http://www.bbcpersian.com

13:57 گرينويچ - يکشنبه 29 اوت 2004

بهزاد بلور

پاسخهای داريوش اقبالی به سؤالات شما - بخش دوم

ادامه گفتگوی بهزاد بلور با داريوش اقبالی که به سئوالات شما پاسخ داده است:


وحيد محمدی از افغانستان گفته که من يکی از طرفداران شما هستم، خيلی دوست دارم که شما افغانی هم بخوانيد.

ممنون از اين برادر افغانی. من در قديم چند آهنگ با ملودی افغانی خوانده ام ولی حتما در آينده آهنگهای افغانی هم خواهم خواند.

چندين پيک برای بی بی سی فرستاده شده و در مورد آهنگ ياور هميشه مؤمن سؤال شده که آيا داستانی پشت اين آهنگ هست و شاعر و آهنگسازش کی هست؟

سازنده آهنگ، دوستم آقای فريد زلاند هستن، آقای واروژان اون رو تنظيم کردن و شعرش را هم آقای ايرج جنتی عطايی سرودند.

شاعر حتماً برای خودش داستانی داشت که اين شعر را سرود و البته به ما هم نگفت. ولی زيبايی اين شعر اين است که هر کس می تواند با ديدگاهی که خود دارد از اين شعر برداشت شخصی داشته باشد. حتماً برای شاعر چنين اتفاقی افتاده که از اون ايده گرفته.

حميد کابلی از کانادا ميگه که سالهای زيادی است که از آهنگهای شما لذت ميبرم، شنونده های افغانی شما هم کم نيستند ولی از جانب شما گويا خيلی علاقه متقابلی وجود ندارد؟

دوست عزيز شما چطور به اين راحتی انسان را محکوم می کنيد. اينطور نيست و من بسيار علاقه مند هستم ولی بر اساس چه الگويی اين حرف را می زنيد. اتفاقاً من از طريق يک دوست افغانی که دارم، قرار شده که تعدادی از آهنگهای قديمی افغانی را تهيه و اگر احتياج به بازسازی داشته باشد، انجام دهم.

سبحان ابوذر از مشهد گفته که من آهنگساز هستم و ميخواستم بدونم که ميتونم چند آهنگ رو به شما بدم؟

البته گفته بودين که آهنگهای زيادی داريد که آماده شده هستند و در نوبت قرار دارند.

اگر کاری باشه که من رو به خود جذب کنه در اولويت قرار می گيره و اول صف قرار ميدهم و حتی مواردی بوده که جوانان برای من روی کاست ضبط کرده بودند يا شعرش را به من داده بودند که من به آن علاقه مند شدم و سريع آن را اجرا کردم. ولی اين مهم است که آن شعر و آهنگ چه حرف جديدی داشته و چقدر متفاوت باشد.

محمد جواد از اصفهان گفته که آيا اگر انسان به عشقش برسه شيرين تر است يا که بهتره به اون نرسه؟

چرا که نه، انسان بهتره که به عشقش برسه ولی بايد برای نگه داشتنش تلاش کنه.

سينا از تهران پرسيده که شما با همسرتون خانم ونوس چطور آشنا شدين؟

من همسرم را از سالها قبل که با خانواده ايشان دوستی داشتم می شناختم و به خاطر اين روابط دوستانه از ابراز عشق و علاقه خود نسبت به ايشان خودداری می کردم و حتماً ميدانی چه مشکله بيان احساس، زمانی که نگرانی مبادا جواب منفی باشد. اولين بار من ايشان را در سال ۱۹۹۸ در پاريس ملاقات کردم و در سال ۲۰۰۳ از ايشان تقاضای ازدواج کردم و ما به تازگی صاحب فرزندی شديم که اسمش را ميلاد گذشتيم چونکه در کنار هر دوی آنها احساس خوشبختی ميکنم و از خداوند سپاسگزارم که به زندگی من ميلادی دوباره داد.

عسکر سعيد پور از شيراز پرسيده که همسرتون کدام آهنگ شما رو بيشتر دوست دارند؟ و آيا براشون خودتون ميخونيد؟ و خودتون کدوم آهنگتون رو بيشتر دوست دارين؟

همسر من آهنگ شيرين شيرين رو خيلی دوست دارند و اگر بخوان هميشه براشون می خونم. اين سوال سختی هستش چونکه من همه را دوست دارم ولی آهنگ "بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود "را خيلی دوست دارم که شعر اين آهنگ رو آقای شهريار قنبری با اقتباس از يکی از شعرهای مولوی گفته بود.

وحيد از ياسوج سؤالی که پرسيده اين هست که شما چرا هيچ وقت ريشتون رو نمی زنيد؟

علتش اين هست که من ديگه عادت کردم به ريش داشتن و با اون راحت هستم و يک دليل ديگه هم به خاطر اين هست که پوششی هست بر روی قسمتی از صورتم که با اسيد سوخته بود.

آقای داريوش ميشه يک خلاصه ای از اون حادثه رو برای ما تعريف کنين؟

اون موقع و حتی الان در آمريکا روزنامه ها برای بالا رفتن تيراژ خودشون داستانهای غيرواقعی درباره خواننده ها می ساختند که من هم از اين مسئله مستثنی نبودم. شايعاتی رو در مورد من نوشته بودند و اون توطئه ای بود که توسط چند روزنامه خاص از قبل شده بود به طوريکه حتی عکاسهای اين روزنامه ها هم در اونجا حضور داشتند. من در کاباره جزيره مشغول خواندن بودم که خانمی به روی صحنه آمد و روی صورت من اسيد پاشيد و من باعث و بانيش رو چند رسانه داخل کشور ميدونم که به دروغ در مورد من مطلب می نوشتند. من اون موقع ۲۳ - ۲۴ ساله بودم.

محمد از جهرم با پيکی که به بی بی سی داده پرسيده که آقای داريوش، خواننده محبوبتون کی هست ؟ و از نظر شما دوست کی هست؟ و عشق يعنی چی ؟

من صداهای اکثر خواننده های همکارم رو گوش ميکنم و دوست دارم. من اگر کار خوبی بشنوم، لذت ميبرم و هيچ وقت به اين فکر نکردم که طرفدار چه کسی هستم.

دوست کسی هست که همدل باشه تا همزبون. ميگن ،" از حرف دوست نرنج، اگر عمل خلافی کرد ازش برنج". دوست اونی هست که حقيقت را مطرح کنه، دلسوزت باشه و در سختی ها همراهت باشه. دوست اونی هست که با احترام باهات برخورد کنه و پشت سرت هم همونی باشه که در مقابلت هست.

عشق زمانی رشد ميکنه و شکل ميگيره که کاری کنيم که طرف مقابل ما رو دوست داشته باشه و نه اينکه فقط بگيم من چی دوست دارم. در عشق آدم بايد کاری کنه که طرف مقابل آزار نبينه. عشق اونی هست که دو نفر به هم احترام کامل بذارن و خود رأيی در اين رابطه جايی نداره. عشق يعنی گذشت ، يعنی ايثار، يعنی محبت. عشق چيزی نيست که وقتی بهش برسيد اون رو محدود کنيد و بخواهيد تحت کنترل و اختيار خودتون در بياريد.

آقای داريوش در پيکی که برای بی بی سی فرستاده شده در مورد داستان آهنگ شقايق پرسيدند؟

همانطور که در مورد ياور هميشه مؤمن گفتم، اين شعر هم مربوط ميشه به ديدگاه اردلان سرفراز. شقايق گلی هست که به صورت سمبوليک به اسارت گرفته ميشه و مورد تهاجم قرار ميگيره. اين شعر گله و شکايتی هست که شاعر با گل شقايق ميکنه و حتماً شاعر خاطره ای داشته که اين شعر رو سروده.

اين رو سيد مهدی و جعفر موسوی از اراک پرسيده بودند و اينکه چرا در سايت شما امکان دانلود کردن آهنگ ها وجود نداره؟

من طی صحبتی که با طراحين سايت انجام دادم قرار شده که تا حدوداً دو ماه آينده تمام آهنگ هايم بر روی سايت قرار بگيره و خودم هم مشغول نوشتن متن آهنگ ها هستم، که هيچ غلطی نداشته باشن.

و آيا اين ضرر نيست برای شما؟

ضرری از اين بالاتر نيست که ما غربت نشين هستيم. ما دوست داريم که همه صدای ما رو بشنوند.

حسام از کانادا ميگه که آقای داريوش خوب ميشه که اگر آهنگ های قديمی و معروف تون رو دوباره بخونيد چونکه خيلی از اونها با کيفيت بد در بازار وجود دارن.

اين عزيز کاملا درست ميگه. اميدوارم وقتی بشه که بتونم اين کار رو انجام بدم.

چند تا از بچه ها پرسيدند که زادگاه شما کجاست؟ و اهل کجا هستين؟

من در تهران به دنيا آمدم، در خيابان تخت جمشيد. ولی پدر و مادرم اهل آذربايجان هستند.

مهناز از آلمان پرسيده که چرا شما يک آلبوم به زبان ترکی نمی خوانيد؟ و آيا آهنگی به اسم آنا به زبان ترکی خوندين؟

من چندين بار سعی کردم که اين کار رو انجام بدم و بالأخره هم انجام خواهم داد چون من نيتم اين هست که آهنگ ترکی را با سازهای اصيل و نه سازهای غربی بخوانم و تصميم دارم اگر در باکو يا آذربايجان کنسرت داشته باشم حتماً مجموعه ای را به زبان ترکی به صورت سی دی ضبط کنم.

اين آهنگ که به معنی مادر هست رو من با ساز اصيل خوندم ولی اين آهنگ خام بود و هنوز کامل نشده بود و يکی از استوديوهايی که در لس آنجلس هست اون رو به همين صورت منتشر کرد.

بهنام از اصفهان پرسيده که آيا آهنگ گل بی خار رو شما خوندين؟

نه من چنين آهنگی رو نخوندم و صدای من نيست. شباهت صدا هميشه وجود داره و به قول دوستی يک جوکی می گفت که در يک مسابقه ای که برای تقليد از صدای داريوش برگزار ميشد، داريوش هم شرکت ميکنه و چهارم ميشه!

در مورد اعتياد برای بی بی سی سؤالهای جالبی آمده که از شما پرسيدن. مهدی حسنی از تهران گفته لطفاً از آقای داريوش بپرسيد برای جوانانی که برای بهتر درس خواندن از مواد مخدر استفاده می کنند چه توصيه ای داريد؟ و همين طور ياشار رحيمی از ياسوج گفته اگر ممکنه جوانان داخل وطن رو به ترک اعتياد راهنمايی کنيد چون شما مثل فرشته نجات برای اين جوانان هستيد.

من سعی می کنم از طريق برنامه های راديوئی، تلويزيونی و سمينارهايی که برگزار می کنيم، آگاهی های لازم رو برای مبارزه با اين بيماری که سرزمين ما رو داره از بين می بره و جوانها رو آلوده ميکنه، بدهم. جوان ها فکر نکنن که با کشيدن يک سيگار و خوردن يک قرص به دام اعتياد نمی افتند و خودشون رو مستثنی ندونند. اين مثل دانه ای هست که کاشته و آبياری ميشه که بعدش ديگه کنترل کردنش مشکله. من که اين تجربه تلخ رو دارم ميخوام به شما بگم که اين بيماری در درون شما رشد ميکنه و باعث آزارتون ميشه. مثلاً برای اينکه امتحان رو خوب بديد قرصی مصرف می کنيد، ممکنه که در لحظات آنی به شما يک انرژی کاذب بده ولی در هنگامی که بايد مغزتون کاری انجام بده کاملاً قفل ميشه و از کار می افته. و اين مواد انرژی زيادی مصرف می کنند. من خواهشم اينه که خودتون و جسم و روحتون رو در اختيار مواد مخدر حتی ساده ترينش هم قرار ندين چون برای معتاد شدن هيچ کس مستثنی نيست. هر کس که ميگه من مصرف ميکنم ولی معتاد نمی شوم ، اشتباه ميکنه چونکه به مرور اين مسأله درونش رشد می کنه و مثل يک زندانی می شويد که نمی دونين مشکلتون چيه. من اميدوارم که با پيامهايی که در آينده از طريق سمينارها و برنامه های ديگه خواهم داشت آگاهی های لازم رو باز هم به جوانان بدهم.

آرش از بلژيک پرسيده که چرا شما کار تون رو با راديو ايران متوقف کرديم؟

متأسفانه دلايل مختلفی وجود داره. مديريت راديو برخوردهاشون و ديدگاه هاشون خيلی متفاوت بود. البته نمی خوام وارد جزئيات بشم چونکه همه از نظرِ من محترم هستن. نقشه رسانه های خارج از کشور بسيار می تونه سازنده باشه و ميشه پيام های آگاهی دهنده زيادی از اون طريق فرستاد ولی متأسفانه راديو ياران ترجيح داد همکاريش رو با ما قطع کنه، که به خاطر مسائل و ديدگاه های سياسی شون بوده، ولی ما هم دست از تلاش بر نداشتيم تا يک پايگاه ثابت، مفيد و بی طرفی رو برای اين کار پيدا کنيم.

محمد از تهران گفته که خيلی دوست دارم که در دبی اجرای کنسرت داشته باشيد که ما هم بتونيم بياييم. آيا همچين تصميمی داريد؟

بله اگر در دبی فرصتی پيش بياد که به خواسته های معنوی من هم احترام گذاشته بشه، با توجه به اينکه دبی الان به صورت يک مرکز تفريحی که نزديک به ايران است در آمده و من بتونم صدای خودم رو به گوش هموطنانم برسانم، حتماً خواهم آمد.

شهريار از شيراز پرسيده که شما و آقای ابی در چند مورد همکاری مشترک داشتين، چه مسئله ای پيش اومد که همکاريتون ادامه پيدا نکرد؟

من و ابی با هم اختلافی نداريم، من صداش رو خيلی دوست دارم و براش هم احترام زيادی قائل هستم. هر انسانی ديدگاه ها وسليقه های متفاوتی داره. در مورد کنسرت دبی هم تنها اختلاف سليقه ای پيش آمد که بستگی به شرايط خواندن در اونجا داشت.

دامون از تهران می خواهد نظرِ شما رو در مورد موسيقی راک سنگين بدونه و اينکه آيا اصلاً گوش ميکنين؟

من اشعاری که در آهنگ های سنگين راک خونده ميشه رو دوست دارم.

مهدی حسنی از تهران ميگه که کتاب صفر رو اردلان سر فراز وارد بازار کرده و در اون اشاره مثبتی به شما نکرده، رابطه شما الان چطور هست ؟ و سرانجام آهنگ سال صفر چی شد؟

شايد ايشون هيچ چيز مثبتی در من نديده! ولی احتمالاً ناراحتيشون به خاطر اين هست که چرا "سال صفر" به اين روز افتاد و چرا در اسارت هست، و فکر ميکنه که مقصر من و فريد زلاند هستيم که اين کار مونده و هنوز منتشر نشده.

من هنوز با ايشون در ارتباط هستم و بهشون هم احترام ميذارم. ايشون واقعاً از مشکلاتی که ما در لس آنجلس برای تهيه آهنگ ها داريم بی اطلاع هستن.

و آخرين سؤال اينکه شما به کدوم آهنگ افتخار ميکنين؟

من همه آهنگهام رو دوست داشتم که خوندمشون ولی به آهنگ "دوباره می سازمت وطن" افتخار می کنم.