کرونا، ایدز و حقوق بشر

  • جعفر بهکیش
  • نویسنده در زمینه محیط زیست، حقوق بشر و دادخواهی
ناظران می‌گویند

امروز یک بیماری واگیردار دیگر موضوع نگرانی و بحث روز مردم و رسانه‌های داخلی و خارجی شده است. همزمان این نگرانی افزایش یافته است که آیا مسئولان اطلاعات لازم را در اختیار شهروندان و حتی دیوان‌سالارانی که موظف هستند طرح‌های مقابله با بحران را تهیه کنند قرار می‌دهند؟ آیا دیوان‌سالاری موجود از آنچنان کفایت و حس مسئولیتی برخوردار است که بتواند طرح‌های موثر را تهیه نماید یا در مقابل فشارهای حکومتی کوتاه خواهد آمد؟ آیا شهروندان اعتماد و آمادگی لازم برای پیگیری دستور‌العمل‌های صادر شده توسط مسئولان دولتی را دارند؟

در کشورهایی که جامعه مدنی قدرتمند و دیوان سالاری کارآمدی وجود دارد، برای حکومت‌ها دشوارتر است که بدون دردسر آزادی اطلاعات را محدود و یا سیاست‌های غیر تخصصی را اعمال کنند. اما در کشورهای با حکومت‌های استبدادی و به ویژه تمامیت خواه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، اطلاعات بنا بر مصالح حکومتی که پاسخگو نیست توزیع و در اختیار "امت" و حتی متخصصان قرار داده می‌شود و سیاست‌های مقابله با بحران تنها به عنوان دستوری از بالا صادر و مردم و جامعه مدنی از مشارکت فعال در آنها منع می‌شوند. این حکومت‌ها آگاهی و مشارکت را که حق همه شهروندان است به شکلی سیستماتیک پایمال می‌کنند. در نتیجه مردم، رسانه‌ها، محافل آکادمیک و نهادهای بین‌المللی عمیقا به اطلاعات و سیاست‌های دولتی بدگمان و بی اعتماد شده‌اند. آنان نمی‌دانند که تعداد واقعی قربانیان و مبتلایان در ایران چه تعداد است و چگونه در ایران پخش شده است؟

پنهان‌کاری دولت و مسئولان دیوان سالاری پزشکی شهروندان را با خطر شیوع به مراتب بیشتر این بیماری روبرو کرده است. علاوه بر آن تردید جدی وجود دارد که امکانات پزشکی، از جمله تست کرونا و تخت‌های بیمارستانی، که به دلیل پنهان کاری و ناکارآمدی یک سیستم بیمار و رانت خوار از یک سو و تا حدودی تحریم‌های بین‌المللی بر علیه جمهوری اسلامی ایران در چهل سال گذشته از سوی دیگر به شدت تضعیف شده است، به شکلی موثر و بدون تبعیض در دسترس همه شهروندان قرار خواهد گرفت. متاسفانه برخی گزارش‌ها موید چنین تبعیضی است.

از همین رو با جرات می‌توان گفت که حق دسترسی آزادانه به اطلاعات، حق حیات و حق دسترسی بدون تبعیض به امکانات پزشکی مناسب و موجود به درجات مختلف زیر پا گذاشته شده است.

منبع تصویر، Getty Images

علاوه بر آن همیشه در چنین شرایطی انگشت اتهام به سوی گروه‌های مشخصی نشانه خواهد رفت. اگر در مورد بیماری ایدز، همجنس گرایان، معتادان و کارگران جنسی در نوک تیز حملات قرار داشتند، امروز چینی تبارها در مظان اتهام قرار گرفته‌اند. نحوه زندگی، اعتقادات و رسم و رسوم آنان مورد اهانت قرار می‌گیرد.

در ایران هم به نظر می‌رسد که شهر قم تبدیل به مرکز سرایت این بیماری شده است. این یک فاجعه تاسف آور است. نباید بر علیه شهروندان قمی، کسانی که به قم و یا دیگر اماکن مقدس مذهبی سفر کرده‌اند و یا طلّابی که در این شهر به آموختن دروس دینی مشغول هستند قضاوت کرد. بدون شک مسئولان سیاسی و مذهبی قم و جمهوری اسلامی مقصر هستند که گسترش این بیماری در قم را از انظار پنهان کردند، اما مردم قم از جمله طلّاب علوم دینی و مومنانی که برای زیارت به قم رفته‌اند خود قربانیان این سیاست حکومتی هستند.

شاید اگر زیارت کنندگان می‌دانستند که رفتن به زیارت حضرت معصومه، یا جمکران و یا حرم امام هشتم شیعیان خطر مبتلا شدن به این بیماری را به شدت افزایش می‌دهد، از انجام چنین سفری و زیارتی پرهیز می‌کردند.

