رهبر ایران و اعتراضات آمریکا، کشتن مردم و 'زبان دراز'

  • محمدغلام ابوالفضل
  • روزنامه‌نگار
ناظران

سخنان رهبر ایران درباره اعتراضات سراسری آمریکا پس از مرگ جورج فلوید واکنش های گسترده ای در پی داشت. محمدغلام ابوالفضل، روزنامه نگار، در یادداشتی برای صفحه ناظران به مقایسه ساختار نیروهای امنیتی ایران و آمریکا و نوع برخورد این نیروها با معترضان و چگونگی پوشش اخبار اعتراضات در دو کشور پرداخته است.

منبع تصویر، KHAMENEI.IR

آیت‌الله علی خامنه‌ای در سخنرانی ویدیویی خود به مناسبت سالگرد مرگ آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در بخشی از سخنان خود به مرگ جورج فلوید شهروند سیاهپوست آمریکایی اشاره کرد و آن را جنایتی آشکار توصیف نمود، جنایتی که به گفته او نشانه تبعیض نژادی سازمان یافته در جامعه آمریکا است.

آقای خامنه ای در کلیدی‌ترین بخش از سخنرانی خود می گوید: "در جنایتی واضح و آشکار مردم را می‌کشند و عذر خواهی هم نمی‌کنند و زبانشان هم دراز است."

شنیدن این سخن از بالاترین مقام جمهوری اسلامی که خود ۳۱ سال است متهم به سرکوب سیستماتیک مخالفان و کشتار آنها است این سوال را در ذهن مخاطب بوجود می‌آورد که آنچه این روزها در خیابانهای آمریکا میان معترضان و پلیس درحال وقوع است آیا شباهتی به سرکوبهای چند دهه اخیر نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دارد یا نه؟

پاسخ به این سوال را از دو منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد، نگاهی ساختاری به پلیس و نیروهای امنیتی و منظر دوم نگاهی به رویکرد نیروهای انتظامی در دو کشور ایران و آمریکا نسبت به مفهوم امنیت.

در ساختار سیاسی "جمهوری اسلامی ایران" پلیس و سایر نیروهای نظامی به صورت یکپارچه زیر نظر رهبر ایران به عنوان فرمانده کل قوا اداره می‌شوند. موضوعی که صراحتا در ماده ۲ قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ذکر شده است. از سویی در این قانون اختیاراتی نظیر "استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی و نگهبانی و پاسداری از‌دستاوردهای انقلاب اسلامی" برای نیروهای انتظامی در نظر گرفته شده که حدود و ثغور بخشهایی از آن نظیر پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی تعیین نشده و عملا قانون دست فرمانده کل قوا را در تفسیر و تبیین این اختیارات باز گذاشته است.

منبع تصویر، Getty Images

از سویی در یکی از مهم ترین مواد این قانون "مقابله و مبارزه قاطع و مستمر با هر گونه خرابکاری، تروریسم، شورش و عوامل وحرکتهایی که مخل امنیت کشور باشد،" به این نیرو سپرده شده که در تبصره ذیل این قانون تعیین کیفیت آن، به عهده شورای عالی امنیت ملی است که هفت عضو از سیزده عضو آن به صورت مستقیم از طرف رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شوند. به عبارتی تعیین میزان اختیار پلیس در برخورد با اعتراضات با توجه به ساختار نیروی انتظامی و شورای عالی امنیت ملی به صورت غیرمستقیم با نظر رهبر این کشور تعیین می‌گردد.

از طرف دیگر در ساختار سیاسی ایران پلیس تنها ابزار سرکوب اعتراضات نیست و در اغلب مواقع سپاه پاسداران و بسیج نقشی پررنگتر در کنترل اعتراضات ایفا می‌کنند. تجربه اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸، اعتراضات دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ نشان می‌دهد سپاه پاسداران نقش محوری در سرکوب اعتراضات به عهده دارد و بعضا نیروی انتظامی به عنوان نیروی تحت امر سپاه عمل می‌کند. این درحالی است که سپاه پاسداران عملا ملزم به پاسخ گویی به نهادهای نظارتی نظیر مجلس نیست و در طول تاریخ چهل ساله انقلاب ایران هیچ گاه مورد سوال قرار نگرفته است.

"کشتار" گسترده معترضان در آبان ۹۸ نمونه بارز اختیار عمل گسترده و فراقانونی و عدم پاسخ گویی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی است، واقعه ای که پس از گذشت حدود ۷ ماه از آن هنوز آمار دقیقی از میزان کشته شدگان و سرنوشت برخی از دستگیر شدگانش توسط مقامهای امنیتی ارائه نشده است.

