BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 14:31 گرينويچ - سه شنبه 25 آوريل 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
حادثه چرنوبيل: از زبان آسيب ديدگان
 
بيست سال از انفجار نيروگاه هسته ای چرنوبيل در اوکراين، که بدترين فاجعه هسته ای تاريخ خوانده می شود، می گذرد؛ فاجعه ای که به گفته سازمان ملل متحد، باعث 9 هزار مرگ در اثر ابتلا به سرطان شده است، هر چند گروه صلح سبز، سازمان مدافع محیط زيست، می گويد که اين رقم به 93 هزار می رسد. در زير چند تجربه شخصی از کسانی که به طور مستقيم از اين حادثه متاثر شده اند را بخوانيد:

هانا، ساکن روستايی در نزديکی چرنوبيل

"حتی اگر بميرم، حاضر نيستم دوباره به آنجا بازگردم"

هانا سمنکو، ۷۸ ساله ، ساکن روستای ايلينتسک در نزديکی چرنوبيل است. او پس از منتقل شدن به روستای ياهوتين که ۱۶۰ کيلومتر دورتر است، دوباره به روستای خود بازگشت:

"آنها سر ما کلاه گذاشتند. آنها گفتند که فقط برای سه روز می خواهند ما را از محل زندگيمان دور کنند، اما بعد ما را به آن سر دنيا منتقل کردند. همه دار و ندارمان را تحويل مقامات داديم و دست خالی خانه و زندگيمان را رها کرديم.

من زمستان را در ياهوتين گذراندم، اما بعد در فصل بهار دوباره به روستای خودم بازگشتم. در آنجا به جز دشت نيمه خشک چيزی وجود نداشت در حالی که اطراف روستای ما را جنگل و رودخانه فرا گرفته است. به همين خاطر خيلی از افرد کم سن و سال جان خودشان را آنجا از دست دادند. حتی اگر بميرم، حاضر نيستم دوباره به آنجا بازگردم.

برادر من نخستين سالهای پس از واقعه چرنوبيل را همين جا گذراند. دخترش هم ازدواج کرد و صاحب يک پسر بچه سالم و تندرست شد. آنها پيش از ترک روستا، سالهای زيادی را در اينجا سپری کردند. من نمی فهمم، اين چه جور تشعشعی است که از آن صحبت می شود؟

آنها ما را فريب دادند و به روستای دور افتاده ای بردند که ميزان تشعشع در آنجا بيشتر از اينجاست. اينجا ما آب و برق داريم، سيب زمينی و کلم و گوجه فرنگی می کاريم و فروشگاههای سيار هم، هفته ای دو دفعه به ما سر می زنند.

تعداد کل ساکنان روستای ما ۳۶ نفر است که هر کدام در يک گوشه زندگی می کنند. اغلب آنها هم سن و سال من يا مسن تر هستند و رفت و آمد چندانی با هم ندارند. زن و شوهری هستند که ۹۰ سال يا بيشتر دارند. شايد فردا ديگر در ميان ما نباشند."

اولکسی، متصدی سابق راکتور هسته ای

"وقتی به محل حادثه رسيدم و نيروگاه ويران شده را ديدم، مو بر اندامم راست شد"

"اولکسی برئوس، متصدی سابق يکی از راکتورهای اتمی چرنوبيل که اکنون به حرفه خبرنگاری و دنيای هنر رو آورده است.

روز بيست و ششم آوريل قرار بود بعد چند روز مرخصی برگردم سر کار. قهوه ام رو خوردم و سوار اتوبوس شدم.

اصلا خبر نداشتم که اتفاقی رخ داده، حتی خود تاسيسات نيروگاه هم از آپارتمانم ديده می شد.

وقتی به محل حادثه رسيدم و نيروگاه ويران شده را ديدم، مو بر اندامم راست شد.

ويرانی چنان گسترده بود که به خودم گفتم حتما اغلب کارمندان شب کار کشته شده اند. نمی فهميدم آخر مرا برای چه به اينجا آورده اند. مگر چه کمکی از دست من بر می آيد؟

اما بعد که وارد تاسيسات شدم، ديدم که دارند برای خنک کردن راکتور روی آن آب سرد می ريزند و من هم بايد کمک کنم.

عملا چند دقيقه بيشتر در مجاورت راکتور نبودم. با سه نفر از همکارانم وارد يکی از اتاقهای تخريب شده شديم که بيشترين فاصله را با راکتور داشت. شيرهای آب را باز کرديم تا آب روی لوله های متصل به راکتور بريزد و بعد به اتاق کنترل برگشتيم.

دقيقا نمی دانم شدت تشعشعات موجود چقدر بود اما بر اساس رقمی که به من گفته شد، در اطراف اتاق کنترل ۱۰۰۰ برابر ميزان مجاز بود. البته آنطور که من حساب کردم هنوز در سطحی بود که بشود تحملش کرد.

بعد از دو روز کار کردن در يکی از واحدها مرا از منطقه تشعشعات خارج کردند و کمی بعد هم به کلی از کار مرخص شدم."

لنا، از ساکنان منطقه

"بيمارستان پر بود از زنان حامله و پزشکان می گفتند که تنها گزينه های موجود، سقط جنين يا زايمان زودتر از موعد با استفاده از دارو است"

"لنا کستوچنکو، ۳۹ ساله و آنيا، دختر ۱۹ ساله او، از ساکنان سابق منطقه چرنوبيل هستند که پس از حادثه اتمی به شهر کيف منتقل شدند.

هنگامی که اين حادثه اتفاق افتاد پنج ماهه حامله بودم. من و شوهرم برای تعطيلات آخر هفته به خانه مادرم رفته بوديم که در روستايی در جنوب نيروگاه واقع بود.

شنبه صبح که از خواب بيدارشديم تصميم گرفتيم برای خريد لباسهای مخصوص حاملگی به چرنوبيل بريم چون نزديکترين شهر بزرگ به ما بود.

به ايستگاه اتوبوس که رسيديم ديديم خيابان اصلی پر از ماشين های آتش نشانی و خودروهای نظامی است. هر چه صبر کرديم اتوبوسی نيامد. بالاخره يک مامور پليس به ما گفت که به دليل بروز سانحه، اتوبوسی نخواهد آمد.

از آنجا که قبلا هم حوادث کوچکی اتفاق افتاده بود، ما چندان نگران نشديم و تمام روز را به باغبانی گذرانديم.

روز يکشنبه بايد برای کار به شهر پريپيات می رفتم اما چون باز هم اثری از اتوبوس نبود، مجبور شدم پياده به راه بيفتم.

هنوز نصف راه را طی نکرده بودم که ناگهان حالم بسيار بد شد. شوهرم مرا تا خانه همراهی کرد و بعد تنهايی راه افتاد تا خود را به شهر پريپيات که در آنجا کار می کرد برساند.

وقتی برگشت، گفت تمام شهر را تخليه کرده اند. بالاخره يک مامور پليس واقعيت را به من گفت. او گفت که به علت وجود تشعشعات شديد زنهای حامله بايد به هر قيمتی شده شهر را ترک کنند. آن موقع نمی دانستم معنی تشعشع چيست.

سقط جنين

پليس خيلی از جاده ها را بسته بود و ما به اجبار از طريق جاده های فرعی به طرف شهر ايوانکيف راه افتاديم. دو روز بعد که به بيمارستان رسيدم پزشکان لباسهايم را دور ريختند و بدنم را زير دوش آب سرد شستشو دادند تا آلودگی های راديو اکتيو از بدنم پاک شود.

بيمارستان پر بود از زنان حامله و پزشکان می گفتند که تنها گزينه های موجود، سقط جنين يا زايمان زودتر از موعد با استفاده از داروست. بعد از آنکه با عجله چند عمل سقط جنين انجام دادند، ناگهان تصميمشان عوض شد و گفتند که همه زنها بايد بچه هايشان را به دنيا بياورند.

آنيا دو ماه زودتر از موعد متولد شد. او موقع تولد نسبتا بزرگ بود - دو و نيم کيلو وزن داشت و قدش ۴۹ سانتيمتر بود - اما ناخنهايش نروييده بود و رنگ پوستش زرد بود، به همين دليل تحت مراقبتهای ويژه قرار گرفت و تا هشت روز نتوانستم ببينمش.

بيماری خونی

وقتی به "کی يف" بازگشتيم، متخصصان بيمارستان، آنيا را بعد از معاينه اول فوری بستری کردند. ميزان هموگلوبولين خونش يک چهارم تا يک سوم از حد طبيعی بالاتر بود. آن موقع هيچ کس فکر نمی کرد اين مسئله بتواند ربطی به چرنوبيل داشته باشه.

مدتها بعد يک پزشک متخصص به من گفت که اين مشگل ناشی از بد اقبالی من است که در زمان وقوع حادثه چرنوبيل در آن حوالی بوده ام.

آنيا بيماری خونی خيلی نادری دارد که سيستم ايمنی بدن او را تقريبا به طور کامل از کار انداخته است. آنيا در سال ۲۰۰۴ در اثر ابتلا به مننژيت سه روز در حالت اغما فرو رفت. آن موقع يک پزشک به من گفت که زنده نخواهد ماند، اما به هر شکلی بود در برابر مرگ مقاومت کرد."

 
 
اظهار نظرهای خود را بفرستيد
 

نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
چرنوبيلعکس
شهر از دست رفته ای چرنوبيل بيست سال پس از انفجار هسته ای
 
 
چرنوبيلعکس
سالگرد واقعه چرنوبيل: به شهر ارواح خوش آمديد!
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران