع تر فاز نظامی جنگ در سوریه و توافق اسرائیل و روسیه بر سر محدود کردن حوزه نفود مستشاران ایرانی و نیروهای شیعه مورد حمایت تهران مانند زینبیون و فاطمیون و البته حزب الله لبنان از سوی دیگر، تنگنای بزرگی را برای ایران در عرصه سیاست خارجی به خصوص در قبال مساله سوریه بوجود آورده است.

بیشتر بخوانید:

ایران اینک در منگنه دو قدرت بزرگ قرار گرفته است. از یک طرف آمریکا با زیرپا گذاشتن برجام و تلاش برای حذف ایران از معادلات قدرت در سوریه، تهران را تحت فشار جدی قرار داده است. از طرف دیگر روسیه با فرصت سازی از روابط پرتنش ایران با غرب (بویژه آمریکا) در طول سال های گذشته آنچنان ایران را به خود وابسته کرده و از آن بهره برده است که جدا شدن از خط مشی روس ها برای رهبران ایران تصمیمی پرمخاطره و دارای ریسک بالا خواهد بود.

بی گمان پیشنهاد پوتین به ولایتی مبنی بر سرمایه گذاری روسیه در حوزه های نفتی و گازی تا سقف ۵۰ میلیارد دلار آن هم در شرایطی که شرکت‌های غربی از ترس بازگشت تحریم ها ایران را ترک کرده‌اند در ازای پیشنهاد و امتیاز مشخصی از سوی ایران ارائه شده است.

گرچه محتوای چنین گفت و گوهایی غالباً محرمانه باقی می مانند اما به نظر می رسد عقب نشینی نیروهای ایران تا شعاع ۸۰ کیلومتری از مرزهای جنوب غرب سوریه (جولان) که موضوع مهم مورد بحث نتانیاهو و پوتین هم بود، همان امتیاز احتمالی ایران به روس ها در مقطع کنونی است.

پوتین پیش تر در ماه مه نیز در دیدار با اسد اظهار داشت با آغاز فرایند سیاسی در سوریه نیروهای مسلح خارجی باید خاک این کشور را ترک کنند. نظر به اینکه ترامپ از قریب‌الوقوع بودن خروج نیروهای آمریکایی از سوریه خبر داده است، بعید نیست پوتین در دیدارش با ترامپ از متقاعد کردن ایران برای عقب نشینی از مناطق جنوب سوریه به عنوان برگ برنده استفاده کند تا در ازای آن از او بخواهد نیروهای آمریکایی از پایگاه نظامی التنف در جنوب سوریه خارج شوند و یا کنترل آن را به روس ها واگذار کنند.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption به نظر می رسد پوتین و ترامپ حتی اگر در بسیاری از موارد مورد مناقشه نظیر کریمه، کنترل برنامه های تسلیحات هسته ای و بحث مداخله روسیه در انتخابات آمریکا به توافق کامل نرسند اما احتمالاً در مورد محدود شدن شعاع و میزان نفوذ نظامی ایران در سوریه به توافق خواهند رسید

قمار روسیه و آمریکا بر سر ایران

پوتین در روز دوشنبه با اطمینان از موفقیت آمیز بودن مذاکراتش با ایران و اسرائیل به دیدار ترامپ می رود. روسیه اساساً به عنوان قدرتی که در روابط بین الملل خود در چارچوب ملاحظات رئال پلیتیک (عملگرایی) تصمیم سازی و اقدام می کند بی تردید تنش زدایی در روابط با آمریکا را نیز در دستور کار دارد.

اگرچه روابط روسیه با آمریکا به دنبال اعمال تحریم ها ی واشینگتن به خاطر مساله اوکراین و پیوستن شبه‌جزیره کریمه به روسیه و نیز بحث دخالت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا به تیره گی گراییده است اما پوتین و ترامپ در عین حال به دنبال یافتن زمینه های همگرایی در قبال مناقشات بزرگ بین المللی هستند. این تلاش ها لزوماً به معنای منطبق و همسو بودن منافع این دو رقیب دوران جنگ سرد نیست، بلکه بدان معناست که روسیه و آمریکا به عنوان قدرت های بزرگ به دنبال ایفای نقش و تنظیم روابط دو جانبه از بطن مناقشات مهم بین المللی هستند.

از این رو پرونده های ایران، کره شمالی، سوریه و اوکراین را باید به مثابه فرصت هایی برای روسیه در راستای ارتقا قدرت و منافع ملی و مهم تر از همه تنظیم روابط قدرت خود با آمریکا دانست. روسیه ای که خود با تحریم های آمریکا روبروست بی تردید به دنبال رفع این تحریم ها است و پوتین با فرض گرفتن امتیاز از ایران در سوریه، با دست بازتر و اطمینان بیشتری می تواند بر سر موضوع تحریم های آمریکا بر سر مساله اوکراین با ترامپ به چانه زنی بپردازد.

به نظر می رسد پوتین و ترامپ حتی اگر در بسیاری از موارد مورد مناقشه نظیر کریمه، کنترل برنامه های تسلیحات هسته ای و بحث مداخله روسیه در انتخابات آمریکا به توافق کامل نرسند اما احتمالاً در مورد محدود شدن شعاع و میزان نفوذ نظامی ایران در سوریه به توافق خواهند رسید تا از این طریق جنوب غرب سوریه که منطقه عاری از تنش (مورد توافق سوریه، آمریکا و اردن) محسوب می شود دست آخر تحت کنترل ارتش سوریه قرار گیرد و بدین وسیله نگرانی امنیتی اسرائیل نیز از حضور نیروهای وابسته به ایران در نزدیکی جولان برطرف شود.

اطمینان روسیه از ضعف ایران

پوتین به خوبی می داند که خروج کامل ایران از سوریه با توجه به هزینه های هنگفت مالی ایران و به سبب روابط نزدیک دمشق-تهران عملاً میسر نیست. بنابراین او تلاش می کند آمریکا و اسرائیل را با ایده بستن فضای مانور نظامی ایران در سوریه فعلاً راضی نگه دارد تا در آینده با مشخص شدن روند سیاسی در سوریه امکان خروج نیروهای نظامی خارجی فراهم شود. اغراق نیست اگر بگوییم روس ها بر این باورند که با بازگشت ایران به دوران سخت تحریم، افزایش فشارهای بین المللی و تعمیق بحران اقتصادی در این کشور، رهبران ایران دیگر قادر نخواهند بود با فروش نفت برجامی از "عمق استراتژیکِ" شان در سوریه محافظت کنند.

در "هلسینکی" فنلاند این احتمال وجود دارد که پوتین و ترامپ در مورد سوریه به توافق مشخصی دست نیابند. شواهد و قرائن اما نشان می دهد روسیه و آمریکا روی ایران برای تنظیم روابط قدرت خود حساب ویژه ای باز کرده اند و ایران در صفحه شطرنج قدرت های بزرگ مدت هاست در سراشیبی از دست دادن "عمق استراتژیک" خود در منطقه قرار گرفته است.