روزنامه های تهران: فرصت روحانی به نیمه رسید، با کاهش محبوبیت

روزنامه های صبح شنبه در سالگرد ۲۳ خرداد و هشت سال پس از تظاهرات خیابانی مردم در اعتراض به تقلب در انتخاباتی که گروهی پیروزی میرحسین موسوی را در آن قطعی می دانستند و میلیون ها نفر را به خیابان کشید، با کمتر اشاره ای به آن حادثه، سالگرد دولت روحانی و به نیمه رسیدن عمر این دولت را بهانه قرار داده و به بررسی کارنامه روحانی پرداخته اند.

اجرای کنسرت ارکستر ملی بعد از چهار سال که از تعطیلی این ارکستر می گذشت از جمله خبرهایی است که روزنامه های هوادار دولت از آن استقبال کرده اند و روزنامه های جناح اصولگرا به آن کاملا بی اعتنا مانده اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس و تیتر صفحه اول ایران

احمد غلامی در سرمقاله شرق در اشاره به گذشت دو سال از انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری نوشته: احساس و تجربه می‌شود که انتخابات خرداد ٩٢، با دوره‌های دیگر تفاوتی عمیق دارد. دوم‌خرداد ١٣٧٦ انفجاری از شور و حماسه بود، برای تغییر سریع که اندک‌اندک در توده‌های مردم به سردی گرایید. در نخبگان جامعه آرمان‌گرایی دوم خرداد به واقع‌بینی و در سوداگران سیاسی به مصلحت‌اندیشی منجر شد.

به نوشته سردبیر شرق: از این پاره‌پاره‌شدن طبقه متوسط و نخبگان، مردی ظهور کرد که همچون ناپلئون دوم بر اسب رؤیاسازی سوار شد و چون او که نماینده کشاورزان خرده‌پا شده بود، نماینده آدم‌های حاشیه‌ای شد که به‌دنبال نماینده‌ای می‌گشتند که چون آنها حرف بزند و لباس بپوشد. اگر ناپلئون دوم کاریکاتوری از شکوهمندی عمویش بود، احمدی‌نژاد نیز کپی بدرنگی از ساده‌زیستی شهید رجایی بود و حیرت‌انگیز است که ساده‌زیستی و تقواپیشگی احمدی‌نژاد همچون شکوه قلابی ناپلئون دوم عیان و اثبات می‌شود. نه این، نه آن هیچ‌کدام نماینده واقعی مردم فقیر و تهیدست نبوده‌اند که سوار بر گرده آنها بالا رفته‌اند.

سرمقاله این روزنامه سرانجام به آخرین دولت رسیده و نوشته: حسن روحانی و اصلاح‌طلبان باید بدانند و تجربه‌ هم ثابت کرده رأی فقط یک رأی است. اگر مردم نخواهند یا نتوانند در یک یا دو دوره ریاست‌جمهوری رأی‌شان را پس بگیرند اما در فرصتی مقتضی اثر خود را خواهند گذاشت و اثبات خواهند کرد در مدتی کوتاه می‌شود آنها را فریب داد اما در بلندمدت نه.

خلاصه سرمقاله شرق این که: پاشنه آشیل جدی حسن روحانی، بحران محیط‌زیست است؛ بحرانی که سیاسی نیست و بحرانی تمدنی است که البته رئیس‌جمهور به اهمیت آن واقف است. اما در بیان آن کمی خام‌دستانه عمل کرد.

روحانی تنها مانده است

محمد علی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: مشی دولت یازدهم میانه روی و اعتدالی شد ولی اعتدال هنوز به گفتمان اجتماعی تبدیل نشده است. اگر اعتدال به گفتمان تبدیل می شد نقطه مقابل خود را به محاق می برد و مردم تحت تاثیر حاکمیت گفتمان اعتدال دست رد بر سینه افراطیون می زدند اما شوربختانه صدای تندروها بیشتر از هر زمان گوش خراش شده است.

به نظر این مقاله: چشم مردم همچنان به امید دولت روشن است. طعم شیرین تدبیر همچنان چشیده نشده است. آثار تدبیر بر سر سفره و زندگی مردم همچنان نمایان نیست. بروز دولت کمتر از ظهورش است. رویه های مختلفی در دولت شکل گرفته است. ژنرال های دولت هر کدام برای خویش رویه ای را در مدیریت اجرایی خویش انتخاب نموده اند. برغم وجود هماهنگی ها اما آهنگ واحدی را شاهد نیستیم.

ابتکار در نهایت نوشته: روحانی روی صحنه و پشت تریبون ها با روحانی رئیس دولت فرق دارد. روحانی رئیس دولت به اعضای دولت شبیه است اما هیچ صدایی از اطراف روحانی که تائیدگر و تحکیم کننده مواضع عمومی ایشان باشد به گوش نمی رسد در نتیجه این شکاف شاهد کاهش محبوبیت مردمی و البته افزایش مقبولیت نخبگی دولت هستیم. به هر روی کار دولت روحانی سخت است. کار دولتی که بنای هویت سازی مستقل دارد به مراتب سخت تر از دولت هایی با هویت اجتماعی ثابت است. کار دولت روحانی به مراتب از تمام اسلاف خویش سخت تر می باشد.

علي خرم در مقاله ای در اعتماد نوشته: دو سال قبل، حسن روحاني، براساس انتظاراتي در ايران و درجهان بر سر كار آمد. در ايران، نگراني‌هايي جدي از عملكرد دولت‌هاي نهم و دهم در حوزه سياست خارجي و در حوزه اقتصاد كشور وجود داشت. نگراني‌هاي سياست خارجي از آنجا به‌طور جدي بروز كرد كه ايران هر روز با كشوري جديد در جهان درگير مي‌شد به ترتيبي كه در آن فضاي تنش‌آلود از يك سو بيم از اينكه هر روز كشوري به خود اجازه توهين، تحقير و تهديد به ايران دهد بيشتر مي‌شد.

به نوشته این دیپلمات پیشین به تبع همين تصميمات ناصواب، در حوزه اقتصاد هم کشور شاهد بود كه چگونه ايراني كه در سال ٨٤ قدرت چهارم اقتصادي منطقه بود تحليل رفت و اين مقام در سال ٨٨ به نهم و در سال ٩٢ به چهاردهم تقليل يافت، در حالي كه سند چشم‌انداز بيست ساله تصويب شده توسط رهبر، مقام اول اقتصادي منطقه را در سال ١٤٠٤ براي ايران وعده داده بود.

حق نشر عکس i
Image caption احسان گنجی، بی قانون

نویسنده با اشاره به تحریم هایی که از دوران احمدی نژاد وضع شد نوشته: روحاني آمد تا اين معايب را بر طرف كرده و سازوكار جديدي را ايجاد كند؛ سازوكاري كه در آن موضوعات سياست خارجي و پرونده هسته‌اي از مهم‌ترين مسائل كشور به‌شمار مي رفتند زيرا بقيه مسائل كشور نظير اقتصاد، توليد، صنعت، محيط زيست، ارتقاي بخش خصوصي، ارتقا و احياي ارزش پول ملي و... همگي در گرو حل بهينه پرونده هسته‌اي و سامان دادن دوباره به سياست خارجي بودند.

در ستایش تحریم!

امیر یوسفی در سرمقاله دولت به حملات هماهنگ هفته گذشته رسانه های اصولگرا و صدا و سیمای جمهوری به رییس جمهور اشاره کرده و تاکید کرده: توفیر ندارد که تریبون‌ را چه کسی یا چه نهادی علم کرده باشد؛ مهم آن است که در طغیان علیه رئیس‌جمهوری، یونیفورم متفاوت می‌پوشند اما صدایی یکسان دارند؛ انگار جایی که دور از دست و دیده‌ ماست یک اتاق فرمان مجهز وجود دارد که کار و بار اصلی‌اش صدابرداری از تریبون‌ها یا شاید صداگذاری روی آنهاست.

نویسنده با رد غیرعمدی بودن حملات هماهنگ نوشته: کار، حساب و کتاب دارد؛ نسخه تصویری می‌خواهد؛ دستور پخت برای فضای مجازی لازم دارد؛ محورهای نطق برای خطیبان و گویندگان می‌خواهد؛ سهم طعن و طنز و مطایبه در آن باید همان قدر باشد که تحلیل و تبیین و توصیف؛ برای اثرگذاری بر احساسات و عواطف مخاطب همان مقدار متاع و مصالح می‌خواهد که برای تأثیر بر عقل و ادراک آنها. خلاصه اینکه اتاق فرمان، انگار مرامنامه‌ای واحد را در ظرف‌ها و زمینه‌های متفاوت می‌پزد و می‌ریزد تا در یک تقسیم‌کار دقیق، سهم همه را داده باشد، شاید حسن روحانی زود‌تر از دیگران توانست تابلوی خاک گرفته این اتاق فرمان را رمزگشایی کند.

روزنامه دولت در پایان نوشته: حسن روحانی هفته پیش از این واقعیت سخن گفت که کوتاه شدن سایه تحریم‌های ظالمانه از سر ملت ایران، منشأ گشایش‌های گسترده در همه زمینه‌هاست از بانک و بیمه تا صنعت و صادرات؛ از دانش و دیپلماسی تا آب و آلودگی، این سخن سر راست وقتی به گوش کیمیاگران اتاق فرمان رسید، بی‌درنگ آستین بالا زدند تا در کمترین فاصله، صفی از تریبون‌های واحد را تجهیز کنند.

در سالگرد اعتراض های خیابانی

عباس عبدی در مقاله ای در قانون بدون اسم بردن از جنبش سبز و ۲۴ خرداد اشاره کرده و پرسیده آن روز چرا مهم بود؟ و در پاسخ نوشته می توان نگرش‌هاي دو دولت را در سياست خارجي، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع با يكديگر مقايسه کرد تا به ابعاد تناقض پي ببريم. اگر اين مسأله را بپذيريم به ناچار اين پرسش پيش مي‌آيد كه چرا جامعه ما به گونه‌اي است كه از خلال انتخابات مي‌توان دو نگرش متضاد را جايگزين كرد؟

این جامعه شناس افزوده: اين پرسش از اين حيث مهم است كه در يك جامعه عادي وقتي مردم به مرحله‌اي مي‌رسند كه به صورت روشن با سياست جاري دولت مخالف مي‌شوند، يا آن دولت سياست خود را تغيير مي‌دهد، يا مجبور به كناره‌گيري مي‌شود و نيازي نيست كه مردم تا انتخابات بعدي صبر كنند. به عبارت ديگر در نظام‌های جدید دولت وجودي مستقل از خواست مردم ندارد كه بتواند با اعمال سياست‌هاي خود كه مورد اعتراض اكثريت است به بقاي خود ادامه دهد.

به نوشته سرمقاله اعتماد: ولي در ايران به دليل فقدان سازوكار لازم براي چنين مسأله‌اي، مشاهده مي‌كنيم كه از يك سو مردم نمي‌توانند پيش از انتخابات ترجيحات و نظر خود را منعكس كنند، و از سوي ديگر حتي اگر چنين نظري هم داشته باشند، سازوكار لازم براي تبديل آن به قدرت و تغيير دولت در اختیار ندارند. گويي هر كس و با هر سياستي كه بر سرير قدرت بيايد، به ناچار بايد تا آخر دوره او را تحمل كرد. اين ويژگي موجب مي‌شود كه انتخابات رياست جمهوري در ايران، در بيشتر مواقع غيرقابل پيش‌بيني شود.

نویسنده معتقد است: بروز رفتار سياسي نبايد محدود به هفته و ماه انتخابات شود، بلكه بايد در تمام طول ‌سال ممكن باشد، در اين صورت پيش‌بيني رفتار مردم در روز انتخابات ديگر غيرممكن نيست، اگر هم پيش‌بيني‌ها غلط از آب درآيد در حد چند‌درصد است و نه ده‌ها درصد! اولین درسی که از این پیش‌بینی‌ناپذیری‌های پیاپی باید گرفت این است که چنین وضعی برای ثبات و پیشرفت جامعه خطرناک است و ریسک امور را زیاد می‌کند. ساختار سیاسی ایران باید به گونه‌ای شود که رفتارهای مردم از خلال آزادی‌بیان خواست‌های آنان شفاف شود.

يك روز در ميانِ كودكان موادفروش

آرزو یزدانی در گزارشی در قانون با اشاره به وجود يك ميليون و ۷۰۰ هزار كودك كار در ايران نوشته خبرنگار «قانون» از يك روز حضور در كنار كودكان كار تهراني گوياي سوء استفاده تمام قد از كودكان است كه اين اواخر به دلالي مواد مخدر نيز پرداخته و يا جاساز مواد بوده اند.

در ابتدای گزارش خبرنگار قانون آمده: ترافیک پشت چراغ سنگین است ، شیشه ماشین را که پایین می کشم شلوغی خیابان وضوح بیشتری پیدا می کند، خودش سمت من می آید؛ پسربچه ای با جثه ۵ ساله و لی دستانش کارگری ۳۰ ساله است ! چشمان بی‌حالش رامی‌توان در صورت هر معتادی تصور کرد ، صورتش زرد و‌رنگ‌پریده و لب‌هایش خشک است. شاخه گلی بی‌حال تر از خودش را به زور روی داشبرد می گذارد، به او قول می‌دهم اگر جواب سوال‌هایم را بدهد برایش ساندویچ و نوشابه بخرم. اما با بی‌میلی می‌گوید: سیرم خاله پول بده، سوال‌هایم ظاهرا برایش آشناست، می‌پرسد پلیسی؟ و من می‌گویم چیز دیگری لازم دارم. می‌پرسد برای کی؟ بدون توضیح از او درخواست «علف» مي‌كنم كه پاسخي نمي دهد. به او مي گويم اگر نداری وقتم را نگیر... نهایتا به فضای سبز بالای چهارراه اشاره می‌کند و اسکناس ۱۰ هزارتومانی را می گیرد و می رود. سنش كمتر از ۱۰ سال است اما با اين سن كم، ساقي مواد مخدر شده و كسي هم كاري به كارش ندارد…

به نوشته این گزارشگر حضور و فعالیت این کودکان در جامعه کاملا علنی است در شمال و مرکز شهر، پارک‌ها و متروها و این طور به نظر می آید که هیچ ارگانی به طور جدي اولویتی برای حمایت از این کودکان و مبارزه با انواع سوءاستفاده از آنان ندارد. آنها به خانه‌های امن و غذا و تحصیل نیازدارند و تنها یک نهاد اجرایی توان جدا کردن این کودکان بد سرپرست و بعضا بدون شناسنامه را از دلالان و بهره‌کشان دارد.

گزارش قانون حاکی است بچه های کار از خردسالی مورد آزار و اذیت جسمی و جنسی قرار می‌گیرند و از سوی دیگر نمودها و عوارض این آسیب ها در آینده آنها را به بزهکارانی حرفه ای با مشکلات روانشناختی بسیار تبدیل می‌کند. جلوگیری از جرم بسیار پر هزینه تر و پیچیده تر از پیشگیری، تربیت و پرورش بزهکار و مجرم است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption امیر منتظمی، شرق

خاک هم تحریمی است!

سیاست روز در تیتر اول خود مقاله ای طعنه آمیز را قرار داده که اشاره ای است به هفته گذشته و گفته های رییس جمهور درباره تاثیر تحریم ها.

این روزنامه نوشته: ريزگردهايي كه به قول مسئولان سال‌ها بايد براي برطرف كردنش برنامه‌ريزي مي‌شد و بايد مردم شهرهاي غربي كشور با آن كنار مي‌آمدند، حالا تا پشت پنجره اتاق مسئولاني كه قرار بود كارشان حفاظت از محيط زيست باشد هم رسيد.

حالا بيش از چند روزي مي‌شود كه خاك بر سر تهران هم نشسته و وقتي از ارتفاعات به تهران نگاه مي‌كنيم، جز تلي خاك چيز ديگري مشخص نيست.

این روزنامه اصولگرا با علامت های استفهام متعدد نوشته: نيمه دوم پارسال و هواي بسيار پاك! پايتخت نشانمان داد كه بنزين‌هاي يورو۴ كه كاملا مدبرانه! وارد چرخه سوخت كشور شد، چقدر آلودگي‌ها را كم كرد و مردمان شهرهاي كلان هر روز صبح به آسمان آبي سلام دادند. حالا هم كه هواي پايتخت به رنگ خاك درآمده. راستي حالا كه ديگر نيازي به سفر با هواپيما نيست و اگر پنجره اتاق آن خانم و آقاي مسئول را باز كني، خاك در آغوش اتاقشان جا خوش مي‌كند.

با آب چه کرده ایم

علی فراستی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به روند خشک شدن زمین و این که در ایران بین ۲۰ تا ۲۵ درصد از نزولات جوی در یکصد سال اخیر از دست رفته نوشته در عین حال در یکصد سال اخیر جمعیت کشور از هشت میلیون به حدود ۸۰ میلیون نفر رسیده و فناوری برداشت و استخراج نیز به مراتب پیشرفته‌تر شده است به این دلیل مدیریت آب باقیمانده یک امر حیاتی برای همگان است.

نویسنده معتقد است: این روند تداوم خواهد داشت و از آنچه امروز هست، بدتر خواهد شد. شاید بر پایه این تحلیل باشد که معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور هشدار داد که تا سال ۲۰۵۰ وضعیت خشکسالی در کشور ۱۱ برابر بدتر خواهد شد یا آقای عیسی کلانتری سخن از کوچ اجباری بیش از ۵۰ میلیون ایرانی در سال‌های آینده می‌گویند. اگر این فرضیات درست باشند- که صحت علمی آنها را هنوز قطعی نیست- می‌توان بدتر شدن دو تا سه برابر خشکسالی را تصور کرد ولی آیا این تصور به این معناست که ۹۰ درصد سرزمین کنونی ایران تا ۳۵ سال دیگر غیر قابل سکونت خواهد شد.

سرمقاله جهان صنعت گلایه کرده که: مسوولانی که خود در مصدر تصمیم‌گیری در مدیریت آب بودند، حالا در موضع اپوزیسیون قرار گرفته و چنان صحبت کرده و آمار و ارقام ارایه می‌دهند که گویی در زمان مدیریت آنها یا همفکران آنها نه مشکل کم‌آبی وجود داشته و نه سوء‌مدیریت منابع آبی و حالا متوجه این بحران شده‌اند. حالا که سیاست سد‌سازی بی‌مطالعه زیر سوال رفته، به‌قول وزیر نیرو همان سدسازان حالا توصیه به تخریب سدها می‌کنند.

پراندن رویاهای لاک پشت فراتی

شهرام شهیدی با اشاره به واٰژگون شدن قایق حامل خانم ابتکار در تالاب هورالعظیم و این گفته رییس سازمان محیط زیست را نقل کرده که: در بازدید از هورالعظیم، دیدیم که کماکان از دو دریچه آب به تالاب وارد می‌شود و بخش احیا شده، بسیار سرسبز و سرحال بود. شاید به خاطر این بود که ما ذوق‌زده شدیم و خواستیم به زیر آب هم سر بزنیم! البته ماهیان خوب و لاک‌پشت‌های مختلفی در تالاب دیدیم، به‌ویژه لاک‌پشت فراتی که گونه‌ای در معرض خطر است را هم دیدیم که به استقبال ما آمده بودند!

طنزنویس شهروند مصاحبه ای کرده با لاک پشت فراتی و به او گفته از وقتی رئیس سازمان محیط‌زیست به شما سرزده خیلی معروف شده‌اید و رسانه‌ها مدام از شما نام می‌برند.لاک پشت جواب داده: پس هیچی. گرفتار شدیم رفت. داشتیم زندگی‌مان را می‌کردیم‌ها. از فردا شکارچی پشت شکارچی است که راه بیفتد بیاید این‌جا برای ما دام بگذارد.

طنزنویس اشاره کرده که اتفاقا خانم ابتکار هم اذعان کرده شما در معرض خطر هستید لاک پشت جواب داد: اولا هر جانداری را که انسان بتواند به راحتی به زیستگاهش نزدیک شود شما منقرض شده فرضش کن. تازه درد من بیش‌تر است. یعنی جانوری که یک سیاستمدار نزدیکش بشود کارش تمام است. یا جانش می‌رود یا آبرویش.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption محسن ظریفیان، قانون