قرآن کتابی زن‌ستیز یا رهایی‌بخش؟

تقریبا محال است که بتوان در باب اسلام بحث کرد و این بحث دیر یا زود به مساله حقوق زن در اسلام نینجامد. معمولا دیدگاه افراد در این باب سیاه‌ و سفید است؛ به گونه‌ای که عده‌ای اسلام را ذاتاً دینی «زن‌ستیز» قلمداد می‌کنند و گروه دوم، اسلام و قرآن را به خودی خود کتابی «رهایی‌بخش» و «طرفدار حقوق زنان» می‌دانند. اما آیا به راستی آیات قرآن ذاتاً «زن‌ستیز» اند و یا اینکه تنها از رهگذر تفسیر قرآن است که زنان در جوامع مسلمان‌نشین مورد تبعیض قرار می‌گیرند؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها می‌توان از این نقطه شروع کرد که پیام هر دینی لاجرم تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان نزول خود بوده است. آنچه که در این بحث‌ها میان دو گروه موافق ومخالف «زن‌ستیز» بودن قرآن و اسلام نادیده گرفته می شود٬ بستر نزول قرآن و وضع عرب در سال‌های ابتدایی ظهور اسلام است.

قرآن زمانی بر محمد در شبه جزیره عربستان نازل شد که قوانین و ساختار حاکم بر آن جامعه سراسر مردسالارانه بود و مردانگی و قوای مردانه به عنوان ارزش‌های برتر جامعه شناخته و ترویج می‌شد. به همین دلیل٬ این بستر مردسالارانه نزول قرآن لاجرم خود را در آیات قرآن و سپس در تفاسیر قرآن منعکس کرد. همچنین مردسالاری حاکم بر جامعه باعث شد که پیام اصلی حاکم بر قرآن تدریجا به فراموشی سپرده شود.

به همین دلیل برای درک پیام و مقصد اصلی قرآن باید بستر نزول آیات را در نظر گرفت وهمچنین پیام قرآن را در کلیت آن بررسی کرد. تفسیر آیه‌به‌آیه بدون در نظر گرفتن روح قرآن و محتوای کلی سوره و نیز بدون در نظر گرفتن زمینه شکل‌گیری آیات می‌تواند منجر به برداشت‌های غلط و تفاسیر تبعیض‌آمیز نسبت به زنان شود.

قرآن در زمان نزول خود پیامی انقلابی برای زنان تحت تبعیض و ظلم به همراه داشت و برخی از سنت‌های مردسالارانه را فورا منسوخ کرد. اما نسخ یکباره و به کلی تمامی قوانین و سنت‌های مردسالارانه می‌توانست دشواری‌های بسیاری برای انتقال پیام اسلام به همراه داشته باشد و مثلا باعث سرپیچی افراد زیادی از «دستورات الهی» شود. به همین دلیل بهترین رویکرد٬ تغییر واصلاحات تدریجی بود به گونه‌ای که تنها برخی از قوانین و آداب مردسالارانه‌ای منسوخ شد نظیر این‌که زنان پیش از اسلام هیچ ارثی نمی‌بردند اما اسلام به آنان حق ارثی متناسب با پذیرش جامعه آن زمان عطا کرد و یا مردان می‌توانستند به شکل غیر محدود همسر اختیار کنند و اسلام این امر را به چهار همسر محدود کرد و یا مردان را به راحتی می‌توانستند زن خود را طلاق دهند ولی اسلام برای طلاق دادن زنان محدودیت‌های مختلفی قرار داد.

بعد از وفات پیامبر اسلام زمینه‌های مردسالارانه خود را دوباره به جامعه تحمیل کرد و تغییرات تدریجی به سود زنان ادامه نیافت و بسیاری از اصلاحات پیشنهاد شده در قرآن یا سیره نبوی یا اجرا نشدند و یا به فراموشی سپرده شدند. این نکته نشان می‌دهد که این در اصل طرز نگاه مردسالارانه است که تفاسیر زن‌ستیز ارایه می‌دهد حال آن که در نظر خداوند فرقی میان زن ومرد نیست. برای مثال تفسیری مردسالارانه می‌تواند لغت «ناس» یا «بشر» را تنها به مردان تفسیر کند در حالیکه تفسیری برابری‌طلبانه آن را به معنای همه انسان‌ها، که شامل زن ومرد هر دو می شود، تفسیر می‌کند.

بیشتر بخوانید:

رفعت حسن، پژوهشگر فمنیست مسلمان، نیز بر این عقیده است که قرآن متنی مساوات‌طلبانه است اما به دلیل غیبت تاریخی زنان در تفسیر قرآن، تفاسیر همه بر طبق نظر و سلیقه مردان بوده و بدین سان زنان را مورد تبعیض قرار داده‌اند. اگر به زنان فرصت مشارکت در تفسیر آیات قرآن داده شده بود آنگاه با تفاسیری سراسر مردسالارانه و یک‌سویه روبرو نبودیم.

رفعت حسن در نوشته خود تحت عنوان «زنان مسلمان و اسلام پس از مردسالاری»، در کتابی با عنوان «پس از مردسالاری: تحولات فمینیستی ادیان جهان»، توضیح می‌دهد که غیبت تاریخی زنان در تفسیر قرآن و جلوگیری از ورود و رشد آنان در این عرصه٬ زمینه را برای تفاسیر مردسالارانه فرآهم کرده است. میزان بالای بیسوادی زنان مسلمان کشورهای مسلمان‌نشین و نادیده گرفته شدن حقوق آنان در جوامع مردسالار باعث شده آنان نتوانند نقش کنشگرانه خود را به عنوان زن مسلمان ایفا کنند و در نتیجه زنان مسلمان، ناآگاه به حقوق خود باقی مانده‌اند. به همین دلیل برای مبارزه با این موضوع نه تنها لازم است که به زنان فرصت برابر در اشتغال و حقوق اجتماعی و سیاسی داده شود بلکه ضروری است که آنان تحصیل کنند تا بتوانند برداشت‌های غلط مربوط به زنان را تشخیص دهند٬ وظایف خود را شناسایی کنند٬ از دیدگاه مساوی خداوند نسبت به زنان در قرآن آگاه شوند٬ و وارد عرصه تفسیر قرآن شوند تا از ورود و گسترش بیشتر تفاسیر مردسالارانه جلوگیری کنند.