منبع تصویر، Getty Images

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

باید مراقب بود که برای مقابله با یک بیماری خطرناک به دام نادیده گرفتن حقوق گروه‌های شهروندی که احتمالا خود قربانی سیاست‌های حکومتی در این موارد هستند گرفتار نشویم. لازم است به این نکته توجه کرد که مبارزه با بیماری‌های واگیردار تنها یک امر تخصصی پزشکی نیست و ضروری است به جنبه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن توجه کرد. لازم است مشارکت جامعه مدنی از طریق گوش دادن و آموزش آنها تشویق و تسهیل شود. تجربه جهانی نشان داده است که مبارزه با بیماری‌های واگیردار از جمله ایدز و کرونا با رعایت حقوق بشر بسیار موثرتر و انسانی‌تر است.

بیشتر بخوانید:

از همین رو تصمیم گرفتم که مقاله سانسور شده‌ای را که هیجده سال قبل در مورد حقوق بشر و ایدز نوشته و متاثر از رفتار وحشتناک مسئولان و مردم بر علیه بیماران مبتلا به ویروس اچ-آی-وی و ایدز بود را منتشر نمایم. در آن زمان داستان‌های واقعی رفتار مردم و مسئولان با این بیماران، که از زبان برخی از دوستان و همکاران‌ام که با آنان و خانواده‌هایشان، کادر پزشکی و مسئولان پزشکی کشور در تماس مستقیم قرار داشتند، مرا به شدت متاثر و نگران کرده بود. در آن زمان نه تنها دولت و گاه کادر پزشکی رفتاری غیر انسانی با این بیماران داشتند، بلکه مردم معمولی رفتارهای وحشتناکی را از خود بروز می‌دادند. در یک مورد بیماری را برای ماه‌های طولانی بر خلاف میل خود در یک اطاق متروکه در یک باغ زندانی کرده بودند، در مورد دیگر فرد بیمار را برای حفظ آبروی خانواده از مراجعه به پزشک منع کرده بودند و خلاصه بیماران را گناهکار می‌دانستند. در حالی که تجربه جهانی تائید و تاکید کرده بود که اگر بیماران از خطرات آگاهی داشتند و امکانات و آموزش لازم در اختیار آنان قرار می‌گرفت، حتما دامنه و تعداد بیماران مبتلا کاهش چشمگیری می‌یافت.

این روزها صحبت از اعلامیه جهانی حقوق بشر، دامنه و گستردگی فراوانی یافته است. بسیاری از محافل خواهان آن هستند که مفاد این اعلامیه در ایران به اجرا در آید. در مقابل بسیاری بر آنند که برخی از مهمترین اصول این اعلامیه منافعی را برای اکثریت مردم در بر نداشته و تنها فایده این اصول آن است که عده ای روشنفکر از آنها برای مقاصد شومشان استفاده نمایند. برخی دیگر قصد دارند که با تجدید نظر در برخی از مواد این اعلامیه که از نظر ایشان با اسلام همخوانی ندارد، اعلامیه حقوق بشر اسلامی را بیافرینند.

هر چند این بحث‌ها هر کدام از اهمیت برخوردار است و می‌توان به تفضیل در مورد نظرات فوق قلم زد، اما در این نوشته نشان داده خواهد شد که مفاد این اعلامیه از ارزش عملی بسیار بالائی برخوردار است و به تعبیری شاید بتوان گفت که "از نان شب هم واجب تر است". برای دست یافتن به این هدف از بحث نمودن در مورد فواید عموعی سر باز خواهم زد و تلاش خواهم کرد تا با بررسی موارد خاص، اهمیت کاربردی اجرای مفاد این اعلامیه را نشان دهم.

منبع تصویر، Getty Images

بیماری ایدز برای اولین بار در آغاز دهه هشتاد میلادی در جامعه هم‌جنس‌گراهای آمریکا مشاهده گردید. میزان رشد این بیماری در سطح جهان در بیست سال گذشته آهنگ سریعی داشته است. چنانچه در ابتدای قرن اخیر تعداد بیماران مبتلا به حدود ۴۰ میلیون نفر رسیده است. یعنی از هر ۲۰۰ نفر یک انسان مبتلا وجود دارد. این آمار وحشت انگیز سبب گردیده است تا این بیماری به مانند بیماریهائی نظیر آبله و یا فلج اطفال مورد توجه جهانیان قرار گیرد. توزیع این بیماری در سطح جهان حائز اهمیت است.

هر چند منشاء پیدایش این بیماری دقیقا مشخص نشده است، اما به دلیل آن که حجم عمده انتقال این بیماری، به ویژه در ابتدا، از طریق روابط جنسی اتفاق می‌افتاد، بیماری قبیحی شناخته شد. به همین دلیل مبتلایان به این بیماری و یا حاملان ویروس اچ-آی-وی به عنوان کسانی که دارای انحرافات جنسی هستند و یا حداقل دارای روابط جنسی گسترده و بی بند و بار می‌باشند شناخته شدند. از طرف دیگر این بیماری به سرعت در میان معتادانی که مواد مخدر را از طریق تزریق استفاده می‌کردند شیوع می‌یافت. این واقعیت سبب گردید تا بر مذموم بودن این بیماری افزوده شود.

جامعه جهانی با این بیماری به عنوان یک مسئله جدی روبرو شد. مسئله نه تنها به عنوان یک مسئله آکادمیک مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار می‌گرفت، بلکه به موضوع بحث در مجلات و روزنامه‌ها بدل گردید. داستان‌های عجیب و غریب در مورد راه‌های احتمالی انتقال این بیماری بر سر زبان‌ها افتاد. اولین واکنش این جوامع نسبت به این بیماران، طرد و راندن بیمار از جامعه بود. فرد بیمار بلافاصله انگشت نما می‌شد و از بسیار مزایای اجتماعی محروم می‌گردید.

این مسئله که بیماران و افرادی که در خطر ابتلا قرار داشتند، در وهله اول همجنسگرایان، معتادان و کارگران جنسی، که در واقع بعدا مشخص گردید که دامنه و گستره آن می‌تواند خارج از تصورات اولیه باشد، از حقوق انسانی خود محروم می‌شوند از دیدگاه فعالان حقوق بشر مورد توجه قرار گرفت. بسیاری از نوزادان به دلیل ابتلا پدر یا مادر خود، با این ویروس به دنیا می‌آیند، بسیاری از جوانان به دلیل موانعی که رسوم متداول در مقابل آنان قرار می‌داد و یا به دلیل عدم آگاهی لازم، در خطر ابتلا قرار داشتند، زنان بسیاری به دلیل سوء استفاده‌های جنسی که از آنان می‌شد در خطر ابتلا به این بیماری قرار گرفتند، و علاوه بر آن بی مسئولیتی و ندانم کاری مسئولان دولتی، از جمله در انتقال خون آلوده به بیماران، همه و همه سبب گردید تا فعالان حقوق بشر و سازمان ملل به این مسئله توجه کنند که برای مهار این بیماری به تلاشی همه گیر نیاز است.

از یک طرف، بسیاری از بیماران در صورتی که اعلام کنند به ویروس اچ-آی-وی آلوده و یا به ایدز مبتلا هستند‌، عملا با مشکلات عدیده ای روبرو می‌شوند. دندانپزشکان از معالجه آنان خودداری می‌کنند، پزشکان با اکراه اقدام به درمان آنان می‌نمایند، کارفرمایان از استخدام افراد بیمار خودداری می‌کنند و یا عذر کارمندانی راکه مبتلا شده‌اند می‌خواهند، بسیاری از کشورها از دادن مهاجرت به این بیماران امتناع می‌کنند و خلاصه آنکه حاملان اچ-آی-وی و یا مبتلایان به ایدز از بسیاری از حقوق بشر و ارضاء نیازهای اولیه خود محروم می‌شوند. به طور مثال، اگر یک بیمار مبتلا بخواهد نیازهای جنسی خود را برآورده سازد و یا دندان خود را معالجه نماید، جز با لاپوشانی بیماری خود راه دیگری برای او متصور نخواهد بود. این تبعیض‌ها گاه با واکنش‌های هیستریک مبتلایان روبرو می‌شد. مواردی ذکر می‌گردید که چگونه یک بیمار آگاهانه ویروس را به فردی دیگر منتقل نموده است.

منبع تصویر، Getty Images

از طرف دیگر، ارائه اطلاعات دقیق به فرد بیمار در مورد چگونگی زندگی با این بیماری، اطرافیان وی و همچنین جامعه می‌تواند کمک نماید تا جامعه به تدریج این بیماری هولناک را مهار نموده و از ابتلای افراد به این بیماری بکاهد. از همه دردناکتر آنکه با گسترش یافتن این بیماری در کشورهای فقیر، نوزادان آلوده به این بیماری رقم قابل توجهی را در بین مبتلایان شامل می‌شد و همچنین در حال حاضر این جوانان هستند که بالاترین میزان خطر را در دریافت این بیماری دارند و بیش از ۵۰% از مبتلایان را جوانان کمتر از ۲۵ سال تشکیل می‌دهند. بدون تردید بسیاری از این جوانان می‌توانستند به این بیماری آلوده نشوند چنانچه اطلاعات و آگاهی لازم را برای مقابله با آن داشتند.

در اواخر دهه هشتاد میلادی به نظر می‌رسد که بخشی از جامعه جهانی دریافت که مبارزه با این بیماری تنها یک مسئله تخصصی پزشکی نیست و غالبا جنبه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن نادیده گرفته شده است. سازمان ملل، بسیاری از فعالین دفاع از حقوق بشر و همچنین تعداد قابل توجهی از پزشکان، به این فکر افتادند که در صورت ادامه وضعیت موجود و نادیده گرفتن این ابعاد خطری جدی بشریت را تهدید می‌نماید.

آنان به این نتیجه رسیدند که با نادیده گرفتن حقوق افراد مبتلا برای یک زندگی انسانی چگونه می‌توان امیدوار بود که آنان نیز برای دیگران حق سالم بودن را به رسمیت بشناسند. با جرم انگاری این بیماری در نزد بسیاری از مردم، مسئولان و متخصصان، این مسئله به لحاظ اصولی دقیقا مثل این بود که از یک فرد مجرم که محکوم و برای باقیمانده عمر خود از حقوق شهروندی محروم شده است انتظار داشته باشیم که شهروندی مسئول باقی بماند.

با توجه به اهمیتی که این مسئله پیدا می‌کرد، اولین جلسه مشورتی بین‌المللی در مورد اچ-آی-وی /ایدز و حقوق بشر در سال ۱۹۸۹ در شهر ژنو بر گزار گردید. در این سمینار که به همت کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی تشکیل شده بود، راهنمای عمل برای اقدامات عملی برای مهار این بیماری تصویب گردید. دومین جلسه مشورتی توسط کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازمان تازه تاسیس UNAIDS از ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر ۱۹۹۶ در همان شهر تشکیل و متعاقب آن با تجدید نظر در شرایط موجود، دستورالعمل کامل تری در مورد اچ-آی-وی /ایدز و حقوق بشر را در سال ۱۹۹۸ تهیه و منتشر کرد.

با توجه به تبعیض عمیقی که بر علیه بیماران مبتلا به ایدز و آلوده به اچ-آی-وی وجود دارد، در پیشگفتار این دستور العمل چنین گفته شده است:

به شکل فزاینده‌ای این امر به رسمیت شناخته می‌شود که بهداشت عمومی غالبا توجیه متقاعد کننده‌ای برای حمایت از حقوق بشر ارائه می‌دهد علیرغم اینکه این حقوق به خودی خود سزاوار احترام، محافظت و اجرا می‌باشند. در زمینه اچ-آی-وی / ایدز محیطی که در آن حقوق بشر مورد احترام است، این اطمینان وجود دارد که آسیب پذیری نسبت به اچ-آی-وی/ ایدز کاهش یافته، مبتلایان به اچ-آی-وی /ایدز و آنانی که از آن متاثر شده اند با کرامت و بدون تبعیض زندگی می‌کنند و آثار فردی و اجتماعی آلودگی به ایدز کاهش می‌یابد.

اطلاعات منتشر شده از طرف سازمان ملل متحد نشان می دهد که میزان مبتلایان، رشد آن و میزان مرگ و میر در میان مبتلایان بوضوح با درآمد ملی کشورها مرتبط است (بالاترین میزان ابتلا، رشد و مرگ و میر در کشورهای آفریقایی). علاوه بر آن مطالعات دیگر به روشنی حاکی از آن است که آلودگی به اچ-آی-وی، ابتلا به ایدز و مرگ و میر ناشی از آن در کشورهائی که در آنها حقوق بشر به میزان بیشتری رعایت می‌شود و قوانین سختگیرانه بر علیه تبعیض وجود دارد بسیار کمتر از مناطقی است که با بحران حقوق بشری روبرو هستند. اطلاعات منتشر شده از طرف سازمان ملل متحد نشان می دهد که پائین ترین نسبت مرگ و میر به مبتلایان در اروپا، استرالیا و نیوزیلند است.

از همین رو این نکته اهمیت دارد که برای مقابله با شیوع آلودگی به اچ-آی-وی و ابتلا به ایدز در ایران قوانین جمهوری اسلامی به گونه‌ای تغییر یابد و مردم چنان آموزش داده شوند که با محترم داشتن حقوق مبتلایان به بیماری ایدز، کسانی که به اچ-آی-وی آلوده شده‌اند، کسانی که زندگی آنان متاثر از این بیماری است و گروه‌های انسانی که در مقابل آلوده شدن به این بیماری بیش از همه در خطر هستند؛ جوانان، همجنس گرایان، معتادان و کارگران جنسی، بدون هیچ تبعیض و اهانتی به مواد آموزشی مناسب و لوازم جلوگیری از شیوع این بیماری و در صورت ابتلا به داروهای لازم برای جلوگیری از رشد آن دسترسی داشته باشند.