سقوط بغداد: آزادسازی یا اشغال؟

پس از گذشت سیزده سال از سقوط بغداد به دست نیروهای ائتلاف در ۹ اوریل ۲۰۰۳ هنوز نظر واحدی درباره این رخداد در بین عراقی ها وجود ندارد. آیا سقوط بغداد عملیاتی آزادی‌بخش برای مردم عراق بود و یا اشغال کشور توسط نیروهای بیگانه؟ این نوشته در صدد پاسخ به این پرسش از درون جامعه عراق و نه نگاه‌های بیرونی است.

در نگاه رایج جناح‌های چپ به موضوع عراق غالبا بدون توجه به نظر مردم عراق و بر مبنای پیش‌فرضهای مطلق‌گرایانه ضد آمریکایی، حمله نیروهای ائتلاف به عراق امری ناپسند و نقض حاکمیت یک کشور و اشغال آن به شمار می‌رود. حوادث متعاقب سقوط بغداد و تجربه‌های مشابه دیگر در منطقه مانند لیبی به تقویت و انتشار دیدگاه‌های چپ‌گرایانه یاری رسانده است. آن چه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، نظر مردم عراق به عنوان طرف اصلی این موضوع است.

حق نشر عکس AP
Image caption اکنون پس از گذشت سیزده سال، بخش عظیمی از مردم عراق همچنان از حادثه سقوط صدام خشنودند و به هیچ وجه آرزوی عدم وقوع حادثه مذکور را ندارند. علی رغم مشکلات مختلف پیش‌آمده، وضع مالی مردم به مراتب بهتر از دوره صدام است و علی رغم وضع بد امنیتی در برخی مناطق عراق، آمار کشته‌ها و خسارات انسانی بسیار کمتر از دوره صدام است.

فضای شادی همراه با نگرانی از آینده در روزهای پس از سقوط بغداد در شهرهای مختلف عراق در درجات مختلفی مشهود بود. سال‌های سخت دیکتاتوری و سرکوب وحشیانه هر گونه اعتراض، هیچ گونه فضایی برای همدلی با رژیم سابق نگذاشته بود. سرکوب نه تنها شامل حال شیعیان و کردها شده بود، بلکه سنیان عراق نیز تجارب سختی از سرکوب توسط دیکتاتور عراق داشتند. در خلال کمتر از سه دهه، صدها هزار کرد در قتل‌عام‌های انفال و حملات شیمیایی و غیره جان خود را از دست داده بودند. صدها هزار شیعه نیز در انتفاضه ۱۹۹۱ و حوادث پیش و پس از آن در گورهای دسته‌جمعی مدفون بودند. علاوه بر آن، کودتای ناکام جمعی از افسران نیروی هوای عراق از شهر رمادی و فلوجه و اعدام آنان به بروز انقلاب مردمی در سال ۱۹۹۵ در این دو شهر و سپس سرکوب سخت آن و قتل ده‌ها و بازداشت صدها تن انجامید. قتل‌عام‌های صدام شامل حال نزدیکان و همشهریان خویش در تکریت از جمله عموزادگان و دامادهای وی حسین کامل و صدام کامل نیز شده بود. از این رو نارضایتی از رژیم صدام در مناطق سنی‌نشین نیز گسترده بود. گروه‌های معارض رژیم صدام نیز با رویکردهای مختلفشان اعم از احزاب اسلامی شیعی و سنی، سکولارها، کمونیست ها و حتی بعثیهای معارض غالبا از سقوط صدام استقبال کردند و با آمریکایی‌ها در تشکیل حکومت جدید عراق همکاری کردند.

اکنون پس از گذشت سیزده سال، بخش عظیمی از مردم عراق همچنان از سقوط صدام خشنودند و به هیچ وجه آرزوی عدم وقوع حادثه مذکور را ندارند. علی رغم مشکلات مختلف پیش‌آمده، وضع مالی مردم به مراتب بهتر از دوره صدام است و علی رغم وضع بد امنیتی در برخی مناطق عراق، آمار کشته‌ها و خسارات انسانی بسیار کمتر از دوره صدام است. کردستان عراق آبادترین دوره خود را در دوره معاصر عراق می‌گذراند. شهرهای شیعه‌نشین جنوبی عراق علی رغم گسترش وسیع فساد اقتصادی در دستگاه‌های حکومتی، آبادانی‌های فراوان به خود دیده و وضع رفاهی غیر قابل مقایسه‌ای با زمان صدام دارند.

فرقه‌گرایی و خطر تقسیم عراق
حق نشر عکس AFPGetty
Image caption در واقع آن چه امروز از فرقه‌گرایی و تنش‌های دینی و قومی در عراق رخ می‌دهد، همگی سابقه در دوره رژیم بعث و دوره‌های سابق آن دارد. فشار دیکتاتوری مانع بروز هرج و مرج ناشی از تنش‌های فرقه‌گرایی می‌شد. آزادی پدید آمده پس از ۲۰۰۳ فضای مساعدی برای بروز تنش‌های عمیق و دیرین فرقه‌گرایانه در عراق فراهم آورد.

گروه‌های معارض حمله به عراق غالبا از بروز طائفه‌گرایی و خطر تقسیم کشور به عنوان یکی از نتایج اشغال کشور و اسقاط رژیم بعث یاد می‌کنند. این در حالی است که تصویر ارائه شده از سوی آنان ناقص است. شکاف فرقه‌گرایی در جامعه عراق از دهه‌ها قبل توسط رژیم بعث و رژیم‌های پیش از آن ایجاد و تقویت شده بود. برخی اقلیتهای دینی مانند یهودیان به طور کامل در دهه ۵۰ و ۶۰ از عراق رانده شدند. عراقی های دارای اصل و نسب ایرانی در دهه ۷۰ از کشور رانده شده و اموالشان ربوده شد. کردهای فیلی در شرق کشور در دهه ۷۰ و ۸۰ در وضع بسیار بدی به ایران رانده شدند.

جناح های سیاسی مختلف اعم از لیبرالها و کمونیستها با سرکوب شدید از سوی رژیم صدام مواجه شده، صدها تن از شخصیتهای بارزشان اعدام و زندانی شده یا از کشور گریختند. برخی اقلیتهای دینی مانند بهاییان به بهانه ارتباط با فراماسونی جهانی از آزادی دینی خود منع شده، اموالشان مصادره شد و حکم اعدام برای تعداد زیادی از آنها صادر شد.

صدام با تقویت ساختار عشائری و پیوند آن به دستگاه قدرتش، زمینه رقابت‌های بین عشائری را فراهم و تقویت کرد. منع مراسم‌های مذهبی شیعیان و تضعیف شدید و اعمال فشار علیه حوزه نجف به تقویت و گسترش تنش شیعی – سنی انجامیده بود. باز گذاشتن دست جریانهای سلفی در دهه ۹۰ به تقویت این گرایش در بین مناطق اهل سنت که سابقه سلفی‌گری نداشتند انجامید. به علاوه ایجاد و پشتیبانی از مساجد سلفی در مناطق شیعه نشین مانند کربلا که جمعیتی کاملا شیعی دارد به افزایش تنش دینی یاری رساند. تبعیض‌های نژادی و محدودیت‌های مختلف علیه گروه‌های مختلف ملت عراق از جمله منع آموزش به زبان کردی و تدریس نسخه واحد سنی از تاریخ اسلام به طیف‌های مختلف سنی و شیعی و غیره از عوامل مهم دیگر شکاف‌های فرقه‌ای در عراق است.

در واقع آن چه امروز از فرقه‌گرایی و تنش‌های دینی و قومی در عراق رخ می‌دهد، همگی سابقه در دوره رژیم بعث و دوره‌های سابق آن دارد. فشار دیکتاتوری مانع بروز هرج و مرج ناشی از تنش‌های فرقه‌گرایی می‌شد. آزادی پدید آمده پس از ۲۰۰۳ فضای مساعدی برای بروز تنش‌های عمیق و دیرین فرقه‌گرایانه در عراق فراهم آورد.

اشتباهات نیروهای ائتلاف

دفاع از عملیات اسقاط رژیم بعث به معنای دفاع کامل از عملکرد نیروهای ائتلاف نیست. اشتباهات متعددی از سوی فرماندهی این نیروها زمینه ایجاد ساختار سیاسی بیماری در عراق و گسترش ناآرامی‌ها گشت. تشکیل شورای حکومتی توسط پل بریمر فرمانده مدنی نیروهای ائتلاف بر اساس تقسیمات فرقه‌گرایانه صورت گرفت که به تقویت خودآگاهی فرقه‌گرایانه بین عناصر مختلف مردم عراق انجامید. سیر بعدی ساختار سیاسی عراق بر همین مبنا ادامه یافت. این امر زمینه وجود تنش مدام بین طوایف مختلف عراق و رقابت بر سر گرفتن سهم بیشتری از قدرت را فراهم آورد. همان گونه که تشکیل احزاب سیاسی بر مبنای هویتهای دینی و نژادی و نه برنامه‌های سیاسی را تقویت کرد.