حق نشر عکس AFP

نقش هرمنوتیک در تفسیر آیات قرآن

همان‌طور که بالا ذکر کردیم ادیان مختلف همواره متاثر از بستر تاریخی و فرهنگی زمان ظهور خود بوده‌اند گرچه بر این بستر تاثیر هم نهاده‌اند. در نتیجه آیات قرآن در بستر زمانی٬ تاریخی و فرهنگی خود به خوبی جای می گرفتند ولی دست‌کم بخشی از این آیات با زمانه کنونی سازگار نیستند. بنابراین اگر بخواهیم آیات قرآنی را، که از زمان و فرهنگی متفاوت می‌آیند، در زمان کنونی بی هیچ کم و کاستی تطابق دهیم٬ آنگاه در نگاه اول شاید آسان به نظر برسد که نتیجه بگیریم اسلام دینی «عقب‌مانده» و «زن ستیز» است. برای پرهیز از این داوری زمان‌پریشانه، اهمیت علم تاویل یا هرمنوتیک بیش از پیش آشکار می‌شود.

هرمنوتیک قرآن بر تفسیر قرآن با در نظر گرفتن بستر وحی تاکید دارد. برای مثال امینه ودود در کتاب خود «زن وقرآن» به معنی و زمینه برخی آیات بحث‌برانگیز قرآنی راجع به شاهد گرفتن٬ سرپرستی کودکان و چندهمسری می‌پردازد.

برای مثال به آیه سوم سوره نساء بنگرید:

«اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيم‌ناك هسیتيد هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو، سه یا یا چهار تا به زنى گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان] مالك شده‏ ايد [اكتفا كنيد] اين [خوددارى] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيال‏وار گرديد]»

این آیه، که در مورد چندهمسری است، می‌تواند به راحتی بد تفسیر شود، به گونه‌ای که چند همسری را مجاز شمرد. اما این آیه زمانی نازل شد که زنان به مردان برای تأمین مالی ورفع احتیاجات مادی احتیاج داشتند و از هیچ‌گونه استقلال مالی برخوردار نبودند. هم چنین تاکید این آیه بر نحوه رفتار با ایتام است و نه چندهمسری. کلمه «عادل» نیز تنها به عادل بودن در مسایل مالی اشاره ندارد بلکه بر عادل بودن در اختصاص زمان٬ محبت٬ اخلاق و روحانیات نیز اشاره دارد. به همین دلیل امکان‌پذیر نیست که مردی چندهمسر داشته باشد و با همه آن‌ها نیز عادل باشد. در نتیجه می‌توان این‌گونه نتیجه‌ گرفت که این آیه تک‌همسری را به عنوان یگانه شکل پذیرفته شده ازدواج پیشنهاد می‌کند و چندهمسری را نه وضعیت مطلوب که وضعیت اضطراری می‌داند.

مثال دیگری از آیات قرآنی که اهمیت نقش هرمنوتیک را نشان می‌دهد٬ راجع به «پستی ذاتی» زنان نسبت به مردان تنها به دلیل ویژگی‌های جسمانی و زیست شناختی آنان است. امینه ودود توضیح می‌دهد که قدرت زایش زنان موجب این کژبرداشتی شده است که تنها وظیفه زنان فرزندآوری است در حالیکه قرآن هیچ گونه برتری ذاتی‌ای برای مردان نسبت به زنان قایل نمی‌شود و وظایف اولیه زنان ومردان را براساس زیست‌شناسی آنان تعیین نمی‌کند.

گرچه فرزندآوری یکی از تفاوت‌های زن ومرد است اما از دیدگاه قرآن وظیفه اصلی زن نیست. قرآن هم‌چنین برای فرزندآوری و فرزند پروری ارزش قایل است و رویکردی همدلانه نسبت به زنان دارد چرا که بارداری و زایمان کاری بسیار سخت است. قرآن مردان را به احترام به زنان دعوت می‌کند و از آنان می‌خواهد که در زمان بارداری زنان مسایل مالی آنان را تأمین کنند.

حاصل کلام این‌که در تفسیر قرآن ضروری است که شرایط اجتماعی و فرهنگی شکل‌گیری آیات قرآن در نظر گرفته شود و نیز هدف غایی قرآن، که پیامی جهت برابری و هم‌دلی توحیدی در زمانه خود بوده است، پیش چشم باشد تا بتوان از تفسیر یک‌جانبه و مردسالارانه قرآن پرهیز کرد.

پیام قرآنی از شرایط و سنت‌های اطراف خود متاثر و البته بر آن تاثیر گذار بوده است. قرآن در زمانه خود پیامی انقلابی به دنبال آورد وحقوق بسیاری به زنان بخشید. اما اگر بخواهیم آیات قرآن را بدون در نظر گرفتن شرایط حال بشر و وضعیت زنان در سراسر دنیا تفسیر و یا قضاوت کنیم٬ نتیجه‌ای جز تفسیر مردسالارانه و زن ستیز و قضاوتی سیاه وسفید نخواهد داشت.

موضوعات مرتبط