قتل میترا استاد و سکوت زنان، یک تیر و دو نشان

پروانه حسینی؛ پژوهشگر یادداشتی برای صفحه ناظران درباره قتل میترا استاد، از منظر زنان مردان صاحب نام که به دلایل تاریخی و اجتماعی مجبور به سکوت بوده اند نوشته است.

Image caption ترس‌های بازدارنده شکست سکوت زنان همسران مردان محبوب یا معروف انواع متفاوتی دارد. یکی از مهمترین این ترس ها نگرانی از مورد حمله هواخواهانٍ مرد (محبوب) قرار گرفتن است

قتل پر از ابهام میترا استاد این سوال را پیش آورده که او چه حرف نزده ای داشت که نتوانست بگوید و آیا ممکن است که حرفش آنقدر تهدید محسوب می شد که انگیزهء قتل او شده باشد؟ با کشته شدن میترا استاد ما دیگر هیچ وقت نمی توانیم صدای خود او را بشنویم و سکوتش غیر قابل شکستن شده است ولی می توانیم به این بپردازیم که چرا و چگونه سکوت بر زنانی که همسر مردان شناخته شده هستند تحمیل می شود.

تاریخ ما سرشار از سکوت همسران مردان محبوب یا مشهور (یا هر دو) است. نمونه های زیادی وجود دارد از سکوت اختیار کردن همسران مردانی معروف حتی درست در زمانی که سوژه گفتگوهای رسانه ها و مقامات و مردم شده اند. این سکوت وقتی بیشتر به چشم می‌آید که رابطه مرد با زن تبدیل به بخشی مهم از این گفتگوها می شود ولی جای صدای خود زن در این میان خالی است. برخلاف آنچه که در ظاهر به نظر می رسد سکوت نشان از نداشتن حرف نیست بلکه نشان از وجود عواملی بازدارنده است. همانقدر که توجه به حرف های گفته شده مهم است توجه به سکوت تحمیلی معنادار نیز مهم است.

مهمترین عاملی که باعث به وجود آمدن و ادامه سکوت تحمیلی می شود ترس است. البته وجود سکوت و عامل بازدارنده ترس در مورد مردانی که همسر زنان مشهور و محبوب هستند نیز تا حدی صدق می کند ولی دو نکته باعث می شود که تمرکز این نوشته بر آسیب شناسی سکوت زنان باشد. یکی این که مصادیق تاریخی مردان مشهور و به تبع آن سکوت زنانی که با آنها در رابطه بوده اند به مراتب بیشتر است. دوم اینکه تا زمانی که ساختار یک جامعه مردسالارنه است و مرد از حمایت قانونی و عرفی و فرهنگی برخوردار است رابطه بین زن و مرد در همسری رابطه ای برابر نیست و سکوت زنان در این رابطه تحت تاثیر عدم برابری تشدید و گاه متفاوت می شود.

ترس‌های بازدارنده شکست سکوت زنان همسران مردان محبوب یا معروف انواع متفاوتی دارد. یکی از مهمترین این ترس ها نگرانی از مورد حمله هواخواهانٍ مرد (محبوب) قرار گرفتن است. هر چه محبوبیت شخص بیشتر باشد وسعت و شدت حمله ها بیشتر شده و به تبع آن هزینه بالا می رود. هزینه رو در رویی با جمعی کثیر از هواخواهان مرد محبوب آنقدر سنگین است که زن را در لاک سکوت خود نگاه می دارد. نگرانی دیگری که مانع شکستن سکوت می شود ترس از مورد قضاوت کلیشه ای قرار گرفتن جامعه است. قضاوت های کلیشه ای مانع دیده شدن ابعاد مختلف مشکل می شود. هرچه کلیشه ها و کلان روایت هایی در دسترس جامعه که برای تفسیر و قضاوتگری به آنها روی می‌آورد بیشتر زن ستیز باشد (مثل کلان روایت زن فریبکار/مرد فریب خورده مظلوم) احتمال قضاوت های نادرست جامعه از زن بیشتر شده و زن را بیشتر به سمت سکوت سوق می دهد.

بیشتر بخوانید:

یکی دیگر از عوامل بازدارنده شکست سکوت زن در رابطه با مرد معروف ترس از هیاهو است. سر و صدای زیاد بدون رویه الزاما کمکی به حال زن نمی کند. هیاهو ممکن است باعث شود که حرف شخص همانقدر گم شود که در سکوت گم بود. در هیاهو شخص نمی تواند مانع تحریف و سوء برداشت و حتی گاه سوءاستفاده از سخنانش شود. اغلب در هیاهو باز صدای مردانه است که تمایل به تسلط بر صدای زنانه دارد. آنچه که زن لازم دارد شنیده شدن است ولی هیاهو به جای فراهم آوردن شرایط مناسب برای شنیده شدن صدای زن و انعکاس آن صدا، صداهای دیگر را منعکس می کند. این اتفاق حتی ممکن است گاه به اسم و به نیت حمایت از زن رخ دهد. ترس از ایجاد چنین هیاهویی حتی اگر به نیت حمایت باشد بیشتر بازدارنده و آسیب زننده است تا تشویقگر و کمک کننده.

یکی دیگر از نگرانی های رایج سکوت اختیار کردن زنان واهمه از دست دادن دارایی و اندوخته های مشترک است. به خصوص هر چه سن زن بیشتر باشد این نگرانی را بیشتر دارد که نتواند چنین خسارتی را جبران کند. قوانین و عرف مردسالارنه ای که حق زن را در اینگونه مواقع رعایت نمی کند موجب تشدید این نگرانی می شود. عامل بازدارنده دیگر ترس از دست دادن یا به خطر افتادن رابطه با فرزندان است. گاه واکنش های منفی مردم به شکستن سکوت زن موجب آزار فرزندان می شود و این خود رابطه میان مادر و فرزند را تهدید می کند. همچنین احتمال دارد که فرزندان نیز تحت تاثیر محبوبیت یا قدرت و امتیازات مرد (پدر) به صف منتقدین زن (مادر) بپیوندند که باعث افزایش شدید آسیب پذیری زن می شود.

ترس دیگری که زن همسر مرد معروف را به سکوت می کشاند برخورد قهرآمیز و خشونت فیزیکی است. این ترس در مورد مردهایی که دارای پشتوانه نهادهای قضایی هستند بیشتر است. زن تهدید می شود به این که به دادگاه کشانده شود، برایش پرونده تشکیل شود و مورد اتهام و پیگرد و مجازات قرار بگیرد. در سال های اخیر شاهد بوده ایم که زنانی در رابطه با مردان مشهور و با پشتوانه قضایی در این مخمصه ها گرفتار شده و به شدت تنبیه شده اند تا درس عبرتی برای دیگر زنان نیز باشند.

حق نشر عکس jamaran.ir
Image caption اگر اتهام نجفی ثابت شود با یک تیر دو نشان زده است: یکی ساکت کردن همیشگی همسر دومی که روزی معشوق بود ولی دیگر تهدید محسوب می شد و دوم تضمین سکوت همسر اول که هنوز با وجود ظلمی که به او روا شده به او متعهد و وفادار است و تهدید حساب نمی شود.

وجود این ترس ها چه به صورت موردی و چه جمعی باعث خاموشی صدای زنانِ در رابطه با مردان محبوب و معروف می شود. قتل میترا استاد در این متن رخ می دهد. میترا استاد وقتی که همسر صیغه ای و دوم یک مرد شد از یک قانون مردسالارانه استفاده کرد ولی با این کار خود به شکلی چنین قانونی را تایید و تقویت کرده و در دام آن افتاد. ما نمی دانیم که میترا استاد چه حرف هایی برای زدن داشته ولی هر چه که بوده مدتی آن ها را در سکوت حمل کرده و احتمالا مجموعه ای از ترس های بازدارنده مانع شکستن سکوت او شده است.

میترا استاد با قرار گرفتن در رابطه ای که خود در درون ساختار مردسالارنه شکل گرفته نقشی را پذیرفت که آن سیستم به او اجازه می‌دهد. او با چنین پیوندی بخشی از این نظام سرکوبگر شد و نهایتا قربانی آن. در این نظام، مرد صاحب قدرت تا وقتی که زن به نقش تقویت کننده این ساختار تن دهد در دهانش شیرینی می‌گذارد وعکس می‌اندازد و به نمایشش می‌گذارد. زن در این نقش اجازه ندارد حرفی نامنطبق با چهارچوب اصلی این ساختار بزند. او به محض اینکه بخواهد نقشش را عوض کند و حرفی بزند که خلاف منافع ساختار باشد یک تهدید محسوب می شود و نهایتا حذف می‌شود.

سرور تابشیان در نقش همسر اول محمدعلی نجفی نیز در همین ساختار قرار دارد. او حتی اگر ستم و آزار دیده باشد نقش خود را حفظ کرده است و از ستم سیستماتیک مردسالارانه حرفی نزده است. او در این نقش روایت زن فریبکار- مرد فریب خورده مظلوم را تکرار می کند. این تکرار به منزله شکستن سکوت نیست زیرا که منطبق با و مورد تایید نظام مردسالارنه است.

اگر اتهام نجفی ثابت شود با یک تیر دو نشان زده است: یکی ساکت کردن همیشگی همسر دومی که روزی معشوق بود ولی دیگر تهدید محسوب می شد و دوم تضمین سکوت همسر اول که هنوز با وجود ظلمی که به او روا شده به او متعهد و وفادار است و تهدید حساب نمی شود.

به این ترتیب تاریخ سکوت همسرانٍ مردان معروف در شکل های مختلف ادامه پیدا می کند و تا وقتی که عوامل بازدارنده شکست سکوت شناسایی نشوند و برای آنها چاره ای اندیشیده نشود متوقف نمی شود.