سپاه قدس در عراق و سوریه چه می‌کند؟

ناظران

نقش قاسم سلیمانی در ایران و منطقه از تنوع و سابقه درازی برخوردار است تا آن جا که این موضوع به امری اختلاف برانگیز بین طرفداران و مخالفانش تبدیل شده است. از یک سو گروهی او را قهرمان جنگ علیه داعش و نماد مبارزه علیه تروریسم می‌بینند و از سوی دیگر گروهی او را از زمینه سازان و عاملان ایجاد تروریسم در منطقه می‌شمرند. علی معموری، تحلیلگر امور عراق یادداشتی درباره این موضوع برای صفحه ناظران نوشته است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption گروههای شبه نظامی با پشتیبانی سپاه قدس زیر نظر قاسم سلیمانی به شکل سریع و قارچ گونه رشد کردند و به چالشی جدی برای استقرار دولت باثبات در عراق تبدیل شدند.

سپاه قدس در عراق

سپاه قدس در شرایط بسیار دشوار عراق٬ به یاری طیفهای مختلف مردم عراق از کرد و شیعه و سنی شتافت و مانع پیشرفت داعش به سمت کردستان عراق و مناطق جنوب عراق و پایتخت آن گشت. از این رو٬ فرای اختلافات سیاسی جاری در عراق و وجود نگرشهای مخالف سیاستهای ایران در عراق٬ قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس از مقبولیت و احترام برخوردار بود. پیام تسلیت همه گروهها در عراق اعم از شیعه و سنی و کرد به مناسبت درگذشت وی و حضور قابل توجه در تشییع جنازه وی و حضور برخی مراجع و روحانیان بلندپایه نجف و کربلا در مراسم بزرگداشت وی و ابو مهدی مهندس از این رو قابل تفسیر و فهم است.

اما فعالیت قاسم سلیمانی در عراق سابقه ای بسیار طولانیتر از حضور داعش در این کشور دارد. وی از آغاز حضور آمریکاییها در این کشور برای ساقط کردن رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ به تأسیس و پشتیبانی گروهکهای شبه نظامی مسلح در هر دو جامعه شیعی و سنی پرداخته و آنها را برای انجام عملیات خرابکارانه علیه نیروهای آمریکایی پرورش و تجهیز میکرد. این عملیات غالبا همراه با تلفات وسیعی در بین نیروهای امنیتی عراقی همراه آنها و در بسیاری موارد شهروندان عادی میشد.

این گروهها با پشتیبانی سپاه قدس زیر نظر قاسم سلیمانی به شکل سریع و قارچ گونه رشد کردند و به چالشی جدی برای استقرار دولت باثبات در عراق تبدیل شدند.

با پیداش داعش در عراق٬ این گروهها توسعه بیشتر یافته و به حدود ۷۰ گروه رسیدند. قاسم سلیمانی از طریق نفوذش بر نخست وزیر وقت نوری مالکی به سازماندهی و تنظیم این گروهها در قالب سازمان حشد شعبی پرداخته و به آن چتر قانونی بخشید. این امر بر خلاف دیدگاه آیت الله سیستانی در فتوای جهاد علیه داعش بود که از مردم عراق از همه قومیتها و ادیان و مذاهب خواسته بود به نیروهای رسمی امنیتی دولت پیوسته و در برابر گسترش داعش مقاومت کرده و آنها را از عراق بیرون برانند.

گروههای مختلفی از حشد شعبی با دستور سپاه قدس در بیرون از مرز عراق نیز فعالیت کرده و در سوریه جنگیدند. هنوز برخی از آنها از جمله کتائب حزب الله در سوریه حضور دارند.

در واقع٬ سپاه قدس و قاسم سلیمانی میتوانست به جای ایجاد شبکه ای از شبه نظامیان عقیدتی و وابسته به ایران٬ نیروهای امنیتی رسمی عراق از جمله ارتش و پلیس فدرال را تقویت و سازماندهی کرده و عملا نقشی مثبت و سازنده در ساخت و تقویت ساختار دولت در عراق داشته باشد. فعالیتهای نظامی سپاه قدس در عراق بیش از آن که با هدف حمایت عراق و تقویت این کشور باشد٬ با هدف تقویت نفوذ عقیدتی ایران و ضمانت هیمنه سیاسی آن بر عراق صورت گرفته است.

اسناد و مدارک منتشر شده توسط نیویورک تایمز در ماه نوامبر گذشته حاکی از آن است که از زمان آغاز جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، سیاست سپاه قدس در عراق در مسیر تقویت سیاسی و نظامی شیعیان در برابر دیگر عناصر قومی و دینی عراق و در مقابل٬ تضعیف جامعه سنی و حضور سیاسی آن در دولت بوده است. این عمل به گسترش فرقه گرایی در عراق و ایجاد تنش بین عناصر قومی و دینی آن و راندن سنیان به سمت گروههای تندرو مثل داعش که ادعای حمایت از اهل سنت در برابر هیمنه ایرانیان شیعه را داشتند انجامید.

در بخشی از اسناد نیویورک تایمز آمده است که "ژنرال سلیمانی بیش از هر کس دیگری شیوه های پیچیده و تاریک جاسوسی و اقدامات پنهانی نظامی را به کار گرفت تا هیمنه قدرت شیعی همچنان پا برجا بماند".

از باب مثال٬ این اسناد به حوادث متعددی از جمله نقش شبه نظامیان شیعی مورد حمایت سپاه قدس در قتل عام تعداد وسیعی از کشاورزان سنی در منطقه جرف الصخر در جنوب غربی بغداد اشاره میکند. در قتل عام تعداد وسیعی از کشاورزان سنی در منطقه جرف الصخر در جنوب غربی بغداد اشاره میکند.

بیشتر بخوانید:

تجربه مذکور در موارد متکرر دیگری در استان صلاح الدین و انبار تکرار شده است. گاه یک روستا یا شهرک کامل از همه ساکنانش خالی گشته و به تعبیر اسناد مذکور به "شهر اشباح" تبدیل شده است. در این عملیاتها٬ تعداد وسیعی از مردان غیر نظامی کشته یا دستگیر شده و خانواده ها اعم زنان و کودکان به کمپ های مخصوص منتقل شده اند.

جالب توجه آن که در بخشی از این اسناد٬ گزارشهای اعتراض آمیز وزارت اطلاعات ایران نسبت به عملکرد سپاه قدس و قاسم سلیمانی در عراق و آثار مخرب آن آمده است. این امر نشانگر این واقعیت است که سیاستهای سپاه قدس در ایران نیز منتقدان جدی داشته و آثار ویرانگر آن مورد توجه سیاستگزاران حوزه اطلاعات و سیاست خارجه بوده است. اما این اعتراضات و دیدگاهها به جهت نفوذ بی رقیب قاسم سلیمانی در مدیریت سیاستهای ایران در حوزه عراق٬ گوش شنوایی نداشته است.

قابل ذکر است که سیاست خارجی ایران در عراق از سال ۲۰۰۳ تا کنون تقریبا به شکل مطلق در اختیار سپاه قدس بوده و ساختار دولت و وزارت امور خارجه به طور خاص٬ نقش قابل توجهی در آن نداشته است. از این رو٬ همه سفیران جمهوری اسلامی در بغداد توسط سپاه قدس تعیین شده و سابقه عالیرتبه نظامی در سپاه پاسداران دارند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption رژیم سوریه از آغاز شروع اعتراضات٬ به سرکوبی شدید و خشونت آمیز آن پرداخت. این رژیم از همان آغاز حمایت تمام عیار و همه جانبه جمهوری اسلامی ایران را از طریق سپاه قدس داشت

سپاه قدس در سوریه

فعالیت سپاه قدس و نیروهای وابسته به آن در سوریه از آغاز ظهور اعتراضات مردمی در این کشور علیه رژیم بشار اسد در ژانویه ۲۰۱۱ آغاز گشت. این اعتراضات در آغاز هویتی مسالمت آمیز داشته و نشانه های تندروی دینی و تروریسم در آنها دیده نمیشد. گروههای تندرو در واقع در اثر سیاستهای سرکوبگرانه حکومت اسد و در دوره های بعد شکل گرفتند. گروه نصرت که شاخه القاعده است از نخستین گروههای تروریستی در سوریه است که در ژانویه ۲۰۱۲ شکل گرفت. داعش بعدتر از آن در آوریل ۲۰۱۳ تشکیل شد.

حکومت سوریه از آغاز شروع اعتراضات٬ به سرکوبی شدید و خشونت آمیز آن پرداخت. این رژیم در این راستا به تأسیس گروه نظامی ویژه ای با عنوان "شبیحه" پرداخت که نوعی سازماندهی نیروهای وفادار به رژیم در قالبی خارج از ارتش و نیروهای امنیتی رسمی بود. این رژیم از همان آغاز حمایت تمام عیار و همه جانبه جمهوری اسلامی ایران را از طریق سپاه قدس داشت. کمی بعد از شروع اعتراضات٬ نیروهای شیعی وفادار به ایران از جمله حزب الله لبنان و شبه نظامیان شیعی عراق و سپس گروههای تازه تاسیس شده افغانستانی و پاکستانی با عنوان مدافعان حرم با نظر قاسم سلیمانی به سوریه پا گذاشتند.

این بسیج وسیع بر محور تشیع سیاسی به گسترش بیشتر فرقه گرایی در سوریه که اکثریت سنی دارد منتهی شد و زمینه گسترش و تقویت بیشتر گروههای تروریستهایی چون داعش و نصرت را فراهم آورد.

در مقابل دستگاه سیاسی و امنیتی سپاه قدس تحت نظارت قاسم سلیمانی هیچ تلاش قابل توجهی در اصلاح ساختار سیاسی سوریه و ایجاد آشتی ملی و پیشگیری از بکارگیری خشونت علیه معترضان غیر نظامی بکار نبرد.

به عبارت دیگر٬ تلاش قاسم سلیمانی در مبارزه با داعش و امثال آن در سوریه مهم است٬ اما در عین حال کوتاهی وی در پیشگیری از ایجاد این گروهها و سکوت وی در برابر خشونتهای غیر قابل قبول رژیم بشار در برابر معترضان و نادیده گرفتن اصلاحات سیاسی در رژیم دیکتاتوری سوریه٬ قابل نقد است.

نگاه تحلیلی پیشگفته نشان از این واقعیت دارد که نگاه قهرمانانه جاری در ایران نسبت به قاسم سلیمانی٬ یکجانبه بوده و ابعاد دیگر این شخصیت را در نظر نمیگیرد. این نگاه تا اندازه زیادی ناشی از احساسات ملیگرایانه ایرانی است و این که وی توانست نفوذی امنیتی و سیاسی از طریق شبه نظامیان شیعی برای ایران بسازد. این نگاه نه از جهت اخلاقی روا است و نه از جهت مصالح درازمدت سیاسی به نفع جمهوری اسلامی ایران است.

در واقع٬ پیدایش و گسترش جریان ضد ایرانی در منطقه معروف به هلال شیعی از نتایج سیاست سپاه قدس در منطقه است.