روزنامه های تهران: آن اهداف و شعارها انقلابی چه شد؟

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۲۳ بهمن با عکس های بزرگ از راه پیمایی سالگرد انقلاب در تهران خبر داده و از جمله سخنان رییس جمهور روحانی را در اشاره به پیش بینی همه پرسی در قانون اساسی با اهمیت دیده اند، موضوعی که رسانه های اصولگرا را خوش نیامده است.

چند روزنامه با اشاره به خبر مرگ یک استاد دانشگاه هوادار محیط زیست در زندان در مقالاتی مسوولیت قوه قضاییه را درباره جان زندانی یادآور شده اند. رسانه های اصلاح طلب با تکرار ادعای دادستانی درباره پرونده جاسوسی برای چند عضو یک نهادغیردولتی هوادار محیط زیست، هیچ انتقادی درباره خودکشی یا مرگ استاد سیدامامی ننوشته اند.

حق نشر عکس بهار
Image caption تیتر و عکس کیانوش محبیان. بهار

آمده ها و نیامده ها به تظاهرات

سعدالله زراعی در یادداشت روز کیهان نوشته: عده‌ای از مردم که در تظاهرات دیروز نبودند بطور طبیعی امکان حضور پیدا نکرده‌اند و از این رو نمی‌توان همه غائبین مراسم بسیار باشکوه دیروز را دلزدگان از نظام و روند آن دانست اما بدون شک عده‌ای از متن مردم که دیروز غایب بودند و البته تعدادشان زیاد نبود، از روند کشور و آنچه در ذیل واژه «نظام سیاسی» می‌شناسند، رضایت ندارند و عده‌ای هم وضع فعلی را انحراف از روند اولیه انقلاب اسلامی و مطالبات اولیه مردم از رهبران انقلاب به حساب می‌آورند.

این مقاله در ادامه طبقه بندی مردم نوشته: آن ها که به تظاهرات نرفته اند خود به تفکرات مختلف تقسیم‌پذیر هستند اما در یک کلام کلی می‌توان گفت انقلاب و نهادهای آن و هر کسی که در نظام، کار و مسئولیتی در دست دارد باید تلاش گسترده‌ای کند تا این بخش از مردم را به قطار انقلاب باز گرداند.

و خلاصه یادداشت روز کیهان این که: در این میان بخشی از این طیف نیازمند تبیین دقیق روند کشور، شرایط موجود، اندازه موفقیت‌های نظام و نیاز مداوم به همراهی مردم برای تحقق همه اهداف انقلاب ۵۷ است که در این خصوص کوتاهی‌هایی وجود دارد و متأسفانه باید گفت بخشی از آنان دریافت کننده هیچ خبر، پیام و تحلیل از درون نظام اسلامی نیستند و بطور کلی خبر و تحلیل خود را از جاهایی که در نقطه مقابل انقلاب هستند دریافت می‌کنند.

سخنان روحانی مکمل حماسه حضور

علی شکوری راد در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: از ابتدای انقلاب همیشه مسئولان در رده‌های مختلف سعی کرده‌اند نظر خودشان را مطابق نظر مردم بدانند، چه آنها که انتخابی بوده‌اند و چه آنها که انتخابی نبوده‌اند، ولی جالب‌تر اینکه تریبون‌های رسمی بیشتر دست کسانی بوده است که به مردم پاسخگو نبوده‌اند.

به نظر این فعال اصلاح طلب: نظر مردم را در همه جا باید شنید و به آن توجه کرد. اکثریت و اقلیت بخش‌هایی از مردم هستند و هیچ کس نباید هیچ کدام را نادیده و حرف‌هایشان را ناشنیده بگیرد. اگرچه در نهایت نظر اکثریت ملاک عمل قرار می‌گیرد اما همین اکثریت نیز باید حقوق اقلیت را پاس بدارد و از نظراتش بهره بگیرد. در نهایت اگر در موضوعی مهم اختلاف نظر هست، اصل ۵۹ قانون اساسی راه حلی برای آن در نظر گرفته است و آن، مراجعه به آرای عمومی است.

سرمقاله روزنامه ایران با تاکید بر این که چه بهتر به حرف مردم که سه بار در سه انتخابات اخیر تکرار شده ترتیب اثرداده شود تا نیازی به مراجعه مستقیم به آرای نباشد نوشته: رئیس جمهوری دیروز هم گزارش داد و هم افق آینده را ترسیم کرد و هم برای حل اختلاف در موضوعات راه حل ارائه کرد. به نظر می‌رسید که او از لابه‌لای سر و صداهای بسیار، حرف مردم را شنیده است و دارد به آن ترتیب اثر می‌دهد.

رفراندوم برای چه؟

روزنامه جوان به نقل از کانال تلگرامی عبدالله گنجی مدیر این روزنامه نوشته: سخنراني بدي نبود. داشت تمام مي‌كرد كه ناگهان يادش افتاد در اين سخنراني به امثال زيبا كلام، روشنفكران اصلاح طلب، بي بي سي و رسانه‌هاي همسو حال درست و حسابي نداده و فردا خواهند گفت: تو كه حرف نظام را زدي، همان گفته‌هاي اصولگرايان را تكرار كردي. يك مرتبه وحدت و انسجام و چله انقلاب و ... يادش رفت و شيوه جديدي براي انتخابات ارائه كرد كه اگر تعدادي آمدند گفتند فلاني آدم خوبي است بپذيريم

سردبیر روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران افزوده: اين سياستمدار قديمي در سالروز انقلاب، رفراندوم اصل۵۹ را توصيه كرد اما نگفت براي چه كاري؟ براي يك برجام ديگر؟ براي همه چيزهايي كه در بخش قبلي سخنش به عنوان افتخارات نظام ياد كرد؟ اينكه يك مقام عالي كشور در روز پيروزي انقلابش و آن هم در ۴۰ سالگي، بن بست نمايي براي رفراندوم كند ‌پذیرفتنی است؟ حالا حماسه حضور بود يا شكاف نمايي و رفراندوم؟

مسوولان غیرمسوول

مهدى دادویى نژاد ۴۰ در سرمقاله روزنامه بهار نوشته: چهل سـال از انقـلاب مـردم ایران با هدف دسـتیابى به اسـتقلال و آزادى و جمهورى اسلامى گذشته و ماحصل این انقلاب شامل خدمات و لطماتى بوده که خروجى اش وضع امروز جامعه ایران است، نقدهاى بسیارى بر چهل سال گذشـته و حرکات و افعال انقلابیون وارد شده که در بسـیارى از مواضع وتریبونها این روزها در جریان است.

در بخشی از این مقاله آمده: مسـئولینى هستند که اگر انقلاب نمى شـد فرصـت ظهور و بروز نمى یافتند و در نوع خود بى نظیرترین تاریخ اند، مسئولینى که دراوج مسئول بودن منتقد و غیرمسئول هم هستند. آن ها بعد از انقلاب و با شیب تندترى در چند سال اخیر یکى از مهم ترین گروه از مسـئولانى که همیشـه در حال انتقاد از مسـئولان دیگر هستند، یعنی ائمه جمعه.

به نوشته سرمقاله بهار امامان جمعه: گاهى طورى به مسئولین مى تازند که اپوزیسیون هاى پر از نفرت هم یاراى مقابله از دست مى دهند گاهى نیز چنان مسئولین را مى نوازند و معرفى شده از سمت فلان معصوم جلوه مى دهند که مخاطب دچار دوگانگى مى شـود، در دوران احمدى نژاد بیشتر مردم باید فلان کار را مى کردند و حـال در دوره روحانى بیشـتر مسـئولان بایـد کار بکنند و مردم حتى با هماهنگى مى توانند شـعار مرگ بر رئیس جمهور هم سر بدهند، گویى ائمه جماعـات هیـچ مسـئولیتى نداشـته و ندارند امـا در عین بى مسـئولیتى مى توانند بر همگان از مسـئولین تا مردم دسـتور دهند و بخواهند و توپ و تشـر بزنند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون هادی حیدری. شهروند

۳۹ مین سالروز انقلاب

مهدی بهلولی در مقاله ای در شهروند نوشته: ٣٩‌سال پیش در این کشور، انقلابی بزرگ رخ داد؛ حکومتی برافتاد و حکومتی برآمد. انقلابی که دوتا از برجسته‌ترین شعارهای آن، آزادی و عدالت بود. این‌که پس از این سال‌ها، تا چه اندازه به این دو آرمان بزرگ انسانی دست یافته‌ایم؟ تا چه اندازه از آزادی‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی برخورداریم و تا چه اندازه در ثروت و قدرت برابریم؟ من یکی که به گواهی تجربه زیسته خودم و آنچه از نزدیک می‌بینم و از دوست و آشنا و مردم کوچه و بازار می‌شنوم، نمی‌توانم پاسخ‌های چندان امیدوارکننده‌ای به این پرسش‌ها بدهم.

این آموزگار اضافه کرده: من متولد ‌سال ٥٠ هستم و انقلاب که پیروز شد، هفت‌ساله بودم. سال‌های نخست مدرسه‌ام را در دبستان بزرگمهر بروجرد درس خواندم. یکی دو‌سال از انقلاب نامش شد رسالت. تا بزرگمهر بود، هر روز یک شیر سه گوش پاکتی می‌دادند و یک بسته بیسکویت کام و گاهی هم خرما و بسته‌ای پسته. رسالت که شد، بساط همه اینها برچیده شد. گفتند کشور در جنگی بی‌کم و کاست درگیر است و بودجه‌ای برای این‌جور چیزها نداریم.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: می‌دانم که یک انقلاب و همه پیامدهای گوناگون آن را این‌گونه نمی‌شود بررسی دقیق و علمی و همه‌جانبه کرد اما این هم خودش روشی است دیگر، مگر آنان که بررسی جامع می‌کنند، چقدر آمارهای علمی امیدآفرین از توسعه پایدار کشور رو می‌کنند؟.

از انقلاب تا آزادی

علي ميرفتاح در ستون کرگدن نامه اعتماد نوشته: اين مردم، بندگان خدا چيزي كم نگذاشته‌اند و طي اين چهل سال، همه رقمه با شما مسوولان و مديران راه آمده‌اند و پاي‌تان ايستاده‌اند. گفته‌ايد بياييد راي بدهيد، آمده‌اند و راي داده‌اند. گفته‌ايد بالاي بام برويد و ‌الله‌اكبر بگوييد و براي توفيق و سلامتي ما دعا كنيد، رفته‌اند و‌ الله‌اكبر گفته‌اند و دعا كرده‌اند به جان بزرگ و كوچك‌تان. گفته‌ايد شرايط حساس كنوني است و نياز است كه به خيابان بياييد و شعار بدهيد و از ما همه‌جانبه حمايت كنيد، بندگان خدا در سرما و گرما آمده‌اند و حمايت كرده‌اند و از انقلاب تا آزادي را پاي پياده پيموده‌اند و شعارهاي دشمن‌شكن داده‌اند و تا آنجا كه زورشان رسيده، عملي و نظري تو دهان ياوه‌گويان شرق و غرب زده‌اند... نمونه‌اش همين دیروز.

نویسنده مقاله تاکید کرده: وقتي فيلم راهپيمايي ۲۲ بهمن امسال را در شبكه‌هاي ماهواره‌اي نشان دهند، بيش از هر كسي اين شما مسوولان بزرگواريد كه حال‌تان خوش مي‌شود و قلب‌تان اطمينان پيدا مي‌كند و راحت‌تر از قبل نفس مي‌كشيد. اما اگر مردم به هر دليلي امروز به راهپيمايي نمي‌آمدند و خبرنگاران بين‌المللي در عكس‌ها و گزارش‌هاي‌شان خيابان‌هاي خلوت را مخابره مي‌كردند، قبل از هركسي شما عالي‌مقامان حال‌تان گرفته مي‌شد و سرخورده مي‌شديد و در تاريكي و تنهايي زانوي غم بغل مي‌گرفتيد.

ستون کرگدن نامه خطاب به مدیران ادامه داده: دليري شما مستظهر به حمايت‌هاي مردمي است. همين مشت‌هاي گره‌كرده مردم و شعارهاي انقلابي ايشان است كه شما را در بين هم‌رده‌هاي خارجي‌تان سربلند كرده. وفا و صفاي مردم بزرگوار ايران است كه به حساب‌تان اعتماد به نفس واريز كرده و در مواقع حساس نگذاشته كاسه چه‌كنم چه‌كنم دست بگيريد.

دعای سال چهلم

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: به سلامتی و مبارکی و فرخندگی انقلاب اسلامی ما ۰ ساله شد. امیدواریم در سال چهلم انقلاب مسوولان محترم یادشان بیفتد که در کنار مردم بودن به سالی یک‌بار راهپیمایی نیست. دست کم مسوولان محترم هم سالی یک‌بار حقوق‌شان عقب بیفتد، سالی یک‌بار در صف بیمارستان معطل بمانند، سالی یک‌بار برای ثبت‌نام بچه‌شان در مدرسه یا راه افتادن کارشان در اداره ناچار شوند پول چای پرداخت کنند.

به نوشته این طنزنویس: امیدواریم مسوولان محترم در این سال چهلم، یادشان بیاید که سالی یک‌بار دغدغه فرزند بیکارشان را داشته باشند- و آن‌هم نه با وام ۲۰۰ میلیون تومانی برای واردات لباس از ایتالیا- سالی یک‌بار هم ناچار شوند برای دریافت حقوق بروند دم وزارتخانه‌ای تجمع کنند و عواقبش را نیز بچشند! این دعاها را برای همراهی بیشتر مسوولان با مردم می‌کنیم وگرنه مردم که خودشان سال‌هاست هماهنگند!

ستون طنز جهان صنعت به این جا رسیده: امیدواریم مسوولان محترم سالی یک‌بار در هر حوزه‌ای که کار می‌کنند با واردات فله‌ای از چین و از دست دادن شغل دچار شوند که ببینند این مجوزهایی که برای فک و فامیل صادر می‌کنند چه پدری از مردم در‌می‌آورد!

در برابر جهالت، سکوت

دکتر بابک زمانی در ستون هفتگی خود در شرق سخنان شخصی به اسم آیت الله تبریزیان را نقل کرده که «پزشكان به‌ترتيبي ظالمانه و عدواني در كار طبابت مداخله مي‌كنند... هرچه بيشتر (درس) مي‌خوانند جهل‌شان بيشتر و صدمه بيشتري مي‌زنند» و نوشته : آيت‌الله تبريزيان لابد انسان صادق و سرراستي است كه عقايد اين‌چنيني خود را اين‌طور صريح و بي‌پيرايه بيان مي‌كند. بر جناب ايشان حرجي نيست. در همه كشورها هم افرادي با چنين عقايدي هستند و تبليغ هم مي‌كنند، حتي جدي‌تر از اين!

به نوشته رییس انجمن سکته مغزی: آنچه اما باعث تعجب است، سكوت و بي‌تفاوتي‌اي است كه خارج از جامعه پزشكي در برابر چنين ترهاتي موج مي‌زند. مقصود تنها دولت و انجمن‌هاي پزشكي نيست كه گويا تصور مي‌كنند اين حرف‌ها به اعتقادات عمومي و باورهاي مردم ارتباط دارند كه به‌جاي نگراني از عواطف و احساسات هزاران پزشك جوان در شهرها و روستاها، نگران خم ابروي اين آيت‌الله جوان و اعوان‌ و ‌انصارش هستند.

روشنفكران و هنرمندان، عالمان و روحانيون، فرهيختگان و راست‌انديشان در مقابله با آنچه طشت ناراستي‌اش از بام افتاده چرا ساکت اند. آیا لازم است تنها خود طبيبان پيرانه‌سر خسته از كار و آموزش در دفاع از شاگردان و جوانان دست‌به‌كار شوند؟ ناباوري ملي ما به دانش، بيش از همه خود را در طب نشان مي‌دهد. اگر اين ناباوري نبود، هركس همان‌طور كه در برابر هر مهملي موضع مي‌گيرد، در اينجا هم ساكت نمي‌ماند.

حق نشر عکس بهار
Image caption عکسی از: بهار

مگر آنكه خلافش ثابت شود

عباس عبدي در سرمقاله اعتماد با تاکید بر این خبر تاسف‌بار بود نوشته: ادعا شد كه دكتر كاووس سيدامامي استاد دانشگاه امام صادق و فعال محيط‌زيست در زندان خودكشي كرده است، در حالي كه جامعه و افكار عمومي از اصل بازداشت وي كه بيش از دو هفته از آن گذشته بود آگاهي نداشت. خبر اين فوت به صورت غيررسمي و از سوي خانواده آن مرحوم اعلام شد، و بلافاصله نيز اطلاعيه دادستاني منتشر شد مبني بر اين كه؛ «گروهي از افراد مرتبط با يك پرونده جاسوسي شناسايي و دستگير شده‌اند، كه در قالب اجراي پرونده‌هاي علمي و محيط‌زيستي نسبت به جمع‌آوري اطلاعات طبقه‌بندي كشور در حوزه‌هاي استراتژيك اقدام مي‌كردند».

نویسنده افزوده: فرض مي‌كنيم همه اين اتهامات معقول باشد و حتي در دادگاه نهايي نيز ثابت شود، در اين صورت بايد پرسيد كه چرا از همان ابتداي بازداشت، اين موضوع اطلاع‌رساني نشده است؟ چرا خانواده‌هاي اين تعداد افراد نيز حاضر نشده‌اند كه اطلاع‌رساني كنند؟ طبيعي است كه چنين اتفاقي تقريبا غيرمعمول است، مگر آنكه گمان كرده باشند يا اين باور به آنها القا شده باشد كه مساله به سرعت حل مي‌شود و خواسته باشند كه خبر را منتشر نكنند.

سرمقاله اعتماد اشاره کرده: چرا دادستاني درباره اصل فوت مرحوم سيدامامي و علت آن به صورت مستقيم اظهارنظري نكرده است؟ مشكل مهم اين اتفاق تاسف‌بار در اين است كه تعداد زيادي از دانشجويان، استادان دانشگاه و اشخاص ديگر با مرحوم سيدامامي ارتباط و مراوده داشته‌اند، و هيچگاه به ذهن آنها خطور نمي‌كند كه وي متهم به چنان اتهامي شود يا اينكه دست به خودكشي بزند.

مسوولیت حفظ جان زندانی

کامبیز نوروزی در مقاله ای در شرق بدون اشاره مستقیم به خبرها پیرامون مرگ دکتر سیدامامی نوشته: کسي که محکوم به زندان است، زنداني است، نه محکوم به مرگ. کسي هم که هنوز محکوم نشده و به دليل قرار بازداشت در زندان است، از نظر حقوقي و فقهي اصلا بي‌گناه است. او فقط متهم است. اصل بر برائت است. تا وقتي جرم کسي با رأي قطعي دادگاه ثابت نشود، اصل برائت بر او حاکم است؛ يعني او بي‌گناه است.

به تاکید این حقوقدان: يک زنداني، فقط از يک چيز محروم است که عبارت است از «آزادي». فقط آزادي او و آنچه نتيجه مستقيم سلب آزادي است، از او سلب مي‌شود، نه بيشتر. يک زنداني در زندان بايد از همه حقوق انساني برخوردار باشد. مهم‌ترين حق انسان، حق حيات است.

در بيرون از زندان، انسان‌ها خود بيشترين سهم را در حفظ حيات خود دارند.

در ادامه مقاله شرق آمده: يک زنداني در ديوارهاي زندان و مقررات حاکم بر زندان و وظايف زندانبان محصور است. او نمي‌تواند هر وقت تب کرد، به اختيار خود به درمانگاه و نزد طبيب برود. او نمي‌تواند اگر محيطش در سلول يا بند ناامن است، آن را به‌تنهايي امنيت دهد. زنداني قادر نيست در محيط زندان، خود را به‌تنهايي از هجوم انواع اندوه‌هاي جانکاه و مشکلات روحي و رواني خلاصي بخشد.

انقراض هر چیز قراضه

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی. قانون

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: ما یک دوستی داریم که مدام می‌رود در حیاط و باغ و فعالیت می‌کند. به این دوست ما می‌گویند فعال محیط زیست. فعال محیط زیست کسی است که فعالیت محیطی می‌کند، محیط هم یعنی سطح، همین ‌که در کارش عمیق بشود، از محیط به مساحت تغییر می‌کند و می‌شود فعال مساحت زیست.در این صورت به دلیل «تداخل مشاغل» با شغل ریاضی، اماکن می‌تواند پلمبش کند.

این طنزنویس افزوده: در مریخ، قدیم آدم‌های سیاسی وقتی بهشان فشار می‌آمد یا می‌بریدند، سیاست را می‌بوسیدند و می‌گذاشتند کنار و می‌رفتند باغی، مزرعه‌ای و جای فعالیت سیاسی، فعالیت باغی و محیط‌زیستی می‌کردند. الان فعالان محیط زیست انگشت‌به‌دهان حیران مانده‌اند که بروند کجا و چی‌کار کنند.

در ادامه ستون طنز شرق آمده: به عالمی ایراد گرفتند که چرا گنگ حرف می‌زنی؟ ما می‌گوییم شما ببر، شما پلنگ، شما شیر. بیا این کیبورد و ستون مال شما، ببینم چی‌کار می‌کنی!