در پنجم دی حکومت پیروز شد یا اپوزیسیون؟

Image caption پرسش کلیدی این است که اساسا "ایجاد توقع پیروزی یا شکست" در آستانه مناسبت هایی چون پنجم دی، تا چه حد مبتنی بر واقعیت خواهد بود؟

با سپری شدن ۵ دی و مراسم چهلم برخی از جانباختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، بحثی داغ در محافل سیاسی و رسانه ای به جریان افتاد: آیا در این روز حکومت ایران پیروز شد یا مخالفانش؟

چنین پرسشی مشخصا پس از آن مطرح شد که با دعوت خانواده پویا بختیاری از جانباختگان آبان برای شرکت مردم در مراسم چهلم او در آرامگاه بهشت سکینه کرج -و حمایت برخی دیگر از خانواده های جانباختگان از این دعوت- گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی خواستار تبدیل پنجم دی به وعده گاه اعتراضات سراسری علیه حکومت شدند. متعاقبا نیز، حجم انبوهی از نیروهای امنیتی با استقرار در بهشت سکینه و سایر نقاط، از برگزاری تجمعات بزرگ جلوگیری کردند.

پرسش در مورد "پیروز" وقایع ۵ دی، تاکنون پاسخ هایی متنوع را در پی داشته که در مجموع، زوایایی مهم از تحولات اخیر را روشن کرده اند. ولی شاید بتوان مقدم بر طرح چنان پرسشی، به این سوال پرداخت که اساسا "ایجاد توقع پیروزی یا شکست" در آستانه مناسبت هایی چون پنجم دی، تا چه حد مبتنی بر واقعیت است؟

بیشتر بخوانید:

الگوی تکراری

قابل انکار نیست که تحولات آبان ۱۳۹۸، به نمایشی بزرگ از آسیب پذیری حکومت ایران در مقابل اعتراضات مردمی تبدیل شد. شدت و گستردگی بی سابقه این تحولات -حتی درمقایسه با اعتراضات دی ۱۳۹۶- موافقان و مخالفان حکومت را به درک جدیدی از پتانسیل "اعتراض مردمی" در ایران رساند.

ابعاد بی سابقه اعتراضات اخیر باعث شد تا حکومت ایران نتواند همچون گذشته عمل کند که عمدتا اعتراضات را با ارعاب، زدن و بازداشت کنترل می کرد: این بار، اعتمادبه نفس حکومت در حدی کاهش یافت که از همان ابتدا به شلیک مستقیم پناه برد و نتیجه آن، شکسته شدن رکورد جانباختگان خیابانی در تاریخ جمهوری اسلامی -اکثرا از ساکنان مناطق و محلات محروم- بود. خانواده های گروهی از جانباختگان نیز، علی رغم فشارهای امنیتی، برگزاری مراسم ترحیم، هفتم یا چهلم‌ آنها را اعلان عمومی کردند.

در این میان اما، دعوت خانواده بختیاری از مردم برای شرکت درمراسم چهلم فرزندشان، در ابعادی ویژه خبرساز شد. به این دلیل مشخص که طیفی از مخالفان حکومت نیز برای حضور مردم هم در این مراسم فراخوان دادند و در آن میان، موضوع فراخوان بخشی از اپوزیسیون، در حد اقدام سراسری برای تغییر حکومت بود.

این در حالی است که برای دستگاه های حکومتی، کنترل مراسم بهشت سکینه پیچیدگی به مراتب کمتری در مقایسه با اعتراضات آبان داشت. چون بر خلاف تجمعات اعتراضی آبان که زمان و مکان تقریبا نامشخص داشتند و نیروهای امنیتی را سردرگم کردند، در فقره اخیر زمان (ساعت ۲ روز ۵ دی) و مکان تجمع (بهشت سکینه) کاملا مشخص بود.

به این ترتیب، عملا این فرصت به حکومت داده شد که در بحبوحه وضعیت به شدت بحرانی خود پس از اعتراضات آبان، فضای محدود یک گورستان را، با استفاده از مضمون فراخوان بخشی از اپوزیسیون، به عنوان "میدان زورآزمایی جمهوری اسلامی و مخالفانش" تعریف کند و سپس بکوشد تا کنترل همین فضا را، به عنوان نماد تسلط بر شرایط، به افکار عمومی "بفروشد".

این همان وضعیتی بود که در پی اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ هم، به نوعی ایجاد شد. در آن مقطع نیز، در شرایطی که حکومت از وقوع اعتراضات خیابانی در بیش از ۱۳۰ شهر ایران، و سر داده شدن شعارهایی چون "رضا شاه، روحت شاد" در تعداد بسیاری از شهرهای معترض (از تهران، مشهد و قم گرفته تا شهرهای بسیار کوچک) به شدت غافگیر شده بود، به‌ناگهان در اوایل اردیبهشت یک مومیایی منسوب به خودِ رضاشاه در شهرری پیدا شد.

کشف مومیایی در چنان شرایطی، از پتانسیل بالایی برای برانگیختن افکار عمومی برخوردار بود. ولی تصور تبدیل آن به مقدمه یک اعتراض سراسری، آن هم با اعلام تجمع در مکان مشخص (شاه عبدالعظیم) و زمان مشخص (ساعت ۶ روز ۵ اردیبهشت ۹۷) واقع بینانه نبود. دستگاه های امنیتی و انتظامی، این دفعه نیز با بسیج آسان نیروهای خود در زمان و مکان مقرر، جلوی برگزاری تجمع اعتراضی را گرفتند و سپس، نتیجه را با تبلیغات گسترده یک پیروزی معرفی کردند.

البته، هم در ۵ دی ۹۸ و هم در ۵ اردیبهشت ۹۷، همین‌که حکومت ناچار شد حجم انبوهی از نیروهای انتظامی و امنیتی را برای جلوگیری از تجمع بسیج کند، از شدت هراس آن از اعتراضات حکایت داشت. اما نباید فراموش کرد که وعده مشخص بخش مهمی از مخالفان آن نبود که حکومت را "می ترسانند"؛ این بود که روز تجمع را، به نقطه شروع یک حرکت سراسری با هدف تغییر حکومت تبدیل می کنند.

در نتیجه، وقتی حکومت به هر صورت، توانست از همان ابتدا جلوی برگزاری تجمع را بگیرد، در میان شهروندان معترضی که به ۵ دی یا ۵ اردیبهشت امیدهای بزرگ بسته بوند، نوعی حس سرخوردگی ایجاد شد که یادآوری "هراس" حکومت یا "وادار شدن" آن به بسیج گسترده، نمی توانست آن را رفع کند.

بیشتر بخوانید:

جامعه همیشه منتظر نمی ماند

قابل انکار نیست که اعتراضات بی سابقه دو سال اخیر، که تنها به دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز محدود نشده، نشانه هایی جدی از تزلزل اقتدار حکومت ایران هستند. با وجود این، در پی وقوع این حرکت های اعتراضی، بخشی از مخالفان حکومت تصویری از وضعیت ارائه کرده اند که گویی "هر یک" از حرکت ها، قرار است به تغییر حکومت در ایران منجر شود.

نتیجه آنکه هر بار، توقعات طیفی از فعالان و شهروندان مخالف حکومت از خروجیِ اعتراضات، به حدی بالا رفته که انگار از "تغییر نکردن حکومت" دچار نوعی شگفتی یا سرخوردگی شده اند. به عبارت دیگر، عملا فرایند بالابردن نامتوازن سطح انتظارات باعث شده تا عظیم ترین و موثرترین حرکت های اعتراضی در ایران، در نگاه شهروندانی که دچار انتظارات بالاتر شده اند کوچک به نظر بیایند.

البته ارائه انتظارات اغراق شده از نتایج اعتراضات عمومی، احتمالا برای ایجاد انگیزه و امید در میان شهروندان معترض کاربرد داشته است. اما قاعده کلی آن است که در درازمدت، اگر به طور مکرر توقعاتی به وجود بیاید که به تحقق نمی انجامد، فرایند ایجاد امیدواری به ضد خودش تبدیل می شود.

دلیل اصلی این فرایند آن است که تا وقتی که جمعیتی به تغییر وضعیت امیدوار نشده، کماکان ممکن است تحت بدترین شرایط نیز امید به تغییر را حفظ کند، ولی در صورتی که به شدت امیدوار و سپس به شدت ناامید شود، نسبت به "امیدآفرینانی" که قادر به ایجاد تغییرات موعود نبوده اند، بی اعتنا یا خشمگین می‌شود.

درنهایت، فارغ از محتوای مطالبات و شعارهای جریانات سیاسی، آنچه در درازمدت ملاک قضاوت عمومی قرار می گیرد، توانایی هر جریان در تحقق اتفاقاتی است که انتظار وقوع‌شان را در سطح جامعه ایجاد می‌کند.

جامعه ایران، احتمالا همان طور که به حامیان "اصلاح" سیستم مهلت بی پایان نداد، به حامیان "تغییر" سیستم نیز فرصت نامحدود نخواهند داد.