انحلال کامل ارتش عراق و دیگر مؤسسات دولتی نیز از اشتباهات بزرگ نیروهای ائتلاف بود. این امر سبب فروپاشی کامل دولت و گسترش هرج و مرج در کشور شد. گزینه ممکن دیگر برای نیروهای ائتلاف، حفظ ساختار کلی ارتش و مؤسسات دولت و سپس اصلاح تدریجی آنها بود و بدین ترتیب امکان حفظ نظام و ممانعت از هرج و مرج و تلفات انسانی و مالی فراوان ممکن می‌گشت.

انحلال نقاط بازرسی مرزی و باز گذاشتن مرزهای خارجی، امکان تردد گسترده نیروهای تروریستی و ایجاد تجمعات بزرگ آنان در مناطق مختلف عراق را فراهم آورد. هر چند این امر خودآگاهانه و با هدف ایجاد نقطه تجمع واحد برای مقابله با تروریسم ایجاد شد، اما این تصمیم از جهت پیامدهای ناخوشایند آن در ایجاد تلفات انسانی وسیع برای مردم عراق غیر قابل دفاع بود. چنان که ایده تجمع نیروهای تروریستی در نقطه واحد نه به نابودی آنها بلکه به انتشار بیشترشان در منطقه یاری رساند.

حق نشر عکس AFP GETTY
Image caption تخلیه کامل نیروهای آمریکای در سال ۲۰۱۱ نیز تصمیمی عجولانه و نادرست بود. نیروهای آمریکایی در سال‌های آخر حضورشان، نقش نیروی ایجاد تعادل بین نیروهای سیاسی و ممانعت از فعالیتهای تروریستی در مناطق مختلف عراق به ویژه مناطق تنش‌زا را ایفا می‌کردند. تخلیه سریع این نیروها سبب ایجاد خلآ امنیتی و سیاسی در عراق گشت و به حوادث بد بعدی انجامید.

تخلیه کامل نیروهای آمریکای در سال ۲۰۱۱ نیز تصمیمی عجولانه و نادرست بود. نیروهای آمریکایی در سال‌های آخر حضورشان، نقش نیروی ایجاد تعادل بین نیروهای سیاسی و ممانعت از فعالیتهای تروریستی در مناطق مختلف عراق به ویژه مناطق تنش‌زا را ایفا می‌کردند. تخلیه سریع این نیروها سبب ایجاد خلآ امنیتی و سیاسی در عراق گشت و به حوادث بد بعدی انجامید. آخرین بخش از نیروهای آمریکایی در اواخر سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شدند و چند ماه بعد تنش سیاسی بین نخست وزیر آن وقت، نوری المالکی و احزاب کردی و سنی آغاز گشت. سیر امور به اعتراضات گسترده مردمی در مناطق سنی‌نشین انجامید و سرانجام نیروهای داعش در ژوئن ۲۰۱۴ کنترل موصل و رمادی و فلوجه و بیشتر مناطق سنی نشین عراق را به دست گرفتند. این مناطق حاوی بیشترین حضور نیروهای آمریکایی بود که در صورت استمرار حضورشان، سقوط این مناطق ناممکن می‌گشت.

اگر رژیم صدام همچنان پا بر جا بود؟

تاکید بر پیامدهای بد سقوط رژیم بعث بدون توجه به پیامدهای بد استمرار این رژیم از نقاط ضعف استدلال مخالفان حمله به عراق است. عراق در دوره پیش از حمله به آن در وضعی بسیار وخیم قرار داشت. دیکتاتور عراق در طی سه دهه حکمرانی به ایجاد دو جنگ ویرانگر با ایران و کویت اقدام کرد. انقلاب‌های مردمی متعددی را سرکوب کرد. زندانهای رژیم بعث شاهد وحشیانه‌ترین شکنجه ها بود. سیاست‌های رژیم به محاصره اقتصادی کشور و تحمیل گرسنگی و رواج بیماریهای مختلف در کشور انجامید. علاوه بر آن، تلفات انسانی ایران و کویت در خلال جنگ‌های صدام در کارنامه صدام قابل ثبت است. با این حساب، مجموع قربانیان این رژیم از دو ملیون نفر تجاور می‌کند. ادامه حیات این رژیم به استمرار قتل و شکنجه و فشار علیه مردم این کشور و تحمیل عواقب منفی به کشورهای همسایه می‌انجامید.

به علاوه، استمرار حیات رژیم صدام بدون شک به تقسیم عراق و ایجاد شکاف بیشتر بین گروه‌های مختلف قومی و دینی این کشور می‌انجامید. سقوط صدام با همه توابع منفی ناامنی در عراق، رخدادی مثبت برای مردم آن و همسایگانش است. بنابراین در مقایسه بین وضع جاری و احتمال عدم حمله آمریکا به عراق، دفاع از این رخداد امری موجه به نظر می‌رسد.