روزنامه‌های تهران: منطقه منتظر تغییرهاست

روزنامه‌های امروز صبح تهران، در یکشنبه هفدهم مرداد از مراسم روز خبرنگار و سخنان وزیران خارجه و ارشاد در آن نوشته و در مقالات خود از وضعیت ناگوار زندگی روزنامه نگاران ابراز نگرانی کرده اند. ادامه اظهار نظرها درباره سرنوشت برجام هسته ای و علت حمله به اتوبوس ایرانی در سوریه از جمله مباحثی که این روزنامه ها مطرح کرده اند.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

قانون در گزارش اصلی خود از مراسم روزخبرنگار نوشته که در تالار وحدت برگزار شد و سخنان وزیر ارشاد که به نوشته این گزارش اهالی رسانه که مشخص بود که چندان از آن راضی نشده بودند او را به نقد و سوال کشیدند و از او خواستند به سخنان‌شان گوش‌دهد. بیشترین پرسش‌ها به بیمه و وضعیت کاری و موضوع تعطیل بودن انجمن صنفی روزنامه‌نگاران اختصاص داشت.در ادامه برخی از سوالات حول‌ بحث نشریات شهرستانی و خبرنگاران ممنوع القلمی بود که همکاران آنها به این روند اعتراض‌داشتند.

به نوشته این روزنامه در ادامه و بعد از اتمام سخنان جنتی کلیپ‌هایی با عنوان سوال از رئیس جمهور پخش شد که در آن اعضای تحریریه روزنامه ها و رسانه‌های مختلف درددل‌های خود را با روحانی بیان‌‌کردند که مبنای اصلی این اعتراض‌ها توقیف روزنامه ها بود. در میان پخش کلیپ بود که صدای تشویق حاضران از اتفاقی مهم در تالاروحدت خبرداد.ظریف با تیم همراه و مرضیه افخم وارد تالار شد.صدای تشویق اهالی رسانه پایان نداشت.

قانون نوشته: بعد از اتمام کلیپ‌ها ظریف به جایگاه رفت و روز خبرنگار را تبریک گفت. از زحمات خبرنگاران در جریان گفتگوهای هسته ای سخن گفت و شوخی کرد و در نهایت هم برای خبرنگاران گفت که با اشاره به این‌که آمریکایی‌ها می‌گویند که بیشترین دستاورد تحریم ‌برای آنها این بوده که چهار مسیر ایران به بمب هسته‌ای را بسته‌اند، ادامه داد: غافل از این‌که مسیر ایران جهت حرکت به این موضوع را مبنای اعتقادی ما بسته است و این‌که مسیر ایران را بزرگ منشی ایرانی بسته است و کسی در ایران به دنبال بمب اتم نبوده است.

اعتماد در سرمقاله خود از دولتمردان خواسته دستاورد مدنی توافق هسته ای را مخدوش نکرده و توضیح داده که: آزادی و به‌طور مشخص آزادی بیان و رسانه در هر کشوری در چارچوب قانون معنا دارد، قانونی که در کشورهای توسعه یافته و قانونمدار به‌خوبی اجرا می‌شود. برخی گمان می‌کنند که رسانه‌های غربی، اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری را در انتقال خبر و تحلیل رعایت می‌کنند، چون کارگزاران این رسانه‌ها، این اصول را درونی کرده‌اند، در حالی که واقعیت ماجرا این است که از این اصول تخطی کنند تا با هزینه سنگین مادی و معنوی و بعضا کمرشکن مواجه می شوند یا اعتبارشان از میان می رود که آن نیز اثرات مادی سنگینی دارد.

روزنامه با این مقدمه به سراغ اصل مقصود خود رفته و نوشته توقیف نشریه ٩ دی از سوی هیات نظارت اشاره شود. اگرچه هیات نظارت جزو دولت نیست و زیرمجموعه آن محسوب نمی‌شود، ولی به‌طور سنتی گمان می‌شود که هیات مزبور از ابواب‌جمعی دولت است. بستن این نشریه و تذکر دادن به نشریات دیگر درباره مطالبی که علیه توافق وین نوشته‌اند، حتی اگر به فرض ضعیف از لحاظ قانونی قابل توجیه باشد، ولی به لحاظ سیاسی و از حیث نتایج آن، عمل عاقلانه‌ای محسوب نمی‌شود.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: بهتر است یک بار برای همیشه دندان فاسد و چرکین لغو امتیاز یا توقیف نشریه را از ریشه در آورد و به کنار انداخت.

روز چی مبارک؟

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: دور از جان خبرنگاران و روزنامه‌نگاران عزیز و کاربلد و کاردرست و کارکشته، عرض کنم که خبرنگاری یک زمان اعتبار عجیبی داشت. خبرنگاری این‌طوری نبود. یعنی طرف از مادرش قهر می‌کرد می‌رفت خواننده می‌شد الان چون ضبط آلبوم‌ گران تمام می‌شود، طرف می‌آید تحریریه و می‌گوید من از مادرم قهر کردم و آماده به‌ کارم. یک زمان هم بود که خبرنگارجماعت صاحبان زروزور را سکه یک پول می‌کرد و دستشان را‌ رو می‌کرد الان آنها با یک‌ ربع‌سکه دست خبرنگار را می‌گذارند توی حنا.

به نوشته این طنزنویس: قدیم این‌طوری بود که می‌گفتند خبرنگاری اعتبار و احترامی دارد و آدم واسه هرکسی و هرجایی نباید خبر ببرد و بیاورد و بگوید دارم خبر کار می‌کنم، الان می‌گویند خبرنگاری مثل مرده‌شوری است و فرقی نمی‌کند آدم مرده کی را بشورد ولی باید خوب بشورد. منتها حواسشان نیست توی عرف و دین هم هر مرده‌ای شستن ندارد و آدم باید چشمش را روی یک‌چیزهایی ببندد.

ستون طنز شرق به این جا رسیده که: قدیم سیاست‌مدارها‌ گیر این بودند که خبرنگارها را ببینند و نمک‌گیرشان کنند، الان این‌طوری شده که خبرنگارها‌ گیر سه‌پیچ می‌دهند که ما فلان سیاست‌مدار را ببینیم و عکس یادگاری بگیریم. قدیم این‌طوری بود که هرکسی اندازه دهانش لقمه برمی‌داشت و اندازه دهانش حرف می‌زد، الان این‌طوری شده که چشم را می‌بندند و دهان را باز می‌کنند و ستون را پر می‌کنند؛ مثل همین ستون آچارکشی که به‌صورت رسمی با بیل پر می‌شود اما نویسنده‌اش به درد بیل‌زدن باغچه هم نمی‌خورد. به ما که حرجی نیست، ولی روز شما خبرنگار عزیز مبارک، بی‌منظور.

آینده همکاری ایران و آمریکا

حق نشر عکس na
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

داود هرمیداس باوند در مقاله ای در آرمان نوشته: آمریکا سعی دارد در سیاست خارجه خود در منطقه و خصوصا‍ در ارتباط با ایران تحولات و تغییراتی به وجود آورد. این تغییر رفتار به دلیل تحولاتی است که درجهان و منطقه خاورمیانه به وجود آمده است. بعد از ۱۱ سپتامبر، نوعی همسویی میان ایران و آمریکا در مساله افغانستان به وجود آمد. ایران با روی کارآمدن طالبان در افغانستان عملا درگیر مسائل حاشیه‌ای همسایه خود شده بود و درنتیجه حمله آمریکا به افغانستان، ایران مجددا توانست جایگاه خود را درافغانستان بازسازی کند. در عراق نیز به همین شکل نوعی همسویی غیرقابل اجتناب بین منافع ایران و آمریکا در این کشور به وجود آمده است.

به نوشته این استاد دانشگاه: زمان آقای احمدی‌نژاد شرایط جدیدی در سیاست خارجه ایران به وجود آمد. پیامد نگاه به شرق، منجر به افزایش اختلافات با غرب و تحریم‌ها شد ولی با شروع مبارزات انتخاباتی در ایران، روحانی اعلام کرد که با سیاست تنش‌زدایی و گفت‌وگو با دنیا خواهد آمد و سیاست وی مذاکرات سازنده با دنیا خواهد بود. فرایند اولیه مذاکرات در مجمع عمومی سازمان ملل شکل گرفت و تماس تلفنی مستقیم بین اوباما و روحانی آغازگر راهی شد که به بیانیه ژنو وتفاهمنامه لوزان و در نهایت توافق وین ختم شد.

مقاله آرمان در نهایت به این جا رسیده که: روند مذاکرات دو ساله نشان دهنده نوعی مذاکرات مقطعی و فشرده بین ایران و آمریکاست که دو طرف نشان دادند قصد دارند در مورد مسائل پیش‌رو در زمینه هسته‌ای مشکلات خود را با گفت‌وگو و مذاکره حل و فصل کنند. بنابراین تفاهم وین زمینه‌ساز فرصت جدیدی شد تا دو طرف دید روشن‌تری از مواضع یکدیگر در قبال مسائل مختلف به دست آورند.

منطقه در پیچ خطرناک

صادق ملکی در مقاله ای در شرق اظهار عقیده کرده که کردهایی که با داعش مبارزه می‌کنند، بعید است عوامل حمله به اتوبوس ایرانی باشند؛ حمله‌ای که سبب کشته‌شدن یک نفر شده ‌است. همان‌گونه که نسبت به انجام عملیات انتحاری «سوروچ» توسط داعش شبهه جدی وجود دارد، انجام این حمله توسط پ‌ک‌ک نیز جای تردید دارد. درحالی‌که پ‌ک‌ک مسئولیت عملیات علیه اتوبوس ایرانی را برعهده نگرفته است، رسانه‌های ترک انجام آن‌ را به حزب کارگران کردستان نسبت داده‌اند.

نویسنده اظهار عقیده کرده که به‌نظر می‌رسد بازی خطرناک، پیچیده و چندسویه‌ای در منطقه در حال شکل‌گیری است. ظاهر امر این است که اردوغان به بهانه شکست انتخاباتی، که کردها بر او تحمیل کرده‌اند، درصدد انتقام از کردهاست. او سعی دارد بسترساز انتخاباتی زودرس در ترکیه بدون حضور کردها در قالبی حزبی باشد. اردوغان با به‌خطرانداختن روند صلح و مذاکره با کردها، نه‌تنها ترکیه بلکه منطقه را نیز وارد ریسکی بزرگ کرده است.

امروز نیز حملات ترکیه علیه پ‌ک‌ک، اگرچه موردتأیید آمریکا و به‌طور کلی غرب نیست، اما غرب آن‌ را حق مشروع ترکیه اعلام کرده است. این تحول می‌تواند نشان از شروع بازی‌ای دیگر یا ورود به مرحله دیگری از بازی بزرگ باشد. چراغ سبزی که اردوغان به امید پیروزی در انتخابات احتمالی زودرس در حمله به کردها از آمریکا دریافت کرده ‌است، آیا به ماندگاری او و دورشدن ترکیه از بحران منجر خواهد شد یا زمینه‌چینی‌ای است که آمریکا برای برداشتن گام‌های جدیدتر، برای ظهور دولت کردی هدف قرار داده است.

شهر گمشده در حاشیه

قاسم تقی‌زاده‌خامسی در مقاله ای در شرق یادآوری کرده که وقتی که انقلاب شد، تهران ٤,٥ میلیون نفر جمعیت داشت و حدود نیم میلیون نفر هم در روستاهای اطراف آن با ترکیبی از مهاجران، با لهجه‌ها و گویش‌های متفاوت، که همگی آرزوی دستیابی به لهجه تهرانی را داشتند، زندگی می‌کردند. آنان به‌تدریج اقامتگاه خود را به شهر نزدیک می‌کردند و هم‌روستایی‌های خود را به تهران فرا می‌خواندند؛ شهری که با استاندارد جهانی فاصله زیادی داشت. جنگ که تمام شد، دولت سازندگی آمد و کرباسچی توانست نظر شهروندان را به خود جلب کند. اما در میان سیاسیون، مخالفان سرسختی هم داشت.

به نوشته این معاون پشیین شهرداری تهران: شهرداران بعد ازکرباسچی، حتی با درآمد بیشتر از فروش تراکم نتوانستند قامت نمودارشان را در جلب نظر شهروندان به او نزدیک کنند. اکنون کسی آمار دقیقی از جمعیت تهران و اطرافش ندارد. ساکنان تهران، که روزگاری خواب تابستانی در میان پشه‌بند بر پشت بام و ایوان برایشان عادت شده بود و با نسیم صبحگاهی از خواب بیدار می‌شدند، حالا در اتاق‌های گرم و با جمعیت فشرده می‌خوابند و صبح‌ها با صدای ماشین، آژیر آتش‌نشانی و فریاد دست‌فروش‌ها از خواب برمی‌خیزند تا کیلومتر‌ها راه را به امید کسب درآمد برای رسیدن به کارگاه، کارخانه و سر چهارراه‌ها طی کنند.

مقاله شرق تاکید دارد که: اکنون اگر دولت یازدهم می‌خواهد پس از توافق سیاسی، به‌جای پروژه انتقال پایتخت، پروژه تمرکززدایی را دنبال کند و برای سرمایه داخلی و بین‌المللی انگیزه و راه ایجاد کند؛ راهی که هم‌سطح برنامه، نیازمند یک تیم اجرائی کارآمد، متخصص و باتجربه است.

ناکامی سیاست‌های حمایتی از زنان

حق نشر عکس na
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

حسین راغفر در مقاله ای در فرهیختگان نوشته: پرداختن به مسائل زنان و پاسخ به خواسته‌های آنان از محوری‌ترین شعارهای حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بود. شعارهایی که موجب شد بسیاری از بانوان این سرزمین به او رای دهند. اما طبق آمارها نرخ مشارکت زنان در بازار کار، یعنی افرادی که اعلام آمادگی می‌کنند تا مشغول به کار شوند، نسبت به آقایان بسیار پایین‌تر است. این امر به‌جز دلایل فرهنگی به امور دیگری از جمله برخی قوانین حمایتی که اتفاقا برای ارج‌گذاری به کارخانم‌ها وضع شده و به کارفرمایان هزینه‌های زیادی را تحمیل می‌کند، بستگی دارد.

این اقتصاددان و استاد دانشگاه در پاسخ این سووال که دلایل ناکامی سیاست‌های حمایت از زنان چیست اشاره می کند که در سیاست‌های حمایتی معمولا بخش زیادی از هزینه متوجه کارفرمایان می شود . در حالی که بهتر بود این سیاست‌های حمایتی به صورت دیگری اعمال می‌شد. وجود این سیاست‌های پرهزینه موجب شد که بسیاری از کارفرمایان قوانین را اجرا نکنند. این روند در شهرستان‌ها وضعیت به مراتب بدتری از پایتخت دارد و حقوق کارگران و به‌ویژه زنان تضییع می‌شود.

در ادامه مقاله فرهیختگان آمده: رفع این نقیصه در گام نخست، رونق اقتصادی متناسب با ظرفیت موجود است. به هرحال با توجه به سهم نیروی دانش‌آموخته دانشگاهی زن در دو دهه اخیر که بسیار چشمگیر بوده است، می‌توان امکان استخدام و اشتغال نیروی دانشگاهی زنان را فراهم کرد. این مهم در صورتی محقق می‌شود که فرصت‌های سرمایه‌گذاری در کشور فراهم شده و فرصت‌های سرمایه‌گذاری از حالت بالقوه به بالفعل دربیاید. متاسفانه این امکان به دلیل سیاست‌های نادرست دولت‌ها محقق نمی‌شود، به عبارت دیگر این دولت‌ها هستند که مسئول اصلی ناکارآمدی محسوب می‌شوند.

زنگ خطرها به صدا درآمده

نازنین متین‌نیا در مقاله ای در اعتماد نوشته: دو سال پیش دقیقا در چنین روزهایی، وزیر بهداشت در یادداشتی اعلام کرد خطر بحران‌ جنسی در جامعه‌ای که ١١ میلیون نفر مجرد منصرف از ازدواج دارد را می‌پذیرد و وعده می‌دهد این زنگ خطر را جدی بگیرد و برای آن فکری کند. حسن قاضی‌زاده هاشمی، تاکید کرده بود که حاضر نیست صورت مساله را پاک کند و در روزهای آینده برنامه‌ای برای این بحران که به دلایل مختلف مثل عدم آموزش جنسی درست به افراد جامعه در هر سنی، شناخت صحیح افراد از مقوله سلامت جنسی و... اتفاق افتاده، اجرا می‌کند.

نویسنده به یاد آورده که: حالا دو سال از این یادداشت گذشته، اما همچنان متخصصان و کارشناسان بهداشت و سلامت روان و جسم، دورهم جمع می‌شوند و همان هشدارهایی را می‌دهند که دوسال پیش، بهانه یادداشت وزیر بهداشت بودند و قرار بود حل شود. همین دیروز سه متخصص کنار هم جمع شده‌اند و تعریف کرده‌اند که جامعه دارد به مرزهای بحران نزدیک می‌شود و ناآگاهی از سلامت جنسی، رمز موفقیت این بحران تازه است. کمی قبل‌تر هم خبر رسیده بود که ٧٠ درصد طلاق‌ها به دلیل اختلال جنسی است و آمار زندگی‌های جنسی خارج از عرف و فرهنگ و شریعت، افزایش پیدا کرده.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: جامعه جوان ایرانی با تمام دغدغه‌های مربوط به بیکاری، بی‌پولی، بی‌انگیزگی و امیدواری به فردا، در این زمینه هم به مشکل برخورده و در سیر سریع وقایع بیشتر از قبل به مشکل و چالش برمی‌خورد. در چنین شرایطی هم وزیر بهداشت اعلام کرده بود که حاضر نیست صورت مساله را پاک کند و برای حل این بحران که شامل سلامت روان و جسم می‌شود چاره‌ای می‌اندیشد و هم متخصصان هشدارهای لازم را داده‌اند و سعی کردند با آرامش دریچه‌هایی برای رسیدن به سلامت کامل اجتماعی را باز کنند.

بازم تو خبرنگار؟!

حق نشر عکس na
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، آرمان

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: بله دیگه... باز روز خبرنگار شد و قربان صدقه‌های رنگارنگ از راه رسید که چه سری، چه دمی، عجب پایی! بین خودمان بماند، ما که جدی نمی‌گیریم شما هم جدی نگیرید. اینکه هر سال فلان روز به اسم ماست و مدیران و مسئولان و مقامات لبخندهای ژوکوند تحویل‌مان می‌دهند همش را فوت آب هستیم. می‌دانیم که تا تقی به توقی برخورد کند، فی الفور یقه‌مان را می‌گیرند و شکایت به محکمه می‌برند. البته سوژه شکایت شدن هم یک زمانی برای خودش اِهن و تُلپی داشت.

طنزنویس اضافه کرده:البته در همه جا دنیا خبرنگاران افشا‌کننده فساد و تباهی هستند اما در ایران خودتان می‌دانید ابعاد و ارقام و اشخاص آنقدر کلفت و بلند بالا هستند که ما اگر سند و مدرک منگوله دار هم داشته باشیم گلاب به روی‌تان وجودش را نداریم منتشر کنیم. باید چشم‌مان به دهان مقامات باشد که عددی رو کنند و کدی مطرح فرمایند یا رمزگشایی کنند تا بشود چاپش کرد.

فرق می‌کند با حکایت آن بزرگواری که معتقد بود قطعنامه‌های بین‌المللی کاغذپاره‌ای بیش نیست. باید هم یقه معاون اول و وزیر و مدیر و وکیل را بگیرد. البته من اگر جای ایشان بودم مثل روال قبل یکی از آن جملات نغز و گوهر نشان را بار دوستان می‌کردم. که مثلاً اون پول‌ها را اصلاً لولو برد، حرفیه؟ شکایت کردن کل یوم با هویت دوستان نمی‌خواند. چرا؟ چون شکایت به هر حال روال قانونی دارد و باید مراحلی را طی کرد و فرم امضا کرد و منتظر تعیین وقت ماند. دولت قبل اگر می‌خواست از راهش وارد شود که این همه توفیق خدمت‌رسانی پیدا نمی‌کرد.

مطالب مرتبط