هراس از جنگ با جامعه ایران چه می‌کند؟

ناظران

بهزاد پورصالح، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به اخبار احتمال جنگ ایران و آمریکا درباره پیامدهای منفی آن را بر جامعه ایرانی نوشته است. به نوشته پورصالح ادامه تهدید جنگ علاوه بر ایجاد نگرانی در مردم و کمک به از هم پاشیدن اقتصاد، فشار داخلی را هم به طرز کم‌سابقه‌ای تشدید کرده است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption خروج آمریکا از برجام و بازگشت سخت‌تر تحریم‌ها تمام آن امیدها را از میان برد. دریچه‌ای که بعد از سال‌ها به روی مردم ایران باز شده بود ناگهان و با شدت بیشتر بسته شد. حالا علاوه بر بازگشت تحریم‌ها و دشوارتر شدن زندگی در ایران، تهدید جنگ هم هر لحظه بر سر جامعه ایران سنگینی می‌کند. تهدیدی که چه به جنگ واقعی تبدیل شود و چه به صورت یک تهدید باقی بماند بخش بزرگی از مطالبات جامعه تحول‌خواه ایران را به حاشیه خواهد راند

هراس از جنگ شاید به اندازه خود جنگ برای یک جامعه فلج‌کننده باشد. این هراسی است که این روزها مردم ایران را درگیر خود کرده، جامعه‌ای که پیشتر تحریم‌های بین‌المللی و شرایط داخلی سیستم ایمنی‌اش را به قدر کفایت تضعیف کرده بود. این‌روزها با بالاگرفتن تنش‌ها میان ایران، آمریکا و عربستان سعودی و حمله اخیر به تاسیسات نفتی عربستان سایه جنگ بیشتر از هر زمانی در منطقه خاورمیانه سنگین‌ شده است.

مردم ایران در ۴۰ سال گذشته یک جنگ طولانی‌مدت، تحریم‌های شدید بین‌المللی، رکود اقتصادی و کاهش قدرت خرید و در نهایت فشار شدید اجتماعی و سیاسی در داخل را تحمل کرده‌اند. بخش بزرگی از جامعه ایران دوران جنگ ایران و عراق و عوارض اقتصادی، اجتماعی و روانی آن را به‌ خوبی به خاطر دارد.

هرچند ۳۰ سال از جنگ ایران و عراق گذشته اما ایرانی‌ها در این بازه هم با جنگ بیگانه نبوده‌اند. ده‌ها سال جنگ در کشورهای همسایه، درگیرشدن ایران در جنگ آمریکا و عراق، جنگ سوریه و جنگ یمن و مواجه با هزینه‌های اقتصادی و انسانی آنها، جنگ‌ را به قسمتی جدایی‌ناپذیر از ذهن جمعی جامعه ایران تبدیل کرده است. اما این‌بار شرایط به‌کلی متفاوت است چراکه جامعه ایران از دل موقعیتی امیدوارکننده، ناگهان به درون شرایطی به شدت ناامید کننده غلتیده است.

ناامیدی از امید

سال ۱۳۹۴ ایران پس از سال‌ها کشمکش بین‌المللی بر سر موضوع هسته‌ای بالاخره به توافقی جامع با جهان رسید. این توافق امیدهای زیادی در جامعه ایران ایجاد کرد. برای اولین‌بار در ۴۰ سال گذشته به نظر می‌رسید ایران قرار است در یک دوره کوتاه به اقتصاد و جامعه جهانی بپیوندد و از انزوای طولانی خارج شود.

تا پیش از آن فشار تحریم‌های خردکننده در کنار فساد سیستماتیک و گسترده در دستگاه بروکراتیک ایران و بی‌کفایتی مسئولان در راهبری اقتصادی، کمر بخش بزرگی از جامعه ایران را خم کرده بود. علاوه بر این گسترده‌تر شدن ارتباط جامعه ایران با جامعه جهانی در شبکه‌های اجتماعی کم‌کم به شکل‌گیری خواست‌های اجتماعی مانند خواست تغییر سبک زندگی منجر شد. این خواست‌ها این‌روزها با سرکشی‌ از قوانین سختگیرانه در داخل کشور تبلور پیدا کرده است.

بیشتر بخوانید:

اما برجام به سرعت از هم پاشید و جای خود را به تهدید جنگ داد. ثبات اقتصادی و کنترل تورم در دولت حسن روحانی ظرف چند ماه تبدیل به یکی از حادترین بحران‌های اقتصادی در سال‌های اخیر شد. قدرت خرید مردم ناگهان به یک‌سوم تقلیل پیدا کرد. در این میان اخبار فساد و رانت‌های چند هزار میلیارد تومانی نه فقط مردم را شگفت‌زده کرد که به یک عصبانیت عمومی منجر شد.

در این میان خروج آمریکا از برجام و بازگشت سخت‌تر تحریم‌ها تمام آن امیدها را از میان برد. دریچه‌ای که بعد از سال‌ها به روی مردم ایران باز شده بود ناگهان و با شدت بیشتر بسته شد. حالا علاوه بر بازگشت تحریم‌ها و دشوارتر شدن زندگی در ایران، تهدید جنگ هم هر لحظه بر سر جامعه ایران سنگینی می‌کند. تهدیدی که چه به جنگ واقعی تبدیل شود و چه به صورت یک تهدید باقی بماند بخش بزرگی از مطالبات جامعه تحول‌خواه ایران را به حاشیه خواهد راند.

خشم و رویای مهاجرت

مجموع این اتفاق‌ها بخش بزرگی از جامعه ایران را به آینده بدبین و ناامید کرده است. آنچه می‌توان از خلال گفتگو با مردم و فعالان اجتماعی و اظهارنظرها در شبکه‌های اجتماعی برداشت کرد، نوعی استیصال در بخش بزرگی از جامعه است که پیشتر امیدوار به تغییر شرایط بودند. این ناامیدی در شکل یک افسردگی جمعی و البته خشم در بین این بخش از جامعه ایران نمود پیدا می‌کند.

یکی از نمود‌های بارز این افسردگی و ناامیدی، عطش روزافزون به مهاجرت از کشور است. مهاجرتی که نه به دنبال فرصت‌های بهتر بلکه بیشتر به فرار از این شرایط شباهت دارد.

اگر پیشتر برخی ایرانیان تمایل به خروج از کشور و اقامت در کشورهای اروپای غربی و شمال آمریکا داشتند این‌روزها آنها از هر فرصتی برای خروج از کشور استفاده می‌کنند. تا چند سال پیش ایرانی‌ها به کشورهایی مانند گرجستان و ترکیه به جایی برای رهایی از قوانین محدودکننده جمهوری اسلامی، نوشیدن الکل و رهایی چند روزه از حجاب اجباری نگاه می‌کردند. اما در چند سال گذشته این کشورها تبدیل به مقاصد مهاجرتی برای ایرانیان شده‌اند.

مرکز آمار ترکیه در آخرین گزارش خود اعلام کرده ایرانیان در هشت ماه ابتدایی سال جاری میلادی، سه هزار و ۱۳۵ واحد مسکونی در این کشور خریده‌اند که نسبت به دوره مشابه در سال گذشته ۸۹ درصد و نسبت به سال ۲۰۱۷ افزایش ۶۴۰ درصدی را نشان می‌دهد.

در این میان فقر و کاهش روز به روز قدرت خرید، بحران‌های زیست‌محیطی، فساد ساختاری، بی‌عدالتی قضایی، کوتاه‌نیامدن حاکمیت از سخت‌گیری‌های اجتماعی هم بر فشار روانی ناشی از نگرانی از جنگ افزوده است.

بر اساس معیارهای رسمی در ایران خط فقر حداقل سه میلیون و ۴۰۰هزار تومان برای یک خانواده چهار نفره است، اما حدود ۵۵درصد خانوارهای ایرانی درآمدی کمتر از این میزان دارند. فشارهای اقتصادی و اجتماعی باعث شده از هر چهار ایرانی حداقل یک نفر دچار اختلال‌های روانی باشد.

این شرایط دشوار بخشی از جامعه را که سرخورده از ناتوانیش برای تغییر شرایط است مجاب کرده که حمله نظامی آمریکا به ایران می‌تواند به همه این مشکلات پایان دهد. این ایده حامیان زیادی هم بین اپوزیسون خارج‌نشین ایران دارد که در هر فرصتی مواضع خود را تبلیغ می‌کنند. اما تجربه حمله آمریکا به کشورهای همسایه ایران تردیدهای بسیاری در موفقیت چنین برنامه‌ای ایجاد می‌کند.

حق نشر عکس WASHINGTON POST
Image caption ادامه تهدید جنگ مخاطرات دیگری هم برای جامعه ایران دارد. این تهدید علاوه بر ایجاد نگرانی در مردم و کمک به ازهم پاشیدن اقتصاد، فشار داخلی را هم به طرز کم‌سابقه‌ای تشدید کرده است

سایه ترسناک چهار سناریوی جنگ

ادامه تهدید جنگ مخاطرات دیگری هم برای جامعه ایران دارد. این تهدید علاوه بر ایجاد نگرانی در مردم و کمک به ازهم پاشیدن اقتصاد، فشار داخلی را هم به طرز کم‌سابقه‌ای تشدید کرده است. در چندماه گذشته گروه‌های اجتماعی معترض از کارگران تا فعالان صنفی و زنان با احکام باورنکردنی به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند. نزدیک به دو سال است که فعالان محیط زیستی در بازداشت به سر می‌بزند. به‌دست آوردن کمترین حقوق انسانی مانند ورود زنان به ورزشگاه به مرگ دلخراش یک انسان منجر شده و هرنوع از احتمال تشکل‌یابی بین گروه‌های مردمی با سرکوب می‌شود.

در این سال‌ها که در عمل فعالیت سیاسی در ایران معنای خود را از دست داده است، فعالیت‌های اجتماعی و صنفی و دانشجویی پیش‌برنده خواست تغییر در جامعه ایران بوده است. وخیم‌تر شدن شرایط اقتصادی در کشور هم هراس دولت از شورش‌های خیابانی نظیر آنچه در سال ۹۶ اتفاق افتاد را افزایش داده. بر همین اساس فشار بر نیروهای مرجع مانند فعالان کارگری و صنفی و دانشجویان بیشتر از گذشته شده است.

این فشارها می‌تواند در نتیجه تغییر شرایط ابعاد مختلفی به خود بگیرد. در واقع تقابل و رویارویی ایران و آمریکا می‌تواند به چهار گزینه ختم شود. ادامه تهدید جنگ، حمله محدود نظامی به ایران، حمله گسترده به کشور و یا در نهایت آشتی بین دو کشور. فعالان اجتماعی ایران نگران هر چهار سناریو هستند.

ادامه تهدید جنگ شرایط فعالیت در کشور را مثل این‌روزها بسیار سخت خواهد کرد. تهدید جنگ می‌تواند بهانه‌ای برای رفتارهای غیرقانونی و سخت‌گیری‌های بیشتر شود. اما حمله محدود نظامی به کشور می‌تواند به فروپاشی کامل فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی در ایران بیانجامد. دولتی که در معرض حمله نظامی قرار گرفته اما همچنان اقتدار داخلی خود را حفظ کرده، در شرایط جنگی اجازه هیچ‌گونه نافرمانی و تغییر را نخواهد داد.

حمله نظامی گسترده هم با تجربه کشورهایی مانند سوریه وحشتنا‌ک‌تر از آن چیزی است که از بیرون برای مردم ایران تصویر می‌شود. در نهایت آشتی و مذاکره دولت فعلی آمریکا هم می‌تواند به معامله‌ای ختم شود که توجیه آن با فشار بیشتر در داخل ایران همراه خواهد بود.

همین سناریوهاست که محافظه‌کاران تندروی ایران را مجاب کرده برای ادامه حیات نظم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دلخواهشان، جنگ یا تهدید جنگ بهترین گزینه است چراکه به نظر می‌رسد در صورت ادامه مسیر فعلی کنترل جامعه از دست دولت خارج خواهد شد. با وجود تهدید جنگ یا جنگ محدود، توان کنترل سرکشی‌های جدید اجتماعی در ایران راحت‌تر خواهد بود.

اما جامعه تحول‌خواه ایران با وجود همه دشواری‌هایی که پیش رو داشته به تدریج در حال آزمودن روش‌های جدیدی برای مقابله با قوانین تبعیض‌آمیز و اجبارها و ناامیدیش است. شاید برای اولین‌بار به شکل واقعی یک نافرمانی مدنی و بدون هدایت و رهبری مشخص در حال شکل‌گیری در جامعه ایران است که از دل ناامیدی به فعالان سیاسی و روش‌هایی مانند اصلاحات سیاسی برآمده است.

فشار حداکثری دستگاه قضایی ایران بر فعالان اجتماعی و صنفی، دانشجویان و معلمان نشان از موفقیت این فعالیت‌ها برای همراه‌کردن جامعه دارد. با اینکه نیروهای سیاسی درون ایران تلاش دارند همچنان روش‌های قدیمی مانند شرکت در انتخابات را تنها گزینه‌های تغییر شرایط تصویر کنند، به نظر می‌رسد جامعه ایران زیر فشارداخلی و تهدیدهایی مانند جنگ خود را برای امتحان راه‌های دیگر تغییر آماده می‌کند.