سقوط هواپیمای اوکراینی و لغو تورهای گردشگری به ایران

ایران

سقوط هواپیمای اوکراینی توسط موشک های سپاه پاسداران و کشته شدن همه مسافران آن انعکاس گسترده ای در ایران و جهان داشت. ناصر کرمی، مدیر سابق دفتر تحقیقات، برنامه ریزی و آموزش سازمان ایرانگردی و جهانگردی درباره آثار زیانبار این رخداد بر صنعت گردشگری ایران نوشته است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ز پس چند سال رونق و رشد شاید بتوان این هفته ها را کابوس تورگردانان و هتلداران ایران نامید. مسئله فقط سرنگونی هواپیما نیست، نکته اصلی پدیده زیانباری در صنعت گردشگری است به نام "بازگشت مقصد به تیتر اخبار حوادث"

قاعدتا دور از انتظار نیست که به خاطر وقوع یک حادثه خونبار طبیعی یا انسانی گردشگران برنامه سفر به یک مقصد را لغو کنند. به خصوص آنکه این حادثه مستقیما به حوزه گردشگری مرتبط باشد: حمله موشکی به یک هواپیمای مسافری توسط نیروی خودی، آن هم بر فراز یک منطقه مسکونی.

با این همه به نظر می رسد که همگان از لغو تورهای ورودی به ایران در روزهای اخیر غافلگیر شده اند. برای دست اندرکاران حوزه گردشگری در ایران البته جز لغو تورها همین هفته انتشار اخبار ضد و نقیض درباره وضع مالیات بر خروج از کشور موضوع دیگری بوده که غافلگیری و نگرانی را مضاعف کرده است.

بنا به دلایلی که در پی می آید از پس چند سال رونق و رشد شاید بتوان این هفته ها را کابوس تورگردانان و هتلداران ایران نامید. مسئله فقط سرنگونی هواپیما نیست، نکته اصلی پدیده زیانباری در صنعت گردشگری است به نام "بازگشت مقصد به تیتر اخبار حوادث". آنچه که تداوم آن می تواند حتی پاریس و فلورانس و بانکوک و ریودوژانیرو را هم از رونق بیندازد، چه برسد به مقاصد گردشگری در ایران که تازه چند سالی بود از پس جنگ و هیجانات انقلابی نفس تازه می کردند.

حق نشر عکس Borna
Image caption با متوسط هفتاد درصد اشغال مراکز اقامتی، آن هم بدون بار و بیکینی و ساحل مختلط، کیش قطعا یکی از موفق ترین مقاصد توریسم ساحلی در جهان به شمار می آید. حتی موفق تر از بسیاری رقبا و همگنانش در کارائیب و مدیترانه

رونق مستعجل و استثنای کیش

برای ارائه تصویری دقیق تر از وضعیت خطیر سرمایه گذاری های ایرانگردی شاید مرور کوتاهی بر تاریخچه این صنعت پس از انقلاب اسلامی لازم باشد. از نیمه دهه هفتاد بحث توریسم در جمهوری اسلامی جدی تر شد. البته نهاد متولی توسعه توریسم در ایران یعنی سازمان ایرانگردی و جهانگردی هرگز تعطیل نبوده و روی کاغذ حتی در دوره جنگ ایران و عراق دایر بوده است.

اما واقعیت این است که نزدیک به دو دهه طول کشید تا دولتمردان جمهوری اسلامی مجاب بشوند در مملکت اسلامی هم می شود توریست بیاید. در پی همین تغییر دیدگاه بود که سال ۷۸ مقدمات تدوین برنامه ملی توسعه گردشگری ایران فراهم شد و متعاقبا در دهه هشتاد با ادغام معاونت ایرانگردی و جهانگردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با دو سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در زیر مجموعه نهاد ریاست جمهوری تشکیل شد.

این به معنای برکشیدن مدیریت گردشگری به سطح معاونت ریاست جمهوری بود و هم به این خاطر از دهه هشتاد متولی این حوزه غالبا دولتمردانی بودند خیلی نزدیک به رئیس جمهوری. از حسین مرعشی در دولت محمد خاتمی گرفته تا اسفندیار مشایی در دولت محمود احمدی نژاد و علی اصغر مونسان در دولت حسن روحانی. تبلیغات و هیاهوی زیادی هم در دو دهه گذشته پیرامون این سازمان وجود داشته و عمدتا هم با این محور که قرار است بالاخره در مسیر یکی از برنامه های توسعه آتی درآمد گردشگری از نفت پیش بیفتد و ایران را از ورطه اقتصاد تک محصولی برهاند.

اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود حوزه گردشگری یکی از پرسروصداترین بخش های اقتصاد ایران بوده است. حاصل آن همه تبلیغات و هیاهو مثبت بوده است یا منفی؟ در نگاه اول بین حال و هوای عمومی مسلط بر شیوه حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران و صنعت توریسم تعارض ماهوی دیده می شود. حکومتی که اساسا بنیاد آن بر ستیز با امور دنیوی و گریز از لذت و خوشباشی است.

بیشتر بخوانید:

با این وجود بر خلاف تصور در کارنامه متولیان گردشگری نکات مثبت و قابل تامل هم دیده می شود. آموزش هزاران تورلیدر تخصصی، راه اندازی چندین هزار تورگردان بخش خصوصی و افزایش مراکز اقامتی می تواند از جمله نمایه های رشد گردشگری در ایران تلقی شود. این رشد دو نقطه درخشان و غیر قابل انکار دارد: جزیره کیش و طبیعت گردی.

با متوسط هفتاد درصد اشغال مراکز اقامتی، آن هم بدون بار و بیکینی و ساحل مختلط، کیش قطعا یکی از موفق ترین مقاصد توریسم ساحلی در جهان به شمار می آید. حتی موفق تر از بسیاری رقبا و همگنانش در کارائیب و مدیترانه. چنین رشدی در کیش انبوهی دلایل فرامتنی دارد اما به هر حال قابل انکار نیست که این جزیره یک مقصد گردشگری موفق و پر رونق است.

حوزه طبیعت گردی نیز در بیست سال گذشت رشد قابل توجهی داشته است. دست کم دو هزار تورگردان در این حوزه فعالیت می کنند. بسیاری از آنها بر تخصصی ترین بخش های این حوزه متمرکزند. مثل بیابانگردی، پرنده نگری، رفتینگ (قایق رانی در رودخانه وحشی) و گلگشت (هایکینگ). شمار اکوکمپ ها و اقامتگاه های روستایی نیز رشد قابل توجهی داشته است. هم اکنون بیش از صد اکوکمپ بیابانگردی فقط در منطقه دوردستی مثل خوروبیابانک فعال هستند که اغلب هم درصد اشغال و درآمد قابل توجهی دارند.

تلاش مردم برای توسعه کسب و کار در حوزه ایرانگردی می تواند خود یک پدیده جذاب سیاسی و جامعه شناختی باشد. مردمی که در دشوارترین شرایط می کوشند راهی برای معیشت و بقا پیدا کنند. البته رشد طبیعت گردی هم عمدتا متکی به دلایل فرامتنی بوده است. مثلا اینکه حضور در یک تور طبیعت گردی به جوانان فرصت خوشباشی در کنار یکدیگر می دهد، تا حدودی دور از چشم نهادهای سخت گیر نظارتی و انتظامی. اگر چه حکومت تا جایی که می توانسته تلاش کرده این تورها را هم کنترل کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption در خاورمیانه ای که در تب و تاب جنگ و تروریسم می سوزد چندان خبری از دبی، یکی از شهرهای صدرنشین در فهرست مقاصد گردشگری جذاب جهان شنیده نمی شود

بازگشت ایران به صدر اخبار منفی

لغو تورهای ورودی و وضع مالیات و افزایش عوارض خروج از کشور از آن جهت مهمند که اتفاقا بخش پرسودتر صنعت ایرانگردی را هدف قرار می دهند: تورهای ورودی آن بخشی از صنعت توریسم هستند که با ارزآوری به نسبت دیگر بخش های اقتصاد بیلان این حوزه را مثبت می کنند. کاهش تورهای ورودی عملا توریسم را به یک حوزه اقتصادی با بیلان منفی تبدیل می کند چون فقط باعث خروج ارز و کاهش درآمد ملی می شود.

افزایش احتمالی مالیات و عوارض خروجی نیز اگر چه به تنهایی نمی تواند عامل کاهش سفرهای خروجی باشد اما در ترکیب با مولفه های دیگری مثل کاهش درآمدهای مردم متعاقب تحولات اقتصادی اخیر و تضعیف پول ملی می تواند شوک دیگری به تورگردانان متمرکز بر تورهای خروجی وارد کند. بعد از هتلداری تورهای خروجی پردرآمدترین بخش صنعت ایرانگردی است و تضعیف آن می تواند هزاران فرصت شغلی را تعطیل کند.

با این همه مشکل اصلی ایرانگردی همچنانکه در ابتدا گفته شد بازگشت ایران به صدر اخبار است. ایران از آبان گذشته یکی از داغ ترین سوژه های خبری جهان بوده است. فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافری اوکراین در تهران، با آن تفاصیل تکان دهنده، این خبر داغ را همچنان در صدر نگه داشته است. لغو تورهای ورودی یکی از نشانه های صدرنشینی ایران در اخبار رسانه ها است.

خبرسازی نسبت معکوس دارد با تصور عمومی از امنیت یک مقصد. شما همیشه در اخبار نام کره شمالی و ونزوئلا و عراق و سوریه را می شنوید پس طبیعتا در انتخاب این کشورها به عنوان مقصد گردشگری احتیاط می کنید. برعکس به ندرت در اخبار نامی از محبوب ترین مقاصد گردشگری جهان هست. در خاورمیانه ای که در تب و تاب جنگ و تروریسم می سوزد چندان خبری از دبی، یکی از شهرهای صدرنشین در فهرست مقاصد گردشگری جذاب جهان شنیده نمی شود.

برای توسعه گردشگری مهمتر از احداث هتل و فرودگاه و تفریحگاه، ایجاد یک ذهنیت مثبت عمومی نسبت به مقصد است. اینکه جهانگردان بالقوه اولا کنجکاو و راغب بشوند به دیدار از مقصد و دوم اینکه تصور کنند مقصد مورد نظر جایی ایمن و آرام است. در نیمه دهه هشتاد تصور می شد ایران زمینه نزدیک شدن به جامعه جهانی را دارد. به همین خاطر عجیب نبود که در مقطعی حتی شرکت های زنجیره ای بزرگ هتلسازی مثل شرایتون و هیلتون که در ماههای اول انقلاب اسلامی هتل هایشان در تهران مصادره شده بود دوباره راغب شده بودند به هتلداری در ایران.

اما به نظر می رسد هسته جمهوری اسلامی در اواخر دهه نود خیلی غلیظتر و سخت تر از دهه های هشتاد و هفتاد شده است. ماجراهای تشییع قاسم سلیمانی احتمالا دهه شصتی ترین تصاویری بوده که در بیست سال گذشته از ایران دیده شده است. این تصاویر آمیخته اند با فیلم هایی از تک تیراندازهایی در بام ساختمانها که مردم معترض را در شهرهای مختلف هدف قرار می دهند و هواپییمایی که توسط موشک های سپاه سقوط کرده است. و این به صورت اجتناب ناپذیر می تواند به بی اعتنایی به ساحت عمومی تعبیر شود. و صنعت توریسم اساسا وابسته به این است که دیگران و در ساحت عمومی در باره شما چطور فکر می کنند

در روانشناسی توریسم گفته می شود شما باید تصور کنید با خجالتی ترین آدم های جهان روبرو هستند. واقعیت این است که این آدم خجالتی می تواند خیلی سخت دعوت یک مقصد تازه را برای سفر بپذیرد و البته به راحتی هم می تواند از دیدار آن منصرف شود.