اما ساختار نیروی پلیس به عنوان اصلیترین نیروی برقرار کننده امینت در شهرهای آمریکا بسیار متفاوت از ایران است.

منبع تصویر، Getty Images

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

پلیس در آمریکا یک ساختار کاملا محلی دارد به این گونه که رییس پلیس هر منطقه یا منصوب فرماندار و شهردار منطقه است و یا با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. در برخی موارد پلیس دانشگاهها و موسسات توسط رییس آن موسسه یا دانشگاه انتخاب می‌گردد، بنابر این رییس جمهور آمریکا که بالاترین مقام سیاسی این کشور محسوب می‌شود اختیاری برای تعیین خط مشی مقابله با معترضان را ندارد.

براین اساس در اعتراضات آمریکا دیده می‌شود که برخی از مقامات پلیس در برخی مناطق مستقیما به دونالد ترامپ حمله می‌کنند و یا در برخی شهرها نیروی پلیس با مردم همدردی می‌کنند و یا روشی متفاوت در مواجه با معترضان به کار می بندند که با ایلتی دگیر کاملا متفاوت است. به عبارتی پلیس در آمریکا ضرورتا یک نیروی یکپارچه دولتی نیست، از دولت فدرال حقوق نمی‌گیرد و الزاما حافظ منافع دولت مرکزی نیست. در این ساختار پلیس تنها یک وظیفه دارد، حفظ امنیت شهروندان و اگر یکی از افراد پلیس رفتاری خارج از این چهارچوب انجام بدهد توسط نهادهای قضایی و نظارتی مورد پیگرد قرار می‌گیرد. اتفاقی نظیر آنچه که برای درک شووین پلیسی که جورج فلوید را به قتل رساند رخداد و در عرض چند روز توسط مقامهای ایالت مینه‌سوتا به قتل درجه دو متهم شد.

اما تفاوت دیگر را باید در رویکرد نیروهای انتظامی و نظامی نسبت به مفهوم امنیت مورد بررسی قرار داد. امنیت در آمریکا برای تمام گرایشهای سیاسی و اجتماعی در چهارچوب مفاهمی نظیر قانون اساسی آمریکا و آنچه به عنوان تعریف واحدی از کشور آمریکا وجود دارد در نظر گرفته می‌شود به عبارتی در آمریکا امنیت یعنی حفظ حقوقی که در قانون برای یک شهروند آمریکایی در نظر گرفته شده است، حقوقی که نژاد و دیگر گرایشهای عقیدتی، سیاسی و یا جنسی نباید خدشه ای بر آنها وارد کند. بر این اساس پلیس و نیروهای انتظامی مشخصا وظیفه دارند تا از این حقوق دفاع کنند و امنیت شهروندان را از این طریق تامین نمایند. اما در ساختار سیاسی ایران نگاه به امنیت از منظری ایدئولوژیک و فرا قانونی اتفاق میافتد، نگاهی که بسته به نوع نگاه قدرتِ حاکم وطرفدارانش تفسیر شده و نیروهای انتظامی و امنیتی اختیاراتی بی حد و حصر در تامین امنیت مورد نظر حاکمیت دارند.

منبع تصویر، Getty Images

به این ترتیب با مقایسه اعتراضات آمریکا و آنچه در آبان ماه در ایران رخداد مشاهده می‌کنیم نیروهای امنیتی در ایران در مواجهه با اعتراضات خیابانی، تنها یک هدف را دنبال می‌کنند، "سرکوب" اعتراضات و تامین امنیت نهاد قدرت به زور اسلحه و حتی به قیمت کشتار گسترده معترضان.

این درحالی است که هیچ مقامی خود را ملزم به پاسخ گویی نمی‌داند و در این ساختار معیوب، رسانه ای هم که بتواند به درستی زبان معترضان باشد وجود ندارد.

تجربه اعتراضات سالهای اخیر در ایران نشان داده نیروهای امنیتی در زمان وقوع اعتراضات به راحتی دسترسی مردم را به اطلاعات و شبکه های اجتماعی قطع می‌کنند و در نتیجه به سختی عکس یا فیلمی از اعتراضات آبان ماه در اختیار رسانه های جهانی قرار گرفت و برای همین پوشش آن در رسانه های جهانی با مشکل مواجه بود. و درهمین خصوص رسانه های داخلی نیز به علت سانسور شدید و کنترل گسترده نهادهای امنیتی عملا نا کارآمد می‌شوند تا نهادهای امنیتی به راحتی به سرکوب معترضان بپردازند.

این در حالیست که خبرها و تصاویر اعتراضات آمریکا تو سط رسانه ها پوشش جهانی گسترده ای داشت و همین امر بر همبستگی جهانی مردم با آن و برخورد قضایی داخلی با متخلفان کمک شایانی کرده است.