BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 18:03 گرينويچ - چهارشنبه 03 مارس 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
يادداشت های يک ايرانی از عاشورای خونين در کربلا
 

 
 
شب عاشورا تقريبا تا نيمه های شب مشغول عکاسی از زائران در حرم امام حسين بودم. ديگه از فرط خستگی و بی خوابی تحملم تموم شده بود. برای همين به هتل رفتم که بتونم يکی دو ساعتی بخوام چون برای نماز صبح دوباره بايد برميگشتم به حرم چون بعد از نماز صبح، مراسم قمه زنی شروع ميشد.

وقتی به هتل رسيدم، اصلا متوجه نشدم که چطوری خوابم برد! حدود يک ساعتی از خوابيدنم نگذشته بود که با صدای زنگ ساعت از خواب بيدار شدم، سريع لباس پوشيدم و راهی حرم شدم دسته های عزاداران از همه طرف به سوی حرم امام حسين و حضرت ابوالفضل در حرکت بودند و همگی قمه در دست داشتند و فرياد ميزدند: حيدر، حيدر، حيدر و با قمه بر سر خود می کوبيدند.

...بعد از نماز صبح، مراسم قمه زنی شروع شد

خون از سر همگی جاری شده و بر روی صورت و کفن هايی که بر تن داشتند می چکيد. در بين عزاداران که قمه می زدند، حتی کودکان عراقی هم ديده می شدند. وقتی به حرم رسيدم، جماعت زيادی داخل حرم بودند، حرم پر از زائرين بود، دسته های عزاداری مشغول قمه زدن بودند.

عده ای از عزاداران آنقدر با قمه بر سر خود می کوبيدند که خون، کل لباس هايشان را سرخ رنگ کرده بود، صحنه هايی که واقعا آدم رو ميخکوب ميکرد، با توجه به موقعيت منطقه و اينکه بعد از ۳۰ سال، اين اولين بار بود که به دنبال سقوط صدام حسين، شيعيان می توانستند عزاداری کنند.

هر لحظه امکان وقوع حوادث تروريستی وجود داشت و از چند روز قبل، ورود به حرم امام حسين و حضرت ابوالفضل تحت کنترل بود و حتی در سطح شهر اگر پليس به کسی مشکوک می شد او را بازرسی و به قول خودشون تفتيش ميکرد. ولی همواره اين بازرسی به صورت خيلی سطحی بود، بطوری که چندبار که خود من مورد بازرسی قرار گرفتم، اين بازرسی خيلی دقيق نبود و ماموران به بازرسی بدنی و نگاهی اجمالی به داخل کيف دوربين اکتفا کردند.

روز عاشورا، بعد از حدود يکی دو ساعت عکاسی به دليل اينکه کارت حافظه دوربينم پر شده بود، برای تخليه عکس ها به روی کامپيوتر لپ تاپم راهی هتل شدم. وقتی که عکس ها را بر روی کامپيوتر خالی کردم، تصميم گرفتم يکبار عکس ها را ببينم، وقتی مشغول اديت کردن عکس ها بودم، صدای مهيبی به گوش رسيد و پس از آن صدای آژير آمبولانس ها فضای شهر را پر کرد.

قربانيان غيرقابل شناسايی

وقتی به لابی هتل رفتم، مسئول هتل به من گفت در کربلا و کاظمين بمب منفجر شده، سريع کيف دوربين را برداشتم و به سوی محل انفجارها که نزديک حرم حضرت ابوالفضل بود حرکت کردم، پس از حدود 10 دقيقه به محل انفجار رسيدم که واقعا صحنه هايی دلخراش بود چرا که جنازه بعضی از کشته شدگان تکه تکه شده بود و خيلی از کشته شده ها قابل شناسايی نبودند و اين حاکی از شدت انفجار بود.

.
برخی از مجروحان قابل شناسايی نبودند

مجروحين نيز همگی با چرخهای دستی و يا توسط پتو به سمت آمبولانس ها حمل می شدند. شدت خونريزی برخی از آنها خيلی زياد بود. متاسفانه تعداد زيادی از کشته شدگان و مجروحين، ايرانی بودند که برای زيارت به کربلا آماده بودند، آمبولانس ها بی وقفه مجروحين را به بيمارستان الحسين در حومه کربلا منتقل ميکردند و صدای آمبولانس ها و شيون مردم تنها صدايی بود که در کربلا شنيده ميشد.

هرچه تلاش کردم از صف ماموران امنيتی عبور کرده و برای عکاسی وارد صحن شوم، امکانپذير نشد و ماموران اجازه جلو رفتن ندادند. تنها عکاسانی توانستند از صحنه های انفجار عکس بگيرند، آنهايی بودند که در هتلهايی در نزديکی محل انفجار مستقر بودند و از بام هتل توانسته بودند عکاسی کنند.

ورود ممنوع!

حدود نيم ساعتی انتظار کشيدم که شايد بتوانم اجازه ورود به محل را بگيرم ولی ممکن نشد حتی يکبار به من نيز مظنون شدند و مورد بازرسی کامل قرار گرفتم به طوری که تمام وسايل داخل کيف عکاسی را خالی کرده و بازرسی نمودند.

وقتی از عکاسی در محل انفجار نا اميد شدم، به بيمارستان الحسين رفتم که آنجا نيز از سوی نيروهای آمريکايی محافظت می شد و اجازه ورود داده نمی شد، حتی افرادی از ميان زائران ايرانی که پزشک بودند و به صورت داوطلبانه برای کمک رسانی به بيمارستان آماده بودند را نيز قبول نکردند و به بيمارستان راه ندادند!!!

وقتی به درون شهر برگشتم، آرامش عجيبی شهر را فرا گرفته بود، گويا انگار نه انگار که يکی دو ساعتی پيش در همين شهر انفجاری رخ داده و عده ای کشته شدند. خيابانها خلوت بود و عبور و مرور به حرم امام حسين و حضرت ابوالفضل جريان داشت. مردم کوچه و خيابان همگی از بمب گذاری و تعداد کشته ها صحبت ميکردند.

صف طولانی زائران ايرانی و افغان که برای تماس تلفنی در مقابل باجه های تلفن در انتظار ايستاده بودند جلب توجه ميکرد. جلو رفتم که ببينم چه خبر است: خانمی با لهجه مازندرانی با شوهرش صحبت ميکرد و داشت ميگفت که سالم است تا خانواده از نگرانی خارج شوند، به شوهرش ميگفت که اون تماس بگيره و بگه که سلامت هستند.

خوانندگان اين سايت در رابطه با اين مطلب نظر داده اند

عشق به امام حسين قابل تقدير است، اما يک نکته خيلی ظريف درباره قمه زنی هست که کسی به آن دقت نمی کند. شما همين عکس خونی را نشان يک مسيحی در اروپا بدهيد و بگوييد که شيعيان اين گونه عزاداری می کنند او اگر هم بخواهد مسلمان بشود شيعه نمی شود، می ترسد و با خود می گويد که شيعيان بسيار وحشی هستند. پس با اين کارها جلوه زيبای تشيع را خراب نکنيم. ما می توانيم با اهدای همين مقدار خون در عاشورای حسينی جان چند مسلمان نيازمند را نجات دهيم. البته اگر کسی دوست دارد قمه بزند خوب بزند، اما درخفا نه در ملأ عام... حميد اسلامی - قم

اگر قبول داريم که مردن برای همه هست پس خوشا به حال کسانی که در کنار معشوق و اونم روز شهادتش کشته شدند و بيشترخوش به حال اون کسانی که تيکه تيکه شدند. ثانيا خدا هم به چشم ظاهر ديده نمی شه... نه پينه پيشانی نشانه زهد است، نه ريش تراشيدن نشانه کفر و نه قمه زدن نشانه عشق. عاشق چون شمع می سوزد و آب می شود و شيعه سر به زير و ساکت به دنبال مولا در حرکت است... عارف - ايران

واقعا جای بسی تأسف است که بعد از ۱۴۰۰ سال که از اين واقعه می گذرد مردم هنوز چنين ناآگاه هستند... شوان - مهاباد

من طرفدار پروپا قرص حمله آمريکا و متحدانش به عراق بودم. اما اينک چند سؤال اساسی برايم مطرح شده است: ۱- آيا آمريکايی ها با آن همه ادعا و دستگاه عريض و طويل نظامی و اطلاعاتی نمی خواهند يا نمی توانند عراق را بهتر اداره کنند؟ ۲- آيا صدام مسئول عقب ماندگی همه جانبه اين ملت نيست که در قرن ۲۱ همچنان قمه می زند و برای اين کار افتخار هم می کند؟! آرمان - تهران

به نظر من کسی که با قمه زنی مخالف است هنوز عشق حسين در او کاملا روشن نشده است. باور کنيد من خودم يک زمانی مخالف قمه زنی بودم ولی يک سال عاشورا به قم رفتم و از آن زمان ديگر همه چيز برايم عوض شد. به خدا وقتی در روز عاشورا به عشق حسين به سر و سينه می زنی اين قدر داغ می کنی که جز قمه زدن کار ديگری از دستت بر نمی آيد! مهدی محمدی - تبريز

يک مشت خرافات در گوشت و استخوان مردم ريشه دوانيده و باعث عقب ماندگی ما گرديده. آيا قرآن کريم در مورد حسين و حسن چيزی نوشته است؟! حسين فتحی - مياندوآب

باز هم يک ترور ديگر. نمی دانم اين بار چه گروهی مقصر هستند اما کار هر کس که باشد باز هم اين شيعه مسلمان است که طبق روال گذشته بيشترين آسيب را ديده. سنی های افراطی در ديگر نقاط مثل کويته پاکستان و در هند، هر سال دست به ترور شيعيان می زنند. اين هم سند ديگری بر مظلوميت و حقانيت شيعه در طول تاريخ که با عزاداری آنها هم مشکل دارند. درسا آريا - لندن

واقعا ما با اعتقاد به اين خرافات، عامل عقب ماندگی خودمان شده ايم. من که شرمگين از اين نوع تفکر هستم. کريم - اصفهان

کربلا خيلی شلوغ بود. بمب ها زمانی منفجر شد که هزاران زاير مشغول عزاداری بودند. به گفته برخی از مردم عراق اين برنامه يعنی بمب گذاری توسط سازمان موساد طراحی شده بود... هدف انها ضربه به وحدت ايرانی ها و عراقی ها در اتحاد ميان شيعيان بود... احمد - کرمانشاه

خوشحال هستم که مخلصين حقيقی امام حسين اين مراسم اصيل و سوزناک را در کنار مقتل اون حضرت اجرا کردند. به نظر من دشمن اصلی ما شيعيان اهل سنت و خصوصا وهابی ها هستند نه کشورهای خارجی... کسرا - تهران

آيا واقعا وقت آن نرسيده که ما ايرانيان از اين خرافات دست برداريم، و به راه خرد و آزادگی برگرديم. صبور - استکهلم

گويا کم کم ايران هم دارد مثل هند می شود که هر ماه چند صد نفر کشته به خاطر چيزهای الکی می دهد. هاشم م. - تهران

امکان ندارد دست حکومتيان کنونی ايران درکار نباشد. آخه يکی به آنهائيکه برای تهييج مردم قمه ميزنند بگويد برای چه اين کار ميکنی جز ايجاد جو خشونت نتيجه ديگری هم دارد؟ ما از امام حسين بايد درس آزادگی بگيريم نه بی منطقی، ودر مقابل ظلم و فساد بايستيم . کوروش مصدق نژاد - شيراز

من هم مثل همه قبول دارم که يک جنايت بزرگ است ولی وقتی در جواب دوستان خارجی که ميگويند مردم مشغول چه کاری بودند که اين اتفاق افتاد از اينکه بگويم قمه زنی و برای انها قمه زدن را ترجمه و تفسير کنم خجالت ميکشم چون شايد انها فکر کنند ادمهايی با اين طرز فکر بودن يا نبودنشان چندان مهم نيست. ولی من ميدانم که هميشه ادمهای بدبخت در اين حمله های وحشيانه تلف ميشوند نه ان قمه زن. مهدی شيرزادی - استکلهم

اول- اين هم يکی از آن تحريف های دين ماست. يکی از دوستان قمه زن در توجيه اين کار می گفت : ما با خون خود شهادت می دهيم که هستيم!!! دوم- در عراق بوده ام و از نزديک ديده ام،‌ آنها به قدری مشغول چسباندن عکسهای رهبران خود بر ديوارهای شهر هستند که اگر چنين وقايقی هم رخ دهد برای چند روزی مشغولشان می کند. اما بعد از آن دوباره فريادشان بر بام آسمان می رود. مصطفی - تهران

در تمام کشورها برای جان مردم خود تدابيری می انديشند . جز در اين کشور که با تبليغات خود مردم را برای رفتن به کشوری ناامن تحريک می کنند . و مطمئن هستم که هيچ مسئوليتی احساس نمی کنند . سودابه - تهران

با سلام مامردم قربانيان هميشگی واپسگرايی تحجروسياست هستيم.به هرحال روزی عاملان اين جنايت برای مردم مشخص می شوند.القاعده سازمان سيا موساد ويا وزارت اطلاعات ايران.به هرحال عده های مرده اند وهيچگاه ديگرزنده نخواهند شد. مهران - سبزوار

دولت ايران در اين حادثه تا حدودی مقصر است چرا که تحت شرايط ناامن موجود نبايد اجازه سفر به عراق برای زائران ايرانی داده می شد. حالا که همه چيز تمام شده تازه مرزها را بسته اند کلا در همه مسائل دولت همين رفتار را دارد. اول بلا بر سر مردم نازل می شود بعد آقايان راه حل ارائه می کنند. رضا - تهران

باسلام واقعا صدام حسين مديريت خوبی داشت که جلوی اين کارها را در قرن اتم و اطلاعات سد کرده بود. اگر منظور امريکاو بريتانيا از آزادی قمه زدن است بسيار مايه تاسف است. عباس ق. - اصفهان

به عنوان يک شهروند ايرانی خيلی خوشحال هستم که اين مراسم (قمه زنی)به صورت علنی از ايران برچيده شد. بيتا - تهران

مرگ حق است و همه ما روزی می ميريم ولی ای کسی که اين جنايت را کردی فردا در پيشگاه خداوند چه جوابی ميدهی و روی چه منطقی اين کار را کردی؟ امير - تهران

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران