اعتراضات ایران، از درون حاکمیت صدای واحدی به گوش نمی‌رسد

ایران

پس از سرکوب شدید اعتراضات آبان ماه، پروپاگاندای حاکمیت که با بهت و عصبانیت مردم مواجه بود، تلاش وسیعی را برای توجیه افکار عمومی و اتفاقات شکل گرفته آغاز کرد. با وصل شدن مجدد اینترنت و ارتباط مردم داخل و خارج، فیلمها و تصویر یکی یکی به رسانه های خبری می رسید. فاجعه بزرگتر از آن بود که بتوان آن را انکار کرد. به همین دلیل اتاق فکر رسانه ای حاکمیت با همان روشهای گذشته در صدد توجیه و اقناع افکار عمومی برآمد که دیگر جوابگو نبود.

Image caption آبان ۹۸ پیامدهایش به نظر عمیق تر از آن است که سران حکومت تصور می کردند. سیاست مداران وابسته به هسته سخت قدرت، هر یک با مصاحبه های گوناگون و متفاوت سعی در توجیه سرکوبی بی سابقه آبان ماه دارند.

استفاده از مصاحبه های طراحی شده، انتساب اعتراضات به گروههای نامحبوب خارج از کشور، شهید سازی از سرکوبگران و طبیعی جلوه دادن شرایط عمومی کشور، ابداع روش جدیدی برای کشته شدگان اعتراضات به اسم "کشته سازی "روشهایی است که تاکنون به کار گرفته شدند. همچنین به نظر می رسد مصاحبه های پخش شده از صداوسیما با همان سبک و سیاق گذشته ساخته شده بود. روشی که دیگر تاثیر لازم برای اقناع افکارعمومی را ندارد. این روشها تداعی کننده همان مسیری است که حاکمیت پس از اعتراضات ۸۸ از آن استفاده کرد. روشهایی نخ نما که طی سال ها پس از آن اعتراضات مسالمت آمیز و پاسخ خشونت بار حکومت، به نظر می رسد دیگر بردی در میان افکار عمومی ندارد.

اما آبان ۹۸ پیامدهایش به نظر عمیق تر از آن است که سران حکومت تصور می کردند. سیاست مداران وابسته به هسته سخت قدرت، هر یک با مصاحبه های گوناگون و متفاوت سعی در توجیه سرکوبی بی سابقه آبان ماه دارند. رقم تعداد کشته شده ها به حدود ۴۰۰ نفر می رسد و با دسترسی به اطلاعات بیشتر، هر روز نیز در حال افزایش است و در آخرین آن ها رویترز خبر از مرگ ۱۵۰۰ نفر می دهد. آمار بازداشت شده ها نیز حدود ده هزار نفر برآورد می شود. این رقم طی چهل سال گذشته بی سابقه بوده است. این تعداد خانواده به سوگ نشسته، باعث ریزشی وسیع در میان بدنه حامیان حاکمیت شده است. بدنه ای که اتفاقا از قشر فرودست جامعه است و برایش قابل پذیرش نیست که افرادی مانند خود آنها، تنها به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین این طور در خون غلت زده اند.

بنابراین حاکمیت تمام تلاش خود را برای حفظ باقی مانده بدنه حامی خود آغاز کرده است. آنها نیک می دانند که دیگر توان جذب حمایت همه مردم را ندارند. اما شرایط آن طور که حاکمیت دوست دارد، پیش نمی رود. روزی نیست که در فضای مجازی یک پیام بیانیه وار در عدم حمایت یکی از افراد سابق حکومت را نخوانیم. در این میان فشار افکار عمومی به حدی است که حتی برخی از اصلاح طلبان، علیرغم ثبت نام در انتخابات، از بیان آن بیم دارند. در حال حاضر هر گونه همکاری با ساختار سیاسی حاکم توسط افکار عمومی اگر مشارکت در سرکوب نامیده نشود حداقل ساده انگاری در تحلیل شرایط موجود برآورد می شود.

اما توجیهات وابستگان به هسته سخت حاکمیت به شکل عجیبی آشفته است. صدای واحدی از درون آن ها به گوش نمی رسد. محمود صادقی نماینده تهران در مجلس در مصاحبه ای که سایت امتداد آن را منتشر کرده گفت: "یکی از نمایندگان شهرستان‌ها اعلام کرد که دو نفر در حوزه انتخابیه من(محدوده کرج و شهرقدس) با اصابت گلوله به مغزشان جان باخته‌اند و از رحمانی فضلی سوال کرد که آیا امکان تیراندازی، دست کم به پا یا کمر به پایین وجود نداشته که چنین شلیک‌هایی انجام شده است؟ وزیر کشور هم در پاسخ عنوان کرد که خب! شلیک به پا هم انجام شده بوده است." خونسردی وزیر کشور در بیان این موضوع باعث شگفتی نمایندگان شده است.

حق نشر عکس ugc
Image caption محمد جواد لاریجانی در اظهار نظری ۸۵ درصد کشته ها را عضو نیرو‌های امنیتی و مدافعان منازل دانست و ۱۵ درصد دیگر را تروریست نامید. اگرچه بیان این درصدهای دقیق جای این سوال را باقی می گذارد که چطور وقتی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، اینقدر دقیق از درصدها اطلاع دارد، علی ربیعی سخنگوی دولت از آمار کشته ها بی اطلاع است

در دیداری دیگر علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی که پیشتر عنوان "شهید" را برای برخی از کشته های آبان ماه از رهبر جمهوری اسلامی درخواست کرده بود، به دیدار خانواده یکی از کشته شدگان رفت. موضوع جالب در این دیدار، همراهی لیلا واثقی، فرماندار شهر قدس با او بود. خانم واثقی کسی بود که فیلم منتشر شده از او نشان میدهد که با افتخار دستور شلیک مستقیم به مردم را داده است. فیلمی که موجی از عصبانیت در میان افکار عمومی را به همراه داشت.

درادامه اینگونه سخنان محمد جواد لاریجانی در اظهار نظری ۸۵ درصد کشته ها را عضو نیرو‌های امنیتی و مدافعان منازل دانست و ۱۵ درصد دیگر را تروریست نامید. اگرچه بیان این درصدهای دقیق جای این سوال را باقی می گذارد که چطور وقتی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، اینقدر دقیق از درصدها اطلاع دارد، علی ربیعی سخنگوی دولت از آمار کشته ها بی اطلاع است. این قبیل اظهار نظر ها را در کنار تحلیلهایی که طی روزهای گذشته در روزنامه های وابسته به هسته سخت قدرت مانند کیهان و جوان منتشره شده، بگذارید. می بینید هر کدام با سردرگمی از پاسخ دهی شفاف طفره می روند.

بیشتر بخوانید:

چیزی که نهایتا در گفتمان شکل گرفته پس از اعتراضات آبان مشهود است، تکثر نظرات توجیهی است. شکاف عظیم شکل گرفته در درون حاکمیت به وضوح مشهود است. سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ به قدری بر مردم تاثیر گذار بود که دیگر نمی توان با همان روش پیش از آن به مدیریت افکار عمومی ادامه داد.

به نظر می رسد تا زمانی که سیاستمداران در صدد توجیه رفتار خود هستند و تلاشی جدی برای محکومیت و اعاده حق افراد کشته شده نکنند، خشم و نفرت عمومی افزایش خواهد یافت. هر روز که می گذرد و حقوق افراد مظلوم استیفا نمی شود، بر نفرت از حکومت و افراد همراه آن افزوده می شود. فرار از نفرت ملت ایران یا باقی ماندن بر سفره انقلاب اسلامی ولو به قیمتی گزاف، انتخابی است که این روزها پیش روی دست اندرکاران جمهوری اسلامی قرار دارد. این عدم اتحاد در تحلیل از کشتار آبان، نمایانگر آغاز یک تغییر جدی است. تغییر و ترکی که به نظر می رسد به دور از چشم افکار عمومی در حال رخ دادن در درون ساختار جمهوری اسلامی است.