آیا سرکوب اعتراضات اخیر در ایران اثر دارد؟

یکی از مباحث پردامنه در مطالعات جنبش های اجتماعی شیوه مدیریت دولت ها در استفاده از نیروهای سرکوب در واکنش به اعتراضات مردمی است. به عنوان یکی از یافته های اساسی در این زمینه، سرکوب مؤثر مانع از موفقیت چالشگران خواهد بود اما سرکوب هنوز هم می تواند منجر به بروز اعتراض بیشتر شود یا موقعیت دولت و رژیم سیاسی را متزلزل سازد.

پارادوکس سرکوب ـ اعتراض بر دو وضعیت تأکید می‌گذارد: هم واکنش‌های تردیدآمیز در متوقف کردن اعتراض می‌تواند سبب گسترش آن شود و هم تمایل بیش از اندازه به استفاده از ابزارها و نیروهای سرکوب. مارک اروینگ لیچباخ و تد رابرت گر دو پژوهشگر برجسته در زمینه جنبش های اجتماعی در مقاله مشترکی با اشاره به افسانه عامیانه و مشهور "گلدیلاکس و سه خرس" می نویسند: سرکوب مانند فرنیِ گلدیلاکس (Goldilocks's porridge) است؛ تا آن اندازه لازم است که به کاهش مخالفت بینجامد و نه این که آن را تشدید کند.

حق نشر عکس fasrs
Image caption ممکن است جمهوری اسلامی دست به کار سناریوی دیگری شود، اما آیا این اقدامات، علاج واقعی برای در امان ماندن از عوارض رو به افزایش سرکوب ـ اعتراض خواهد بود یا لحظه ای سرنوشت ساز برای فوران موج تازه اعتراض؟

به نظر می رسد فضای بعد از اعتراضات اخیر در ایران موجد انواع شواهد و اطلاعات در دسترس برای به آزمون درآمدن پارادوکس سرکوب ـ اعتراض است؛ آمار قربانیان اعتراضات بر اساس گزارش عفو بین الملل، تصاویر گوشی های موبایل که از ابعاد خشونت نیروهای امنیتی پرده برمی دارند (گرچه گاهی در واکنش به اقدامات تهاجمی معترضین صورت گرفته باشد) و ادامه روند بازداشت ها همگی از ثبت نقطه عطفی در تجربه سرکوب در طول چهل سال حکومت جمهوری اسلامی خبر می دهد که شاید با خاطره سرکوب بهار پراگ یا ناآرامی های میدان تیان آن من در چین قابل مقایسه باشد.

هر جنبش اعتراضی از قدرت تصویرسازی ذهنی در اندازه های مختلفی بهره می گیرد و توانایی یک جنبش به ویژه در به تصویر درآوردن گستردگی خشونت و اقدامات سرکوبگرانه دولت سبب خواهد شد حتی به رغم موفقیت اولیه در خاتمه دادن به وضعیت اعتراض به نیروی انگیزه بخشی برای اعتراضات بعدی شکل دهد. از این نظر، تجربه حرکت های اعتراضی در گذشته از حادثه کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ تا برخوردهای خشونت آمیز با معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ و حتی اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ به رغم میراثی که هر یک در چرخه اعتراضات ایران از خود بر جای گذاشتند، به اندازه اعتراضات اخیر به مرحله انباشت تصویر ذهنی از گستردگی سرکوب نرسیدند. این انباشت با تعمیق بخشیدن به بحران مشروعیت، دیر یا زود ممکن است پتانسیل بی ثباتی و ناآرامی سیاسی را به نقطه برگشت ناپذیری سوق دهد.

کنترل بحران مشروعیت در هر نظام سیاسی به عنوان وضعیتی که فی نفسه موجد رفتارهای بی ثبات کننده و رادیکال است اغلب در شرایطی ممکن خواهد بود که سیاستمداران قادر باشند دست کم نسبت به بهبود پاسخگویی به نیازها و مطالبات کارکردی شهروندان در آینده نه چندان دور اطمینان نسبی بوجود آورند. کارآمدی از این جهت به قول برخی صاحب نظران به عنوان "مشروعیت ثانویه" حکومت عمل می کند. اما در وضع موجود، آثار تحریم ها و مشکلات مالی دولت در کنار اپیدمی فساد بیانگر این واقعیت است که جمهوری اسلامی تا آینده ای نامعلوم قادر نیست با تزریق منابع مالی به اقتصاد بیمار، حداقلی از کارآمدی مورد انتظار را کسب و آن را به مشروعیت ثانویه خود بدل کند، در غیراین صورت بسیار بی معنی است که با سه برابر کردن نرخ بنزین به فوران نارضایتی ها دامن زده می شد.

اما حتی بدون ترتیباتی خاص برای ترسیم آینده ای کارآمدتر که نه به آسانی ممکن و نه باورپذیر است ممکن است جمهوری اسلامی دست به کار سناریوی دیگری شود، اما آیا این اقدامات، علاج واقعی برای در امان ماندن از عوارض رو به افزایش سرکوب ـ اعتراض خواهد بود یا لحظه ای سرنوشت ساز برای فوران موج تازه اعتراض؟

بیشتر بخوانید: