BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 16:47 گرينويچ - چهارشنبه 05 مه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نامه ای برای فردا از نگاه جوانان امروز
 
محمد خاتمی
نامه آقای خاتمی واکنش های مختلفی برانگيخته است
گفتن ندارد که محمد خاتمی با رأی و پشتيبانی گسترده جوانان به قدرت رسيد. او خود از اين نکته آگاه است و تلاش می کند با جوانان رابطه ای پيوسته داشته باشد.

دو جوان ايرانی از دو ديدگاه گوناگون به نامه اخير محمد خاتمی رئيس جمهور ايران نگاه کرده اند:
عاطفه ۲۲ سال دارد، مترجم است و در تهران اقامت دارد، علی اطلسی جوان ۲۱ ساله ايرانی است و در دبی تحصيل می کند.

يک نامه و دو جوان و چند پرسش

می دانيم که پشتيبانی جوانان ايران از جنبش اصلاح طلبی فروکش کرده. خود رئيس جمهور نيز در نامه اش به اين واقعيت اشاره دارد. به نظر شما چرا چنين چيزی روی داده است؟

عاطفه:
آقای خاتمی می گويد که از کوير آمده که مظهر قناعت و بی ادعايی و فروتنی است. اما ايشان هفت سال پيش با انبوهی ادعا به ميدان آمد. او با قول ها و وعده های زيادی به سر کار آمد و ۲۰ ميليون جوانی که با تمام نيرو از او پشتيبانی کردند، به همان قول ها و شعارها رأی دادند. حالا اين جوانان به روشنی می بينند که آقای خاتمی نتوانسته به وعده هايش عمل کند و برای آنها کاری انجام دهد. در بسياری از موارد مشکل ايشان، آن طور که در نامه آمده، فقط در کارشکنی مخالفان نبوده، بلکه مردم ديده اند که آقای خاتمی برای پيشبرد برنامه های خود به اندازه کافی تلاش نمی کند. نتيجه آنست که در طی اين سال ها روز به روز محبوبيت او در ميان جوانان کاهش پيدا کرد. حالا جوانان ديگر هيچ اميدی به اصلاح امور و شخص ايشان ندارند.

علی:
البته آقای خاتمی از همان آغاز، اولويت را در اجرای قانون قرار داده بودند. درست است که روند اصلاحات دچار خدشه شده ولی به نظر من خاتمی مسئوليتی که بر عهده داشت را به درستی به انجام رساند. با ارزش دادن به جوانان و دانشجويان در حقيقت قدرتی به دانشجويان داد تا بتوانند حرکت کوی دانشگاه را به انجام برسانند. وزير کشور خود را به دانشگاه فرستاد که ديديم چه کارش کرند. روزنامه ها و نشريات نزديک به او از جان مايه گذاشتند و به انعکاس حقايق پرداختند. حتی خاتمی وزير علوم خود را به همراه دانشجويان به دادگاه فرستاد. شجاعت بی نظير او در پاسخگويی به انتقادات مردم ستودنی است. با تلاش بسيار مجلس را در دست گرفت تا بتواند اصلاحات را انجام دهد. لوايح و طرح ها را در مجلس مطرح کرد و رأی گرفت. با صراحت تمام به عملکرد محافظه کاران اعتراض کرد. به صدها روزنامه اجازه نشر داد. حالا اگر روزنامه ها تعطيل شدند، لوايح در شورای نگهبان رد شدند، قوه قضائيه در مورد دانشجويان بی عدالتی کرد و يا نيروهای فشار به سرکوب دانشجويان پرداختند. آيا انصاف است که تلاش های خاتمی را ناديده بگيريم؟ خاتمی رهبر نبود، رئيس جمهور بود. با همه تبليغات منفی هنوز هم خيلی از جوانان خاتمی را مردی مسئول، دانشمند و شجاع می دانند.

آقای خاتمی به موانعی اشاره می کند که بر سر راه روند اصلاحات قرار گرفت. آيا با توجه به اين موانع و اشکال تراشی های مداوم محافظه کاران می توان نتيجه گرفت که کار خاتمی هيچ ايرادی نداشته است؟

عاطفه:
اين که جنبش اصلاحات در ايران مخالفان جدی و قوی دارد، هيچ راز پوشيده ای نيست. همه از اين جريان باخبر بودند. خود آقای خاتمی که در همين نامه هم مدام از کمبودها و بيماری های تاريخی حرف می زند، مگر نمی دانست که کار سختی در پيش دارد؟ پس چرا بيخود به مردم آنهمه وعده داد؟ مسئله اين است که مردم انتظار داشتند که او به خصوص بار دوم به مردم قول و وعده بی پايه و اساس ندهد و اگر نمی تواند کاری بکند، راحت اين را بگويد. او آمد گفت: گفته اند بيايم من هم آمدم! اما می توانست بگويد: گفته اند بيايم اما من نمی آيم، چون نمی گذارند کار کنم. اين دو برخورد با هم خيلی فرق دارد. ايشان بعد از ۴ سال که با مشکلات روبرو شده بود و نتوانسته بود کار جدی انجام دهد، باز جلو آمد و وعده و وعيد داد و برای مردم اميد ايجاد کرد. اين کار او قابل بخشش نيست. حداقل خواست جوانان اين بود که خاتمی با صداقت از مشکلاتش حرف بزند نه آنکه مدام بهانه بياورد و توجيه کند.

علی:
آقای خاتمی هيچ کوتاهی مرتکب نشد. مشکل اين است که مردم ما تصور کردند که خاتمی مردی با قدرت بی نهايت است. همين که بعد از ۴ سال سرسختی باز هم شهامت و ايستادگی اين را داشت که به اصلاحات ادامه دهد، خود امری کم سابقه بود. شايد در حال حاضر فکر کنيد که اميد واهی ايجاد شده بود. اما توجه داشته باشيد که امروز در کشوری هستيد که در صلح به سر می برد و وضع اقتصادی آن از خيلی از کشورهای ديگر بهتر است. خاتمی با برقراری هماهنگی بين دو جناح از جنگ داخلی جلوگيری کرد. نرخ دلار را حتی آقای رفسنجانی هم نتوانست تثبيت کند. آيا بد کاری کرد؟ به نظر من کار مردمی قابل بخشش نيست که بعد از انتخابات به او پشت کردند . تظاهرات کوی دانشگاه و فريادهای او در سخنرانی ها را در تلويزيون ديدند و خنديدند. روزی خواهد آمد که بگوييد ای کاش قدرش را می دانستيم

آقای خاتمی در پايان نامه خود می گويد که اصلاحات به پايان نرسيده بلکه تازه در آغاز آن است. ‏موافق هستيد؟

عاطفه:
من با اين حرف موافق نيستم. جوانان ايرانی که من با آنها سروکار دارم، ديگر کمترين اعتقادی به ادامه روند اصلاحات ندارند. ديگر هيچکس اميد ندارد که اصلاحات بتواند ادامه پيدا کند. شايد اين جنبش تا سال های طولانی به رکود افتاده باشد. به خصوص انتخابات مجلس هفتم که تير خلاص بود و کار را تمام کرد. در ايران همه فهميدند و اين را با تمام وجودشان حس کردند که اصلاحات به پايان رسيده.

علی:
البته شايد خيلی از جوانان اعتقاد به روند اصلاحات را از دست داده باشند. اين اصلاحات هم برای مردم تکراری شده و نياز به ۴ سال استراحت دارد. اما خاتمی هنوز زنده است و بيکار نخواهد نشست و مطمئنم که دوباره با رأی مردم در ميدان سياست ايران نقش ايفا خواهد کرد. خاتمی به مردم ايران حيثيت و اعتماد بخشيد، اما اگر مردم دنبال پول هستند می توانند در ۴ سال آينده کسانی را ببينند که سالها پيش آنها را نفی کرده بودند و باز هم نفی خواهند کرد. بدی ما جوانان اين است که خيلی عجول هستيم.

در انتخابات مجلس هفتم چه انتظاری از خاتمی می رفت؟

عاطفه:
نيروهای محافظه کار که در انتخابات خرابکاری کردند، بايد با يک مقاومت جدی روبرو می شدند. اما ديديم که فقط نمايندگان مجلس تحصن کردند و استعفا دادند. خاتمی گفت ما با هم آمديم و با هم ميريم. مردم انتظار داشتند و اميدوار بودند که او در اين يک سال آخر از خود شهامت بيشتری نشان دهد و از کار کنار بکشد. اگر او طبق شعارهای خودش، به خاطر دفاع از قانون مداری و حقوق مردم، استعفا می داد هم محبوبيت او بالا می رفت و هم مردم را بار ديگر به ميدان مقاومت و مبارزه دعوت می کرد.

علی:
به نظر من نمايندگان شجاع بودند که استعفا دادند اما خاتمی شجاعتر بود که تسليم نشد. خاتمی شايد محبوبيت مردم را کسب کرده بود اما با استقامت خود نشان داد که برای محبوبيت نيامده است. او مسئوليتی را پذيرفته که سالها انجامش به طول می انجامد پس چطور شما انتظار داريد که او استعفا بدهد؟ نه تا پايان اين دوره رياست جمهوری بلکه تا پايان عمر هم استعفا نخواهد داد چون هدفی دارد که آن را بايد انجام دهد

آيا انتخابات مجلس تعيين کننده بود؟

عاطفه:
بله، چون اگر انتخابات مجلس خوب پيش می رفت، اصلاحات می توانست ادامه پيدا کند. توقع ۲۰ ميليون نفر کسانی که به خاتمی رأی داده بودند اين بود که اين بار محکم بايستد و نگذارد که محافظه کاران مجلس را به دست بگيرند.

علی:
البته مجلس بازوی مهمی برای اصلاحات بود اما عملا ديديم که قدرت را از آن سلب کردند و به زور اصلاح طلبان را بيرون کردند. محافظه کاران اين پيروزی را پس از ۲ دوره شکست تجربه کردند. اما هم شما، هم من و هم مردم می دانند که راهی که محافظه کاران در پيش گرفته اند جز شکست نتيجه ای ندارد. پس صبر کنيد و اميدوار باشيد چون شکست بعدی محافظه کاران شکستی بزرگ خواهد بود و روزی حق به حق دار خواهد رسيد

در خبرها آمده است که حکم اعدام آقاجری تائيد شد. پخش اين خبر در فردای انتشار نامه خاتمی آيا معنای خاصی دارد؟

عاطفه:
بله و معنايش اين است که حاکمان واقعی به موضع خاتمی و حرف های او کمترين اهميتی نمی دهند. اصولا خاتمی نيرو و کارايی کافی ندارد. حتی وزيران کابينه او هم به حرفها و نصايح او توجه ندارند. کاش لااقل آنها از خود کارايی بيشتری نشان می دادند.

علی:
اين احکام بی معنی ترين چيزی است که در دنيا وجود دارد. آقايی که حکم را تائيد کرده مطمئنا از نامه آقای خاتمی خبر هم نداشته، در غير اين صورت شرم می کرد و چند روزی به خود فرصت می داد. اما در مورد نفوذ خاتمی در بين اطرافيانش نبايد شک کرد، چون آنها که در صدور حکم اعدام نقشی نداشتند. اصلا آقاجری از هم پيمانان اصلاحات بود. هيچ وقت بی عدالتی ها و ظلم های قوه قضائيه را نبايد به خاتمی ربط داد. چون قانونا و واقعا کسی که حکم را صادر کرده از شخص ديگری دستور می گيرد. وزيران و هم پيمانان خاتمی تا به حال سختی های بسياری را در راه اصلاحات تحمل کردند حتی کتک هم خوردند. چطور می توانيد بگوييد که به حرفها و نصايح او اهميت نمی دهند؟

آيا به فرض باز هم خاتمی کانديد شود، حاضريد به او رأی بدهيد؟

عاطفه:
اگر کانديدای با صلاحيت تری نباشد، من شخصا باز هم به او رأی می دهم، چون او را فاسد نمی دانم. ولی فکر نمی کنم که ميليون ها جوان باز هم به او رأی بدهند. اصولا در شرايط فعلی فکر نمی کنم که جوانان در هيچ انتخاباتی به طور گسترده شرکت کنند.

علی:
من در هر شرايطی باز هم به خاتمی رأی خواهم داد، چون ايمان دارم که او فردی شجاع و داناست. هيچ کانديد ديگری هم تجربيات او را ندارد. من يک جوان هستم و هزاران جوان ديگر هم مثل من وجود دارد. ما رأی خواهيم داد و تا آخر از اصلاحات دفاع خواهيم کرد.

ديدگاههای شما

در رابطه با روندی که آقای خاتمی در پيش گرفت، اولا فراموش کردن خدمات ماندگار او بی انصافی و قدرناشناسی بزرگيست. هرچند شايد خاتمی در جزئيات اشکالات زيادی داشته باشد، اما نقد حرکت اصلی او بدون آگاهی از مسائل پشت پرده باز بی انصافی خواهد بود. مسلما آقای خاتمی از کاهش محبوبيت خود در ميان مردم مطلع است و شايد آگاهی او از مساله يا مسائل خاصی او را ترغيب به ادامه راه به تنگنا رسيده اصلاحات کرد و می کند. مسلما کناره گيری خاتمی از قدرت خطر به روی کار آمدن حکومتی نظامی (که حتی ممکن است با باج دادن و... حمايت قدرت های خارجی را نيز در بر داشته باشد) را قوت می بخشد. ما با انقلابی روبرو شديم که هرچند خالصانه به استقلال و آزادی و پياده شدن قوانين اسلام برای ايرانيان می انديشيد، اما اولا به علت نداشتن برنامه ای مدون و کلان نگر و ثانيا عدم آگاهی کافی عموم مردم و ثالثا عدم وجود مديرانی آگاه، صادق و دلسوز به سرعت به انحطاط و انحراف کشيده شد و باعث شد فرصت طلبانی در لباس انقلابی در حکومت نفوذ کنند و آن را به طور کامل در اختيار بگيرند و بر ايران و ايرانی آن کنند که بهتر ميدانيد. در اين دوره و شرايط انتظار تحولات انفلابی و کوتاه مدت داشتن انتظاری کم خردانه به نظر ميرسد، آن هم برای مردمی که تجربه تلخ يک حرکت انفلابی (با تمام اهداف مقدسی که داشت) را به دوش می کشند. مسلما آقای خاتمی خوب می داند که يک حرکت صحيح و منطقی برای پيروزی و نهادينه شدن، نياز به آموزش مردم و آگاه شدن آنان دارد. در ضمن اينگونه تحولات بايد به تدريج واقع شود. مردم کشور ما به علت تجربه دوران های طولانی استبداد و ديکتاتوری طبعا اينگونه حکومت ها را در عمق وجود خود پذيرفته و ناخودآگاه به آن احساس نياز ميکنند. برای تصحيح اين طرز فکر بايد تفکر صحيح را به تدريج و با تمرين های آرام آرام مردمسالاری در روح و جان آنان نهادينه کرد. و اين کاری است که خاتمی کرده و ميکند. اگر بيطرفانه به مسائل کشور نکاه کنيم متوجه ميشويم که مردم ما هنوز آمادگی کامل برای پذيرش اهداف اصلاحات (قانون مداری و مردمسالاری) را نداشته و ندارند. م ش - اصفهان

هر دو جوان عزيز نظراتشان جالبه، ولی قبول کنيم که خاتمی «نقد حاکمان» را روال کرد، حاکمانی که با انتسابشان به اسلام و ولايت، ادعای قدسی دارند و هنوز توان تحمل طنز سينمايی فيلم مارمولک (که بيانگر گوشه ناچيزی از واقعيات جامعه ايرانی است) را ندارند. فراموش نکنيد که «مخالف هاشمی، مخالف پيامبر» قلمداد می شد. خاتمی هيچ ادعايی نداشته و ندارد. فقط روشنگری کرده و گذشته تاريخ استبدادی ما را ياد آور بوده... در تبريز به زمان اوج محبوبيت و قدرت خاتمی، آخوندی بنام داديزاده، از ليدرهای معنوی انصار حزب اله تبريز، در بين نماز مغرب و عشاء، در سخنرانی کوتاهش، خاتمی را « ولدالزنا» ناميد... خاتمی رئيس جمهور چنين جوّ و جامعه ای هست. مدعی هم نبوده، اگر وعده ای داده، حداقل مردم و جوانان را با حق و حقوق شهروندی آشنا کرده و توقعات مردمی را افزايش داده، در نتيجه منتخبين انتصابی مجلس هفتم محافظه کاران، با شعارهای اصلاح طلبان به ميدان آمدند... در چنين جامعه ای قدرت واقعی در اختيار جمهور نيست چرا که، فرماندهان سرکوب کوی دانشگاه تهران و دانشگاه تبريز در وقايع ۱۸ و ۲۰ تير، با انتصابشان به نمايندگی مجلس هفتم، عملاً مورد قدرشناسی مقام ولايت قرار می گيرند. خاتمی مردم را به حق و حقوق انسانی انباشته در طول تاريخ استبدادی ايران، آشنا کرد. مهاب - ايران

فراموش نکنيم که دوم خرداد اتفاقی از روی بی اطلاعی و بی خبری ملت نبود که اکنون با گذشت زمان بخواهد از ارزش و اعتبار آن کاسته شود، بلکه از دل ملت و با وفاداری به آرمانهای اصيل آن و به ويژه بر جنبه ی مردمسالارانه ی نظام بر آمد. دوم خرداد چيزی نبود جز "حديث" يا گفتمان بيداری و آزادی خواهی و استقلال طلبی و پيشرفت جويی ملت ما... آزاد - تهران

هر دو جوان گرامی به سرنوشت کشورشان علاقمند و نسبت به آن حساس هستند. تفاوت عقايد آنها نيز جالب است و حتی تا حدی نشانگر تفاوت جوانان نا اميد داخل ايران و جوانان اميدوارتری که در خارج اقامت دارند. استدلالهای علی با اين وجود در مواردی پذيرفتنی نيستند و به سمت دفاع مطلق از خاتمی پيش ميروند درحاليکه عملکرد چند سال اخير خاتمی خصوصا در قضايايی مانند انتخابات مجلس هفتم اصلا قابل دفاع نيست و نشانه انفعال و ترس شديد اوست. خاتمی حتی در برخورد با زير دستانش (مثلا وزرای نالايقی که خود انتخاب کرده) بسيار ضعيف و انفعالی عمل ميکند... قلی فرهی - ايران

خاتمی اين بار هم همان حرف های قبلی اش را تکرار کرد... ما که ديگر اميدی به آقای خاتمی و همفکرانشان نداريم و برای خودم و هم نسلانم متاسفم که بهترين سالهای عمرمان را صرف حمايت از کسی کرديم که به وعده های خود عمل نکرد. خاتمی و مجلسيان همفکر او بهترين لحظات را برای انجام اصلاحات از دست دادند. از قتلهای زنجيره ای گرفته تا ۱۸ تير و حکم حکومتی رهبر در باره مطبوعات تا همين انتخابات اخير. به آقای خاتمی می گويم ما امروز آزادی نداريم، رفاه وتأمين اجتماعی نداريم و امروز بيکاريم و امروزهزاران مشکل و حرف نکفته داريم نامه شما برای فردای ماست امروز را چه کنيم؟ سينا ۲۴ساله - خوزستان

من باز هم به خاتمی رأی می دهم. نظرات علی منطقی تر است. متأسفانه ما جوانها سه خصلت داريم که نياز به اصلاح دارد. خيلی ميخواهيم، سريع ميخواهيم و بی زحمت ميخواهيم. دگرگونی عميق اجتماعی نياز به زمان طولانی دارد. ما هنوز در راه مصدق هستيم و در اين مدت تنها خاتمی قدری آن را به جلو راند. وقتی خاتمی دانشمند را با بوش مفايسه می کنم می بينم ما ايرانيان رئيس جمهوری داريم که مايه ی مباهات است و آمريکايی ها رييس جمهوری دارند که مايه شرمساری است. بايد قدر خاتمی را دانست. مردمی که از مصدق حمايت نکردند خود ضرر کردند. حسين - بن آلمان

به نظر من خاتمی اندک روزنه های اميد و آرزو برای يک جامعه پيشرفته را برای ايرانيان از بين برد. او آزادی و قانون و دموکراسی را با خود همان کلمات از چشم مردم انداخت. از هر کدام اين کلمات در حرف بيشترين استفاده و در عمل کمترين استفاده شد و ابهت اين کلمات در چشم افکار عمومی به طور مسخره آميزی از بين رفت. وی زمانی گفت که دانشجو بايد مطالباتش را به راحتی بيان کند و وقتی رئيس جمهور يک ممکلت اين حرف را ميزند يعنی همه راهها برای ابراز عقايد باز است ولی در عمل ديديم دانشجويی که جزو نخبگان مملکت بوده و با رتبه علمی بالا در بهترين دانشگاه کشور درس ميخواند، به جرم ابراز عقيده سالهاست در سلول انفرادی بسر ميبرد ولی خاتمی حتی زحمت يک دلجويی شفاهی به خود نميدهد. خاتمی به قول تندروها فقط باعث شد که موشهايی که سالها مخفی بودند آفتابی شوند و از اين راه کمک بزرگی به استبداد کرد. احمد - اردبيل

به خاتمی بايد همچون يک پروژه نگاه کنيم. پروژه ای که در ادامه تلاش های چندين ساله اين ملت برای رسيدن به استقلال، آزادی و پيشرفت است. اين پروژه بايد تا زمانيکه ملت به حق خود که قرار گرفتن درمکانتی شايسته شأن يک ملت باستانی و تمدن سازاست ادامه داشته باشد. ناکاميهای خاتمی را تنها بايد مشکلات و موانع پروژه دانست. او فردا خرقه قدرت را از تن بيرون خواهد آورد و در گوشه ای همچون کتابخانه ملی به تامل و انديشه می پردازد ولی ملت بايد برای رسيدن به آنچه که حق خود می داند همچنان پرتلاش وپرانرژی به مسير خود ادامه دهد. لختی بينديشيم. ملت هايی شاهد پيشرفت وموفقيت را در آغوش گرفتند که به جای اتکا به قهرمانان به نيروی اراده جمعی خود تکيه زدند. نادعلی محسنی نسب - تهران

به نظر من يک حکومت نمی تواند ماورای امکانات و چارچوب جامعه کاری انجام دهد. حکومت اگر ادعای حلال زادگی بکند باز از همين ملت است. ملت امروز ما بر خلاف يک نسل پيش حافظه تاريخی خود را از دست داده است و نمی تواند درک درستی از جهان و تحولات جهانی داشته باشند. انتظارات بيجا از يک فرشته هيچ وقت ما را به جايی نمی رساند و بايد گفت که آقای خاتمی بزرگترين کاری که بايد می شد را انجام دادند. شهرام وصفی - سراب

من هم از آقای خاتمی سؤال دارم: به چه حقی در مقابل آن همه ادعای واهی به خودتان اجازه ميدهيد به اين سادگی همه بی لياقتی ها و بی مسئوليتی ها را به گردن ديگران بياندازيد؟ شما و تنها شما مسئول همه خرابکاری ها هستيد... هومن - تهران

به نظر من بنی صدر خيلی از خاتمی صادق تر بود. محمد علی - تهران

بنده نامه رئيس جمهور را کاملاً و با دقت خواندم. بعضی از قسمتهای سخنانش را قبول دارم و بعضی را نه. استبدادزدگی ملت ما درست است، زود اميد بستن درست است، اما زود دلسرد شدن نه. در تاريخ يک صدساله ايران اصلاحات راه زيادی را پيموده است و نهايتاً با صرف هزينه هايی گزاف يک دموکراسی ناقص الخلقه که بسيار مستعد فساد بود در سال ۵۷ روی کار آمد. حکومتی شبه دموکراسی با رهبری کاريزمايی که سرنوشت مشخصی در تاريخ دارد. اما علت اينکه فساد آن دير نمايان شد اولاً وجود رهبری امام بود و ديگری جنگ. اما زمينه استبداد و فساد کماکان وجود داشت چون سيستم حکومتی که بعد از انقلاب پايه گذاری شد و در اصلاحات قانون اساسی سال ۶۸ شکل غير دموکراتيک بيشتری به خود گرفت از دايره نظارتی مردم خارج است. و جايی که نظارت نباشد يا فساد متولد می شود يا ديکتاتوری. مردم با اين همه اميدشان را از دست ندادند و با ديگر در خرداد ۷۶ با اکثريت قاطع به اصلاحات آقای خاتمی رأی دادند. آرايی که در طول تاريخ اصلاحات اين مرز و بوم بی سابقه بود. از طرف ديگر هرچند قانون اساسی بعد از تغييرات سال ۶۸ بسيار بسته شده است اما هنوز روزنه هايی در آن هست که بتوان فعلا از آن استفاده نمود تا در يک فرصت مناسب در قانون اساسی نيز اصلاحات انجام داد، بنابراين آقای خاتمی از طرف مردم مأموريت داشتند تا با استفاده از همين قانون به اصلاحات دست بزند. پس ابزارهای تقريباً مناسب را نيز در اختيار داشتند. اما ايشان مصلحت امروز و آرامش امروز را قربانی مصالح و آسايش فردا کردند. ايشان به ملت توصيه کردند که منتظر قهرمان نباشند ولی بايد عرض کنم که مردم منتظر قهرمان نبودند و انتظاراتی که از شما دارند انتظاری نيست که از يک قهرمان دارند. از شما انتظار دارند چون قدرت خود را در قالب قانون به شما منتقل کرده اند. و اگر شما موضعگيری بکنيد يا از تخلفات آشکار جلوگيری بکنيد يک فعل قهرمان مآبانه نکرده ايد بلکه به وظيفه قانونی خود عمل کرده ايد. اولين وظيفه شما دفاع از قانون اساسی است، پس چرا در مقابل حکم حکومتی که يک حکم غيرقانونی و غيردموکراتيک بود سر تسليم فرود آورديد؟ هرچند جناب آقای خاتمی از چهره های استثنايی نظام، انقلاب و روحانيت است که اينقدر انتقادپذير است اما نتوانستند رهبری اصلاحات را به درستی انجام دهند. ايشان نمی خواستند در رأس اپوزيسيون باشند و آن را طنز تاريخی قلمداد می کنند در صورتی که ملت به ايشان تحت عنوان رهبری اصلاحات رأی دادند و مجلس ششم را نيز برای پيشبرد سريعتر اصلاحات با ايشان همسو کردند. اما به نظر بنده ايشان به اصلاحات در چارچوب همين قانون اساسی و تحت رهبری ولايت فقيه معتقدند در صورتی که مردم خواهان يک حکومت کاملاً دموکراتيک هستند. و از اينجا است که راه مردم و رئيس جمهور جدا می شود. مرتضی - تهران

تنها لفظی که نمی توان به خاتمی چسباند دروغگويی بود زيرا او با صداقت امد و با صداقت هم تمام کرد و به ناتوانی خود در مواردی اعتراف کرد ولی کارهايی را در نظام جمهوری اسلامی ايران انجام داد که طی ۲۵ سال در ايران بی نظير بود. که يکی از آنها نشان دادن تصوير واقعی تمدن و فرهنگ و اصالت ايرانيان بود و نيز توانايی های جوانان ايرانی را برای جهان به تصوير کشيد و در نگاهی وسيع تر جمهوری اسلامی را به جهان معرفی کرد و انحصار خبری جهان در مورد ايران را درهم شکست. حسين - تهران

يأس و نا اميدی بذری است که اهریمن در دل ما می کارد تا از ثمره آن که ضعف و سستی است بهره ها یابد. فردای باشکوه ما در گرو دست و پنجه نرم کردن من و تو در میانه میدانی است که در يک سوی آن، منفعت طلبان درونی در خرقه های رنگارنگ و در سوی دیگر، بلوکهای قدرت جهانی قرار دارند. خاتمی و مدیران دیگر تنها خرقه مدیریت را بر تن می کنند و بر مسند هدایت این کشتی می نشینند. قدرت حقیقی در لایه های اجتماعی و هرم مدیریت و امکانات سخت افزاری و ابزارهای نرم افزاری ما و در یک کلام، سرمایه میهنی ماست. اصلاحات حقیقی جز در اصلاح اندیشه مردمان میهنمان و جز در شکوفایی نبوغ مدیرانمان نیست. پس فردای بهتر را با همتی مردانه و با تدبیری علمی آغاز کنيم. محمد اسماعيلی

من هم با نظر عاطفه در مورد عدم فساد و روشنفکری آقای خاتمی موافقم و دليل انتخاب اولين بار ايشان از طرف من همين بود، هنوز هم به اين موضوع اعتقاد دارم ولی به اين اعتقاد هم پايبندم که اين دو خصيصه برای بازی سياست کافی نيست و تسامح هم حد دارد و هميشه با منافع نگری و مصلحت انديشی نمی توان کارها را پيش برد. انتخابات مجلس بهترين فرصت برای نشان دادن قدرت بيست ميليون رأی آقای خاتمی به طرف مقابل و اقليت بود که ايشان با ملاحظه نگری اين فرصت را از خود و ملت ستمديده دريغ کردند و سرنوشت خود و ملت را به تاريکی و مبهم سوق دادند. استعفا آخرين و بهترين راه برای نشان دادن فساد و ظلم و ديکتاتوری شورای نگهبان و دستگاه قضايی و رهبری بود. حيف و صد حيف که از دست رفت و فکر نمی کنم به اين زودی چنين شانسی برای ايران به دست بيايد. فقط می تونم بگوم که آقای خاتمی متأسفم. فريد - فرانکفورت (آلمان)

نامه ای که به درد امروز نمی خورد چگونه می تواند درد فردا را مداوا کند؟ سهراب - لندن

علی و عاطفه هردوتايشان عقايد جالبی دارند. دوتايشان هم گفته هايشان را به قدری باور دارند که کاملاً در عقايدشان ثابت قدمند و اين فرق انسانها در فکر و نظر است. ولی نظرات علی برايم جالبتر و قابل قبولتر است. فقط يک چيز به همه می خواستم بگويم؛ نمی دانم چرا بيشتر مردم ما می خواهند که يکی باشد که لقمه آدم را توی دهانشان بگذارند. همه دم از اين می زنند که مثلاً خاتمی کارش را درست انجام نداد ولی يک سؤال دارم از اين همه چيزدانهای حق به جانب: شما چی کار کرديد؟ مطمئنيد که شما هم وظيفه خودتان و به بهترين شکل انجام داديد؟ بياييد کمی توقعات نامعقول خودمان را پائين بياوريم و کمی آستينهايمان و بالا بزنيم و چند تا کار خوب و مفيد برای مردمان کشور خودمان انجام بدهيم. نگوييم برای که برای چه، بگوييم برای من برای تو. سپيده - تبريز

نامه خاتمی فقط انشای خوبی است که نمره خوب می گيرد اما گناهش که همان پشت کردن به مردم است پاک نمی شود. وی مردم را به حاکميت فروخت. حسن - اردبيل

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران