عملیات هویزه و عملیات توکل؛ دو عملیات ناکام

حق نشر عکس Getty
Image caption نیروهای زرهی عراق، ستون دود از لوله‌های نفت برمی‌خیزد

جنگ هشت ساله ایران و عراق فقط جنگ نبود بلکه محلی برای صف‌آرایی و نزاع گروه‌های سیاسی در نظام تازه تاسیس ایران بود.

برخی تحلیل‌گران معتقدند این جمله آیت‌لله خمینی که "جنگ یک نعمت بود" را باید به معنای تثبیت موقعیت روحانیت در جمهوری اسلامی و حذف گروه‌های سیاسی دخیل در انقلاب دانست.

اوایل جنگ درگیری دو جناح ریاست‌جمهوری و حزب جمهوری اسلامی، خود را در عملیات‌ نظامی نشان داد.

به عنوان نمونه، ۳۵ سال پیش، بین پانزدهم تا بیستم دی ۱۳۵۹ دو عملیات در منطقه خوزستان صورت گرفت که هر دو به شکست منجر شد.

حق نشر عکس Getty
Image caption ابوالحسن بنی‌صدر اولین رییس جمهور ایران

در این عملیات از برخورد دو جناح سیاسی و ناهماهنگی ارتش و سپاه می‌توان دریافت که چگونه منازعات تهران، خود را در عرصه خوزستان به ظهور رساند.

قرار بود عملیات هویزه (نصر) و عملیات توکل در صورت موفقیت اولا جلوی تجاوز بیشتر عراق را بگیرند و ثانیا مقدمه‌ای باشند برای آزادسازی خرمشهر و شکستن حصر آبادان.

هدف عراق این بود که با اشغال اهواز، خوزستان را از ایران جدا کند. بنابراین باید جلوی پیشروی و اشغال بیشتر خاک ایران گرفته می‌شد.

عملیات هویزه در منطقه‌ای انجام گرفت که تقریبا در بخش شمالی خرمشهر بود و از آنجا که آبادان در جنوب خرمشهر قرار دارد، عملیات توکل در این منطقه صورت گرفت.

عملیات هویزه

عملیات هویزه ساعت ده، پانزدهم دی ماه ۵۹ آغاز شد.

به نوشته مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، عملیات هویزه، یکی از چهار عملیات بزرگ در دوره ریاست جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر، با فرماندهی ارتش اجرا شد.

این عملیات در روز نخست به پیروزی رسید اما از روز دوم "مراحل مختلف" آن به شکست انجامید.

"در مراحل مختلف [این عملیات] قرار بود به ترتیب: ابتدا، شمال و جنوب کرخه‌کور پاک‌سازی شود و پادگان حمید و منطقه جوفیر آزاد گردد؛ سپس طلائیه و کوشک در جنوب منطقه عملیاتی و بعد از آن خرمشهر آزاد شود."

این عملیات کلاسیک بود و در آن لشکر زرهی ۱۶ قزوین، لشکر زرهی ۹۲ اهواز و نیروهایی از سپاه و دانشجویان خط امام شرکت داشتند.

سیروس لطفی فرمانده لشکر ۱۶ زرهی قزوین و فرمانده عملیات هویزه به یاد می‌آورد که بنی‌صدر ابتدای جنگ از او خواست که فورا لشکر را در اهواز مستقر کند. این عمل به دلیل آشفتگی ارتش بعد از انقلاب خصوصا در نیروی زمینی کار ساده‌ای نبود و حدود یک ماه به طول می‌انجامید.

بنی‌صدر به او گوشزد کرده بود که یک ماه خیلی دیر است و الان "کرخه شده مرز ایران و عراق". اشاره رئیس‌جمهور وقت به پیشروی عراق بود.

حق نشر عکس Getty
Image caption تجمع تانک‌های ایران

در عملیات‌ کلاسیک عموما حمله سپیده‌دم آغاز می‌شود اما به پیشنهاد لطفی برای غافلگیری عراقی‌ها ساعت ده آغاز شد.

روز پانزدهم عملیات به خوبی پیش رفت. خسارات زیادی به عراقی‌ها وارد شد و آنها مجبور به عقب‌نشینی شدند اما بنا بر اسناد، به خاطر ناهماهنگی‌ و کافی نبودن تجهیزات، ایران نتوانست مواضع به دست آمده را نگه دارد و از روز شانزدهم مجبور به عقب‌نشینی شد و آرایش نظامی دو طرف به حالت روز پانزدهم برگشت.

یکی از موارد مناقشه‌آمیز در این عملیات کشته شدن ۱۴۰ نفر از افراد سپاه و دانشجویان بود.

به نوشته اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در مرحله دوم عملیات (شانزدهم دی)، "نیروهای زرهی و پیاده به‌ سوی [پایگاه] حمید و جوفیر اقدام به پیشروی کردند؛ نیروهای سپاه حدود یک کیلومتر جلوتر از نیروهای زرهی پیش می‌رفتند."

بنا به گفته‌ یکی از سپاهیان حاضر در عملیات، "حسین علم‌الهدی [یکی از فرماندهان سپاه در این عملیات] گفت باید ... به ارتشی‌ها روحیه بدهیم تا بیشتر جلو بیایند و حرکت کنند؛ باید خودمان جلو برویم و خودمان را فدا کنیم تا پیشروی آن‌ها هم وسیع‌تر شود؛ وقتی که ما را جلوتر ببینند، آن‌ها هم جلوتر می‌آیند."

به این ترتیب این افراد جلوتر از نیروهای زرهی حرکت کردند. عراقی‌ها در ضد حمله نیروهای ایران را از زمین و هوا بمباران کردند.

حق نشر عکس Getty

به گفته سیروس لطفی "ما شروع کردیم به دفاع کردن درحالی که مهمات نداشتیم، نفراتمان کم شده بودند و تعدادی از تانکهای ما نابود شده بود."

نیروهای ارتشی عقب‌نشینی می‌کنند اما نیروهای سپاه در میانه کارزار باقی می‌مانند. لطفی می‌گوید: "ما با توجه به وضعیت منطقه و شرایط آن مرتب به آنها می‌گفتیم که جلو نروید."

آیت‌لله خامنه‌ای که در منطقه بود نیز همین نظر را داشت: "من به بعضی از برادرها گفتم که حالا یک مقداری آمدید و نیروهای ما هم دارد پیش می‌رود، عجله نکنید، نروید حالا، برگردید. بچه‌ها گفتند که نه، می‌خواهیم برویم و رفتند."

اما برخی نیروهای بازمانده سپاهی معتقد بودند که به آنها بی‌سیم زده نشد که برگردند.

ایرج جمشیدی فرمانده تیپ ۱ لشکر ۶۱ در این باره گفته است: "شاید آنها بی‌سیم هم داشتند و لیکن تماس گرفتن با آنها مشروط بر این است که آنها فرمانده داشته باشند و هماهنگ با نیروی ما باشند ولی وقتی هماهنگی وجود ندارد و فرمانده تیپ نمی‌داند که فرمانده آنها کیست با چه کسی تماس بگیرد."

"پیاده نظام وظیفه‌اش پاکسازی مواضع بعد از تانک است، پیاده نظام نباید از تانک جدا شود اگر جدا شد باید مطمئن باشد که از بین می‌رود، از آن سمت تانک هم از بین می‌رود."

حق نشر عکس Getty
Image caption تانک‌های ایران که عراق به غنیمت گرفته

جمشیدی به یاد می‌آورد که در جبهه به بنی‌صدر گفته بود ما اینجا عملیاتی می‌کنیم که یا خیلی موفق است یا کل تیپ نابود می‌شود، نکند فردا بگویند خیانت بود.

در نهایت نوعی ناهماهنگی بین ارتش و نیروهای سپاه همراه با رقابت بین جناح‌های سیاسی در تهران و یارگیری از ارتش و سپاه باعث شد که عده‌ای از آنها از عقب‌نشینی باخبر نشوند و جان خود را دست بدهند.

دعوای سیاسی

در اسناد و تحقیقات دفاع مقدس؛ به نقل از برخی خبرگزاری‌های خارجی وقت؛ آمده است که با حمله روحانیون تندروی حزب جمهوری اسلامی به بنی‌صدر، مبنی بر اینکه ایران علیه عراق عملیات تهاجمی نداشته، فرمانده کل قوای وقت تصمیم می‌گیرد برای تثبیت موقعیت و "کسب امتیاز سیاسی" عملیاتی طرح‌ریزی کند:

"تصور بر این بوده است که انتقاد مزبور بیشتر انگیزه سیاسی داشته و ناشی از اعتقاد به قدرت نظامی ایران نبوده است."

شکست عملیات هویزه به تهران کشیده می‌شود و مسئله خیانت بنی‌صدر مطرح می‌شود.

حق نشر عکس AP
Image caption آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۶۰

حملات رقیبان رئیس‌جمهور به او بیشتر و مقدمه‌ای می‌شود که حزب جمهوری اسلامی بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کند و عدم کفایت سیاسی او را در مجلس تصویب رساند.

بنی‌صدر بعدها در مورد عملیات هویزه گفت: "در نبرد کرخه‌کور، فرار این آقا [آیت‌الله خامنه‌ای] مصیبت به بار آورد و موجب فرار سربازها شد و ما تا سربازها را به جبهه برگردانیم جانمان به لب رسید."

آقای خامنه‌ای در زمان تصویب عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس درباره عملیات هویزه گفت که او به شهر بازگشته بود تا به نیروهای مستقر بگوید عراقی‌ها از طرف دیگر حمله‌ور شده‌اند اما او خیانت بنی‌صدر یا ارتش را در این عملیات را منتقی دانست:

"در ماجرای هویزه ... به هیچوجه نشانی از یک تعلل عمدی و سستی عمدی، خدای نکرده خیانتی مشاهده نکردم. چون دیروز شنیده شد کسانی می‌گفتند که این کار، کار آقای بنی صدر بوده است، ... این را من گناه بنی صدر نمی‌دانم."

عملیات توکل

دو روز بعد از اخبار ناخوشایند عملیات هویزه، عملیات دیگری در محور جاده ماهشهر- آبادان و رود کارون انجام گرفت.

هدف این عملیات شکستن حصر آبادان و پس گرفتن کرانه شرقی کارون و عقب راندن عراقی‌ها تا مرز بین‎‌المللی بود.

اگر عملیات هویزه با موفقیت می‌توانست عراقی‌ها را تا تخلیه خرمشهر عقب براند، عملیات توکل تکمیل کننده پیروزی بود و شاید سرانجام جنگ و نزاع گروه‎های سیاسی در تهران به شکلی دیگر درمی‌آمد.

بنا به اسناد، این عملیات دارای چهار مرحله بود؛ مرحله اول این عملیات سه محور داشت. قرار بود در دو محور نیروهای زرهی و در محور دیگر نیروهای پیاده از شمال شرقی آبادن تا شلمچه پیشروی کنند.

حق نشر عکس Getty
Image caption نیروهای عراقی

نیروهای پیاده پیشروی کردند اما چون نیروهای زرهی در پیشروی موفق نبودند، عملیات در مرحله اول ناکام ماند. با ناکامی مرحله اول، مراحل دیگر ملغی شدند.

گفته می‌شود "عملیات توکل آخرین تلاش زرهی ایران در طی جنگ ایران وعراق بود."

برخی اشکالات عملیات هویزه (نصر) را در مورد عملیات توکل نیز وارد می‌دانند.

اشکالاتی نظیر "عدم توجه به شناسایی مواضع دشمن، استفاده از نیروهای زرهی اندک، زمین نامناسب برای مانور زرهی، عدم مقابله با آتش ضد زرهی دشمن، نبود پشتیبانی هوایی کافی و ناهماهنگی بین نیروی‌های ارتش و سپاه سبب شد تا این عملیات نیز با شکست مواجه شود."

حق نشر عکس Getty
Image caption تانک عراقی در حال پیش‌روی به سمت هویزه

به باور تحلیل‌گران نظامی، نتیجه هر دو عملیات این بود که جنگ زرهی برای مقابله با اشغال عراق نامناسب است؛ شاید به این دلیل که قوای زرهی عراق از ایران مجهزتر و قدرتمندتر بود.

تجربه چند شکست عملیاتی با نیروهای زرهی صرف، باعث شد که فرماندهان در طول جنگ به چنین طرح‌هایی خوشبین نباشند.

اگر این باور درست باشد که شکست در این دو عملیات‌ در نهایت به تضعیف جناح سیاسی ریاست‌جمهوری وقت در تهران و تقویت حزب جمهوری اسلامی منجر شد، باید پرسید آیا عملیات‌ با محوریت نیروی زرهی ارتش در کنار آشفتگی نیروی زمینی و عدم برخورداری از تجهیزات لازم، سرنوشت سیاسی ایران را رقم زد؟